25 درجه؛ روایت یک همدلی برای پایداری برق

غلامحسین مقیمی
مدیرکل روابط‌عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت نیرو

بی‌حکمت نیست که زمانی که لسان‌الغیب شیرازی سرود: «حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت / آری به اتفاق، جهان می‌توان گرفت»، می‌دانست که جهان انسانی جهانی انفرادی نیست، بلکه همدلی، همکاری و هم‌سرنوشتی از اصول بنیادین زندگی ماست. صنعت برق کشور نیز از این قاعده مستثنی نیست، زیرا در جهان مدرن، برق یکی از ستون‌های زندگی روزمره انسان به شمار می‌آید. بر مبنای همین دیدگاه اسلامی و علمی بود که وزارت نیرو «پویش 25 درجه» را به‌عنوان یکی از مأموریت‌های محوری خود در دوره اوج مصرف تابستانه در نظر گرفت.
وقتی صحبت از ناترازی برق می‌شود، معمولاً ذهن‌ها اول به سمت احداث نیروگاه‌های جدید، خطوط انتقال و سرمایه‌گذاری‌های سنگین زیرساختی می‌رود. این نگاه درست است اما نیمی از واقعیت را نشان می‌دهد. 
ساخت ظرفیت تولید سال‌ها زمان می‌برد و هزینه‌بر است، در حالی که اوج مصرف تابستانی می‌تواند با افزایش مصرف، هر سال با همان شدت ادامه پیدا کند. در چنین شرایطی، سمت تقاضا هم به‌اندازه سمت عرضه اهمیت پیدا می‌کند؛ یعنی این پرسش که چگونه می‌توان بدون افت کیفیت زندگی مردم، از فشار لحظه‌ای بر شبکه کاست. دقیقاً همین‌جاست که پویش ۲۵ درجه معنا پیدا می‌کند.
ایده پویش ساده به نظر می‌رسد: تنظیم دمای کولرهای گازی روی ۲۵ درجه. نه قطع مصرف، نه کنار گذاشتن یک نیاز ضروری در گرمای تابستان، بلکه یک تنظیم کوچک در دستگاهی که در خانه‌ بسیاری از ایرانیان روشن است. این رویکرد از همان ابتدا هوشمندانه طراحی شده بود؛ چون به جای درخواستی سنگین و پرهزینه از مردم، یک تغییر رفتاری کم‌هزینه و قابل اجرا را پیشنهاد می‌دهد. کسی مجبور نیست از آسایش خودش صرف‌نظر کند تا در این طرح سهیم باشد.
سؤالی که همیشه درباره چنین توصیه‌هایی مطرح می‌شود، این است که چنین اقدام ساده‌ای واقعاً چه تفاوتی ایجاد می‌کند؟ و پاسخ درست هم همین‌جاست: اگر تنها یک خانوار آن را رعایت کند، هیچ! مدیریت مصرف انرژی، برخلاف بسیاری از تصمیمات فردی، فقط در مقیاس جمعی معنا پیدا می‌کند. یک درجه در یک کولر، عددی بی‌اهمیت است اما همان یک درجه در میلیون‌ها کولر، اتفاقی حیرت‌آور خواهد بود. این همان نقطه‌ای است که پویش ۲۵ درجه از یک شعار ساده به یک ابزار واقعی مدیریت شبکه تبدیل می‌شود؛ جایی که مشارکت مشترکان، نه یک کمک نمادین، بلکه بخشی از راه‌حل واقعی محسوب می‌شود.
«همدلی» کلیدواژه اصلی این پویش است و برآوردهای مطرح‌شده در این زمینه گویا هستند که ایرانیان همدلی را زیست می‌کنند. براساس نظرسنجی ایسپا، 76 درصد از مردم عزیز ایران پیام پویش 25 درجه را شنیدند و پذیرفتند اما به همین قانع نشدند و به محض شنیدن درخواست وزیر محترم نیرو مبنی بر نیاز به صرفه‌جویی برای حفظ روشنایی جنوب کشور، 2000 مگاوات از بار شبکه را کاهش دادند.
