قصه انقلابی تاجیکی
آدینه صدرالدین عینی منبعی دست اول برای مطالعات مردمشناسی آسیای مرکزی است
صدرالدین عینی (۱۹۵۴-۱۸۷۸) از بزرگترین نویسندگان، تاریخنویسان، شاعران و زبانشناسان فارسیگوی آسیای مرکزی است که آثارش نقشی ارزنده در تحولات فرهنگی و ادبی ورارود (ماوراءالنهر) در سده بیستم داشته است. رمان «آدینه» عینی نخستین رمان انقلابی در ادبیات معاصر تاجیکستان، رنجنامه مردمی است که عمری را در سایه استبداد با فقر و فلاکت و جهل سر کردند و عاقبت ناکام و نامراد با جسم و جان مجروح تن به خاک سپردند. انتشارات جهان کتاب، این کتاب را بهکوشش محسن فرحبَر منتشر کرده است.
در راه خودشناسی تاریخی و معنوی
صدرالدین عینی، نامورترین چهره و در واقع بنیانگذار ادبیات و فرهنگ نوین تاجیکستان، از جمله کسانی است که میان ادبیات پیش و پس از انقلاب اکتبر پیوند ایجاد کرده است. به دلیل اهمیت صدرالدین عینی در تاریخ و فرهنگ تاجیک او را به نام «استاد» و «پدر ملت» میخوانند. عینی به همراه ابوالقاسم لاهوتی، شیرینشاه شاهتیمور، باباخان غفوراُف و دیگر چهرهها برای حفظ و گسترش زبان و ادب فارسی و در راه خودشناسی تاریخی و معنوی و احیای خودآگاهی و هویت ملی تاجیکان ورارود، پس از استیلای روسها در منطقه، کوششها کرد. محمدجان شکوری بخارایی درباره جایگاه صدرالدین عینی مینویسد: «از اوایل دهه سیام تا اواخر دهه شصتم (سده ۲۰ میلادی)، در تاجیکستان فقط سه نفر را به نام «استاد» نام میبردند که یکی استاد رودکی، دیگری استاد عینی و سومی استاد لاهوتی بود. این عالیترین درجه بزرگداشت در دوران تشکل خودشناسی تاریخی و خودآگاهی ملی تاجیکان ورارود است. رودکی چون بنیانگذار ادبیات جهانشمول فارسی از عهد آل سامان [بود] سزاوار این عنوان شده بود؛ از همزمانان، صدرالدین عینی با آن دانش بیحد و جانبازیهایی که در راه ملت کرد؛ ابوالقاسم لاهوتی به سبب محبوبیت همگانی که داشت و شعرش را در دوردستترین گوشههای ورارود، هر جایی که تاجیکی باشد، میخواندند و میسرودند؛ [از این رو] در نظر مردم به درجه استاد ملت رسیده بودند.» و در ادامه در وصف عینی مینویسد: «تاجیکانِ ماوراءالنهر در تاریخ خود مردان بزرگ کم ندیدهاند، ولی به گمان ما در عصر نوین، در سده نوزدهم و بیستم (میلادی)، دو مرد بزرگ تاریخساز به میدان آوردهاند که در راه خودشناسی تاریخی و معنوی، در جستوجوی راه احیای ملی سروری نمودهاند؛ یکی از اینها احمد دانش و دیگری صدرالدین عینی است.»
صدرالدین عینی نیمی از عمرش را در عصر تحجر امیرسالاری بخارا پشت سر گذاشت و در نیمه دوم حیات خود برای رهایی از عقبماندگی فرهنگی و اقتصادی تلاشهای بسیاری انجام داد. عینی در سال ۱۹۱۸ مرثیهای در سوگ برادر مقتول خود سرود که از مهمترین اشعار تاجیک به شمار میآید. او که از تاریخ و فرهنگ تاجیکی و دانشهای زمانه آگاه بود، خود را پیرو ماکسیم گورکی و علاقهمند به شیوه او معرفی میکرد. نگاه ویژه عینی در بیشتر آثارش با تعریف خاص «سوسیالیسم روسی» معنا مییابد. «آدینه» او منبعی دست اول برای مطالعات مردمشناسی و جامعهشناسی آسیای مرکزی است. «آدینه» بهویژه رنجنامه زنان و دخترانی است که در جامعه آن روز بهحساب نمیآمدند و چون کالایی دستبهدست میشدند.
محسن فرحبَر میگوید، هنگامی که سرگرم آمادهسازی کتاب «نامههای ابوالقاسم لاهوتی و صدرالدین عینی» بوده، متوجه شده عینی کتاب «آدینه» را بسیار دوست داشته و در نامه ۲۴ نوامبر ۱۹۴۰ خود به لاهوتی، آن را «یکی از میوههای پیشپزک چارباغ حیات خود» خوانده است. قسمت اول داستان «آدینه» توسط پرویز ناتل خانلری سال ۱۳۲۴ در مجله «سخن» چاپ شد اما ادامه آن داستان چاپ نشد. فرحبر میگوید به دلیل چاپ نشدن ادامه داستان مذکور در ایران، تصمیم گرفته با مراجعه به دستنوشتههای نویسنده و استفاده از چاپهای ۱۹۲۷ تا ۲۰۱۴ ایناثر را تصحیح و منتشر کند.
