10 ویژگی عصر گذار پتروشیمی‌ها

چگونه صنعت راهبردی در جهان از مرحله بقا وارد مرحله تحول شده است؟

امیر فرشباف - روزنامه‌نگار/ صنعت پتروشیمی، به عنوان ستون فقرات تولید صنعتی مدرن، در آستانه یکی از پیچیده‌ترین دوران‌های تاریخ خود قرار دارد. همگرایی فشارهای ژئوپلیتیک، بحران‌های مازاد عرضه، الزامات سخت‌گیرانه زیست‌محیطی و انقلاب دیجیتال، پارادایم‌های سنتی حاکم بر این صنعت را به چالش کشیده است. این گزارش، چیکده‌ای از متون و مقالات پژوهشی است که در بستر رسانه‌ها و نشریات تخصصی خارجی منتشر شده است و با هدف ارائه تحلیلی جامع، عمیق و چندبعدی از آینده این صنعت تدوین شده است. در این گزارش جامع، با ارائه داده‌های اولیه، به روندها و تحولاتی اشاره می‌شود که بقا و شکوفایی بازیگران این صنعت راهبردی را در دهه‌های آتی تعیین خواهند کرد.

۱

چرا آینده پتروشیمی بدون نوآوری زنده نمی‌ماند؟

صنعت پتروشیمی در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ با واقعیتی تلخ و انکارناپذیر روبه‌رو شد: مدل‌های کسب‌وکار سنتی که دهه‌ها تضمین‌کننده سودآوری بودند، دیگر کارایی خود را از دست داده‌اند. اگر به تحلیل‌های بازار و چشم‌اندازهای ارائه شده توسط مؤسسات معتبری همچون StartUs Insights  و Datamatics  بنگریم، درمی‌یابیم که این صنعت در حال عبور از یک «طوفان کامل» است؛ طوفانی که در آن نوسانات شدید قیمت خوراک، تغییرات بنیادین در مقررات زیست‌محیطی و فشارهای اجتماعی برای پایداری، همزمان شده‌اند. در چنین فضایی، نوآوری دیگر یک انتخاب لوکس برای افزایش حاشیه سود نیست، بلکه تنها راهکار برای بقای محض است.
بحران مازاد عرضه (Oversupply Crisis) یکی از اصلی‌ترین محرک‌هایی است که نوآوری را اجتناب‌ناپذیر کرده است. داده‌های بازار نشان می‌دهند که ظرفیت جهانی تولید اتیلن بین سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ بیش از ۴۰ میلیون تن افزایش یافته است. نکته تأمل‌برانگیز اینجاست که حدود ۷۰ درصد از این ظرفیت جدید، تنها در چین - به عنوان یکی از قطب‌های پیشران در نوآوری - ایجاد شده است، در حالی که تقاضای جهانی در همین دوره تنها حدود ۲۷ میلیون تن رشد داشته است. این شکاف عمیق میان عرضه و تقاضا، نرخ بهره‌برداری از واحدهای تولیدی را در سطح جهانی به حدود ۸۰ درصد کاهش داده است که پایین‌ترین میزان در سال‌های اخیر محسوب می‌شود. در چنین بازاری که عرضه بر تقاضا پیشی گرفته، جنگ قیمت‌ها اجتناب‌ناپذیر است و تنها شرکت‌هایی زنده می‌مانند که بتوانند از طریق نوآوری در فرآیندها، هزینه‌های عملیاتی خود را به حداقل برسانند.
اما نوآوری مورد نیاز برای بقا، فراتر از صرفه‌جویی در هزینه‌هاست. گزارش‌ها حاکی از آن است که صنعت پتروشیمی باید خود را با «شیمی پایدار»  (Sustainable Chemistry) و «اقتصاد چرخشی» (Circular Economy)  بازتعریف کند. شرکت‌هایی که نتوانند راهکارهایی برای بازیافت شیمیایی، استفاده از خوراک‌های زیستی و کاهش ردپای کربنی ارائه دهند، به تدریج مجوز اجتماعی و قانونی فعالیت خود را از دست خواهند داد. به عنوان مثال، در حالی که رشد کلی صنعت پتروشیمی حدود ۱۰.۷ درصد برآورد شده، بخش‌های مرتبط با فناوری‌های سبز و استارتاپ‌های نوآور در این حوزه رشدی بسیار سریع‌تر را تجربه می‌کنند. این نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران نیز آینده را در نوآوری می‌بینند و جریان سرمایه به سمت تکنولوژی‌های پاک در حال تغییر مسیر است.
