روایت استاندار از تجربه جنگ، ظرفیتسازی اضطراری و ارتقای تابآوری سرزمینی در سایه مدیریت یکپارچه بحران
مازندران چگونه بار ملی بحران را به دوش کشید؟
مازندران در جریان جنگ و مدیریت بحران، از استانی میزبان به یکی از کانونهای مهم پشتیبانی، لجستیک و تأمین نیازهای کشور تبدیل شد. تأمین کالاهای اساسی، جابهجایی و تخلیه کالا، مدیریت بازار، تأمین سوخت، پشتیبانی از زنجیره تأمین و ساماندهی جمعیت شناور، بخشی از این نقش بود. برخورداری از بنادر، ظرفیتهای اقامتی و گردشگری، شبکههای ارتباطی و امنیت استان، زمینه ایفای این نقش راهبردی را فراهم کرد. در روزهای جنگ، با ورود بیش از ۲۰ میلیون مسافر و احتساب جمعیت بومی، جمعیت حاضر در استان در مقاطعی از ۲۳ میلیون نفر فراتر رفت؛ بخش قابلتوجهی از این جمعیت از مناطق درگیر جنگ، بویژه پایتخت، وارد مازندران شدند. این جابهجایی گسترده، ظرفیت زیرساختی استان را با آزمونی کمسابقه مواجه کرد و نشان داد مازندران در شرایط اضطراری میتواند فراتر از کارکردهای عادی، به پشتوانهای عملیاتی برای تداوم خدمات عمومی، تأمین و پشتیبانی ملی تبدیل شود.
آوین صفایی
گروه ایران زمین
«مهدی یونسیرستمی» استاندار مازندران، در تشریح نقش محوری استان در پشتیبانی و لجستیک کشور به «ایران» گفت:«در شرایط معمول، برنامهریزی خدمات عمومی بر اساس جمعیت ثابت و جمعیت شناور قابل پیشبینی انجام میشود. ظرفیت شبکه آب و برق، مراکز درمانی، فروشگاهها، حملونقل، اقامتگاهها، مراکز پذیرایی، خدمات شهری و روستایی و حتی ذخایر کالاهای اساسی، بر مبنای الگوی مشخصی از مصرف طراحی میشوند. اما ورود میلیونها نفر در یک بازه زمانی فشرده، این معادله را بهطور کامل تغییر داد.» طبق گفته این مقام مسئول، مازندران با پدیدهای مواجه شد که میتوان آن را «جمعیت شناور اضطراری» نامید؛ جمعیتی که در کوتاهترین زمان ممکن به خدمات فوری و مستمر نیاز داشت و فشار آن به شکل همزمان بر چندین زیرساخت اصلی استان وارد شد. وی افزود:«در چنین شرایطی، اولین حلقه پشتیبانی، تأمین نیازهای اساسی مردم بود. تأمین آرد، روغن، سوخت و دیگر اقلام ضروری در روزهای جنگ، بخشی از این مأموریت را تشکیل میداد. حفظ جریان تأمین کالا در شرایطی که تقاضا به شکل ناگهانی افزایش یافته بود، نیازمند فعال نگه داشتن زنجیره تأمین از مبدأ تا مقصد بود. هر گونه اختلال در حملونقل، تخلیه کالا، توزیع یا عرضه میتوانست به کمبود در بازار و افزایش فشار اقتصادی بر مردم منجر شود. از همین رو، مدیریت بازار و کنترل قیمت کالاهای اساسی در کنار تأمین و توزیع آنها، به یکی از مؤلفههای اصلی مدیریت بحران در استان تبدیل شد.»
استاندار مازندران ادامه داد:«یکی از مزیتهای راهبردی مازندران، برخورداری از ظرفیت بندری و امکان استفاده از مسیرهای دریایی برای پشتیبانی از جریان کالا بود. بنادر در چنین وضعیتی صرفاً مراکز اقتصادی و تجاری نبودند، حلقهای مهم که عملکرد آن میتوانست بر میزان دسترسی بازار به کالاهای ضروری و استمرار فعالیتهای اقتصادی اثر مستقیم بگذارد.»
