جنگ ناترازی انرژی را عیانتر کرد، اما ریشهها قدیمیتر است
صورتحساب سالهای غفلت
ناترازی انرژی در ایران حالا از یک هشدار فنی عبور کرده و به مسالهای مستقیم برای اقتصاد و معیشت تبدیل شده است. با این حال، کارشناسان میگویند ریشه بحران فقط در خسارتهای جنگ نیست؛ بلکه در سالها رشد مصرف، فرسودگی الگوی تأمین و ضعف بهینهسازی نهفته است؛ وضعیتی که عبور از آن را به ترکیبی از افزایش تولید و مدیریت مصرف گره زده است.
ناترازی انرژی در ایران امروز به یکی از مهمترین دغدغههای اقتصادی و معیشتی کشور تبدیل شده است؛ مسالهای که از برق و گاز تا بنزین و حملونقل را دربر گرفته و زندگی روزمره مردم و فعالیت صنایع را تحت تأثیر قرار داده است. هرچند بخشی از فشار فعلی به خسارات جنگ و کاهش ظرفیت تولید بازمیگردد، اما کارشناسان معتقدند ریشه این مسأله به سالها قبل و به الگوی مصرف، توسعه نامتوازن زیرساختها و ضعف در بهینهسازی انرژی مربوط میشود. به همین دلیل، حتی با بازسازی زیرساختهای آسیبدیده، عبور از بحران بدون مدیریت مصرف و اصلاحات تدریجی در بخشهای مختلف ممکن نخواهد بود.
اخیراً اسماعیل سقاب اصفهانی، رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، نیز با اشاره به اینکه کشور پیش از جنگ هم با ناترازی انرژی روبهرو بوده، تأکید کرد بخشی از مشکلات امروز نتیجه سیاستها و مسیرهایی است که در گذشته طی شده است.
به گفته او، دولت اکنون در کنار بازگرداندن ظرفیتهای آسیبدیده، به دنبال افزایش تولید و توسعه پالایشگاههای کوچک است، اما حل کامل این مسأله نیازمند زمان و همراهی همه بخشهاست.
در همین حال، حسین میرافضلی، کارشناس انرژی معتقد است در کنار
افزایش تولید، مدیریت مصرف مهمترین حلقه عبور از شرایط فعلی است. او میگوید بخش قابل توجهی از مصرف انرژی در ایران به حوزه خانگی، ساختمانهای غیراستاندارد، سیستمهای سرمایشی و گرمایشی و همچنین ضعف حملونقل عمومی مربوط میشود؛ مسائلی که با اصلاحات تدریجی و اقدامها ساده اما مؤثر، قابل کنترل هستند.
جنگ، تشدیدکننده ناترازی قدیمی
به گفته کارشناسان، بحران کنونی انرژی در کشور را میتوان ناشی از دو عامل اصلی دانست: اول، کاهش ظرفیت تولید برق و گاز در پی آسیبهایی که جنگ اخیر به زیرساختهای انرژی و شبکههای پشتیبان وارد کرد و دوم، روند فزاینده مصرف انرژی در کشور که طی سالهای گذشته بهطور مستمر افزایش یافته و شکاف میان تولید و تقاضا را تشدید کرده است.
میرافضلی تأکید میکند که بحران ناترازی برق و گاز، مسالهای تازه و صرفاً ناشی از جنگ نیست، بلکه ایران پیش از این هم با کمبود جدی در حوزه انرژی روبهرو بوده است. با این حال، آسیبهای جنگ باعث شده بخشی از ظرفیت تولید از دست برود و فشار بر شبکههای تأمین انرژی بیشتر شود. به گفته او، در حوزه گاز نیز شرایط نسبت به گذشته دشوارتر شده و اگر مصرف مدیریت نشود، کشور امسال با کسری روزانه قابل توجهی روبهرو خواهد شد.
او معتقد است این وضعیت نشان میدهد مسأله فقط افزایش تولید نیست. حتی اگر بخشی از ظرفیتهای از دسترفته جبران شود، بدون کنترل رشد مصرف، ناترازی در حوزه برق، گاز و سوخت مایع همچنان پابرجا میماند.
فشار تابستانی برق از کجا میآید؟
این کارشناس انرژی درباره وضعیت برق
توضیح میدهد که بخش بزرگی از فشار تابستانی بر شبکه، به مصرف سیستمهای سرمایشی و چاههای آب کشاورزی مربوط میشود. به گفته او، حدود ۴۰ درصد برق تولیدی کشور در تابستان صرف سیستمهای سرمایشی میشود، بهویژه کولرهای گازی که مصرف بسیار بالایی دارند. از سوی دیگر، حدود ۱۵ درصد برق نیز در چاههای آب کشاورزی مصرف میشود؛ چاههایی که عمدتاً در تابستان فعالاند و در زمستان مصرف چندانی ندارند.
میرافضلی میگوید ناترازی برق در سال گذشته در ساعات اوج مصرف به حدود ۷ تا ۸ هزار مگاوات رسیده بود و امسال احتمال عبور از این رقم وجود دارد. او معتقد است کاهش بخشی از ظرفیت تولید در کنار رشد مداوم مصرف، باعث شده شکاف میان تولید و تقاضا به شکل کمسابقهای افزایش یابد. از نگاه او، معیار اصلی ارزیابی ناترازی نیز ساعات اوج مصرف است؛ زمانی که فشار واقعی بر شبکه خود را نشان میدهد.
بنزین؛ بحران مزمن مدیریت مصرف
در حوزه بنزین نیز اختلاف قابل توجهی میان ظرفیت تولید و میزان مصرف وجود دارد. مصرف روزانه بنزین در کشور به حدود ۱۳۵ میلیون لیتر رسیده، در حالی که تولید داخلی حدود ۱۱۰ میلیون لیتر در روز برآورد میشود. به این ترتیب، تأمین بخشی از نیاز بازار ناگزیر از طریق واردات انجام میشود.