علاوه بر فشارهای اقتصادی و زیست‌محیطی، ریسک‌های ژئوپلیتیک و نوسانات انرژی نیز بر ضرورت نوآوری تأکید دارند. تولیدکنندگان اروپایی و آسیایی که به خوراک نفتا وابسته‌اند و هزینه تولید بالایی دارند، در برابر رقبای آمریکایی و خاورمیانه‌ای که از خوراک گاز ارزان بهره می‌برند، آسیب‌پذیرترند. برای این شرکت‌ها، نوآوری در بهره‌وری انرژی و دیجیتالی‌سازی فرآیندها (مانند استفاده از هوش مصنوعی برای بهینه‌سازی مصرف انرژی) تنها راه جبران این شکاف هزینه‌ای است. شرکت‌های پیشرو دریافته‌اند که برای ماندن در عرصه رقابت جهانی، باید سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه (R&D) را حتی در دوران رکود اقتصادی افزایش دهند. آمارهای ثبت اختراع در سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد که با وجود چالش‌های بازار، ثبت پتنت‌ها در صنعت پتروشیمی رشد مداوم داشته است که نشان‌دهنده تلاش شرکت‌ها برای ایجاد حصارهای فناورانه حول کسب‌وکارشان است.
در این راستا، عوامل کلیدی و محدودیت‌هایی که صنعت شیمیایی جهانی ۲۰۲۵ را شکل می‌دهند عبارتند از:
نوآوری و تحول دیجیتال:‌ با سرمایه‌گذاری‌های قابل توجه در هوش مصنوعی، دوقلوهای دیجیتال، کنترل پیشرفته فرآیند، نگهداری پیش‌بینی کننده و عملیات خودکار توسط شرکت‌های شیمی‌پایه، می‌توان هدف افزایش بازده و کاهش ضایعات برای کاهش هزینه‌ها را محقق کرد. بر اساس تحقیقات صورت گرفته، شرکت‌های شیمیایی در آینده عمدتاً به فناوری برای افزایش بهره‌وری وابسته خواهند بود و این سرمایه‌گذاری دیجیتال، اختیاری نخواهد بود.
پایداری و شیمی سبز :‌تمرکز روزافزون بر شیمی سبز از طریق مسیرهای کمتر آلاینده، مواد اولیه زیستی، سیستم‌های دایره‌ای به منظور رعایت مقررات، شهرت برند و رقابت‌پذیری آینده به طور فزاینده‌ای ضروری شده است. بر اساس مطالعه اخیر Market.us، پیش‌بینی می‌شود بازار جهانی مواد شیمیایی سبز، با نرخ رشد مرکب ۱۰.۸٪، از ۱۱۱.۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ به ۳۱۱.۵ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۴ رشد کند. اگر شما بازیکنی در این حوزه هستید، اکنون وقت آن است که شرط‌های خود را ببندید.
مواد اولیه، انرژی و آربیتراژ هزینه:‌ مناطقی مانند بخش گاز شیل آمریکا، صنعت گاز خاورمیانه یا مجتمع‌های پتروشیمی یکپارچه در آسیا که دسترسی ویژه به گاز طبیعی ارزان، انرژی‌های تجدیدپذیر یا مواد اولیه کم‌هزینه دارند، بیشترین سرمایه‌گذاری را دریافت خواهند کرد.
بازسازی، منطقه‌ای‌سازی و تاب‌آوری زنجیره تأمین‌: ‌افزایش ریسک ژئوپلیتیک، اصطکاک‌های تجاری و رویدادهای اقلیمی، شکنندگی‌های زنجیره‌های تأمین جهانی را برجسته کرده‌اند. در نتیجه، شاهد افزایش بومی‌سازی تولید مواد شیمیایی حیاتی خواهیم بود. این امر همچنین منجر به بازتعریف منحنی‌های هزینه، مدل‌های لجستیکی و رقابت‌پذیری منطقه‌ای خواهد شد.
مقررات، سیاست‌های اقلیمی و محدودیت‌های کربنی: افزایش فشار از سوی نهادهای تنظیم‌گر، سرمایه‌گذاران و مصرف‌کنندگان، شرکت‌های شیمیایی را به سمت به‌کارگیری حسابداری کربن، تدوین نقشه‌راه‌های کربن‌زدایی و استفاده از ابزارهای پوشش ریسک مقرراتی - مانند سازوکارهای تعدیل کربن در مرزها - سوق داده است. در زنجیره‌های تأمین مدرن صنعت شیمیایی، شاهد توسعه روش‌های پیشرفته‌ای هستیم؛ از جمله رهگیری اتم کربن، مانند چهارچوب‌های CarAT، که امکان ردیابی جریان‌های کربن زیستی در مقایسه با کربن فسیلی را فراهم می‌کنند.
مفهوم «بقا» در آینده پتروشیمی به معنای توانایی انطباق سریع با تغییرات است؛ شرکت‌هایی که امروز روی فناوری‌های جذب کربن، مواد پیشرفته و فرآیندهای دیجیتال سرمایه‌گذاری نمی‌کنند، در حال قمار بر سر موجودیت خود هستند. آینده متعلق به کسانی است که می‌دانند چگونه از دلِ تهدیدات محیطی و اقتصادی، فرصت‌های نوآورانه خلق کنند.
منابع:
1. StartUs Insights, «Petrochemical Industry Outlook 2025: Market Data & Innovations».
2. Datamatics, «Forging the Future: How Innovation, Sustainability, and Geopolitics Will Shape the 2025 Global Chemical Industry Outlook».
3. Wood Mackenzie, «Petrochemicals in peril: oversupply crisis and energy transition threaten industry survival».
 
