ایران و مسئله بد‌مصرفی انرژی؛ وقتی ناترازی فقط کمبود تولید نیست

محمد اله‌داد، مدیرعامل شرکت توانیر، یک واقعیت مهم و کمتر مورد توجه قرار گرفته را به مرکز بحث انرژی کشور آورده و می‌گوید: ناترازی برق را نمی‌توان صرفاً با افزایش تولید و ساخت نیروگاه‌های جدید حل کرد. او اعتقاد دارد اگرچه توسعه ظرفیت تولید، به‌ویژه توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است، اما روی دیگر مسئله، سمت مصرف است؛ جایی که سال‌هاست با ترکیبی از مصرف بالا، تجهیزات فرسوده، بهره‌وری پایین و در مواردی مصرف غیرمولد و غیرمجاز مواجه هستیم.

محمد اله‌داد
مدیرعامل شرکت توانیر

محمد اله‌داد در یادداشتی نوشت: مسئله انرژی ایران فقط «کمبود» نیست؛ «بد‌مصرفی» نیز به یکی از ریشه‌های اصلی ناترازی تبدیل شده است.
در سال‌های اخیر هرگاه صحبت از ناترازی برق به میان آمده، نخستین راه‌حل، افزایش ظرفیت تولید بوده است؛ ساخت نیروگاه، توسعه شبکه، افزایش ظرفیت انتقال و سرمایه‌گذاری برای تأمین برق بیشتر. اما این معادله یک طرف دیگر هم دارد: و آن مصرف است.
وقتی مصرف با سرعتی بیشتر از ظرفیت تولید رشد می‌کند، حتی اگر هر سال نیروگاه‌های جدیدی وارد مدار شوند، فاصله میان تولید و مصرف می‌تواند دوباره ایجاد شود.
از این منظر، مدیریت مصرف نه یک اقدام موقت برای عبور از تابستان، بلکه بخشی از سیاست امنیت انرژی کشور است.
اله‌داد در همین چارچوب به یک تجربه مهم اشاره می‌کند: همکاری مردم در سال جاری به کاهش مصرف برق کمک کرده و مصرف نسبت به سال گذشته کاهش یافته است. این تجربه نشان می‌دهد که بخشی از ظرفیت موردنیاز شبکه، نه در ساخت نیروگاه جدید، بلکه در اصلاح الگوی مصرف وجود دارد.

ایران؛ کشوری که انرژی را ارزان مصرف می‌کند، اما‌گران می‌بازد
بد‌مصرفی انرژی فقط به معنای روشن ماندن یک چراغ اضافی نیست.
وقتی کولر فرسوده‌ای با راندمان پایین ساعت‌ها کار می‌کند، وقتی موتورپمپی قدیمی برای برداشت آب برق زیادی مصرف می‌کند، وقتی ساختمانی بدون عایق مناسب برای رسیدن به دمای مطلوب انرژی بیشتری می‌سوزاند یا وقتی تجهیزات سرمایشی در ساعات غیرضروری روشن می‌مانند، مجموعه‌ای از منابع کشور در حال مصرف شدن هستند. مسئله مهم‌تر این است که هزینه این مصرف همیشه در قبض برق دیده نمی‌شود. بخش بزرگی از هزینه واقعی را شبکه، نیروگاه، منابع سوخت، آب، محیط زیست و در نهایت اقتصاد کشور پرداخت می‌کند.
بنابراین بد‌مصرفی انرژی را باید از یک مسئله فرهنگی به یک مسئله اقتصادی و مدیریتی ارتقا داد.

