اسکندر مؤمنی، وزیر کشور در گفتوگو با «ایران»:
وفاق مقوم انسجام شد
تفویض اختیار به استانداران اگر نبود خیلی از کارهای مردم روی زمین میماند
الهام یوسفی- گروه سیاسی / دولت مسعود پزشکیان در حالی فعالیت خود را آغاز کرد که کشور با مجموعهای از بحرانها و چالشهای کمسابقه در حوزههای امنیتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی روبهرو بود؛ از ترور شهید اسماعیل هنیه در تهران و تبعات امنیتی آن گرفته تا وقوع دو جنگ تحمیلی در فاصله کمتر از یک سال و تلاش مستمر دشمن برای ایجاد شکاف، اختلاف و دوگانگی در جامعه و ساختار سیاسی کشور. در چنین شرایطی، مدیریت امور داخلی و حفظ ثبات و آرامش کشور به یکی از مهمترین آزمونهای دولت وفاق ملی تبدیل شد؛ آزمونی که وزارت کشور به عنوان متولی اصلی مدیریت سیاسی، اجتماعی، امنیت داخلی و امور استانها، بخش مهمی از بار آن را بر دوش داشت. در این میان، عملکرد وزارت کشور در دو سال گذشته و بویژه در جریان بحرانها و جنگهای اخیر، از منظر نحوه مدیریت استانها، حفظ امنیت عمومی، صیانت از مرزها، تأمین نیازهای اساسی مردم و جلوگیری از شکلگیری خلأهای مدیریتی، اهمیت ویژهای پیدا کرد. حفاظت از جان و مال مردم، تأمین امنیت سیاسی و اجتماعی، تقویت امنیت مرزها، استمرار فعالیتهای اقتصادی و خدماتی، مدیریت تأمین و توزیع کالاهای اساسی و هماهنگی میان دستگاههای مختلف، تنها بخشی از مسئولیتهایی بود که وزارت کشور در این دوره بر عهده داشت. در کنار این اقدامات، مقابله با تلاشها برای ایجاد دودستگی و حفظ انسجام ملی نیز به یکی از ضرورتهای اصلی مدیریت داخلی کشور تبدیل شد. اکنون و در شرایطی که کشور همچنان با پیامدهای بحرانهای اخیر و مجموعهای از چالشهای داخلی و خارجی مواجه است، پرسش درباره نحوه مدیریت این دوره، تصمیمات اتخاذشده و تجربه وزارت کشور در مواجهه با بحرانها اهمیت بیشتری پیدا میکند. در همین رابطه با اسکندر مؤمنی، وزیر کشور به گفتوگو نشستهایم تا درباره مهمترین تصمیمات این وزارتخانه، تجربه مدیریت دو جنگ، تفویض اختیارات به استانداران، تأمین امنیت و کالاهای اساسی و همچنین تلاشها برای حفظ انسجام و آرامش در داخل کشور گفتوگو کنیم.