لینک‌ها:
https://www.startus-insights.com/innovators-guide/petrochemical-industry-outlook/
https://www.datamaticsbpm.com/blog/how-innovation-and-sustainability-will-shape-global-chemical-industry/
https://www.woodmac.com/news/opinion/petrochemicals-in-peril-oversupply-crisis-and-energy-transition-threaten-industry-survival/ 

 

2

آینده پتروشیمی در حجم تولید نیست، در مسیر تحول است

وقعیت جغرافیایی همواره عامل کلیدی موفقیت در صنعت پتروشیمی بوده است: حضور در بازارهای نوظهور و دسترسی به خوراک ارزان. اما با تغییر شرایط صنعتی، شرکت‌ها ناگزیر خواهند بود تمرکز بیشتری بر قابلیت‌های محوری و راهبردهای خود داشته باشند.
تا پیش از سقوط قیمت نفت، موفقیت در این صنعت بر عدم‌تقارن‌های شدید منطقه‌ای استوار بود؛ شرکت‌ها در بازارهای نوظهورِ پرشتاب مانند چین رشد چشمگیری را تجربه کردند. همچنین شرکت‌هایی در مناطقی - بویژه خاورمیانه و آمریکای شمالی - که از مزیت خوراک گازی برخوردار بودند، با تبدیل این خوراک به محصولات پتروشیمی و پلاستیک و سپس صادرات آن به چین و دیگر بازارهای در حال رشد، عملکرد موفقی داشتند. به‌بیان صریح، برای بازیگران پتروشیمی برخوردار از مزیت جغرافیایی، خطا کردن کار دشواری بود.
صنعت جهانی پتروشیمی بیش از ۱۵ سال رشد قوی در حجم تولید را تجربه کرده است: تولید سالانه اتیلن از حدود ۱۰۰ میلیون تن متریک در سال ۲۰۰۰ به نزدیک ۱۵۰ میلیون تن متریک در سال ۲۰۱۶ افزایش یافته است. همزمان با این رشد حجمی، خلق ارزش نیز از سال ۲۰۰۵ به بعد با نرخ رشد مرکب سالانه ۴ درصد افزایش یافته است. سهام شرکت‌های پتروشیمی در این دوره، در مقایسه با سایر بخش‌های صنعت شیمیایی و کل بازار، عملکرد قدرتمندی از خود نشان داده‌اند.
برای دهه‌ها، فرمول موفقیت در صنعت پتروشیمی ساده و خطی بود: «ظرفیت بیشتر بساز تا سود بیشتری ببری.» این استراتژی حجم‌محور (Volume-driven)، که بر پایه اقتصاد مقیاس و دسترسی به خوراک ارزان بنا شده بود، بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۶ منجر به رشدی خیره‌کننده در تولید جهانی شد. تولید سالانه اتیلن از ۱۰۰ میلیون تن به ۱۵۰ میلیون تن رسید و شرکت‌ها با تکیه بر بازارهای تشنه در اقتصادهای نوظهور، سودهای سرشاری کسب کردند. اما تحلیل‌های استراتژیک، بویژه از سوی نهادهایی مانند مک‌کینزی (McKinsey)، نشان می‌دهند که این دوران طلایی به پایان رسیده و پارادایم صنعت در حال یک چرخش تاریخی از «حجم» به «ارزش» (Value-driven) است.
چرا حجم تولید دیگر تضمین‌کننده موفقیت نیست؟ پاسخ این پرسش در تغییر بنیادین دینامیک‌های بازار نهفته است. اول، پنجره فرصت برای استفاده از خوراک‌های دارای مزیت مطلق (Advantaged Feedstock) در حال بسته شدن است. در دو دهه گذشته، تولیدکنندگان خاورمیانه و سپس آمریکای شمالی با دسترسی به گاز ارزان، از رانت اقتصادی عظیمی برخوردار بودند؛ اما با افزایش ظرفیت‌های صادراتی گاز و میعانات گازی و همچنین جهانی‌شدن قیمت‌گذاری این حامل‌ها، این مزیت نسبی در حال کمرنگ شدن است. پیش‌بینی می‌شود که در افق ۲۰۳۰، پروژه‌های جدید کمتر بر پایه خوراک‌های ارزان و بیشتر بر پایه خوراک‌های مایع (مانند نفتا) با حاشیه سود پایین‌تر تعریف شوند. این بدان معناست که دیگر نمی‌توان صرفاً با تکیه بر خوراک ارزان و تولید انبوه، ناکارآمدی‌های عملیاتی را پوشش داد.
