بیوپلاستیک در ایران؛ مزیت بالقوه، چالش بالفعل

ادعاهای محیط‌‌‌زیستی یا واقعیت بازار

تشدید بحران آلودگی پلاستیک و افزایش حساسیت جهانی نسبت به پیامدهای زیست‌محیطی مواد پلیمری، «بیوپلاستیک» را در سال‌های اخیر به یکی از محورهای مهم بحث در سیاست‌گذاری صنعتی، محیط‌‌زیست و اقتصاد چرخشی تبدیل کرده است؛ با این حال، بیوپلاستیک‌ها برخلاف تصور رایج، راه‌حلی ساده و یک‌بعدی برای جایگزینی پلاستیک‌های فسیلی نیستند و ارزیابی کارآمدی آنها نیازمند نگاهی جامع به زنجیره ارزش، زیرساخت‌های مدیریت پسماند، استانداردها و شرایط بومی هر کشور است. در این چهارچوب، بررسی دقیق ماهیت بیوپلاستیک‌ها، تفاوت آنها با پلاستیک‌های متداول، واقعیت‌های زیست‌محیطی و همچنین ظرفیت‌ها و چالش‌های ایران در ورود به این حوزه، می‌تواند تصویری واقع‌بینانه از فرصت‌ها و محدودیت‌های پیش‌رو ارائه دهد؛ تصویری که فراتر از شعارهای «سبز» بوده و بر مبنای اقتصاد، فناوری و سیاست‌گذاری قابل اجرا شکل گرفته است. میثم فتحی‌محب، کارشناس انرژی در گفت‌وگو با «ایران» درباره مفهوم بیوپلاستیک، تفاوت آن با پلاستیک و ظرفیت ایران در این زمینه توضیح می‌دهد: «جایگزینی واقعی بیوپلاستیک‌ها عمدتاً در حوزه‌هایی شکل می‌گیرد که مقررات و برندینگ برای آنها ارزش اقتصادی ملموس ایجاد می‌کند و قیمت صرفاً معیار تصمیم‌گیری نیست.»

 بیوپلاستیک چیست؟
بیوپلاستیک یک ماده واحد و همگن نیست، بلکه به خانواده‌ای از مواد پلیمری اطلاق می‌شود که یا منشأ زیستی دارند یا دارای قابلیت تجزیه‌پذیری و کمپوست‌پذیری هستند و در برخی موارد هر دو ویژگی را به‌طور همزمان دارا هستند. بر اساس تعریف‌های رایج، پلاستیک زمانی در دسته بیوپلاستیک‌ها قرار می‌گیرد که دست‌کم یکی از این دو شاخص، یعنی زیست‌پایه بودن یا زیست‌تجزیه‌پذیری، در آن وجود داشته باشد.

چه تفاوتی با پلاستیک‌های رایج پتروشیمی دارد؟
تفاوت اساسی بیوپلاستیک‌ها با پلاستیک‌های متداول فسیلی در این نکته نهفته است که معیار ارزیابی آنها صرفاً به نوع خوراک اولیه محدود نمی‌شود، بلکه نحوه رفتار ماده در پایان عمر و مسیر مدیریت پسماند نیز به‌عنوان بخشی از مدل اقتصادی و محیط‌‌زیستی مورد توجه قرار می‌گیرد. از همین رو ممکن است پلیمرهایی وجود داشته باشند که زیست‌پایه هستند اما قابلیت تجزیه زیستی ندارند، یا موادی که تجزیه‌پذیر محسوب می‌شوند اما منشأ آنها الزاماً غیرزیستی است.