ظرفیتسازی اضطراری و تابآوری لجستیکی
استاندار مازندران، وجه دیگر این مأموریت مهم را بهرهگیری گسترده از ظرفیتهای اقامتی استان برای پذیرش جمعیت میهمان دانست و تأکید کرد:«هتلها، متلها، خانههای مسافر، اماکن مذهبی، مدارس و سالنهای ورزشی در فرآیند اسکان اضطراری به کار گرفته شدند و ظرفیتهای موجود برای پذیرش و خدماترسانی به جمعیت گسترده تجهیز شد.» طبق گفته عالیترین مقام اجرایی استان، این اقدام از منظر مدیریت بحران، به معنای تبدیل سریع ظرفیتهای عادی به ظرفیتهای اضطراری بود. اماکن گردشگری و اقامتی که در شرایط عادی مأموریت اقتصادی و خدماتی دارند، در زمان بحران به بخشی از شبکه پشتیبانی اجتماعی تبدیل شدند و برای اسکان، تغذیه و ارائه خدمات به جمعیت جابهجا شده مورد استفاده قرار گرفتند. یونسیرستمی تصریح کرد:«این ظرفیتسازی صرفاً به دستگاههای دولتی محدود نماند. بخش خصوصی گردشگری و خدمات اقامتی نیز در این فرآیند نقش مهمی ایفا کرد.»
استاندار مازندران افزود:«از منظر اقتصادی، فشار جمعیتی ناشی از ورود میلیونها نفر، تنها به موضوع اسکان محدود نبود؛ افزایش ناگهانی مصرف، شبکه توزیع کالا، فروشگاهها، نانواییها، مراکز خدماتی، جایگاههای سوخت، شبکه حملونقل و مراکز درمانی را نیز تحتتأثیر قرار داد. در چنین شرایطی، مدیریت بحران باید به صورت همزمان چند متغیر را کنترل میکرد؛ افزایش تقاضا، حفظ موجودی کالا، جلوگیری از احتکار، کنترل قیمت، استمرار حملونقل، تأمین سوخت و حفظ دسترسی مردم به خدمات عمومی. این مجموعه اقدامات، در عمل مازندران را از یک واحد اداری استانی به یک میدان عملیاتی مدیریت زنجیره تأمین در مقیاس ملی تبدیل کرد.» وی ادامه داد:«در این میان، مدیریت میدانی استانداری و هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، نیروهای مسئول، نهادهای عمومی و بخش خصوصی اهمیت ویژهای داشت.» طبق گفته این مقام مسئول، تجربه بحران نشان داد در شرایطی که زمان تصمیمگیری به حداقل میرسد، ساختارهای مدیریتی باید از الگوی عادی و بوروکراتیک فاصله بگیرند و به سمت تصمیمگیری سریع، هماهنگی لحظهای و بسیج ظرفیتها حرکت کنند. استاندار مازندران ادامه داد:«پشتیبانی لجستیکی در بحران، مجموعهای از حلقههای به هم پیوسته است و ضعف در هر یک از آنها میتواند عملکرد کل زنجیره را مختل کند. تأمین کالا بدون حملونقل، حملونقل بدون سوخت، تخلیه کالا بدون شبکه توزیع و اسکان بدون تأمین غذا و خدمات عمومی، هیچکدام به تنهایی نمیتوانند پاسخگوی یک بحران گسترده باشند.» یونسیرستمی گفت:«مازندران در این دوره با چنین مسألهای مواجه بود و به همین دلیل یکی از مهمترین دستاوردهای مدیریت بحران در استان را باید در «همافزایی ظرفیتها» جستوجو کرد. دولت، دستگاههای اجرایی، بخش خصوصی، مراکز اقامتی، واحدهای خدماتی و مردم هر کدام بخشی از این زنجیره را برعهده گرفتند. در برخی شهرها و روستاهای شمالی حتی شبکههای خودجوش مردمی برای ساماندهی حملونقل شکل گرفت و گروههایی برای انتقال خانوادههایی که وسیله جابهجایی نداشتند، سازماندهی شدند. این اقدامات نشان داد در بحرانهای بزرگ، سرمایه اجتماعی میتواند در کنار زیرساختهای رسمی، به یک ظرفیت واقعی برای پشتیبانی تبدیل شود.»
