بازخوانی پرونده مرگ ۶ دختر دانش آموز در استخر پارک شهر
گلهایی که زیـــــــــــر آب پر پر شـدنـد
گروه حوادث- فرناز قلعهدار: روز اول هفته بود و بارش باران بهاری چهره شهر را زیباتر کرده بود. برگهای تازه و سبز درختان زیر قطرههای ریز باران شسته میشد و عطر غنچههای تازه شکفته گلهای سفید و صورتی هوای پارک شهر را دلپذیرتر کرده بود. اما رهگذران نمیدانستند تا ساعاتی دیگر قرار است چه فاجعه تلخی در این پارک بزرگ شهر تهران رقم بخورد. صبح شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۱ ساعت نزدیک ۱۰ صبح بود که گروهی از دانشآموزان دختر مدرسه طه شهرک کاروان از آن سوی خیابان جایی که موزه اداره پست قرار داشت بیرون آمدند. قرار بود به مناسبت هفته مشاغل یک اردوی علمی برگزار شود و بچهها را برای بازدید از موزه پست ایران به آنجا ببرند. بچهها بعد از بازدید کوتاه از موزه با بیرون آمدن از ساختمان اداره پست با دیدن محوطه زیبا و بزرگ پارکشهر در آن هوای بارانی دلشان میخواست مسئولان مدرسه ساعتی آنها را به پارک برده و گشتی در کنار دریاچه بزنند. بالاخره مربیان تسلیم خواهش دختران و بچهها وارد پارک شهر شدند. درست در وسط پارک جایی که استخر جلبک بسته با آبی سبز رنگ خودنمایی میکرد چند قایق رنگ و رو رفته کنار استخر دیده میشد. بچهها با دیدن قایقها دوباره اصرار کردند که اجازه بدهند دقایقی در استخر پارک قایق سواری کنند تا لذت اردو رفتن آن روز تکمیل شود.
اولین گروه از بچهها سوار قایق تفریحی شدند با مربی و مرد قایقران در کل 17 نفر بودند اما کسی به آنها نگفت این قایق فقط گنجایش 7 یا 8 نفر را دارد. هنوز دقایقی از سوار شدن کودکان به قایق نگذشته بود که بچهها متوجه ورود آب به قایق شدند آنها فریاد زدند که آب در حال وارد شدن به قایق است اما قبل از آنکه قایقران بخواهد تصمیم بگیرد ناگهان قایق درست وسط استخر به دلیل سنگین شدن واژگون شد. صدای فریادهای دختران و مربیانشان که شاهد این صحنه بودند فضای پارک شهر را پر کرد. مرد قایقران وحشتزده در میان آب بالا و پایین میرفت. با صدای فریادهای بچهها و مربیانشان چند رهگذر که متوجه این حادثه شده بودند برای کمک به بچهها به دل آب زدند اما دو سه نفرشان در آب رسوبشده و گلولای استخر گرفتار شدند. چند نفر دیگر هم وارد آب شدند دختران که نه شنا بلد بودند و نه جلیقه نجات داشتند در آب دست و پا میزدند و با هر بار بالا و پایین رفتن مقدار زیادی آب وارد دهان و بینی آنها میشد.
بچهها در جست و جوی دستی برای کمک بودند اما هیچ نجات غریقی در محل وجود نداشت. دوستانشان دور استخر حلقه زده و به داخل آب خم شده بودند و دستانشان را دراز کرده بودند تا شاید بتوانند دست یکی از بچهها را بگیرند و او را بیرون بکشند اما تلاشها بیفایده بود. با اعلام موضوع به آتشنشانی و اورژانس و پلیس دقایقی طول کشید تا صدای آژیر خودروهای امدادی به گوش برسد؛ وقتی امدادگران وارد محوطه شدند عملیات نجات شروع شد و یکی یکی بچهها از آب بیرون کشیده میشدند و به بیمارستانی در همان نزدیکی منتقل شدند اما 6 تا از بچهها و مرد قایقران هنوز پیدا نشده بودند.
دوستانشان به امدادگران میگفتند چند تا از بچهها نیستند. دوباره عملیات جست و جو آغاز شد. درهمین حین پدر و مادر بچهها که از ماجرا با خبر شده بودند، خود را به پارک رسانده و در حالی که بر سر و صورت میکوبیدند هر کدام دنبال فرزند خود بودند. هر مادری که دخترش را پیدا میکرد او را در آغوش میفشرد و بیاختیار زانوانش سست میشد و به زمین میافتاد. اما چند تا از مادرها همچنان دنبال بچههایشان بودند یکی صدا میزد: «زینب کجایی مادر؟»دیگری دنبال آرزویش میگشت و مادران بهاره و نسرین و زهره همچنان در جست و جوی دخترانشان بودند. دوستانشان دور استخر ایستاده و در آب خزه بسته چشم میگرداندند تا شاید آنها را پیدا کنند. بالاخره بعد از چند ساعت پیکرهای نحیف 6 دختر غرق شده از میان گل و لای زیر آب بیرون کشیده شد. هر پیکری که بیرون میآمد قیامتی بر پا میشد. صدای ضجه مادران و گریه دانشآموزان که شاهد مرگ غم انگیز دوستانشان بودند فضای پارک را پر کرده بود.
