
سید مصطفی خوش چشم، کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با «ایران» مطرح کرد
امریکا در تدارک موج سوم جنگ ترکیبی
گروه سیاسی/ یک روز از اهمیت دیپلماسی میگویند اما روز دیگر از تمرکز بر اجرای پلنهای خصومت طلبانه خود سخن به میان میآورند؛ این حاصل رویکرد پر فراز و نشیبی است که مقامهای امریکایی در هفتهها و ماه های اخیر در قبال روند مذاکرات رفع تحریمها
پی گرفتهاند.
ســـــید مصــــــطفی خوش چـــشم، کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با روزنامه ایران ابعاد این سیاست ضد و نقیض امریکایی را مورد بررسی قرار داده است که از نظر میگذرد؛
***
مواضع مذاکراتی مقامهای امریکایی در هفتهها و ماه های اخیر روند ضد و نقیضی را پشت سر گذاشته است؛ مواضعی که گاه بر برقرار بودن کانالهای ارتباطی تأکید میکند و گاه به تمرکز بر اجرای طرحهای ضد دیپلماتیک اشاره دارد. دلایل بروز چنین رویکردی از سوی دولت امریکا را چه میدانید؟
رئیس جمهور و وزیر خارجه امریکا بارها بهصورت شفاف گفتهاند و میگویند که دیگر نمیخواهیم مذاکره کنیم. اکنون ما در یک جنگ اراده با طرف امریکایی و غربی به سر میبریم. جنگی که در آن 2 تا 3 امتیاز بسیار حساس و حیاتی باقی مانده است که هر طرفی این امتیازات را بگیرد در حقیت پیروز میدان مذاکرات و توافق خواهد بود. دلیل رویکرد متناقض امریکا ناظر به تلاش این کشور برای گرفتن حداکثری امتیاز تا لحظه آخر است.
تلاش برای امتیازگیری تا کجا امکان محقق کردن خواستههای هر یک از طرفین را دارد؟ به هر حال روند جاری هم هزینههایی را به طرفین تحمیل میکند.
بله، واقعیت این است که هیچکدام از دو طرف راضی به عقب نشینی نیستند. از یک سو ایران با در پیش گرفتن رویکرد مقاومت فعال سعی کرده هزینههای پافشاری خود برای گرفتن امتیازات مورد نظرش را بکاهد و در پی اتخاذ چنین رویکردی برای خود امکان پیگیری خواستههای مورد نظرش را فراهم کرده است. از سوی دیگر در نقطه مقابل، مقامهای امریکایی نیز در دو نوبت بهار و پاییز گذشته جنگ ترکیبی به راه انداختند تا جمهوری اسلامی را وادار به عقبنشینی کنند. از آنجایی که در این دو نوبت نتیجه مورد نظر خودشان را دریافت نکردهاند، حالا باید یکبار دیگر رویکرد دیپلماتیک را مورد توجه قرار دهند، اما نکته مهمی که امریکا باید به خاطر داشته باشد، درس آموزی از شکستهای گذشته در قبال ایران است.
زمانی که سناریوی فشار حداکثری و سیستم سختگیرانه تحریمها عملاً نتوانست ایران را به عقبنشینی وادار کند، خب چرا باید این اتفاق دوباره تکرار شود؟ بنابراین اگر امریکا در طول سالیان گذشته از این مذاکرات درس گرفته باشد باید مواضع دیپلماتیک خود را تغییر دهد در غیر این صورت بهدنبال موج سوم جنگ ترکیبی در زمستان یا بهار خواهد رفت.
اما رجوع به جنگ ترکیبی جدید قطعاً از سوی ایران بیپاسخ نخواهد ماند.
جمهوری اسلامی ایران همواره آماده مذاکرات بوده و طرحهای ابتکاری بسیاری را در طول یک سال و نیم گذشته بکار گرفته است.
اساساً اگر هم مذاکرات در ماههای گذشته دچار پیشرفت شده به خاطر طرحهای ابتکاری جمهوری اسلامی ایران بوده است. البته نباید فراموش کرد که طرفهای مذاکراتی ایران شامل 4 قدرت بزرگ جهان غرب است که بسادگی حاضر به دادن امتیاز نیستند و این به هماوردی تمام عیار نیاز دارد. هرچند جنگ ترکیبی طرف مقابل در بسیاری از حوزهها با پدافند مناسب و در بعضی از حوزهها هم با پدافند ضعیفتری خنثی شد اما جمهوری اسلامی ایران نیازمند این است که با استفاده حداکثری از مؤلفههای قدرت خود پاسخ طرف مقابل را بدهد. به نظر میرسد همانگونه که طرف غربی بهصورت تمام عیار روی ایران فشار میآورد جمهوری اسلامی ایران هم باید با استفاده از مؤلفههای قدرت بسیار زیاد خود فشاری حداکثری روی طرف مقابل وارد کند تا توازن بهتری در این وضعیت به وجود بیاید.