دومین عامل، تغییر در الگوی تقاضای جهانی است. رشد تقاضای محصولات پتروشیمی که در دهه گذشته سالانه ۳.۶ درصد بود، پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۰ به ۲ تا ۳ درصد کاهش یابد. این کاهش ناشی از بلوغ اقتصاد چین و‌گذار آن از یک اقتصاد تولیدمحور و زیرساختی به یک اقتصاد خدمات‌محور است. در بازاری که کیک تقاضا دیگر با سرعت سابق بزرگ نمی‌شود، رقابت بر سر سهم بازار با استراتژی‌های قدیمی «تولید حداکثری» تنها منجر به جنگ قیمت و فرسایش حاشیه سود (Margin Erosion) می‌شود. تجربه سال‌های اخیر در زنجیره‌های آروماتیک و C4 - که نیمی از ارزش خلق شده توسط صنعت را به دلیل مازاد عرضه از بین بردند - گواهی بر این مدعاست.
در این پارادایم جدید، «مسیر تحول» به چه معناست؟ تحول به معنی بازتعریف نحوه خلق ارزش است. شرکت‌های پیشرو مانند شورون (Chevron)، بی‌پی (BP) و کونوکوفیلیپس (ConocoPhillips) شعار «ارزش مقدم بر حجم» (Value over Volume) را سرلوحه استراتژی‌های خود قرار داده‌اند. این تحول شامل چند رکن اساسی است:
۱. انضباط سرمایه و تعالی عملیاتی: به جای سرمایه‌گذاری کورکورانه در پروژه‌های جدید، تمرکز بر بهینه‌سازی دارایی‌های موجود و افزایش ضریب بهره‌برداری است. استفاده از فناوری‌های دیجیتال برای استخراج آخرین قطره ارزش از واحدهای موجود، اولویت پیدا کرده است.
۲. حرکت به سمت محصولات تخصصی و راهکارها: صنعت باید دوباره هنر «جایگزینی مواد» را احیا کند. به جای فروش گرانول‌های پلاستیک به عنوان یک کالا (Commodity)، شرکت‌ها باید راهکارهایی ارائه دهند که جایگزین فلز، شیشه و کاغذ شوند. ارزش افزوده در آینده نه در تولید پلی‌اتیلن ساده، بلکه در تولید کامپوزیت‌های پیشرفته برای خودروهای برقی یا پلاستیک‌های هوشمند برای بسته‌بندی نهفته است.
۳. یکپارچگی و چابکی سازمانی: ساختارهای سازمانی خشک و وظیفه‌محور جای خود را به ساختارهای ماتریسی منعطف می‌دهند که در آن تصمیم‌گیری‌ها بر اساس ارزش اقتصادی سریع اتخاذ می‌شوند. شرکت‌ها در حال بازنگری در پورتفوی (سبد سهام) خود هستند تا دارایی‌های کم‌بازده را واگذار کرده و بر حوزه‌هایی تمرکز کنند که در آن مزیت رقابتی پایدار دارند.
براین اساس، آینده پتروشیمی متعلق به کسانی نیست که بزرگ‌ترین کارخانه‌ها را دارند، بلکه متعلق به کسانی است که هوشمندترین استراتژی‌ها را برای تبدیل مواد خام به ارزش‌های پایدار و متمایز به کار می‌گیرند. تحول از ذهنیت «تولیدکننده» به «خلق‌کننده ارزش»، شرط لازم برای عبور از دهه پرچالش پیش رو است.
 منابع:
1. McKinsey & Company, «Petrochemicals 2030: Reinventing the way to win in a changing industry».
2. McKinsey & Company, «Organizing to enable the shift from volume to value».
3. McKinsey & Company, «Petrochemicals 2030 PDF Report».
4. McKinsey & Company, «Petrochemicals review: Where we are now and where we’re going».
 
لینک‌ها:
https://www.mckinsey.com/industries/chemicals/our-insights/petrochemicals-2030-reinventing-the-way-to-win-in-a-changing-industry
https://www.mckinsey.com/industries/oil-and-gas/our-insights/organizing-to-enable-the-shift-from-volume-to-value
https://www.mckinsey.com/~/media/McKinsey/Industries/Chemicals/Our%20Insights/Petrochemicals%202030%20Reinventing%20the%20way%20to%20win%20in%20a%20changing%20industry/Petrochemicals-2030-Reinventing-the-way-to-win-in-a-changing-industry.pdf
https://www.mckinsey.com/industries/chemicals/our-insights/petrochemicals-review-where-we-are-now-and-where-were-going

 