در ارزیابی عملکرد وزارت کشور در مدیریت بحران، یکی از مهمترین موارد، حفاظت از جان و امنیت مردم است. اگر بخواهید عملکرد وزارت کشور را با چند شاخص مشخص ارزیابی کنید، مهمترین شاخصها چیست؟
در مدیریت بحران، بهصورت طبیعی اولین مؤلفه، حفاظت از جان شهروندان است؛ یعنی محافظت از همه شهروندان در مقابل حملات دشمن، بمبارانها و خطراتی که در کشور حادث شد. بنابراین، اولین شاخص مورد توجه، حفاظت از جان مردم بود. دومین موضوع، حفظ آرامش مردم بود. مدیریت استانها و شورای امنیت کشور تلاش کردند بهگونهای عمل کنند که مردم آرامش خود را حفظ کنند. بنابراین، حفظ آرامش و امنیت روانی عمومی مردم، چه از طریق رسانههای محلی، چه از طریق استانداران و سخنرانیهای آنان و چه از طریق ائمه محترم جمعه، یکی دیگر از شاخصهای مورد توجه وزارت کشور بود و این موضوع به استانداران نیز تأکید میشد. در حوزه بحران، در مناطقی که زیرساختها مورد حمله قرار میگرفت، مانند برق، آب، بنزین، گاز و سوخت، یکی دیگر از شاخصهای مهم، سرعت در ترمیم زیرساختها بود. بهگونهای که اگر مثلاً شبکه برق مورد اصابت قرار میگرفت، تلاش میشد مردم در کمترین زمان ممکن پایداری شبکه را شاهد باشند. در مواردی که پلها، زیرساختها، ایستگاههای راهآهن و دیگر تأسیسات مورد اصابت قرار میگرفت و راهها بسته میشد نیز این موضوع بهشدت مورد توجه مدیریت بحران در استانها و کشور بود. همه مردم شاهد بودند که در کمترین زمان ممکن، ایستگاهها و پلها بازسازی و بازگشایی میشد. یکی دیگر از شاخصها نیز حفظ وفور کالا یا به تعبیری تامین کالاهای اساسی بود. با وجود شرایط دشوار ناشی از جنگ و تحریم چند دههای کشور که در بسیاری از زمینهها مردم را با گرانی و مشکلاتی مواجه کرده است، تلاش شد نظارت بر بازار و حوزه تنظیم بازار به حداکثر برسد و وفور کالا حفظ شود. با وجود جنگ و درگیری، جنگ ۱۲روزه، جنگ رمضان، حملات بعد از آن به جنوب کشور، محاصره دریایی و اتفاقات دیگری که رخ داد، تا امروز الحمدلله در هیچ کجا کمبود کالا نداشتهایم و ذخایر کالایی کشور نیز اطمینانبخش است. بنابراین، این موارد مهمترین شاخصهایی بود که در مدیریت استانها و در زمان جنگ مورد توجه قرار گرفت.
حوزه مسئولیتهای وزارت کشور بسیار گسترده است. یکی از اهداف یا انتظارات دشمنان و مخالفان نظام، ایجاد ناآرامی و شورشهای خیابانی در خلال جنگ بود. آیا مواردی وجود داشت که برخی قصد اجرای چنین برنامههایی را داشته باشند؟
هدف دشمن روشن بود. آنها با خطای محاسباتی خود، به خیالشان فکر میکردند ظرف چند روز حمله، ایران را تسلیم میکنند و موجب فروپاشی تمدن بزرگ ایران میشوند، اما این خواب تعبیر نشد. بنابراین پیشبینی احتمال بروز ناآرامیهای اجتماعی و تلاش دشمن برای ایجاد بیثباتی داخلی، یکی از موضوعهای مورد توجه وزارت کشور بود. در حوزه امنیت داخلی و مرزی نیز نظارتها بهصورت مستمر در ستاد وزارت کشور و با همت و هوشیاری متولیان مربوطه در نیروهای مسلح انجام شد و به مدد الهی در طول این مدت گزارش نگرانکنندهای وجود نداشت. با آنکه باید به درایت و دوراندیشی رهبر شهیدمان در تشکیل قرارگاههایی در برخی مناطق کشور اشاره کنم که موجب شد کوچکترین تحرکهای مخل امنیت کشور، حتی در عمق کشورهای همسایه، از چشمان تیزبین حافظان امنیت دور نماند. در مجموعه وزارت کشور، با توجه به تجربه جنگ تحمیلی ۱۲روزه، از پیش تدابیر لازم برای مدیریت شرایط اتخاذ شده بود. حدود یک ماه پیش از آغاز جنگ چهلروزه، دستورالعملهای لازم به تمامی استانداران ابلاغ شده بود و طبیعتاً در مجموعه استانداریها، با بررسی تمامی سناریوها، آمادگیهای لازم ایجاد شده بود. در کنار اقدامات اجرایی و امنیتی، موضوع انسجام اجتماعی و هوشیاری مردم نیز سهم برجسته و تعیینکنندهای داشت؛ چراکه مردم بهدرستی موضوع تجاوز بیگانه و بدخواهان را درک کردند و در مقابل آن ایستادند. آنچه بیش از همه به خنثی شدن این هدف دشمن کمک کرد، همراهی مردم بود. مردم با وجود تفاوت در سلایق و گرایشها، در شرایط جنگی انسجام و همبستگی قابل توجهی نشان دادند و همکاری آنان با نیروهای امنیتی و انتظامی نقش مهمی در حفظ آرامش کشور داشت. بر اساس دادهها و مقایسه با شرایط مشابه در سالهای گذشته نیز، سطح ثبات و اقتدار کشور در حوزه امنیت داخلی و مرزی افزایش یافته و امروز تقویت این انسجام اجتماعی همچنان یکی از اولویتهای وزارت کشور است.
