آینده صنعت پتروشیمی در جهان

سال ۲۰۲۵ سالی سرنوشت‌ساز بود و استراتژی‌های سرمایه‌گذاریِ نه تنها اولویت‌های اقتصادی و صنعتی، بلکه تغییرات زیست محیطی، فناوری و ژئوپلیتیکی را نیز منعکس می‌کرد: از تنوع‌بخشی به مواد اولیه تا تلاش‌های کربن‌زدایی. پتروشیمی جهانی در سال ۲۰۲۵ تحولی بنیادین را تجربه کرد که مسیر این صنعت را برای یک دهه آینده تعیین خواهد کرد؛ سرمایه دیگر به دنبال بزرگ‌ترین یا قدیمی‌ترین دارایی‌ها نیست؛ بلکه به سوی تاب‌آوری، انعطاف‌پذیری و هم‌راستایی با روندهای بلندمدت هدایت می‌شود.

پتروپراگماتیسم

بررسی دقیق پورتفوی سرمایه‌گذاری شرکت‌هایی مانند BASF، ExxonMobil، Dow و SABIC در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نشان می‌دهد که جهت‌گیری سرمایه از «توسعه ظرفیت‌های فسیلی» به سمت سه محور کلیدی تغییر کرده است: اقتصاد چرخشی (Circular Economy)، مواد زیست‌پایه (Bio-based Materials) و کربن‌زدایی (Decarbonization). این تغییر جهت نه یک ژست تبلیغاتی، بلکه پاسخی عمل‌گرایانه به تغییرات بنیادین در تقاضای مشتریان و فشارهای قانونی است.

 

مصاف با طبیعت

تولید پتروشیمی‌ها و مشتقات آن‌ها سهم فزاینده‌ای از نفت و گاز جهان را در بر می‌گیرد: حدود ۱۴ درصد از تقاضای جهانی نفت (معادل ۱۳ میلیون بشکه در روز) و ۸ درصد از تقاضای گاز طبیعی (حدود ۳۰۰ میلیارد مترمکعب). از آنجا که بخش قابل‌توجهی از این انرژی به‌عنوان خوراک وارد صنعت پتروشیمی می‌شود و مستقیماً سوزانده نمی‌شود، این صنعت به شکلی ظاهراً متناقض، هم بزرگ‌ترین مصرف‌کننده انرژی صنعتی و هم سومین تولیدکننده بزرگ دی‌اکسید کربن (CO₂) در میان صنایع است.

 

چشم‌انداز رشد

بر اساس مطالعه اخیر Market.us، پیش‌بینی می‌شود بازار جهانی مواد شیمیایی سبز، با نرخ رشد مرکب ۱۰.۸٪، از ۱۱۱.۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ به ۳۱۱.۵ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۴ رشد کند.

 

چشم‌انداز چینی

رشد تقاضای محصولات پتروشیمی که در دهه گذشته سالانه ۳.۶ درصد بود، پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۰ به ۲ تا ۳ درصد کاهش یابد. این کاهش ناشی از بلوغ اقتصاد چین و گذار آن از یک اقتصاد تولیدمحور و زیرساختی به یک اقتصاد خدمات‌محور است.

 

قمار برای بقا

مفهوم «بقا» در آینده پتروشیمی به معنای توانایی انطباق سریع با تغییرات است؛ شرکت‌هایی که امروز روی فناوری‌های جذب کربن، مواد پیشرفته و فرآیندهای دیجیتال سرمایه‌گذاری نمی‌کنند، در حال قمار بر سر موجودیت خود هستند. آینده متعلق به کسانی است که می‌دانند چگونه از دلِ تهدیدات محیطی و اقتصادی، فرصت‌های نوآورانه خلق کنند.

 

اژدها وارد می‌شود!

آسیا، و در رأس آن چین، اکنون به کانون اصلی صنعت پتروشیمی جهان تبدیل شده است. آمارهای آژانس بین‌المللی انرژی و تحلیل‌های بازار نشان می‌دهند که چین در یک بازه پنج‌ساله (۲۰۱۹تا۲۰۲۴)، ظرفیتی معادل کل ظرفیت موجود در اروپا، ژاپن و کره جنوبی را به صنعت خود افزوده است. این حجم از سرمایه‌گذاری، چین را از بزرگترین واردکننده، به مرز خودکفایی و حتی صادرات در برخی محصولات رسانده است.

 

خوراک

پیش‌بینی می‌شود که در افق ۲۰۳۰، پروژه‌های جدید کمتر بر پایه خوراک‌های ارزان و بیشتر بر پایه خوراک‌های مایع (مانند نفتا) با حاشیه سود پایین‌تر تعریف شوند. این بدان معناست که دیگر نمی‌توان صرفاً با تکیه بر خوراک ارزان و تولید انبوه، ناکارآمدی‌های عملیاتی را پوشش داد.

 

بقا به شرط تحول

آینده پتروشیمی، آینده‌ای هوشمندتر، کارآمدتر و احتمالاً سبزتر است. این صنعت «می‌ماند»، اما نه به شکلی که امروز می‌شناسیم. صنعت پتروشیمی با پوست‌اندازی و تحولاتی که پیش بینی می‌شوند، خود را با نیازهای سیاره و جوامع انسانی تطبیق می‌دهد و همچنان موتور محرکه نوآوری و رفاه بشر باقی خواهد ماند.