3

بازیگران بزرگ چه می‌کنند؟

شرکت‌های پیشرو جهانی، سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای روی بازیافت شیمیایی، مواد زیست‌پایه و بهینه‌سازی مصرف انرژی آغاز کرده‌اند. با ادامه تحول چشم‌انداز انرژی جهانی، صنعت پتروشیمی خود را در تقاطع وابستگی سنتی به منابع و نوآوری آینده‌نگر می‌یابد. سال ۲۰۲۵ سالی سرنوشت‌ساز بود و استراتژی‌های سرمایه‌گذاری نه تنها اولویت‌های اقتصادی و صنعتی، بلکه تغییرات زیست محیطی، فناوری و ژئوپلیتیکی را نیز منعکس می‌کرد: از تنوع‌بخشی به مواد اولیه تا تلاش‌های کربن‌زدایی. اما در حالی که بسیاری از تحلیلگران از تداوم چالش‌های مزمن صنعت سخن می‌گویند، غول‌های پتروشیمی جهان در حال شرط‌بندی‌های سنگین و استراتژیک روی آینده هستند. بررسی دقیق پورتفوی سرمایه‌گذاری شرکت‌هایی مانند BASF، ExxonMobil، Dow و SABIC در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نشان می‌دهد که جهت‌گیری سرمایه از «توسعه ظرفیت‌های فسیلی» به سمت سه محور کلیدی تغییر کرده است: اقتصاد چرخشی (Circular Economy)، مواد زیست‌پایه (Bio-based Materials) و کربن‌زدایی (Decarbonization). این تغییر جهت نه یک ژست تبلیغاتی، بلکه پاسخی عمل‌گرایانه به تغییرات بنیادین در تقاضای مشتریان و فشارهای قانونی است.
انقلاب در بازیافت شیمیایی: شرکت BASF به عنوان یکی از پیشگامان، برنامه اقتصاد چرخشی خود را با هدفی جاه‌طلبانه آغاز کرده است. این شرکت هدفگذاری کرده بود تا سال ۲۰۳۰ فروش محصولات چرخشی خود را به ۱۷ میلیارد یورو برساند (که البته بعداً با نگاهی واقع‌بینانه‌تر به ۱۰ میلیارد یورو تعدیل شد، اما همچنان رقمی خیره‌کننده است). تمرکز اصلی آنها بر فناوری ChemCycling (چرخه شیمیایی) است. در این فرآیند، پلاستیک‌های مخلوط و تایرهای فرسوده که بازیافت مکانیکی آنها دشوار است، از طریق پیرولیز به «روغن پیرولیز» تبدیل می‌شوند. این روغن به عنوان خوراک اولیه وارد کراکرهای بخار شده و جایگزین نفتای فسیلی می‌شود.
BASF از سال ۲۰۲۵ فاز «اعتبارسنجی» را پشت سر گذاشته و وارد فاز «توسعه تجاری» شده است و با امضای قراردادهای بلندمدت با شرکت‌های مدیریت پسماند، زنجیره تأمین خود را تضمین کرده است. شرکت Dow نیز با تغییر شعار خود از «توقف زباله» به «تبدیل زباله» (Transform the Waste)، هدفگذاری کرده است تا سال ۲۰۳۰ سالانه ۳ میلیون تن محصول را از طریق بازیافت یا منابع تجدیدپذیر، تجاری‌سازی کند. این شرکت در حال ایجاد اکوسیستم‌های صنعتی جدیدی است که در آن زباله‌های پلاستیکی نه به عنوان زباله، بلکه به عنوان یک منبع ارزشمند کربن دیده می‌شوند.
سرمایه‌گذاری در مواد زیست‌پایه و انرژی‌های نو: حرکت به سمت خوراک‌های غیرفسیلی شتاب گرفته است. سرمایه‌گذاری در واحدهای تولید اتیلن از اتانول (Ethanol-to-Ethylene) و استفاده از بیوگاز و زیست‌توده (Biomass) به عنوان خوراک، در دستور کار قرار گرفته است. شرکت‌ها در حال توسعه پلاستیک‌های زیست‌تخریب‌پذیر و موادی هستند که ردپای کربنی کمتری دارند. علاوه بر این، ExxonMobil با تأسیس واحد «راهکارهای کم‌کربن» (Low Carbon Solutions)، میلیاردها دلار در زمینه جذب و ذخیره‌سازی کربن (CCS) و تولید هیدروژن سرمایه‌گذاری کرده است. این شرکت قصد دارد بین سال‌های ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ حدود ۲۰ میلیارد دلار در پروژه‌های کاهش انتشار سرمایه‌گذاری کند و هم‌اکنون قراردادهایی برای جذب سالانه ۹ میلیون تن CO2 منعقد کرده است. اکسون همچنین با ورود به زنجیره ارزش لیتیوم، خود را برای تأمین نیازهای بازار خودروهای برقی آماده می‌کند.
بهینه‌سازی انرژی و برقی‌سازی فرآیندها: نوآوری در قلب فرآیندهای تولید سنتی نیز در جریان است؛ یکی از جذاب‌ترین پروژه‌ها، همکاری Dow و Shell برای توسعه «کراکرهای الکتریکی» (e-cracking) است. در این فناوری، کوره‌های کراکینگ که به طور سنتی با سوزاندن گاز کار می‌کنند، با برق تجدیدپذیر گرم می‌شوند که می‌تواند انتشار کربن در فرآیند تولید اتیلن را تا ۹۰ درصد کاهش دهد. داو همچنین در حال ساخت اولین سایت تولید اتیلن با انتشار خالص صفر در جهان در کانادا است. شرکت SABIC نیز در عربستان سعودی با همکاری دولت، در حال احداث یکی از بزرگ‌ترین هاب‌های جذب و استفاده از کربن (CCUS) در شهر جبیل است که هدف آن جذب ۴ میلیون تن دی‌اکسید کربن در سال است. سابیک همچنین برنامه‌ای برای برقی‌سازی (Electrification) توربین‌ها و کمپرسورهای خود دارد تا وابستگی به سوخت‌های فسیلی در فرآیند تولید را کاهش دهد.

جمع‌بندی: تحولی سرنوشت‌ساز برای یک دهه صنعت پتروشیمی
بخش پتروشیمی در سال ۲۰۲۵ تحولی بنیادین را تجربه کرد که مسیر این صنعت را برای یک دهه آینده تعیین خواهد کرد؛ سرمایه دیگر به دنبال قدیمی‌ترین دارایی‌ها نیست؛ بلکه به سوی تاب‌آوری، انعطاف‌پذیری و هم‌راستایی با روندهای بلندمدت هدایت می‌شود.
برندگان واقعی، شرکت‌ها و کشورهایی خواهند بود که بتوانند به‌سرعت مسیر خود را تغییر دهند، یکپارچگی پایدار ایجاد کنند و در سراسر زنجیره ارزش نوآوری داشته باشند. این روندها نشان می‌دهد که بازیگران بزرگ دیگر منتظر آینده نمی‌مانند، بلکه با سرمایه‌گذاری‌های سنگین در حال ساختن آن هستند. آنها دریافته‌اند که در دنیای فردا، سودآوری با پایداری گره خورده است و تنها شرکت‌هایی که بتوانند زنجیره ارزش خود را کربن‌زدایی و چرخشی کنند، سهم بازار را از آن خود خواهند کرد.
 منابع:
1. Petrochem Expert, «Top Petrochemical Investment Trends in 2025».
2. Enkiai, «BASF Chemical Recycling 2025: Your Guide to Global Scale».
3. ExxonMobil, «ExxonMobil Raises 2030 Plan, Transformation».
4. Dow Corporate, «Sustainability Targets».
5. Dow Corporate, «Decarbonization and Climate Mitigation».
6. SABIC, «Advancing a circular economy».
7. SABIC, «Sustainability Strategy».
 