کولرهای قدیمی؛ نمونه‌ای از هزینه پنهان بد‌مصرفی
در مناطق گرم کشور، سرمایش یکی از اصلی‌ترین عوامل شکل‌گیری پیک مصرف است. اما همه کولرها یکسان مصرف نمی‌کنند. دو ساختمان با شرایط مشابه ممکن است به دلیل تفاوت در نوع تجهیزات، عمر دستگاه، نگهداری، عایق‌بندی ساختمان و تنظیم دما، مصرف بسیار متفاوتی داشته باشند.
اینجاست که اصلاح مصرف از جنس «خاموش کردن» نیست؛ از جنس هوشمند کردن مصرف است.
جایگزینی تجهیزات فرسوده، تنظیم صحیح دما، استفاده از تجهیزات پربازده و اصلاح الگوی بهره‌برداری می‌تواند بدون کاهش جدی رفاه مردم، فشار بر شبکه را کاهش دهد.

کشاورزی؛ جایی که برق و آب هم‌زمان قربانی بهره‌وری پایین می‌شوند
یکی از مثال‌های مهم مطرح‌شده در این بحث، بخش کشاورزی است.
هزاران موتور و پمپ آب در کشور سال‌هاست با فن‌آوری‌ها و راندمان‌های مربوط به دهه‌های گذشته فعالیت می‌کنند. در اینجا مسئله فقط برق نیست. آب و برق به یکدیگر گره خورده‌اند.
پمپ کم‌بازده برق بیشتری مصرف می‌کند و در شرایطی که منابع آب کشور نیز تحت فشار قرار دارند، استمرار استفاده از تجهیزات فرسوده می‌تواند هم‌زمان به اتلاف انرژی و کاهش بهره‌وری منابع آب منجر شود. بنابراین مدیریت انرژی بدون مدیریت آب، نگاهی ناقص است.
اگر قرار است بهره‌وری افزایش یابد، باید به‌صورت هم‌زمان به راندمان موتور، وضعیت چاه، شیوه آبیاری، میزان برداشت و ارزش اقتصادی محصول توجه کرد.

مصرف غیرمولد؛ برق باید کجا مصرف شود؟
یکی از مهمترین موضوعاتی که باید به آن توجه کرد، مفهوم مصرف غیرمولد است.
کشور با منابع محدود انرژی مواجه است. بنابراین سؤال فقط این نیست که «چقدر برق مصرف می‌کنیم؟»؛ سؤال مهم‌تر این است که این برق در کجا مصرف می‌شود و چه ارزشی ایجاد می‌کند؟
مصرف برق در یک کارخانه، بیمارستان، مرکز خدماتی یا واحد تولیدی، بخشی از چرخه اقتصادی کشور است.
اما مصرف غیرمجاز برای استخراج رمزارز، استفاده تجاری از برق اختصاص‌یافته به یک کاربری دیگر یا روشن ماندن تجهیزات در زمانی که هیچ خدمت یا تولیدی ایجاد نمی‌کنند، داستان متفاوتی دارد. در شرایط ناترازی، تفاوت میان این دو نوع مصرف باید برای مدیران صنعت برق کاملاً روشن باشد.

رمزارز؛ وقتی انرژی به ابزار سوداگری تبدیل می‌شود
استخراج غیرمجاز رمزارز یکی از روشن‌ترین نمونه‌های مصرف غیر مولد و خارج از چارچوب است. وقتی ده‌ها دستگاه استخراج در یک واحد صنعتی یا فضای غیرمجاز مستقر می‌شوند، در واقع بخشی از ظرفیت شبکه که می‌توانست برای مصرف خانگی، خدمات عمومی یا تولید مورد استفاده قرار گیرد، به فعالیتی اختصاص پیدا می‌کند که مجوز و چارچوب قانونی لازم را ندارد.
از این منظر، مقابله با ماینرهای غیرمجاز صرفاً یک اقدام انتظامی یا فنی نیست؛ اقدامی برای حفاظت از حق سایر مشترکان و صیانت از ظرفیت شبکه است.