در نهایت باید دید که طرف امریکایی راضی به انجام تعهدات برجامی خود بهصورت کامل خواهد شد یا خیر. برخی گمان میکنند که با شکست جنگ ترکیبی امریکا در دورههای آتی، این کشور ناگزیر به پذیرش حداقل بخشی از خواستههای جمهوری اسلامی ایران خواهد شد. باید صبر کرد و دید آیا امریکا چنین کاری خواهد کرد یا خیر. تجربه 42 ساله از رویکرد امریکا نشان میدهد که این کشور تصمیم خردمندانه و آینده نگرانهای در این رابطه نمیگیرد و معمولاً با ابزار فشار و جنگ نرم سعی دارد خواستههای خود را محقق کند. باید دید که آیا با افول امریکا و درگیر شدنش در اوکراین و تایوان، این کشور نوع سیاستورزی خود را در حوزه دیپلماتیک و مذاکراتی تغییر خواهد داد یا خیر.
در چنین شرایطی گشوده ماندن کانال دیپلماسی میان ایران و ایالات متحده تاچه مرحلهای قابل پیشبینی است؟
مذاکره دو بخش دارد؛ بخش کوچکتر در داخل اتاق مذاکره صورت میگیرد و بخش مهمتر در بیرون از این اتاق رقم میخورد. استفاده از مؤلفههای فشار، جنگ ترکیبی و هماوردی و توسعه مؤلفههای قدرت توسط بازیگران مرتبط با مذاکرات در بیرون از این اتاق میگذرد و ما الان در بخش دوم قرار داریم. به همین دلیل رابرت مالی یا جو بایدن به هیچ عنوان اعلام نکردهاند که مذاکرات شکست خورده و تمام شده است. ایران هم چنین اعلامی نداشته است زیرا طرفین بخوبی میدانند که در اوج تقابل و زورآزمایی قرار دارند و هدف کوتاه مدتشان عقب نشاندن طرف مقابل در مورد مواضع برجامی است.
روی کار آمدن بنیامین نتانیاهو در اسرائیل چه میزان بر رویکرد فشار ایالات متحده اثرگذاری خواهد داشت؟
تفاوتی ندارد که در اسرائیل چه کسی حاکم است. اسرائیل و امریکا متحدین استراتژیک هم هستند و از این اتحاد فهم راهبردی دارند، اگرچه تاکتیکهای آنان متفاوت است. در طول 2 دهه گذشته، اسرائیل بهعنوان پلیس بد و امریکا بهعنوان پلیس خوب عمل کرده است. در حالی که هر دو در دولتهای مختلف، به این امر معترف هستند که راهی به جز «بازگشت به برجام» و «توافق با ایران» برای محدودسازی قدرت کشورمان از جمله قدرت هستهای ندارند.
هرچند اسرائیلیها در حوزه تبلیغاتی سعی میکنند در خصوص موضوع هستهای ایران چهره خشن و جنگطلبی از اسرائیل به نمایش بگذارند اما بخوبی میدانند که فقط در چهارچوب استراتژی امریکا میتوانند ایفای نقش کنند و گرنه قدرت نظامی اسرائیل در برابر ایران به حدی نیست که بتواند به رویکرد نظامی روی بیاورد. هماورد اسرائیل، «حزبالله لبنان» است و نیازی به ایران نیست که بخواهد طرف اسرائیلی را سر جای خود بنشاند. قطعاً اسرائیلیها در چهارچوب جنگ ترکیبی امریکا همین الان در حال ایفای نقش هستند. همانطور که عربستان و دستگاههای جاسوسی
ام آی سیکس، فرانسه، آلمان و انبوهی از کشورهای غربی هم در چهارچوب همین استراتژی جنگ ترکیبی امریکا نقش ایفا میکنند و کاری بهصورت مجزا و منفرد صورت نمیدهند و فریب این هیاهو و پروپاگانداهای تبلیغاتی را خوردند.

مدیر کل آژانس بار دیگر درخواست سفر به تهران را مطرح کرد
گروسی به دنبال گره گشایی یا بهانه تراشی؟
پاسخ مثبت ایران به گروسی در گروی رویکرد بی طرف آژانس خواهد بود
گــــروه سیاســــی/ مدیــــر کل آژانـــس بینالمللی انرژی اتمی برای سفر به تهران اعلام آمادگی کرد. «رافائل گروسی» در گفتوگویی با واتیکان مدیا با اشاره به اینکه مذاکرات احیای توافق هستهای به بن بست خورده است، مدعی شد که اگرچه به موازات این گفت وگوها برای رسیدن به توافق، مذاکرات ایران و آژانس هم جریان دارد اما طرفین تاکنون نتوانستهاند در آن پیشرفتی حاصل کنند. به گفته «گروسی» همین امر سبب شده تا ایران به پیشرفت در غنی سازی و ساخت سانتریفیوژهای پیشرفته بیشتر ادامه دهد. او پس از ابراز این مواضع ادعایی گفته است: «امیدوارم که بتوانم به تهران بروم. همیشه گفتهام که آژانس محلی برای توافق و پلتفرمی برای تفاهم دوجانبه است. پس اگر امکانپذیر باشد، من آمادگی سفر و شروع مجدد مذاکرات در اسرع وقت را خواهم داشت».