لینک‌ها:
https://petrochemexpert.com/top-petrochemical-investment-trends-in-2025/
https://enkiai.com/basf/basf-chemical-recycling-2025-your-guide-to-global-scale
https://corporate.exxonmobil.com/news/news-releases/2025/1209-exxonmobil-raises-2030-plan-transformation
https://corporate.dow.com/en-us/purpose-in-action/sustainability-targets.html
https://corporate.dow.com/en-us/purpose-in-action/climate-protection/decarbonization.html
https://www.sabic.com/en/sustainability/circular-economy
https://www.sabic.com/en/reports/sustainability-2022/about-sabic/strategy

 

4

سیاست‌گذاری جهانی برای هماهنگی طبیعت

وافق‌های اقلیمی، استانداردهای جدید کربنی و سیاست‌های صنعتی اروپا و آمریکا، مسیر آینده پتروشیمی را شکل می‌دهند.
در دهه پیش رو، سیاست‌گذاری‌های دولتی به اندازه نیروهای بازار در شکل‌دهی به آینده صنعت پتروشیمی نقش خواهند داشت. ما شاهد ظهور عصر جدیدی از «سیاست صنعتی سبز» هستیم که در آن دولت‌ها با ابزارهای قدرتمندی همچون یارانه، مالیات کربن و تعرفه‌های تجاری، جریان سرمایه را هدایت می‌کنند. دو قطب اصلی اقتصاد غرب، یعنی ایالات متحده و اتحادیه اروپا، با اتخاذ رویکردهای متفاوت، رقابتی نفس‌گیر را برای جذب سرمایه‌گذاری‌های پتروشیمیِ آینده آغاز کرده‌اند:
قانون کاهش تورم آمریکا (IRA): از زمان معرفی IRA (قانون کاهش تورم) در آمریکا، اتحادیه اروپا نگران خروج سرمایه‌گذاری‌های تولیدی و توسعه محصول به سمت آمریکا بوده و دریافته است که باید برای حمایت از صنایع سبز خود اقدام کند. اما به همان اندازه که IRA یک لایحه اقلیمی است، یک سیاست صنعتی هم هست. این سازمان حمایت مالی از کل زنجیره ارزش انرژی پاک - از مواد تا تولید و تثبیت - را با هدف توسعه زنجیره‌های تأمین داخلی و کاهش وابستگی به چین فراهم می‌کند.
از زمان معرفی «قانون کاهش تورم» آمریکا، اتحادیه اروپا نگرانی‌های خود را درباره دو ریسک اساسی مطرح کرده است: خروج سرمایه‌گذاری‌های تولیدی و مهاجرت سرمایه‌گذاری در توسعه پروژه‌ها. این ریسک‌ها به‌سرعت جنبه‌ای عینی و ملموس پیدا کردند؛ به‌گونه‌ای که شمار زیادی از شرکت‌های اروپایی اعلام کردند برنامه‌های توسعه خود را به ایالات متحده منتقل می‌کنند، آن هم به زیان اروپا! نمونه شاخص این روند، تصمیم شرکت فولکس‌واگن برای اولویت‌دادن به احداث کارخانه باتری در آمریکا به‌جای اروپای شرقی است.
در نتیجه، اتحادیه اروپا در سه‌ماهه نخست سال جاری پاسخ خود به قانون IRA را با معرفی «برنامه صنعتی پیمان سبز» (Green Deal Industrial Plan) اعلام کرد که در ادامه شرح حال آن ذکر خواهد شد. این برنامه ماهیتی رادیکال و انقلابی ندارد؛ بلکه تدریجی و تکاملی است و در واقع شتاب‌دهی به سیاست‌های موجود را نشان می‌دهد؛ سیاست‌هایی که با هدف انطباق با شرایط پس از IRA و مواجهه با محیط بین‌المللی رقابتی‌تر در حوزه فناوری‌های پاک تدوین شده‌اند.
تغییر قواعد بازی با نقدینگی ازطریق قانون کاهش تورم در ایالات متحده، زلزله‌ای در فضای سرمایه‌گذاری صنعتی ایجاد کرده است. این قانون با اختصاص حدود ۳۶۹ میلیارد دلار مشوق مالی و اعتبارات مالیاتی برای انرژی‌های پاک، جذابیتی بی‌نظیر برای تولیدکنندگان پتروشیمی ایجاد کرده است. ویژگی کلیدی IRA «سادگی» و «شفافیت» آن است؛ شرکت‌ها دقیقاً می‌دانند که در ازای هر تن جذب کربن یا تولید هیدروژن سبز، چه میزان اعتبار مالیاتی دریافت می‌کنند. این مشوق‌ها باعث شده است که کفه ترازو به نفع سرمایه‌گذاری در آمریکا سنگینی کند. برای مثال، اعتبارات مربوط به جذب کربن (45Q) و هیدروژن (45V) مستقیماً بر اقتصاد پروژه‌های پتروشیمی تأثیر می‌گذارد و تولید در خاک آمریکا را بسیار سودآورتر می‌سازد. بسیاری از شرکت‌های اروپایی، تحت تأثیر این مشوق‌ها، بخشی از سرمایه‌گذاری‌های توسعه‌ای خود را به سمت ایالات متحده معطوف کرده‌اند.
پاسخ اروپا:  اتحادیه اروپا با «طرح صنعتی توافق سبز» (Green Deal Industrial Plan) تلاش دارد تا از فرار سرمایه‌ها جلوگیری کند. اما رویکرد اروپا متفاوت است؛ در حالی که آمریکا از «هویج» (مشوق‌های مالیاتی) استفاده می‌کند، اروپا ترکیبی از هویج و «چماق» (مقررات سخت‌گیرانه) را به کار می‌گیرد. اروپا بیشتر بر مکانیزم‌های قیمت‌گذاری کربن (مانند سیستم تجارت انتشار ETS) و حمایت‌های رگولاتوری تمرکز دارد. اگرچه اروپا صندوق‌های حمایتی مانند REPowerEU را بسیج کرده است، اما پیچیدگی بوروکراتیک و هزینه‌های بالای انرژی در این قاره، همچنان چالشی بزرگ برای صنایع انرژی‌بر مانند پتروشیمی است. شرکت‌های اروپایی نگرانند که بدون حمایت‌های مشابه IRA، توان رقابت خود را در بازارهای جهانی از دست بدهند.
دیوار سبز اروپا؛ مکانیزم تنظیم مرزی کربن (CBAM): یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاستی اروپا که تأثیرات جهانی خواهد داشت، مکانیزم تنظیم مرزی کربن (CBAM) است. این مکانیزم عملاً یک تعرفه وارداتی بر اساس میزان انتشار کربن محصولات است. از سال ۲۰۲۶، صادرکنندگان محصولاتی مانند کودهای شیمیایی، هیدروژن و برخی مواد پتروشیمی به اروپا، اگر استانداردهایشان پایین‌تر از سطح اتحادیه اروپا باشد، باید گواهی‌نامه‌های کربن خریداری کنند. این سیاست، تولیدکنندگان در چین، خاورمیانه و ترکیه را مجبور می‌کند تا برای حفظ بازار اروپا، فرآیندهای خود را پاک‌تر کنند. CBAM در واقع تلاش اروپا برای «صادر کردن استانداردهای زیست‌محیطی» خود به سایر نقاط جهان است و می‌تواند زنجیره‌های تأمین جهانی را بازآرایی کند.
تنش‌های ژئوپلیتیک و امنیت زنجیره تأمین: علاوه بر اقلیم، امنیت ملی نیز به یکی از ارکان سیاست‌گذاری تبدیل شده است. تلاش برای کاهش وابستگی به چین در زنجیره تأمین مواد حیاتی و تکنولوژی‌های پاک، منجر به سیاست‌های «دوست‌سپاری» (Friend-shoring) و بومی‌سازی شده است. هم آمریکا و هم اروپا در تلاشند تا تولید مواد حیاتی مورد نیاز برای گذار انرژی (مانند مواد باتری و پنل‌های خورشیدی که مشتقات پتروشیمی هستند) را به داخل مرزهای خود یا کشورهای هم‌سو بازگردانند. این روند می‌تواند به تکه‌تکه شدن بازار جهانی پتروشیمی و شکل‌گیری بلوک‌های تجاری جدید منجر شود.
در مجموع، سیاست‌گذاری جهانی دیگر یک متغیر حاشیه‌ای نیست، بلکه به عامل اصلی تعیین‌کننده مکان احداث واحدهای جدید و نوع تکنولوژی‌های مورد استفاده تبدیل شده است. شرکت‌های پتروشیمی باید استراتژی‌های خود را با این واقعیت‌های جدید تطبیق دهند؛ استفاده از فرصت‌های IRA در آمریکا و انطباق با الزامات CBAM و ETS در اروپا، زمینه جدیدی برای مدیران صنعت پتروشیمی به منظور ایجاد هماهنگی میان طبیعت و انسان فراهم می‌کند.