 

به سوی بازدهی و انعطاف

پیش‌بینی می‌شود ساختارهای سازمانی خشک و وظیفه‌محور جای خود را به ساختارهای ماتریسی منعطف می‌دهند که در آن تصمیم‌گیری‌ها بر اساس ارزش اقتصادی سریع اتخاذ می‌شوند. شرکت‌ها در حال بازنگری در پورتفوی (سبد سهام) خود هستند تا دارایی‌های کم‌بازده را واگذار کرده و بر حوزه‌هایی تمرکز کنند که در آن مزیت رقابتی پایدار دارند.

 

جایگزینی فناورانه

صنعت باید دوباره هنر «جایگزینی مواد» را احیا کند. شرکت‌ها به جای فروش گرانول‌های پلاستیک به عنوان یک کالا (Commodity)، باید راهکارهایی ارائه دهند که جایگزین فلز، شیشه و کاغذ شوند. ارزش افزوده در آینده نه در تولید پلی‌اتیلن ساده، بلکه در تولید کامپوزیت‌های پیشرفته برای خودروهای برقی یا پلاستیک‌های هوشمند برای بسته‌بندی نهفته است.

 

پتروتکتونیک

نقشه جهانی صنعت پتروشیمی در حال تجربه یک جابجایی تکتونیکی (زمین‌پایه) است. توازن قدرت که زمانی بین بلوک‌های صنعتی غرب (آمریکا و اروپا) تقسیم شده بود، اکنون با شتابی بی‌سابقه به سمت شرق در حال حرکت است. این تغییر جغرافیا، تنها یک جابجایی در مکان تولید نیست، بلکه نشان‌دهنده دو مسیر متفاوت و استراتژی متمایز است که دو سوی جهان در پیش گرفته‌اند: آسیا به دنبال «رشد و تسلط بر بازار» است، در حالی که اروپا برای «بقا از طریق پایداری» می‌جنگد.

 

به افق آسیا

پیش‌بینی می‌شود که بیش از ۶۰ درصد از رشد تقاضای جهانی نفت در بخش پتروشیمی تا سال ۲۰۵۰ مربوط به آسیا باشد. این منطقه نه تنها کارخانه جهان است، بلکه با رشد طبقه متوسط در هند و کشورهای جنوب شرق آسیا (مانند اندونزی و ویتنام)، به بزرگترین بازار مصرف نهایی نیز تبدیل شده است. تقاضا برای پلاستیک‌ها، کودها و مواد شیمیایی در این اقتصادهای در حال توسعه، همچنان با نرخ‌هایی بالاتر از میانگین جهانی رشد می‌کند.

 

رشد آسیا یا بقای اروپا؟

جغرافیای جدید پتروشیمی، جهان را به دو نیمکره تقسیم کرده است: نیمکره شرقی که بر حجم و توسعه فیزیکی تمرکز دارد و نیمکره غربی (به ویژه اروپا) که بر کیفیت، پایداری و تکنولوژی متمرکز است. شرکت‌های چندملیتی برای موفقیت باید بتوانند در هر دو زمین بازی کنند؛ بهره‌گیری از رشد آسیا و نوآوری اروپا.

 

افق هوش مصنوعی

هوش مصنوعی (AI) و یادگیری ماشینی (Machine Learning) مغز تحول در صنعت پتروشیمی هستند. سیستم‌های مجهز به AI با تحلیل الگوهای داده‌ای که برای انسان قابل تشخیص نیستند، می‌توانند خرابی تجهیزات را هفته‌ها یا ماه‌ها قبل از وقوع پیش‌بینی کنند. این رویکرد، صنعت را از فاز «تعمیرات واکنشی» (تعمیر پس از خرابی) به فاز «تعمیرات پیش‌بینانه» منتقل کرده است.

 

مرگ بر محیط زیست!

طبق گزارش گرین‌پیس، از زمان آغاز مذاکرات «پیمان جهانی پلاستیک» در نوامبر ۲۰۲۲، تنها هفت شرکت به‌اندازه‌ای پلاستیک تولید کرده‌اند که بتوان ۶٫۳ میلیون کامیون زباله را پر کرد؛ رقمی معادل پنج و نیم کامیون در هر دقیقه!   تنها شرکت Dow دست‌کم ۲۱ لابی‌گر به مذاکرات فرستاده و همزمان حدود ۳٫۴ میلیارد پوند از فروش پلاستیک درآمد کسب کرد! در همین حال، گزارش تصریح می‌کند که شرکت INEOS، بزرگ‌ترین تولیدکننده پلاستیک در بریتانیا، ظرفیت تولید خود را بیش از ۲۰ درصد افزایش داده و حدود ۳٫۵ میلیارد پوند در پروژه‌ای به نام Project ONE در آنتورپ بلژیک سرمایه‌گذاری کرده است؛ طرحی که قرار است بزرگ‌ترین کارخانه پلاستیک اروپا شود.