رهگذرانی که شاهد این ماجرا بودند هر کدام حرفی میزدند. یکی میگفت مقصر این فاجعه کسانی هستند که اجازه دادند این بچهها سوار این قایقهای فرسوده و بدون امکانات ایمنی شوند. دیگری میگفت اصلاً اردوی دانشآموزی چه معنایی دارد بچههای دسته گل مردم را به کشتن میدهند. دیگری مسئولان پارک را مقصر میدانست و یکی دیگر مسئولان مدرسه را...
دقایقی بعد مأموران کلانتری 113 بازار در محل حاضر شدند و تحقیقات در این پرونده آغاز شد.
پس از پایان عملیات نجات، آب این استخر برای اطمینان بابت بهجا نماندن اجساد احتمالی تخلیه شد. با اعلام گزارش به قاضی جنایی وقت دستورات لازم صادر شد و پرونده به دادسرای جنایی تهران رفت و اجساد دختران غرق شده به پزشکی قانونی منتقل شد.
پدر یکی از بچههای غرق شده در حالی که بشدت گریه میکرد گفت: «از ما اجازه گرفتند که بچهها را به موزه ببرند نمیدانم چرا بچهها از پارک سر درآوردند.»
یکی از پزشکان بیمارستان سینا که دختران نجات یافته را مداوا کرده بود گفت: «غرق شدن بچهها به خاطر گل و لای زیاد اعماق استخر بود اگر آب استخر تمیز بود بچهها غرق نمیشدند و راحتتر میشد نجاتشان داد.
تجربه مرگ
یکی از دخترها که در بیمارستان و با تلاش پزشکان از مرگ نجات یافته بود گفت: «وقتی قایق واژگون شد و به آب افتادیم زیاد نترسیدم چون کمی شنا بلد بودم و میتوانستم خودم را روی آب نگه دارم اما انگار آب استخر مرا با شدت زیادی به پایین میکشید هر چه دست و پا میزدم بیشتر فرو میرفتم. احساس کردم در مرداب افتادم کم کم دست و پاهایم سنگین شد دیگر نمیتوانستم برای نجات خودم تلاش کنم و به زیر آب رفتم اما وقتی در حال غرق شدن بودم دستی به کمکم آمد و مرا بیرون کشید.آن روز چون هوا هنوز سرد بود بیشتر بچهها ژاکت و کاپشن به تن داشتند و همین باعث شده بود وقتی توی آب افتادیم سنگینتر شویم خلاصه بگویم من آن روز هم مرگ را با چشمان خودم دیدم هم خدا را.»
شکایت والدین در دادسرا
قاضی مرحوم، جواد اسماعیلی رئیس شعبه 1602 دادگاه جنایی تهران که مسئول رسیدگی به پرونده بود بلافاصله دستور شناسایی و بازداشت مقصران حادثه را صادر کرد. روز بعد والدین 6 کودک غرق شده به نامهای زینب کمرهای، نسرین امینی، آرزو جوادی، مریم سروندی، بهاره رضایی و زهره رحیمی و همچنین خانواده مرد قایقران به نام اکبر که جان باخته بود برای شکایت به دادسرا رفتند. با ثبت شکایت خانواده قربانیان تحقیقات قضایی در این باره آغاز شد و شش مقام شهرداری منطقه 12 تهران، از جمله شهردار و سه تن از اعضای کمیسیون مزایده شهرداری، در اولین جلسه دادگاه رسیدگی به حادثه غرق شدن شش دختر دانشآموز به اتهام مشارکت در قتل غیرعمدی با دستور قاضی اسماعیلی با قرار وثیقه بازداشت شدند. این حادثه تلخ سروصدای زیادی در کشور و به خصوص تهران به پا کرد. رئیسجمهوری وقت محمد خاتمی و بیشتر مسئولان کشوری با خانواده قربانیان ابراز همدردی کردند.
شورای شهر تهران نیز با تشکیل جلسه اضطراری خواهان پیگیری این ماجرای تلخ شد. اعضای شورا از نبود نجات غریق، شرایط نامناسب قایقها و سرویس دهی در وضعیت بارانی بشدت انتقاد کردند.
صدور حکم نهایی
بعد از تکمیل تحقیقات سرانجام پس از 5 سال این پرونده جنجالی و پر تنش برای محاکمه متهمان از جنبه عمومی جرم به شعبهٔ ۱۱۵۶ دادگاه بعثت به ریاست قاضی الهیزاده فرستاده شد. مقصران این حادثه که چند نفر از مسئولان وقت شهرداری منطقهٔ ۱۲ و ۴ نفر از مسئولان آموزش و پرورش بودند با جلب رضایت اولیای دم به جزای نقدی محکوم شدند.
با پیگیری موضوع از سوی قاضی ناصر سراج، سرپرست وقت دادسرای جنایی تهران قرار شد دیهٔ قربانیان از صندوق بیت المال پرداخت شود.
امروز 24 سال از این فاجعه تلخ میگذرد دختران کوچک روز 14 اردیبهشت سال 81 حالا دیگر جوانانی هستند که برخی با مقاطع ارشد تحصیلی فارغالتحصیل شدهاند و برخی دیگر با تشکیل خانه و زندگی مشترک خودشان مادرشدهاند اما هنوز خاطره آن روز بارانی در کنار دریاچه پارک شهر را به یاد دارند؛ خاطرهای که شاید هنوز هم برای برخی ازآنها به کابوسی شبانه تبدیل شده باشد؛ کابوس مرگ همکلاسیهای مهربان و زیبایشان در استخر مرگ.
دوستانی که در آن روز بارانی همراه هزاران آرزو چشمانشان زیر آبهای سبز و جلبک بسته پارکشهر برای همیشه بسته شد.