 منابع:
1. Columbia Threadneedle, "Investment implications: The US Inflation Reduction Act is a wake-up call for the EU".
2. The Conference Board, "European Businesses Navigate the US Inflation Reduction Act".
3. Council on Economic Policies, "Inflation Reduction Act vs. Green Deal: Transatlantic Divergences".
4. KPMG, "EU Green Deal vs. US Inflation Reduction Act".
5. Energy Industry Review, "Historic Turning Point in Europe".
 
لینک‌ها:
https://www.columbiathreadneedle.com/pt/pt/intermediary/insights/investment-implications-the-us-inflation-reduction-act-is-a-wake-up-call-for-the-eu/
https://www.conference-board.org/publications/european-businesses-navigate-the-US-Inflation-Reduction-Act
https://www.cepweb.org/inflation-reduction-act-vs-green-deal-transatlantic-divergences-on-the-energy-transition/
https://kpmg.com/ch/en/insights/esg-sustainability/eu-green-deal-vs-us-inflation-reduction-act.html
https://energyindustryreview.com/analysis/historic-turning-point-in-europe/
 
 

5

فناوری‌های آینده‌ساز

جیتال‌تویین، هوش مصنوعی، اتوماسیون پیشرفته و تحلیل داده، به ابزارهای اصلی افزایش بهره‌وری در صنعت پتروشیمی تبدیل شده‌اند.
صنعت پتروشیمی که به طور سنتی بر تجهیزات سنگین و فرآیندهای شیمیایی پیچیده متکی بوده است، اکنون در حال تجربه یک رنسانس دیجیتال است. همگرایی فناوری‌های عملیاتی (OT) با فناوری اطلاعات (IT)، ابزارهایی را در اختیار مهندسان و مدیران قرار داده که بهره‌وری را به سطوحی که پیش از این غیرقابل تصور بود، رسانده است. در قلب این تحول، چهار فناوری کلیدی قرار دارند: همتای دیجیتال (Digital Twin)، هوش مصنوعی (AI)، اتوماسیون پیشرفته و تحلیل کلان‌داده.
همتای دیجیتال (Digital Twin) آینه تمام‌نمای واقعیت: فناوری همتای دیجیتال، ایجاد یک نسخه مجازی دقیق و زنده از یک دارایی فیزیکی (مانند یک کمپرسور، یک واحد تقطیر یا کل یک پالایشگاه) است. این مدل مجازی با استفاده از داده‌های لحظه‌ای دریافتی از هزاران سنسور اینترنت اشیا (IoT)، رفتار نسخه فیزیکی خود را شبیه‌سازی می‌کند. کاربرد این فناوری فراتر از نمایش گرافیکی است؛ این سیستم‌ها امکان «سفر در زمان» را به اپراتورها می‌دهند تا سناریوهای آینده را شبیه‌سازی کنند. به عنوان مثال، شرکت BP)British Petroleum) از سال ۲۰۱۷ این فناوری را پیاده‌سازی کرده و توانسته با بهینه‌سازی فرآیندها، تنها در سال اول ۳۰ هزار بشکه نفت بیشتر تولید کند. شرکت Chevron نیز از «همتای دیجیتال» برای پایش تجهیزات حیاتی در میادین نفتی و پالایشگاه‌ها استفاده می‌کند تا قابلیت اطمینان (Reliability) را افزایش دهد. مطالعات موردی نشان می‌دهد که استفاده از همتای دیجیتال می‌تواند هزینه‌های تعمیر و نگهداری را تا ۲۲ درصد کاهش دهد و توقف‌های ناخواسته (Unplanned Shutdowns) را بین ۳۰ تا ۴۰ درصد کم کند. این فناوری با شناسایی گلوگاه‌ها و شبیه‌سازی جریان مواد، بازده عملیاتی را به طور چشمگیری افزایش می‌دهد.
هوش مصنوعی و تعمیرات پیش‌بینانه (Predictive Maintenance): هوش مصنوعی (AI) و یادگیری ماشینی (Machine Learning) مغز متفکر این تحول هستند. سیستم‌های مجهز به AI با تحلیل الگوهای داده‌ای که برای انسان قابل تشخیص نیستند، می‌توانند خرابی تجهیزات را هفته‌ها یا ماه‌ها قبل از وقوع پیش‌بینی کنند. این رویکرد، صنعت را از فاز «تعمیرات واکنشی» (تعمیر پس از خرابی) به فاز «تعمیرات پیش‌بینانه» منتقل کرده است. این تغییر نه تنها میلیون‌ها دلار در هزینه‌های تعمیر صرفه‌جویی می‌کند، بلکه ایمنی را نیز با کاهش نیاز به تعمیرات اضطراری در شرایط خطرناک افزایش می‌دهد. برای مثال، الگوریتم‌ها می‌توانند خوردگی لوله‌ها یا لرزش غیرعادی توربین‌ها را پیش از آنکه به فاجعه تبدیل شود، شناسایی کنند.
اتوماسیون پیشرفته و روباتیک: اتوماسیون در صنعت پتروشیمی از اتاق‌های کنترل فراتر رفته و به میدان عملیات وارد شده است. استفاده از روبات‌های خودمختار و پهپادها برای بازرسی از مخازن، فلرها و خطوط لوله در ارتفاع یا محیط‌های سمی، استانداردهای ایمنی را دگرگون کرده است. همچنین، سیستم‌های کنترل فرآیند پیشرفته (APC) که توسط AI تقویت شده‌اند، به طور مداوم و خودکار پارامترهای تولید (مانند دما و فشار) را تنظیم می‌کنند تا مصرف انرژی را به حداقل و محصول باکیفیت را به حداکثر برسانند. این سطح از اتوماسیون به ویژه در مناطقی که با کمبود نیروی کار متخصص مواجه‌اند، حیاتی است.
تحلیل داده و زنجیره تأمین هوشمند: تحلیل کلان‌داده‌ها (Big Data Analytics) به شرکت‌ها امکان می‌دهد تا کل زنجیره ارزش خود را یکپارچه کنند. از پیش‌بینی نوسانات قیمت خوراک تا بهینه‌سازی موجودی انبار و لجستیک، تصمیم‌گیری‌ها اکنون «داده‌محور» هستند. پلتفرم‌های دیجیتال می‌توانند ناکارآمدی‌ها را در سراسر زنجیره تأمین شناسایی کرده و راهکارهای فوری ارائه دهند. حتی در بخش تحقیق و توسعه، هوش مصنوعی مولد (Generative AI) در حال تسریع فرآیند کشف فرمولاسیون‌های جدید مواد و کاتالیست‌هاست.
سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی: با شتاب گرفتن گذار صنعت پتروشیمی، بازمهارت‌آموزی نیروی کار و توسعه استعدادها به حوزه‌هایی برای سرمایه‌گذاری راهبردی تبدیل شده‌اند که از مهم‌ترین سرفصل‌های آن در آینده می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
شرکت‌ها با دانشگاه‌ها و برنامه‌های آموزش فنی‌وحرفه‌ای همکاری می‌کنند تا متخصصانی متناسب با نیازهای آینده تربیت کنند.
مهندسان در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، سامانه‌های دیجیتال و چهارچوب‌های پایداری آموزش می‌بینند.
جذب استعدادها با تمرکز بر مهارت‌های میان‌رشته‌ای - شیمی، داده‌پژوهی و مهندسی محیط‌زیست - بازطراحی می‌شود. شکاف نیروی انسانی متخصص، به‌ویژه در نقش‌های تخصصی، موجب افزایش تقاضا برای راهبردهای هوشمندانه‌تر منابع انسانی و تلاش‌های گسترده‌تر در جذب نیروی کار در سطح جهانی شده است.
بنابراین، فناوری‌های آینده‌ساز تنها ابزارهایی برای کاهش هزینه نیستند، بلکه توانمندسازهای اصلی برای دستیابی به اهداف پایداری و ایمنی در صنعت پتروشیمی محسوب می‌شوند. شرکت‌هایی که این تحول دیجیتال را در آغوش نگیرند، در رقابت با بازیگران هوشمندتر ‌، شانسی برای بقا نخواهند داشت. 
منابع:
 IBM," Digital twin for oil & gas".
Codasol," 3D Digital Twins Asset Tracking".
Oil and Gas IQ," How BP and Chevron use digital twins to optimize assets".
TCG Digital," Case Study: Performance Digital Twin for Petrochemical".
Petrochem Expert," Top Petrochemical Investment Trends in 2025".
 لینک‌ها:
https://www.ibm.com/think/topics/digital-twin-for-oil-gas
https://www.codasol.com/3d-digital-twins-asset-tracking/
https://www.oilandgasiq.com/digital-transformation/articles/how-bp-and-chevron-use-digital-twins-to-optimize-assets
https://www.tcgdigital.com/case-study-performance-digital-twin/
https://petrochemexpert.com/top-petrochemical-investment-trends-in-2025/

 

