آمنه قانعی کارشناس اسناد پزشکی اداره کل بیمه سلامت استان خراسان شمالی
نـــــسخـــهای بـــــرای عبـــــور از هزینههای کمــــرشکن سلامـت؛ از پیــشــگــیـــــــری تا پزشک خانواده
شاید برای بسیاری از ما اصطلاح هزینههای کمرشکن سلامت، کمی دور از ذهن یا صرفا یک اصطلاح تخصصی در گزارشهای وزارت بهداشت باشد، اما حقیقت این است که پشت این اصطلاح، واقعیتهای تلخی نهفته است که میتواند یک خانواده معمولی را در یک چشم بر هم زدن، به زیر خط فقر بکشد.
هزینههای کمرشکن سلامت زمانی رخ میدهند که پرداخت مستقیم برای خدمات درمانی، آنقدر سنگین باشد که فرد یا خانواده مجبور شود برای تامین آن، از سایر نیازهای اساسی مثل خوراک، پوشاک یا آموزش صرف نظر کند یا داراییهای خود را برای تامین هزینههای درمان بفروشد.
بیمه به عنوان چتر نجات
بسیاری از ما فکر میکنیم که داشتن بیمه یعنی اینکه فقط هنگام بیماری، متحمل هزینه کمتری شویم، اما نقش اصلی بیمه در دنیای امروز، تقسیم کردن بار مشکلات است؛ بیمه یعنی همه کنار هم جمع شده و حق بیمه را روی هم بگذاریم تا اگر یک نفر درگیر بیماری سنگین و گران قیمت شد، نیازی نباشد تمام دارایی خود را جهت درمان، بفروشد. بیمه باید مثل یک چتر نجات عمل کند، نه اینکه فقط بخشی از هزینهها را بدهد و بقیه فشار را روی دوش خانواده بگذارد.
چرا گاهی درمان گران تمام میشود؟
وقتی سهمی که ما از جیب خودمان برای درمان میپردازیم، یعنی پولی که بیمه نمیدهد و خودمان باید پرداخت کنیم، از توان مالی ما بیشتر شود، آن هزینه برای ما فاجعه بار است. متاسفانه سیستمهای بیمهای فعلی، هنوز در بخشهایی مثل خدمات توانبخشی یا داروهای مکمل، ضعف دارند و این باعث میشود که خانوادهها به ویژه در برابر بیماریهای مزمن، تنها بمانند.
چگونه میتوانیم از این وضعیت فاصله بگیریم؟
بیمههای تکمیلی، جدیتر از همیشه: بیمههای پایه به تنهایی برای تامین هزینههای سنگین درمانی کافی نیستند و نیاز داریم بیمههای تکمیلی به شکلی طراحی شوند که حتی برای خانوادههای با درآمد متوسط هم ارزان و در دسترس باشند تا کسی برای درمان، نگران هزینه نباشد.
پیشگیری به جای درمان: ما بیشتر وقت را صرف درمان میکنیم تا پیشگیری. اگر در محیطهای کاری و اداری، بیشتر روی سلامت وسبک زندگی سالم سرمایه گذاری کنیم، خیلی از بیماریها اصلا به مرحلهای نمیرسند که منجر به ایجاد هزینههای سنگین شوند.
وجود یک راهنما (پزشک خانواده): خیلی وقتها ما در سیستم درمانی سرگردان میشویم؛ از این مطب به آن مطب میرویم وهزینههای اضافی برای آزمایشهای غیرضروری میپردازیم. سیستم پزشکی خانواده مثل یک راهنما عمل میکند؛ این فرآیند به ما میگوید که دقیقا به چه درمانی نیاز داریم تا از هزینههای بی دلیل و سرگردانی دور بمانیم.
سلامت حقی همگانی
سلامتی حق همه است؛ نه کالایی که فقط ثروتمندان بتوانند بخرند. حفاظت مالی از خانوادهها یعنی طراحی سیستمی که در آن هیچکس مجبور نشود بین سلامت و معیشت، یکی را انتخاب کند.