از اسکان اضطراری تا تأمین زنجیرهای
استاندار مازندران اظهار کرد:«از منظر تابآوری سرزمینی، تجربه مازندران یک پیام مهم را مخابره کرد؛ ظرفیت پشتیبانی کشور تنها در انبارها، جادهها، بنادر و مراکز لجستیکی خلاصه نمیشود، بلکه مجموعهای از ظرفیتهای انسانی، اقتصادی، اقامتی، خدماتی و اجتماعی را نیز شامل میشود. استانی که بتواند در مدت کوتاهی ظرفیتهای خود را برای پذیرش جمعیتی چندین برابر جمعیت عادی فعال کند، در واقع بخشی از توان ملی برای مواجهه با بحران را در اختیار دارد. بنابراین، ظرفیتهای گردشگری مازندران، در شرایط اضطراری، کارکردی فراتر از اقتصاد گردشگری پیدا میکنند و میتوانند بخشی از زیرساخت پشتیبانی جمعیتی کشور محسوب شوند.» استاندار مازندران ادامه داد:«تجربه این دوره نشان داد پشتیبانی لجستیکی در شرایط جنگی، نیازمند نگاه منطقهای و ملی است.»
معماری تابآوری در شرایط بحران
بالاترین مقام اجرایی استان مازندران با اشاره به ضرورت تقویت زیرساختها در شرایط اضطراری افزود:«این تجربه در حوزه زیرساخت نشان داد آب، برق، مخابرات، راهها، مراکز درمانی و شبکه دفع فاضلاب، همگی باید با نگاه «ظرفیت ملی» ارزیابی شوند؛ زیرساختی که در شرایط عادی پاسخگوی جمعیت بومی است، الزاماً در شرایط ورود گسترده جمعیت کارآمد نخواهد بود. بنابراین لازم است ظرفیت واقعی زیرساختها در سناریوهای افزایش ناگهانی جمعیت مشخص شود و برای هر بخش، افزایش ظرفیت و تأمین پشتیبان وجود داشته باشد.» وی ادامه داد:«از سوی دیگر، استمرار جریان کالا و جلوگیری از اختلال در بازار، یکی از شاخصهای مهم موفقیت مدیریت بحران در مازندران بود. در شرایط جنگی، بازار بشدت تحتتأثیر رفتار مصرفکنندگان قرار میگیرد و کوچکترین نشانه کمبود میتواند موجب افزایش تقاضای احتیاطی، شکلگیری بازارهای غیررسمی و افزایش قیمت شود. از این رو، کنترل بازار تنها یک اقدام اقتصادی نیست، بلکه بخشی از مدیریت امنیت اجتماعی و روانی جامعه نیز محسوب میشود. حفظ دسترسی مردم به کالاهای اساسی، در کنار تأمین مستمر سوخت و اقلام ضروری، نقش مهمی در حفظ آرامش عمومی دارد.»
پشتیبانی راهبردی در بحران
استاندار مازندران خاطرنشان کرد:«نقش مازندران در این دوره را باید بخشی از ظرفیت پشتیبانی راهبردی کشور دانست؛ استانی که همزمان میزبان جمعیتی گسترده، فعال در حوزه بندری و حملونقل، تأمینکننده بخشی از نیازهای اساسی و تکیهگاه اجتماعی برای خانوادههای جابهجا شده بود. ورود میلیونها میهمان اضطراری، فعالسازی ظرفیت هتلها، مدارس، سالنهای ورزشی و اماکن مذهبی، تأمین آرد، روغن و سوخت، تسریع تخلیه کالا از بنادر، کنترل بازار و قیمت کالاهای اساسی و مشارکت گسترده مردم و بخش خصوصی، مجموعهای از اقداماتی بود که نشان داد لجستیک در شرایط بحران، یک مفهوم چندبعدی و فرابخشی است.» وی تأکید کرد:«همدلی و وفاق میان نماینده رهبر معظم انقلاب در استان، مسئولان ارشد استان و اعضای شورای تأمین، زمینهساز حفظ امنیت، آرامش و استمرار خدماترسانی مطلوب به مردم و مسافران شد.»
استاندار مازندران در پایان افزود:«مهمترین درس این تجربه آن است که تابآوری واقعی زمانی شکل میگیرد که یک استان بتواند در کوتاهترین زمان، ظرفیتهای عادی خود را به ظرفیتهای اضطراری تبدیل کند؛ همان اتفاقی که مازندران در روزهای جنگ با پذیرش جمعیتی چندین میلیون نفری و حفظ جریان تأمین و خدمات عمومی به نمایش گذاشت و جایگاه خود را بهعنوان یکی از کانونهای مهم پشتیبانی، میزبانی و لجستیک کشور تثبیت کرد.»