یکی از مهمترین موضوعات در شرایط جنگ حفظ انسجام اجتماعی است. آشکار شده بود که یکی از اهداف دشمن، ایجاد شکاف اجتماعی و بیثباتی داخلی است. وزارت کشور چگونه این انسجام را مدیریت و از آن صیانت کرد؟
مهمترین نقطه قوت کشور، انسجام ملی، اتحاد اجتماعی و همراهی مردم با حاکمیت است و دشمن نیز دقیقاً همین نقطه قوت را هدف قرار داده است. در همین راستا، دولت چهاردهم تلاش کرده است بر اساس این رویکرد، از تمامی ظرفیتهای موجود در کشور برای تقویت همبستگی ملی استفاده کند. شعار «وفاق ملی» دولت دکتر پزشکیان نیز زمینه همبستگی بیشتر در روزهای سخت جنگ تحمیلی، حضور و همراهی اقشار مختلف جامعه، اعم از اقوام، مذاهب و جریانهای سیاسی را فراهم کرد. در طول این مدت نیز حفظ انسجام و یکپارچگی ملی بهطور مستمر از طریق ابلاغیهها و مصوبات در سطوح مختلف مورد تأکید قرار گرفت؛ بویژه در زمینه تجمعات شبانه تلاش ما این بود که این برنامهها و اقدامات، بیشترین میزان انسجام را ایجاد کرده و پیام وحدت، یکپارچگی و دفاع از کشور را به جامعه منتقل کند. چرا که امروز همه ما در میدان روایت و تبیین واقعیتهای جنگ علیه ملت ایران مسئولیت داریم. هر اقدامی که به تضعیف انسجام ملی، ناامیدسازی مردم یا تخریب مسئولان منجر شود، برخلاف منافع ملی است.
هم در ایام جنگ تحمیلی 12 روزه و هم جنگ رمضان جابهجایی تعداد زیادی از شهروندان و بویژه تمرکز بیش از حد جمعیت در استانهای شمالی، یکی از نمودهای برجسته شرایط پرالتهاب بود. با این حال، شاهد مشکل حادی مانند کمبود محسوس کالا، درگیری در فروشگاهها، مشکل جدی در تأمین بنزین یا بروز مسائل امنیتی نبودیم. وزارت کشور چگونه این وضعیت را مدیریت کرد و آیا از قبل پیشبینی و آمادگی لازم وجود داشت؟
در حوزه اقتصادی، یکی از اولویتهای اصلی، اطمینان از استمرار تأمین و توزیع کالاهای اساسی بود. در حوزه تأمین کالا، کارگروههای تنظیم بازار در سطح ملی و استانی بهصورت مستمر فعال بودند و با نظارت بر زنجیره توزیع و مقابله با احتکار، از ایجاد کمبود جلوگیری کردند. برای نمونه، استانداران سیستان و بلوچستان و آذربایجان غربی در تأمین و توزیع کالا برای سایر استانها نیز مشارکت داشتند. در کنار آن، تدابیر لازم برای مقابله با اقدامات دشمن در مسیرهای دریایی و جلوگیری از اخلال در روند تأمین کالا نیز پیشبینی و اجرا شد. ایران بزرگ محاصرهناپذیر است. در همین راستا وزارت کشور نیز با صدور دستور به استانداران مرزی، بر استفاده حداکثری از ظرفیتهای قانونی، تفویض اختیارات و ابتکارات لازم برای تأمین نیازهای کشور تأکید کرد. معاونت هماهنگی امور اقتصادی وزارتخانه نیز گزارش روزانه استانها را اخذ می کرد و هماهنگیهای لازم را با دیگر وزارتخانهها و دستگاهها در مرکز انجام میداد. در حوزه تأمین کالاهای اساسی و مواد اولیه صنایع، اختیارات کمسابقهای به استانداران داده شد تا بتوانند از ظرفیت سایر استانها و همچنین کشورهای همجوار برای تأمین نیازهای خود استفاده کنند.
