بدون اصلاح حکمرانی انرژی، عبور از بحران برق ممکن نیست
نسخه ناتمام برای برق
ناترازی برق در ایران دیگر یک مشکل مقطعی یا صرفاً فصلی نیست؛ شکافی است که طی سالهای طولانی، در نتیجه عقبماندن سرمایهگذاری از رشد تقاضا، فرسودگی تجهیزات، افت راندمان نیروگاهها و سیاستگذاریهای نادرست در بخش تولید و مصرف شکل گرفته و هر تابستان خود را با شدت بیشتری نشان میدهد. در چنین شرایطی، اگرچه بخشی از فشار به رشد مصرف در ماههای گرم بازمیگردد، اما آنطور که هاشم اورعی، رئیس اتحادیه انجمنهای علمی انرژی ایران میگوید، مسأله اصلی به ضعف انباشته در برنامهریزی و حکمرانی انرژی مربوط است؛ ضعفی که باعث شده ظرفیت عملی تولید برق بهمراتب کمتر از ظرفیت اسمی باشد و بخش بزرگی از برق کشور در تابستان صرف سرمایش شود؛ وضعیتی که چشمانداز تأمین پایدار برق را هر سال دشوارتر میکند.
مهمترین عامل ناترازی برق
در کشور چیست؟
در ناترازی برق کشور، هم در سمت عرضه و هم در بخش تقاضا با مشکلاتی مواجه هستیم. در بخش عرضه، سالها با ضعف جدی در برنامهریزی روبهرو بودهایم. بهنظر میرسد در ۱۰ یا حتی ۲۰ سال گذشته، اهمیت این موضوع بهدرستی تبیین نشده و سازوکار مؤثری برای جذب سرمایهگذار ایجاد نشده است.
در نتیجه، در بخشهای مختلف، بهویژه در نیروگاههای حرارتی، سرمایهگذاری کافی صورت نگرفته و افزایش ظرفیت تولید بسیار محدود بوده، در حالی که میزان تقاضا رشد قابل توجهی داشته است. بهطور مثال، سالانه حدود ۲ هزار مگاوات ظرفیت جدید اضافه شده است.
از سوی دیگر، تجهیزات ما در بخش تولید و بهویژه در شبکه توزیع، مستهلک و مبتنی بر فنآوری قدیمی است. همین موضوع باعث افزایش تلفات شده و با وجود بالا بودن ظرفیت اسمی، هر سال با کاهش ظرفیت عملی روبهرو هستیم.
حدود ۲۰ درصد ظرفیت نیروگاهی کشور عمری بالای ۳۰ سال دارد. در شبکه توزیع نیز صدها هزار ترانس قدیمی با عمر بالا فعال هستند که نگهداری مناسبی هم از آنها صورت نمیگیرد. به همین دلیل، ظرفیت اسمی نیروگاهها حفظ میشود، اما ظرفیت عملی آنها هر سال کاهش مییابد.
از سوی دیگر، در تابستان، گرمای هوا موجب افت راندمان نیروگاهها نیز میشود. گرچه ظرفیت اسمی کشور حدود ۱۰۰ هزار مگاوات اعلام میشود، اما در شرایط اوج گرما، تولید عملی در خوشبینانهترین حالت حدود ۶۵ هزار مگاوات و در واقعبینانهترین شرایط حتی حدود ۶۰ هزار مگاوات است. این به آن معناست که در کشور ما نزدیک به ۴۰ درصد ظرفیت اسمی در عمل از دست میرود. علت این مسأله نیز نبود نوسازی بهموقع و فقدان فنآوری بهروز است.
وضعیت نیروگاههای آبی و تجدیدپذیر در اوج بار سالجاری چگونه خواهد بود؟
حدود ۱۴ درصد ظرفیت منصوبه نیروگاهی کشور مربوط به نیروگاههای آبی است، اما بهدلیل کاهش بارشها در سالهای اخیر، در عمل امکان بهرهبرداری کامل از این ظرفیت وجود نداشته است. حتی با وجود برخی بارندگیها، میانگین بارش کشور همچنان کمتر از متوسط ۱۰ سال گذشته است.