 آیا بیوپلاستیک‌ها واقعاً دوستدار محیط‌‌زیست هستند؟
بیوپلاستیک‌ها همواره و به‌صورت خودکار به معنای گزینه‌ای سبزتر نیستند و اثر واقعی آنها به‌طور مستقیم به زیرساخت موجود و سناریوی پایان‌عمر وابسته است. مطالعات سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) نشان می‌دهد، پیامدهای محیط‌‌زیستی مواد پلیمری در مرحله پایان‌عمر به‌شدت تابع شرایط محلی، زیرساخت‌های جمع‌آوری و پردازش و کیفیت داده‌ها و نظام مدیریت پسماند است و بدون وجود این الزامات، نمی‌توان مزیت محیط‌‌زیستی بیوپلاستیک‌ها را قطعی و پایدار دانست. همچنین این سازمان (OECD) در سناریوهای مرتبط با آلودگی پلاستیک تأکید می‌کند که آثار محیط‌‌زیستی گسترش بیوپلاستیک‌ها ماهیتی ساده و خطی ندارد و در کنار منافع بالقوه، نگرانی‌هایی مانند تغییر کاربری زمین، فشار بر منابع آب و رقابت با تولیدات کشاورزی نیز مطرح می‌شود. بر این اساس، در صورتی که در ایران زیرساخت کمپوست صنعتی، نظام تفکیک از مبدأ و چهارچوب‌های شفاف برای استانداردسازی و راستی‌آزمایی ادعاهای محیط‌‌زیستی ایجاد نشود، توسعه بیوپلاستیک‌ها بیش از آنکه به کاهش واقعی آلودگی منجر شود، در معرض تبدیل شدن به یک «برچسب سبز» قرار 
می‌گیرند.

 ایران چه ظرفیت‌هایی برای تولید بیوپلاستیک دارد؟
ایران از منظر ظرفیت صنعتی پتروشیمی، مقیاس تولید و وجود شبکه گسترده صنایع پایین‌دستی، از مزیت بالقوه قابل توجهی برخوردار است؛ به‌گونه‌ای که ظرفیت اسمی صنعت پتروشیمی حدود ۹۶.۶ میلیون تن برآورد می‌شود و صادرات سالانه آن در مقیاسی نزدیک به ۱۳ میلیارد دلار گزارش شده است و همین پایه صنعتی می‌تواند در صورت هدایت بخشی از آن به سمت مواد نو، به تنوع‌بخشی زنجیره ارزش منجر شود. با این حال، سهم بیوپلاستیک‌ها در سبد تولید کشور همچنان ناچیز باقی مانده است.
 چرا؟
زیرا چند حلقه کلیدی به‌طور همزمان تضعیف شده‌اند. نبود سیاست‌های روشن خرید دولتی و استانداردگذاری الزام‌آور برای محصولات زیست‌پایه و کمپوست‌پذیر، فقدان زیرساخت متناسب مدیریت پسماند و کمپوست صنعتی، ریسک بالای سرمایه‌گذاری و عدم شکل‌گیری صرفه‌های مقیاس در مراحل اولیه و همچنین دسترسی ناپایدار به برخی دانش‌های فرمولاسیون، افزودنی‌های خاص و گواهی‌های بین‌المللی مورد نیاز برای صادرات، همگی مانع ورود جدی تولیدکنندگان شده‌اند. در عمل، تا زمانی که بازار داخلی از طریق سیاست‌گذاری، مقررات یا خرید تضمینی، تقاضای پایدار و قابل اتکا برای این محصولات ایجاد نکند، انتظار ورود گسترده بخش خصوصی به حوزه بیوپلاستیک‌ها واقع‌بینانه 
نخواهد بود.

بیوپلاستیک‌ها در چه صنایع و کاربردهایی می‌توانند جایگزین پلاستیک‌های فسیلی شوند؟
جایگزینی واقعی بیوپلاستیک‌ها عمدتاً در حوزه‌هایی شکل می‌گیرد که مقررات و برندینگ برای آنها ارزش اقتصادی ملموس ایجاد می‌کند و قیمت صرفاً معیار تصمیم‌گیری نیست. این حوزه‌ها شامل بخشی از بسته‌بندی‌های خاص، کیسه‌ها و فیلم‌های کاربردی و همچنین برخی کاربردهای کشاورزی می‌شود که در آنها الزامات محیط‌‌زیستی و الزامات بازار نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کنند. در این چهارچوب، مزیت صادراتی ایران نه در رقابت قیمتی با پلاستیک‌های کامودیتی، بلکه در امکان ورود هدفمند به بازارهای مقررات‌محور و حساس به ادعاهای محیط‌‌زیستی نهفته است.

ورود ایران چه مزیت صادراتی می‌دهد؟
تحقق این مزیت مستلزم آن است که از همان مراحل ابتدایی توسعه محصول، استانداردها، گواهی‌ها و الزامات برچسب‌گذاری بازارهای هدف به‌صورت دقیق لحاظ شود، زیرا در این بازارها تعریف صحیح محصول و صحت ادعاهای محیط‌‌زیستی عامل اصلی پذیرش و موفقیت تجاری محسوب می‌شود. 