در دوران جنگ، استانداران خط مقدم مدیریت بحران در داخل کشور بودند و این مسأله تا حد زیادی از طریق تفویض اختیار محقق شد و میتوان گفت عملکرد استانداران خودش تا حدود زیادی پاسخ منتقدان این طرح را داد. بفرمایید مشخصاً چه اختیاراتی در دوره جنگ به استانداران تفویض شد؟
تجربه دوران جنگ نشان داد که تفویض اختیار به استانداران، سیاستی درست و کارآمد بوده است. اگر این اختیارات وجود نداشت، بسیاری از مسائل مربوط به زندگی مردم روی زمین میماند. استانداران، بویژه در استانهای مرزی، توانستند در حوزه تأمین کالا، تجارت و مدیریت امور مردم، با سرعت بیشتری تصمیمگیری و اقدام کنند. تجربه جنگ نشان داد که تفویض اختیار، بویژه در حوزههای اجرایی، میتواند موجب گرهگشایی، تسریع امور و استفاده بهتر از ظرفیتهای کشور شود. این رویکرد، همانطور که مورد تأکید رهبر شهیدمان و همچنین رئیسجمهوری محترم بوده، باید همچنان ادامه پیدا کند تا ظرفیتهای محلی برای اجرای شایسته امور آزاد شود. البته ممکن است وزارتخانهها و دستگاههایی، همچون تمامی ادوار گذشته، مقاومتهایی داشته باشند، ولی تصور میکنم با نتایج مثبتی که در ایام جنگ از تفویض اختیار شاهد بودهایم، همگان به ضرورت این مهم پی برده باشند.
در ارزیابیهای بعد از دوره آتشبس، آیا مواردی در مدیریت استانها وجود داشت که آسیبشناسی شده باشد و حالا بخواهید آنها را اصلاح کنید؟ آیا استانداران همه پای کار بودند و اینکه موردی بوده که به دلیل کمکاری، بیتوجهی یا بیمسئولیتی، به استانداری تذکر یا اخطاری داده باشید؟
اینکه آیا بعد از آتشبس آسیبشناسی شده یا نه، باید بگویم بله؛ ما هم بعد از جنگ تحمیلی ۱۲روزه و هم بعد از جنگ رمضان، بهصورت مفصل ارزیابیهایی درباره استانها و وقایعی که در زمینههای مختلف اتفاق افتاده، انجام دادیم. اولین موضوع، آسیبهای واردشده به زیرساختها و اماکن مردم بود. این موارد آسیبشناسی شد و تدابیری صورت گرفت تا حتی نسبت به جنگ تحمیلی۱۲روزه، ترمیم زیرساختها، اسکان مردم و توجه به زندگی و امنیت آنها با سازوکارهایی که تدبیر شده بود با اولویت و سرعت بیشتری انجام شود. این آسیبشناسی هم بعد از جنگ صورت گرفته و هم در استانها و هم در وزارت کشور، در حوزههای مختلف انجام شده است؛ در حوزه بحران، سازمان بحران، حوزه اقتصادی و حوزههای سیاسی ـ اجتماعی. این موارد دستهبندی و بهعنوان یک تجربه ثبت شده است. نظر استانداران و دستگاههای دیگر اخذ شده و گزارشهای مردمی نیز در این حوزه کاملاً مورد توجه قرار گرفته است. تشکلهای مردمی، احزاب و گروههای سیاسی و حتی دستگاههای نظارتی نیز مورد توجه بودهاند و نقایص و آسیبهایی که وجود داشته، بهصورت جدی بررسی شده است. امیدواریم این تجربهای باشد که اگر خداینخواسته در شرایط دیگری شبیه به این موضوعها قرار گرفتیم، بتوانیم اشتباهات یا کاستیهای موجود را به حداقل برسانیم. در رابطه با اینکه آیا تذکراتی به مسئولان استانی داده شده، این موضوع طبیعی است که چه در طول جنگ، بهصورت برجستهتر