مدیر کل آژانس در حالی برای سفر دوباره به تهران ابراز تمایل کرده است که با وجود مانع تراشی برخی از اعضای آژانس، چندی پیش روزنامه «پولیتیکو» از سفر قریب الوقوع رئیس آژانس به تهران خبر داد. کمی پس از آن نیز محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی اعلام کرد که با توجه به تمایل نشان داده شده از سوی آژانس، هماهنگیها برای سفر مدیر کل آژانس به ایران بعد از تعطیلات ژانویه انجام میشود. حالا به نظر میرسد اظهارات اخیر «گروسی» برای انجام این سفر نشان از آن دارد که او برای انجام این سفر عجله دارد.
آژانس؛ متهم به تبانی
رویکرد ضد و نقیض آژانس انرژی اتمی در دوره مدیریت گروسی که متأثر از فضای سیاسی بازیگران غربی است، بر روند تعامل میان ایران و آژانس سایه انداخته است. هرچند برخلاف این رویکرد نامطلوب، مسئولان کشور با هدف نشان دادن حسن نیت خود برای حل دیپلماتیک اختلافات با این نهاد همکاری داشتند. با این حال ناگفته پیداست روندی که ایالات متحده و کشورهای اروپا پس از متوقف شدن مذاکرات وین تحت عناوین ادعایی همچون دفاع از حقوق بشر و حمایت از ادعاهای مجعول درباره برنامه هستهای صلح آمیز ایران در پیش گرفتهاند، بر تصمیم گیری تهران پیرامون سفر «گروسی» و همکاری برای اثبات واهی بودن ادعاهای جاری بی تأثیر نخواهد بود.
دست اندازهای جدی
ادعاهای جدید آژانس درباره شماری از مکانهای ادعایی در ایران و نوع موضع گیریهای «گروسی» نشان داده مذاکرات دو طرف که پیشتر به نظر میرسید در سراشیبی قرار گرفته است، با دست اندازهایی جدی مواجه شده است. دست اندازهایی که محصول تفاسیر سوگیرانه غرب درباره پروندهای است که پیشتر حل شده اما حالا مانورهای رسانهای و سیاسی با همراهی تمام قد مدیر کل آژانس بر تعدد پیچیدگیهای مربوط به آن افزوده است. اتفاقی که دور از انتظار نبود، چه آنکه رفتارهای پر فراز و فرود «گروسی» بویژه متأثر از روند همسوگرانهاش با مقامهای رژیم صهیونیستی قرار دارد که با تحریف واقعیات میکوشد مدیر کل آژانس را برای همدستی در پیگیری ادعاهای جعلی علیه فعالیتهای هستهای صلح آمیز ایران ترغیب کند. تلاشی که تحولات جاری و خیز اعضای آژانس برای افزودن بر فشارها علیه ایران نشان میدهد، در تحقق آن موفق بوده است. زیرا «گروسی» در جریان سفر اسفندماه سال گذشته مدل عملیاتی پیشنهادی تهران برای بسته شدن پروندههای ادعایی جاری را به صورت کامل پذیرفت اما پس از آن به دستور واشنگتن، تلآویو و تروئیکای اروپایی از تعهدات خود سرپیچی کرد و تعهداتش را زیر پا گذاشت. آنهم در شرایطی که ایران برای تسهیل امر راستی آزمایی ادعاهای مطروحه چه در خصوص نمونه برداری و آنالیز دادهها و چه در حوزه ایجاد دسترسیهای لازم و ضروری برای حل پروندههای مذکور، نهایت همکاری ممکن را از خود نشان داده بود و مدیر کل آژانس نمیتوانست ادعایی جز این داشته باشد. بنابر چنین سابقهای، طبیعی است که پاسخ مثبت ایران به سفر گروسی و تحقق خواسته این مقام آژانس در گرو پیگیری یک رویکرد بیطرف برای حل واقعی موضوعات اختلافی است و نه به دست آوردن فرصت جدید برای بهانه تراشی های جدید.