مسئله فقط مردم نیستند؛ خود صنعت برق هم باید الگوی بهره‌وری باشد
اگر قرار است از مردم بخواهیم مصرف خود را مدیریت کنند، دستگاه‌های دولتی و مجموعه صنعت برق نیز باید در خط مقدم بهره‌وری قرار داشته باشند.
مدیریت روشنایی ساختمان‌ها، سامانه‌های سرمایشی، تأسیسات، پمپ‌ها، فضاهای اداری و تجهیزات شبکه باید براساس یک الگوی مشخص و قابل سنجش انجام شود.
فرهنگ «مصرف به اندازه نیاز» باید از داخل سازمان‌ها آغاز شود. مدیری که از مشترک انتظار مدیریت مصرف دارد، باید بتواند در مجموعه تحت مدیریت خود نیز عدد، شاخص و نتیجه قابل اندازه‌گیری ارائه کند.

برق، نفس دوم جامعه است
تعبیر «برق، نفس دوم جامعه است» شاید یکی از دقیق‌ترین تعابیری باشد که می‌توان در مورد برق به کار برد برق دیگر فقط وسیله روشنایی نیست.
آب‌رسانی، پمپاژ آب، بیمارستان‌ها، مراکز درمانی، ارتباطات، سوخت‌رسانی، صنایع، فروشگاه‌ها، حمل‌ونقل، خدمات شهری و حتی بسیاری از امور امنیتی و حیاتی کشور به برق وابسته‌اند.
بنابراین پایداری شبکه، بخشی از پایداری اجتماعی و اقتصادی کشور است. 
در چنین شرایطی، هر مگاوات برق غیرضروری که از شبکه حذف می‌شود، ظرفیت بیشتری برای یک مصرف ضروری و مولد ایجاد می‌کند.

ارزان‌ترین نیروگاه، نیروگاهی است که نیازی به ساختنش نداریم
این جمله می‌تواند به یک اصل مدیریتی در صنعت برق تبدیل شود. هر مگاوات صرفه‌جویی پایدار، معادل ظرفیتی است که شبکه برای تأمین آن نیاز به سرمایه‌گذاری جدید ندارد. البته این به معنای توقف توسعه نیروگاه‌ها نیست. کشور به ظرفیت تولید جدید، به‌ویژه انرژی‌های تجدیدپذیر، نیاز دارد. اما اگر هم‌زمان با توسعه تولید، مصرف غیرضروری و اتلاف انرژی نیز افزایش یابد، بخشی از سرمایه‌گذاری جدید صرف جبران مصرفی خواهد شد که می‌توانست از ابتدا مدیریت شود. بنابراین باید هم‌زمان دو مسیر را دنبال کرد: افزایش ظرفیت تولید + کاهش مصرف غیرمولد و افزایش بهره‌وری

تجدیدپذیرها ضروری‌اند؛ اما جای مدیریت مصرف را نمی‌گیرند
توسعه انرژی خورشیدی و سایر تجدیدپذیرها یکی از راه‌های مهم کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی است.
اما انرژی تجدیدپذیر نیز محدودیت‌های خود را دارد. خورشید در تمام ساعات شبانه‌روز در دسترس نیست و توسعه ظرفیت‌های جدید نیازمند زمان، سرمایه‌گذاری، زیرساخت و توسعه شبکه است. بنابراین نمی‌توان گفت هر میزان مصرفی که ایجاد شد، صرفاً با ساخت نیروگاه خورشیدی جبران خواهد شد. 
تجدیدپذیرها باید توسعه پیدا کنند؛ اما هم‌زمان باید مصرف نیز اصلاح شود.
از مدیریت مصرف تابستانی تا «حکمرانی مصرف»
یکی از تغییرات مهمی که صنعت برق به آن نیاز دارد، عبور از نگاه فصلی به مدیریت مصرف است. مدیریت مصرف نباید فقط از ابتدای خرداد آغاز شود و با پایان شهریور به پایان برسد. اگر یک موتور کشاورزی فرسوده در زمستان هم کم‌بازده است، اگر یک ساختمان در تمام سال انرژی را هدر می‌دهد و اگر یک الگوی غلط مصرف در تمام طول سال ادامه دارد، چرا باید مدیریت آن را به تابستان محدود کنیم؟