و چه در روال عادی مدیریت استانها، ارزیابی بهصورت دائمی انجام میشود. هم بازرسیهای سرزده از استانها صورت میگیرد و هم استانداران و مدیران استانی به خاطر کارهایی که انجام دادهاند، مورد تقدیر قرار میگیرند. من خودم شخصاً و البته معاونان محترم وزارت کشور، بعضاً در طول جنگ بهصورت مکرر و مستمر با استانداران تماس میگرفتیم، به آنها خداقوت میگفتیم و از عملکردشان تقدیر میکردیم. احیاناً اگر هم گزارشی به دست ما میرسید که در جایی نیاز به توجه بیشتر استانداران و مسئولان استانی بود و باید اقدامات جدیتری انجام میگرفت، این موارد نیز بهموقع به استان منعکس میشد. با اینکه خود مدیریت دوره جنگ نیز در کنار سایر شاخصها مورد ارزیابی قرار گرفت و نتایج این ارزیابی به استانداران اعلام شد؛ هم نقاط قوت منعکس و از آنها تشکر شد و همچنین اگر جایی نیاز به توجه جدیتر یا نقاط ضعفی وجود داشت، آن موضوع نیز بیان شد و برای ادامه مدیریت هر استان مورد توجه قرار گرفت.
مهمترین درسآموخته یک سال گذشته که کشور درگیر دو جنگ بود، از دیدگاه شما چه بوده است؟
میتوان گفت مهمترین درسآموخته یک سال گذشته صیانت از تمامیت ارضی کشور و پاسداری از تمدن ایران بوده است. مردم ایران مردمی یکپارچه، منسجم، یکرنگ و غیرتمند هستند و در این شرایط نشان دادند که ایران و حفظ تمدن ایران برای آنها بسیار مهم است. آنها به یک دفاع مقدس همهجانبه پرداختند؛ چه آنهایی که در میدان نبرد مبارزه کردند، یعنی نیروهای سلحشور نظامی ما؛ چه مردمی که در میادین جمع میشدند؛ چه کسانی که در حوزه روایتسازی فعالیت میکردند. خبرنگاران عزیز نیز در این زمینه نقش مهمی داشتند. نخبگان ما با توئیت زدن، مقاله نوشتن و طرح مسائل در محافل بینالمللی، هر کدام با هر توانی که داشتند، از ایران دفاع کردند. لرهای غیور ما نیز با روحیه و وسایل دفاعی شخصی خود، مثلاً سلاحی که برای حفاظت از دامهایشان در مناطق عشایری داشتند، در برابر هواپیماهای دشمن ایستادند و شلیک کردند. اینها در واقع صحنههایی هستند که درسهای بزرگی در خود دارند و در تاریخ میمانند. البته ایرانیان چنین سوابقی را در تاریخ بسیار دارند. نکته دیگر این است که همه ما باید بدانیم نیروهای نظامی و توانمندی نظامی و موشکی ما سرمایه ملی هستند. نیروهای مسلح ما، از سپاه و ارتش و سایر نیروها گرفته تا بسیج و نیروی انتظامی، فراجا و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی، سرمایههای ملی ما هستند که باید از آنها دفاع کنیم، قدرشان را بدانیم و از آنها محافظت کنیم. اینها سرمایههای ملی و متعلق به همه مردم ایران هستند و به نظرم مردم قدر آنها را میدانند. هم مردم باید بهعنوان سرمایه ملی از آنها دفاع کنند و هم خود نیروهای مسلح، الحمدلله، بهگونهای رفتار کردند که در کنار مردم و در میدان، افتخار آفریدند.
اینها درسها و تجربههای ارزشمندی هستند که میتوان درباره آنها کتابها نوشت و با افتخار در تاریخ به ثبت رساند و قاعدتاً این روایت ها شکل خواهد گرفت.