همین موضوع باعث شد در برخی مقاطع سالهای گذشته، سهم تولید نیروگاههای برقابی به حدود ۴ درصد کاهش یابد و در بهترین حالت نیز پیشبینی میشود در تابستان نتوان بیش از ۴ تا ۵ درصد از این ظرفیت بهره گرفت. در سال گذشته، به علت همین شرایط آبوهوایی، در برههای از سال، میزان تولید برق این نوع نیروگاهها به صفر رسید. به این معنا که در عمل حدود ۱۰ درصد از ظرفیت اسمی از دست میرود.
در حوزه تجدیدپذیر نیز برنامهریزیها با ضعفهایی مواجه است، زیرا در حال حاضر بخش عمده اقدامها دولت مربوط به توسعه نیروگاههای خورشیدی است، در حالی که تمرکز صرف بر انرژی خورشیدی یک اشتباه راهبردی محسوب میشود. خورشید تنها حدود ۵ تا ۶ ساعت در روز تولید مؤثر دارد و ظرفیت نامی آن با انرژی واقعی تولیدی متفاوت است. برای مثال، نصب ۱۰۰۰ یا ۵۰۰۰ مگاوات خورشیدی، معادل همان ظرفیت پایدار در کل شبانهروز نیست.
به همین دلیل، در دنیا در حوزه انرژیهای پاک از ترکیب انرژی خورشیدی و بادی استفاده میکنند؛ بهگونهای که نیروگاههای خورشیدی در ساعات ظهر بیشترین تولید را دارند و نیروگاههای بادی از عصر تا صبح بیشترین تولید برق را دارند.
بنابراین این دو مکمل یکدیگر هستند و در کنار آن نیز باید مقداری ذخیرهسازی باتری برای پایداری شبکه در نظر گرفته شود. در نتیجه، اتکای صرف به نیروگاه خورشیدی نمیتواند مشکل را برطرف کند و راه نجاتی برای عبور از ناترازیها نیست.
وضعیت نیروگاههای حرارتی چگونه است؟
در بخش حرارتی، علاوه بر فرسودگی تجهیزات، با محدودیت تأمین گاز نیز روبهرو هستیم. تنها راهکار موجود، افزایش راندمان نیروگاهها، نوسازی تجهیزات، کاهش تلفات و توسعه تجدیدپذیرهایی است که نیاز به گاز ندارند.
در غیر این صورت، مشکل تأمین سوخت از خود بحران برق نیز جدیتر خواهد شد. بنابراین با توجه به وضعیت بخش عرضه، باید بدانیم که شرایط ما هر سال نسبت به سال قبل بدتر خواهد شد.
در سمت تقاضا چه مشکلاتی وجود دارد؟
روش قیمتگذاری برق بیشتر از آنکه براساس برنامهریزیهای اقتصادی تعیین شود، مبتنی بر ملاحظات سیاسی است. بهطوری که در حال حاضر فشار افزایش قیمت بیشتر بر صنعت وارد شده، در حالی که بخش خانگی در عمل کمتر تحت اصلاح قیمت قرار گرفته است.
علت اصلی این امر نیز این است که صنعت تعداد کمتری دارد و بهتبع آن اعتراضات کمتری نیز بههمراه دارد. بنابراین افزایش قیمت بر آن اعمال میشود، در حالی که این هزینهها در نهایت به مصرفکننده منتقل میشود.
اما پیش از هر اصلاح قیمتی باید ساختار دولتی اصلاح شود، زیرا اگر مصرفکننده بخواهد قیمت تمامشده را پرداخت کند، ابتدا باید دولتزدایی صورت گیرد و بازار رقابتی در یک برنامه تدریجی پنجساله شکل بگیرد و پس از آن اصلاح قیمتها رخ دهد.
سهم مصرف بخشهای مختلف در اوج بار، بهویژه در ماههای گرم سال، چگونه است؟
در طول سال، مصرف برق تقریباً به سه بخش تقسیم میشود؛ به این معنا که حدود یکسوم را صنعت، یکسوم را بخش خانگی و مابقی را سایر بخشها مصرف میکنند.