میرافضلی با اشاره به همین وضعیت میگوید ایران سال گذشته ناچار به واردات بنزین و گازوئیل شده و فقط برای واردات بنزین میلیاردها دلار هزینه کرده است. از نظر او، مسأله اصلی در این بخش نیز نبود مدیریت مصرف است. به باور وی، اگر سیاستهای مؤثرتری در این حوزه اعمال شود، میتوان نیاز به واردات را کاهش داد. او تأکید میکند بحران انرژی در ایران بیش از آنکه ناشی از کمبود مطلق منابع باشد، نتیجه مصرف بیرویه و ضعف در مدیریت است. این کارشناس انرژی ضعف حملونقل عمومی را یکی از دلایل اصلی مصرف بالای بنزین و ترافیک در کلانشهرها میداند. به گفته او، زیرساخت مترو در تهران گسترده است، اما کمبود واگن باعث شده فاصله حرکت قطارها بالا باشد و بخشی از ظرفیت این شبکه بلااستفاده بماند. او معتقد است تا زمانی که حملونقل عمومی تقویت نشود، کاهش مصرف بنزین و کاهش ترافیک بهصورت پایدار ممکن نخواهد بود.
صنعت، متهم اصلی نیست
در حالی که گاهی از صنعت بهعنوان یکی از مصرفکنندگان بزرگ انرژی نام برده میشود، میرافضلی معتقد است امکان صرفهجویی در بسیاری از صنایع بزرگ کشور محدود و تدریجی است. به گفته او، بخش عمده صنایعی مانند پتروشیمی، فولاد، آمونیاک، اوره و متانول براساس فنآوریها و استانداردهای جهانی طراحی شدهاند و از ابتدا با هدف حداقلسازی مصرف انرژی ساخته شدهاند. او میگوید در بخش صنعت احتمالاً بتوان با اجرای پروژههای اصلاحی طی دو تا سه سال، حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد صرفهجویی ایجاد کرد، اما انتظار کاهشهای بزرگ و فوری واقعبینانه نیست. به همین دلیل، از نگاه این کارشناس، بخش خانگی و حملونقل عمومی در کوتاهمدت ظرفیت بیشتری برای مدیریت مصرف دارند.
ساختمانها، حلقه مغفول بحران انرژی
یکی از مهمترین محورهای مورد تأکید این کارشناس، مصرف بالای انرژی در بخش خانگی و ساختمانهاست. او معتقد است سطح مصرف برق و گاز در بخش خانگی ایران بالا و تا حدی غیرمتعارف است و این وضعیت تا حد زیادی به ضعف در استانداردهای ساختوساز و بهرهوری انرژی در ساختمانها بازمیگردد. در بسیاری از ساختمانها، اصول بهینهسازی انرژی بهدرستی رعایت نشده و نظارت مؤثری نیز در این زمینه وجود نداشته است. استفاده از در و پنجرههای غیراستاندارد، دیوارهای فاقد عایق مناسب و ضعف در عایقکاری باعث شده اتلاف انرژی در این بخش بالا باشد. میرافضلی تأکید میکند برخلاف تصور
عمومی، کاهش مصرف در این بخش الزاماً نیازمند هزینههای سنگین نیست. به گفته او، اقدامهای ساده مانند درزگیری در و پنجرهها یا استفاده از پوشش مناسب میتواند بهطور محسوسی از هدررفت گرما و سرما جلوگیری کند.
او همچنین بر نقش رسانهها در آموزش عمومی تأکید میکند و میگوید اگر آگاهیبخشی در این زمینه جدی گرفته شود، میتوان بخش مهمی از مصرف غیرضروری را کنترل کرد.
راه عبور از بحران
کارشناسان معتقدند هدف از صرفهجویی، ایجاد محدودیتهای سنگین برای مردم نیست، بلکه اصلاح رفتار مصرفی و کاهش هدررفت انرژی است؛ اقدامی که هم میتواند فشار بر شبکه برق و گاز را کاهش دهد و هم هزینههای کشور را کمتر کند. در کنار این موضوع، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، بهبود زیرساختهای حملونقل عمومی و افزایش بهرهوری ساختمانها نیز از جمله راهکارهایی است که میتواند به متعادلتر شدن وضعیت انرژی کشور کمک کند.
میرافضلی توسعه نیروگاههای خورشیدی را یکی از مسیرهای ضروری برای آینده انرژی کشور میداند و معتقد است اکنون شرایط برای گسترش این نیروگاهها مناسبتر از گذشته شده است. او همچنین بر توسعه نیروگاههای تلمبهای-ذخیرهای تأکید میکند و میگوید بخشی از ظرفیت سدهای کشور میتواند در این مسیر به کار گرفته شود تا در ساعات اوج مصرف، فشار بر شبکه کاهش یابد.
او تأکید میکند اگر اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی تقویت شود، مدیریت مصرف برق، گاز، بنزین و گازوئیل با همراهی مردم امکانپذیر خواهد بود. از نگاه او، مردم اگر احساس کنند صادقانه با آنها صحبت میشود، حتماً همراهی میکنند. در مجموع، آنچه از دل این ارزیابیها برمیآید این است که ناترازی انرژی در ایران مسالهای یکروزه و صرفاً جنگزده نیست؛ بحرانی است که ریشه در سالها غفلت از بهرهوری و مدیریت مصرف دارد و عبور از آن نیز به همان اندازه نیازمند برنامه، زمان و همراهی اجتماعی است.