رئالیسم سوسیالیستی
«آدینه» صدرالدین عینی که پس از یک قرن در ایران منتشر شده، بهگفته محسن فرحبر تنها یک تصحیح یا ویراستاری صرف نیست و علاوه بر «پیشگفتارهای صدرالدین عینی»، دربردارنده بخشهای دیگری چون «سرگذشت تاجیک کَمبغل یا که آدینه» نوشته عبدالرئوف فطرت بخارایی (از بنیانگذاران ادبیات نوین تاجیکی)، «یکمین قصه انقلابی تاجیک آدینه» نوشته رحیم هاشم (از شاگردان عینی)، «صدرالدین عینی، سردفتر ادبیات جدید تاجیک» نوشته صدری سعدی (پژوهشگر و استاد دانشگاه دولتی سمرقند)، «نخستین قصه واقعی از روزگار تلخ و سنگین تاجیکان» نوشته عبدالخالق نبوی (استاد انستیتو زبان و ادبیات رودکی آکادمی ملی تاجیکستان) و «آدینه نخستین قصه دوران شوروی تاجیک» نوشته عَلَمخان کوچرزاده (استاد آکادمی ملی تاجیکستان) است و در انتهای کتاب هم بخش «واژگان دشوار» و «تصاویر» آمده است که به خواننده در فهم و درک بهتر کتاب کمک میکند.
«آدینه» رمان کوتاهی است که وضع روستاییان کوهپایههای شرقی بخارا و تغییراتی را که انقلاب بلشویکی در شیوه زندگی سنتی آنان پدید آورده، نشان میدهد. این رمان نمونه خوبی از گرایش عینی به رئالیسم سوسیالیستی در ادبیات تاجیکی است. رحیم هاشم در این خصوص مینویسد: «آدینه که در یکی از دِهات قازاتیگین [منطقهای در تاجیکستان] زاییده و بزرگ شده بود در خدمت ارباب کمال با هزار گونه مشقت زندگی میکرد. تنگی گذران، ظلم و جبر ارباب کمالل، وضعیت بسیار سخت و مشکل اقتصادی او را مانند دیگر هموطنان محنتکش خود به ترک وطن اصلیاش مجبور میکند... «آدینه» یک قصه انقلابی و معیشتی تاجیک است.
«آدینه» حیاتِ رنجبر، حیاتِ مردکار تاجیک را از بسیار جهتها تصویر میکند. «آدینه» واقعههای انقلابی را در بخارا و قِسماً ترکستان سابق به ما نشان میدهد. در «آدینه» تمام سبب و علتهای بهانقلاب سببشده دوره بدبختی تاجیک کَمبغل تصویر کرده شده است. بنابراین «آدینه» برای مطبوعات نو و انقلابی تاجیک یک اثر پرقیمت و مهمی است. سزاوار است که ما «آدینه» را یَکمین قصه انقلابی تاجیک و فارس شماریم.»
عبدالخالق نبوی هم درباره فضای اجتماعی و سیاسی که صدرالدین عینی در داستان «آدینه» آن را روایت کرده، مینویسد: «آدینه رویدادهای گذشته تا زمان شوروی را در ابتدای سده ۲۰ دربر گرفته است و درباره بیچارهترین نمایندگان مردم محنتکش تاجیک که در شرایط سخت و سنگین کوهستان قراتگین و در شهرهای وادی فرغانه با محنت زندگی پرمشقت و پرعذاب را سرکرده، عاقبت به آرزو، آمال و مراد خود نرسیده مردهاند، بحث میکند. عینی همزمان پیامی را ارائه میکند که زمان انقلابها سبب گردید که حتی این قشر از مردم تاجیک، هرچند در دَمِ مرگاند، ولی به فکری رسیدهاند که نابرابری و بیعدالتی اجتماعی بقا ندارد و زمان آن رسیده است که باید از بین برود.» او در ادامه به ویژگیهای قصه «آدینه» میپردازد و مینویسد: «قصه مذکور مزیّتهای خاص هنری دارد. در این کتاب، برای نخستین بار سیمای نمایندگان مردم عادی تاجیک به تصویر کشیده شده است. نویسنده ماهیت مسألههای زمان را با تصویر سرگذشت انسانِ عادی محنتکش و برخورد آنها با طبقه دارا و حکمران به میان میگذارد. قهرمانان قصه: آدینه، بیبی عایشه، گل بیبی، ارباب کمال، ملاخاکراه و عباد، نمایندگان طبقههای گوناگون مردم کوهستان تاجیکستان هستند که زندگی نابرابر دارند. آدینه بهسبب قرضدار بودن پدر به ارباب کمال، گرفتار او میشود، تا با زحمت خود آن قرض را جبران کند ولی چنین اتفاق میافتد که گوسفندی را با تصادف سنگ میزند و ارباب کمال ارزش آن را به بالایِ قرضهای آدینه اضافه میکند و وی باز بیشتر گرفتار میشود. این وضعیت امکان نمیدهد که آدینه روزگار خود و مادر کلانش بیبی عایشه و نامزد آیندهاش گل بیبی را به سامان درآورد و زندگی آسایشته [آسوده] داشته باشد. این وضع او را مجبور میکند تا رو به گریز و آوارگی نهد... در این قصه صدرالدین عینی، مهمترین ویژگیهای تصویرگری واقعگرایانه (رئالیستی) دیده میشود که در ادبیات فارسی تاجیکی سابقه نداشته است.»