طبری همچنان در زندان است
خبر اول اینکه، صبح دیروز برخی منابع مدعی شدند اکبر طبری با سپردن قرار وثیقه از زندان آزاد شده است. به گزارش مرکز رسانه قوه قضائیه بعد از ارجاع پرونده از دیوان عالی کشور به شعبه هم عرض این پرونده مجدداً رسیدگی و دادگاه ، میزان قرار وثیقه قبلی را که ۱۰۰ میلیارد تومان بود افزایش و به ۳۰۰ میلیارد تومان تغییر داده است. این گزارش حاکی است تعیین مبلغ وثیقه صرفاً جهت استفاده از امکان قانونی مرخصی محدود زندانیها است و ارتباطی با آزاد کردن محکوم ندارد و حکمی در مورد آزاد شدن اکبر طبری صادر نشده و این محکوم هم اکنون در زندان در حال طی دوران محکومیتش است.
روایتسازی ضدانقلاب درباره نشست پارلمان انگلیس
خبر دیگر اینکه، رسانههای معاند فارسیزبان مستقر درلندن در ادامه تلاشها برای جوسازی علیه ایران و تقلا برای تنفس مصنوعی به اغتشاشگران، یک نشست با حضور شمار اندکی از نمایندگان مجلس انگلیس درباره حوادث ایران را که سرانجام تنها به صدور یک توصیهنامه برای دولت ختم شد بزرگنمایی کرده و به عنوان دستاورد برای جریان ضدانقلاب جازدند. ماجرا از جایی آغاز شد که مجلس عوام انگلیس روز پنجشنبه جلسهای را درباره ایران به پیشنهاد «باب بلکمن» رئیس گروه دوستی پارلمانی انگلیس و اسرائیل برگزار کرد. به گزارش ایرنا؛ بخش فارسی شبکه بیبیسی با انتشار خبری، ادعا کرد که نمایندگان به طور «یکپارچه» از تروریستی خواندن سپاه پاسداران حمایت کردند. این درحالیاست که پارلمان انگلیس از ۶۵۰ کرسی تشکیل شده و حداکثر کسانی که در جلسه دیروز شرکت کردند از ۳۰ نفر تجاوز نکرد. البته تعداد مشارکت کنندگان در جریان برگزاری جلسه حدود زیر ۱۵ نفر بود و تعدادی هم جلسه را ترک کردند. بیبیسی فارسی برای توجیه روایت ساختگی خود، اقدام به انتشار تصویری آرشیوی از مجلس عوام کرده تا صحنه جلسه را شلوغ نشان دهد. البته این برای نخستین بار نیست که بیبیسی دست به چنین اقدام غیرحرفهای زده و جلسات گذشته پارلمان درباره ایران را نیز به همین ترتیب روایتسازی کرده است.
حمایت شیرین عبادی از توهین به مقدسات
شنیدیم که، شیرین عبادی از حامیان بهائیت و فعالان ضدایرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام خود از دیدار با کارکنان نشریه هتاک شارلی ابدو خبر داد. وی که در راستای اقدامات ضد ایرانی دارای سابقه اهدای جایزه سیاسی نوبل است در حالی با مقامات این نشریه ضداسلامی دیدار کرده که این نشریه سالهاست با انتشار کاریکاتورهایی علیه مقدسات مسلمانان و توهین به پیامبر اسلام(ص) مورد خشم و نفرت بیش از یک میلیارد مسلمان جهان قرار گرفته است.
سرمایه گذاری ارگان رسانهای CIA روی عبدالحمید
دست آخر اینکه، عبدالحمید اسماعیل زهی خطیب مسجد مکی زاهدان که از ابتدای شروع اغتشاشات تلاش کرده تا نقش رهبری آشوبها در این شهر را برعهده بگیرد با وجود پایان یافتن آشوبها همچنان با سخنان تفرقه برانگیز خود به نقش مخربش علیه امنیت و وحدت ملی ادامه میدهد. سخنان تحریککننده اسماعیل زهی البته مورد حمایت و توجه رسانههای سعودی، صهیونیستی و امریکایی قرار گرفته است. به عنوان نمونه کانال تلگرامی رادیو فردا، ارگان رسانهای سازمان جاسوسی امریکا تا عصر روز گذشته 11 خبر و مطلب از خطبههای عبدالحمید و همچنین عناصر ضدانقلاب حاضر در اطراف مسجد مکی که به شعارهای تحریک آمیز و اهانت مشغول بودند منتشر کرده است. در حالیکه آرامش در سراسر کشور حاکم بوده و رسانههای ضدانقلاب و ضدایران از محتوا تهی شدهاند، جریان عبدالحمید اسماعیل زهی تلاش دارد تا مسجد زاهدان را به عنوان مقر اصلی فتنه، شورش و ناامنی زنده نگه داشته و هر بار با تحریک جوانان و حرکت در پازل دشمنان مردم ایران نقش مخرب خود را ادامه دهد.