6

جغرافیای جدید صنعت

در شرایطی که اروپا روی بقا و پایداری تمرکز دارد، آسیا به موتور اصلی رشد تقاضا تبدیل شده است.
صنعت جهانی پتروشیمی همچنان با چالش‌های متعددی روبه‌رو است و بخش پتروشیمی اتحادیه اروپا نیز تحت فشار شدید قیمت‌های بالای مداوم انرژی، مقررات سختگیرانه و دارایی‌های فرسوده قرار گرفته است؛ عواملی که موجب شده نرخ بهره‌برداری واحدهای اتیلن در اوایل سال ۲۰۲۴ به ۷۰ تا ۷۵ درصد سقوط کند؛ سطحی به‌مراتب پایین‌تر از میانگین‌های جهانی. پیچیدگی مقررات و قوانین جدید حوزه مواد شیمیایی، هزینه‌های انطباق مقرراتی و کربن‌زدایی را بیش از پیش افزایش داده و با تضعیف رقابت‌پذیری، طی دو سال گذشته به تعطیلی دارایی‌هایی به ظرفیت ۱۱ میلیون تن در سال (MTPA) انجامیده است؛ تعطیلی‌هایی که ناشی از ضعف تقاضا و قیمت‌های غیرقابل‌تحمل انرژی بوده و در نهایت به تغییرات بنیادین در چشم‌انداز این صنعت منجر شده‌اند.
و در حالی که خاورمیانه و آسیا به افزودن ظرفیت‌های جدید ادامه داده‌اند، مازاد عرضه جهانی باعث افت نرخ‌های بهره‌برداری و حاشیه سود در تمامی مناطق شده و روند منطقی‌سازی صنعت، ادغام‌ها و تعطیلی واحدها را تداوم بخشیده است. برای بازیابی رقابت‌پذیری، اتحادیه اروپا می‌تواند بر تأمین انرژی مقرون‌به‌صرفه، پیشبرد راهبردهای کربن‌زدایی و اقتصاد چرخشی، ساده‌سازی مقررات، و توسعه بخش‌های شیمیایی کم‌کربن - مانند آمونیاک سبز - تمرکز کند؛ با این حال، طبق برآوردها، روند احیای این بخش در برابر موانع ساختاری و مقرراتی پایدار، کندتر خواهد بود.
نقشه جهانی صنعت پتروشیمی در حال تجربه یک جابه‌جایی تکتونیکی (زمین‌پایه) است. توازن قدرت که زمانی بین بلوک‌های صنعتی غرب (آمریکا و اروپا) تقسیم شده بود، اکنون با شتابی بی‌سابقه به سمت شرق در حال حرکت است. این تغییر جغرافیا، تنها یک جابه‌جایی در مکان تولید نیست، بلکه نشان‌دهنده دو مسیر متفاوت و استراتژی متمایز است که دو سوی جهان در پیش گرفته‌اند: آسیا به دنبال «رشد و تسلط بر بازار» است، در حالی که اروپا برای «بقا از طریق پایداری» می‌جنگد.
آسیا؛ موتور بی‌رقیب تقاضا و تولید: آسیا، و در رأس آن چین، اکنون به کانون اصلی صنعت پتروشیمی جهان تبدیل شده است. آمارهای آژانس بین‌المللی انرژی و تحلیل‌های بازار نشان می‌دهند که چین در یک بازه پنج‌ساله (2024-2019)، ظرفیتی معادل کل ظرفیت موجود در اروپا، ژاپن و کره جنوبی را به صنعت خود افزوده است. این حجم از سرمایه‌گذاری، چین را از بزرگترین واردکننده، به مرز خودکفایی و حتی صادرات در برخی محصولات رسانده است.
پیش‌بینی می‌شود که بیش از ۶۰ درصد از رشد تقاضای جهانی نفت در بخش پتروشیمی تا سال ۲۰۵۰ مربوط به آسیا باشد. این منطقه نه تنها کارخانه جهان است، بلکه با رشد طبقه متوسط در هند و کشورهای جنوب شرق آسیا (مانند اندونزی و ویتنام)، به بزرگترین بازار مصرف نهایی نیز تبدیل شده است. تقاضا برای پلاستیک‌ها، کودها و مواد شیمیایی در این اقتصادهای در حال توسعه، همچنان با نرخ‌هایی بالاتر از میانگین جهانی رشد می‌کند.
اروپا؛ بحران رقابت‌پذیری و تمرکز بر پایداری: در مقابل، صنعت پتروشیمی اروپا با چالش‌های وجودی دست و پنجه نرم می‌کند. اروپا با ترکیبی از هزینه‌های بالای انرژی (به ویژه پس از بحران گاز روسیه)، فرسودگی تأسیسات و سخت‌گیرانه‌ترین مقررات زیست‌محیطی جهان روبه‌روست. قیمت گاز در اروپا همچنان چند برابر آمریکاست که تولید را غیراقتصادی می‌کند. در نتیجه، اروپا شاهد موجی از «توقف فعالیت‌ها» (Rationalization) است؛ شرکت‌های بزرگی مانند اکسون موبیل و سابیک مجبور به تعطیلی واحدهای کراکر قدیمی خود در فرانسه و هلند شده‌اند. استراتژی اروپا در این جغرافیای جدید، خروج از رقابت در تولید محصولات پایه (Commodities) و تمرکز بر محصولات با ارزش افزوده بالا، مواد شیمیایی تخصصی و فناوری‌های بازیافت است. اروپا می‌خواهد به «هاب جهانی تکنولوژی‌های سبز و اقتصاد چرخشی» تبدیل شود. پیش‌بینی می‌شود اروپا در بلندمدت از یک صادرکننده خالص به یک واردکننده خالص مواد شیمیایی پایه تبدیل شود، اما در عوض دانش فنی و محصولات پیشرفته سبز را صادر کند.
نقش‌آفرینی خاورمیانه و آمریکای شمالی: در این میان، خاورمیانه و آمریکای شمالی نقش‌های متفاوتی بازی می‌کنند. ایالات متحده به لطف منابع شیل (Shale)، همچنان موقعیت خود را به عنوان یک تولیدکننده با هزینه پایین حفظ کرده است، اما رشد ظرفیت آن نسبت به سال‌های اوج انقلاب شیل کندتر شده است. خاورمیانه نیز که زمانی تنها صادرکننده مواد خام بود، استراتژی خود را تغییر داده و به سمت تکمیل زنجیره ارزش و ادغام پالایشگاه‌ها با پتروشیمی (Crude-to-Chemicals) حرکت می‌کند تا بتواند سهم بازار خود را در آسیا و آفریقا حفظ کند و در عین حال، ارزش بیشتری از منابع هیدروکربنی خود استخراج کند.
بنابراین، جغرافیای جدید پتروشیمی، جهان را به دو نیمکره تقسیم کرده است: نیمکره شرقی که بر حجم و توسعه فیزیکی تمرکز دارد و نیمکره غربی (به ویژه اروپا) که بر کیفیت، پایداری و تکنولوژی متمرکز است. شرکت‌های چندملیتی برای موفقیت باید بتوانند در هر دو زمین بازی کنند؛ بهره‌گیری از رشد آسیا و نوآوری اروپا.
 منابع:
  Zero Carbon Analytics, «Overview of the global petrochemical industry».
 Aranca, «Petrochemical Industry: Transition from Europe to Asia».
 ICIS, «The European chemical industry navigating overcapacity».
 ICIS, «Europe may turn more to chemical imports as Asia, Mideast output grows».
 Wood Mackenzie, «Petrochemicals in peril"
 لینک‌ها:
https://zerocarbon-analytics.org/insights/briefings/overview-of-the-global-petrochemical-industry/
https://www.aranca.com/knowledge-library/articles/investment-research/petrochemical-industry-transition-from-europe-to-asia
https://www.icis.com/explore/resources/european-chemical-industry-overcapacity/
https://www.icis.com/explore/resources/news/2025/12/17/11165160/insight-europe-may-turn-more-to-chemical-imports-as-asia-mideast-output-grows
https://www.woodmac.com/news/opinion/petrochemicals-in-peril-oversupply-crisis-and-energy-transition-threaten-industry-survival/