تاب‌آوری شبکه یک مأموریت چهارفصل است.
شبکه برق باید برای گرمای تابستان، سرمای زمستان، بحران سوخت، حوادث طبیعی، تهدیدهای امنیتی و رشد تقاضای آینده آماده باشد. از دل این نگاه، یک مأموریت روشن برای مدیران عامل شرکت‌های زیرمجموعه توانیر شکل می‌گیرد:
هر شرکت باید بداند بیشترین اتلاف انرژی در حوزه تحت مدیریت خود کجاست؟
کدام مشترکان مصرف غیرمولد دارند؟
کدام تجهیزات بیشترین راندمان پایین را دارند؟
چه میزان از بار را می‌توان بدون آسیب به تولید و رفاه عمومی مدیریت کرد؟
کدام مناطق ظرفیت توسعه خورشیدی دارند؟
و مهم‌تر از همه، هر اقدام مدیریتی چه میزان صرفه‌جویی واقعی برای شبکه ایجاد کرده است؟
مدیریت مصرف زمانی جدی می‌شود که از شعار به عدد تبدیل شود؛ یعنی هر شرکت برای کاهش مصرف، هدف مشخص، برنامه مشخص و نتیجه قابل سنجش داشته باشد.

مردم؛ شریک صنعت برق، نه مخاطب صرفاً توصیه‌های مصرفی
تجربه کاهش مصرف در سال جاری نشان داد که همراهی مردم می‌تواند بخشی از فشار شبکه را کاهش دهد. اما مشارکت مردم زمانی پایدار می‌شود که مردم احساس کنند این همکاری اثر واقعی دارد. 
بنابراین فرهنگ‌سازی باید از توصیه‌های کلی مانند «کمتر مصرف کنید» عبور کند و به مردم نشان دهد چرا، کجا و چگونه مصرف خود را اصلاح کنند.
اگر یک خانواده بداند تنظیم کولر روی دمای مناسب چه اثری بر شبکه دارد، اگر کشاورز بداند تعویض یک موتور فرسوده چه اثری بر مصرف برق و آب دارد و اگر یک واحد صنعتی بداند اصلاح تجهیزات چه میزان هزینه انرژی را کاهش می‌دهد، مدیریت مصرف از یک دستور اداری به یک انتخاب اقتصادی تبدیل خواهد شد.

پایان یک نگاه قدیمی
سال‌ها تصور کردیم برای پاسخ به افزایش تقاضا باید فقط بیشتر تولید کنیم. امروز باید این معادله را کامل‌تر ببینیم: بیشتر تولید کردن، بدون بهتر مصرف کردن، راه‌حل پایدار ناترازی نیست. 
ایران برای عبور از بحران انرژی به نیروگاه، شبکه، سرمایه‌گذاری و تجدیدپذیر نیاز دارد؛ اما هم‌زمان به چیزی مهم‌تر نیز نیازمند است: انضباط در مصرف انرژی.
بد‌مصرفی انرژی دیگر یک مسئله ساده فرهنگی نیست؛ مسئله‌ای اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و حتی امنیتی است. اگر برق را «نفس دوم جامعه» بدانیم، حفاظت از آن فقط با افزایش تولید ممکن نیست؛ باید از هدررفت این نفس نیز جلوگیری کنیم.
و شاید مهمترین پیام مدیریتی امروز صنعت برق همین باشد:
انرژی را فقط بیشتر تولید نکنیم؛ بهتر مصرف کنیم، عادلانه‌تر توزیع کنیم و هر واحد انرژی را در جایی به کار بگیریم که بیشترین ارزش را برای مردم و اقتصاد کشور ایجاد کند.