اما در ماههای خرداد، تیر و مرداد، وضعیت متفاوت است، زیرا به علت گرمای هوا و روشن شدن کولرها، نزدیک به نیمی از کل تولید برق کشور صرف سرمایش میشود. بهطوری که اگر تولید عملی را ۶۰ هزار مگاوات در نظر بگیریم، حدود ۲۷ تا ۲۸ هزار مگاوات آن صرف کولرها میشود.
بنابراین در اوج تابستان، سهم مصرف خانگی افزایش پیدا میکند و توانیر برای تأمین برق خانگی و جلوگیری از قطع برق این بخش، برق صنایع را قطع میکند. در واقع، بهصورت تقریبی در ساعات گرم، حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد برق صرف مصرف خانگی و سرمایش میشود.
قطع برق صنایع
چه تأثیری بر اقتصاد میگذارد؟
در واقع چنین تصمیمی کار اشتباهی است، زیرا قطع برق بخش مولد اقتصاد، موجب کاهش تولید، اختلال در اشتغال، کمبود کالا و افزایش قیمتها میشود که در نهایت به تورم دامن میزند و مردم را با مشکلات مختلفی مواجه میکند. در حالی که این سیاست، آثار منفی بلندمدت بر اقتصاد دارد.
به نظر من بهتر است مردم با مقداری افزایش دمای قابلتحمل کنار بیایند تا برق کارخانهها قطع نشود.
آیا برای عبور از تابستان پیشرو راهکار فوری وجود دارد؟
راهکار فوری برای حل بحران در بازه کوتاهمدت وجود ندارد. حتی اگر بهترین مدیران هم امروز اقدام کنند، امکان اصلاح ساختاری در یک یا دو ماه وجود ندارد، زیرا مشکل انباشته و ساختاری است.
مصرفکننده نیز برق را ذخیره یا احتکار نمیکند؛ او از وسایلی استفاده میکند که راندمان آنها نتیجه سیاستهای صنعتی و استانداردگذاری گذشته است. اگر طی ۲۰ سال گذشته سیاستهای تشویقی برای ارتقای راندمان تجهیزات، مانند معافیت مالیاتی برای تولیدکنندگان کممصرف اجرا میشد، امروز شرایط متفاوت بود. در واقع، در رقابت میان تولید و مصرف، معمولاً تولید عقب میماند. بدون سیاستگذاری صحیح، همواره با کمبود مواجه خواهیم بود.
صرفهجویی چه میزان میتواند مؤثر باشد؟
صرفهجویی بدون اصلاح ساختار و قیمتگذاری، اثر محدودی دارد. توصیه اخلاقی به مردم برای کاهش مصرف، بدون ایجاد انگیزه اقتصادی و اعتماد عمومی، کارآمد نیست. ابزارهایی مانند قیمتگذاری پلکانی واقعی، ارزانسازی برق در ساعات شب، بالا بردن نرخ در ساعات اوج، نصب گسترده کنتورهای هوشمند و ایجاد بازار رقابتی میتواند اثرگذار باشد. از سوی دیگر، قرار بود میلیونها کنتور هوشمند نصب شود، اما این طرح بهطور کامل اجرا نشد.
بدون ابزار هوشمند و اصلاح قیمت، کاهش مصرف در حد ۲ تا ۳ درصد، تغییر محسوسی ایجاد نخواهد کرد.
چشمانداز آینده را چگونه میبینید؟
از نظر من، وضعیت هر سال دشوارتر میشود. حتی در شرایط رکود اقتصادی و رشد منفی صنعت نیز تأمین برق با مشکل مواجه است؛ حال اگر رشد اقتصادی بالا محقق شود، فاصله عرضه و تقاضا شدیدتر خواهد شد.
در واقع، اگر برنامهریزی دقیق و اصلاح ساختار از امروز آغاز نشود، بحران عمیقتر خواهد شد.
این مسیر یک بنبست ساده نیست، بلکه میتواند به سقوط شدیدتری منجر شود. تنها راه، پذیرش اشتباهات گذشته، برنامهریزی میانمدت و بلندمدت، اصلاح ساختار حکمرانی انرژی و حرکت به سمت بازار رقابتی و افزایش بهرهوری است.