برای درک بهتر این رقم، کافی است آن را در مقیاس چند نیروگاه متوسط تصور کرد؛ ظرفیتی که ساخت آن سال‌ها زمان و سرمایه‌گذاری قابل توجه می‌طلبد اما این دستاورد صرفاً با یک تغییر رفتاری در سطح کشور به دست آمد. این عدد کلی، در عمل هم قابل ردیابی بوده است. در تهران، ترکیبی از همراهی شهروندان و اقدام‌ها مدیریت مصرف به کاهشی بیش از ۶۰۰ مگاواتی در ساعات اوج مصرف منجر شد؛ رقمی که نشان می‌دهد کلان‌شهری با این حجم از جمعیت و تراکم مصرف، وقتی همراه شود، اثری کاملاً محسوس روی نمودار مصرف برجای می‌گذارد.
در فارس و بوشهر، جایی که تابستان‌ها معمولاً با فشار مضاعف بر شبکه همراه است، مشارکت مردم در قالب همین پویش به کاهش ۱۵۲۰ مگاواتی مصرف برق انجامید؛ عددی که به‌تنهایی امکان تأمین حدود ۸۰۰ مگاوات برق پایدار برای بخش تولید را فراهم کرد. این اعداد را نباید صرفاً به‌عنوان کاهش مصرف روی کاغذ خواند. هر مگاوات صرفه‌جویی‌شده در ساعات اوج، معادل مگاواتی است که دیگر لازم نیست با هزینه بالا و اغلب از طریق سوخت‌های گران‌تر تأمین شود. 
اثر این آزادسازی ظرفیت هم فراتر از خانوارهاست. برقی که در ساعات اوج صرفه‌جویی می‌شود، می‌تواند به بخش‌های مولد اقتصاد، صنایع، خدمات عمومی، مراکز ضروری یا تأمین برق مناطق گرمسیری اختصاص یابد؛ همان بخش‌هایی که قطعی یا افت ولتاژ برایشان هزینه‌ای مستقیم و ملموس دارد. وقتی فشار لحظه‌ای بر شبکه کم می‌شود، احتمال خاموشی‌های اضطراری هم کاهش می‌یابد. این یعنی ثبات بیشتر برای همه مصرف‌کنندگان، نه فقط آن‌هایی که در تنظیم کولر خود دقت کرده‌اند.
نکته‌ای که کمتر به آن پرداخته می‌شود، بعد عدالت‌محور این موضوع است. در شرایط ناترازی، برق یک منبع محدود است که باید میان مصارف مختلف توزیع شود. وقتی یک مشترک با تنظیم ساده کولر خود، سهمی از مصرف را کنار می‌گذارد، عملاً بخشی از همان منبع محدود را برای تأمین نیاز مشترک دیگری آزاد می‌کند؛ نیازی که شاید حیاتی‌تر باشد، از یک بیمارستان گرفته تا یک واحد تولیدی که توقفش هزینه‌بر است. مدیریت مصرف، از این زاویه صرفاً یک توصیه فنی برای صرفه‌جویی نیست؛ شکلی از مسؤولیت جمعی در توزیع عادلانه‌تر منابعی است که برای همه کافی نیست.
آنچه پویش ۲۵ درجه در طول این مدت نشان داده، اهمیت بیشتری از حل مسئله یک تابستان دارد. بزرگ‌ترین دستاورد چنین پویش‌هایی را نباید فقط در اعداد یک فصل جست‌وجو کرد، بلکه در این‌که آیا توانسته‌اند یک الگوی رفتاری پایدار در میان مردم شکل دهند یا نه. یعنی مدیریت مصرف انرژی از یک واکنش موقت در روزهای بحرانی، به یک عادت روزمره و بخشی از سبک زندگی تبدیل شود؛ رفتاری که در گرم‌ترین روزهای مرداد هم رعایت می‌شود و در روزهای معتدل پاییز هم فراموش نمی‌شود.
در نهایت، آن‌چه این پویش ثابت کرده فراتر از کاهش چند عدد در نمودار مصرف برق است. نشان داده که رفتار مصرف‌کننده، وقتی در مقیاس جمعی دیده شود، خودش می‌تواند به یک ابزار واقعی برای مدیریت شبکه برق تبدیل شود؛ ابزاری که نه نیازمند سرمایه‌گذاری کلان است و نه محدودیت جدی برای زندگی روزمره مردم ایجاد می‌کند. همین موضوع، شاید مهمترین درسی باشد که می‌توان از تجربه این چند سال گرفت. شاید ما در طول قرن‌ها از اشعار کهن خود آموخته‌ایم که: «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند»