چالش‌های اخلاقی ورود هوش مصنوعی به صنعت دوبلاژ

بازسازی صدای دوبلورهای فقید؛ احیا یا جعل؟

رضا صائمی
دبیر گروه فرهنگی


امروزه هوش مصنوعی به یکی از تازه‌ترین ابزارهای تحول در صنعت دوبلاژ تبدیل شده است. فناوری‌ای که می‌تواند صدای ماندگار دوبلورهای فقید را دوباره به آثار تصویری بازگرداند، اما همزمان پرسش‌های جدی درباره مالکیت صدا، رضایت خانواده‌ها، اصالت هنری و اخلاق حرفه‌ای مطرح می‌کند.
 اظهارات اخیر بهزاد توکلی، صدابردار باسابقه واحد دوبلاژ تلویزیون، درباره ضرورت کسب رضایت خانواده هنرمندان درگذشته برای بازسازی صدای آنان با هوش مصنوعی، بار دیگر یکی از موضوعات مهم و کمتر بررسی‌شده در پیوند میان فناوری و هنر دوبلاژ را به مرکز توجه آورده است؛ موضوعی که نمی‌توان آن را صرفاً از زاویه پیشرفت تکنولوژیک یا جذابیت شنیداری برای مخاطبان ارزیابی کرد.
 دوبلاژ در ایران صرفاً جایگزین کردن یک زبان با زبان دیگر نیست، بلکه هنری مبتنی بر هویت صوتی، شخصیت‌پردازی و خاطره جمعی است. صدای هنرمندانی همچون منوچهر اسماعیلی، چنگیز جلیلوند، حسین عرفانی، بهرام زند و سعید مظفری، بخشی از حافظه فرهنگی چند نسل از مخاطبان تلویزیون و سینمای ایران را شکل داده است. برای بسیاری از تماشاگران، صدای این هنرمندان با شخصیت‌های سینمایی و تلویزیونی چنان پیوند خورده که تفکیک آن‌دو دشوار است. از این منظر، بازسازی صدای دوبلورهای فقید با هوش مصنوعی در نگاه اول می‌تواند فرصتی ارزشمند برای حفظ و احیای میراث صوتی دوبلاژ ایران باشد. این فناوری قادر است با تحلیل نمونه‌های صوتی موجود، ویژگی‌هایی از جنس صدا، لحن، آهنگ گفتار و شیوه بیان هنرمند را بازآفرینی کند. چنین امکانی می‌تواند در مرمت آثار قدیمی، بازسازی بخش‌های آسیب‌دیده صوتی و حتی تولید نسخه‌های جدید از آثار کلاسیک مورد استفاده قرار گیرد.
 با این حال، مسأله اصلی اینجاست که آیا توانایی فنی برای بازسازی یک صدا، به معنای مجاز بودن استفاده از آن نیز هست؟ پاسخ به این پرسش بدون توجه به حقوق معنوی هنرمند و جایگاه خانواده او امکان‌پذیر نیست. صدای یک دوبلور صرفاً مجموعه‌ای از فرکانس‌ها و ویژگی‌های آکوستیکی نیست، بلکه حاصل سال‌ها تجربه، خلاقیت، شخصیت هنری و امضای حرفه‌ای اوست. بنابراین، بازتولید صدای یک هنرمند درگذشته بدون سازوکار مشخص برای کسب مجوز، می‌تواند به نوعی بهره‌برداری از هویت هنری او تبدیل شود.
 البته رضایت خانواده نیز به‌تنهایی نباید تنها معیار تصمیم‌گیری باشد. لازم است مشخص شود این بازسازی با چه هدفی انجام می‌شود، در چه اثری به کار می‌رود، آیا مخاطب از استفاده از هوش مصنوعی مطلع خواهد شد و مسئولیت کیفیت و محتوای تولیدشده بر عهده چه شخص یا نهادی است. به‌ویژه آنکه ممکن است صدای بازسازی‌شده در متنی به کار گرفته شود که هنرمند در زمان حیات خود هرگز آن را نپذیرفته یا با دیدگاه هنری او سازگار نبوده است.
 از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که هوش مصنوعی، حتی در صورت بازسازی بسیار دقیق ویژگی‌های صوتی یک دوبلور، لزوماً قادر به بازآفرینی کامل درک، احساس، خلاقیت و تصمیم‌های هنری او نیست. آنچه در دوبلاژ ماندگار می‌شود، تنها جنس صدا نیست؛ بلکه نحوه انتقال احساس، هماهنگی با بازی بازیگر، درک شخصیت و ظرافت‌های اجرایی است. این مؤلفه‌ها همان عواملی هستند که یک صدای معمولی را به صدایی خاطره‌انگیز و ماندگار تبدیل می‌کنند.
 در این میان، مسئولیت نهادهای فرهنگی و رسانه‌ای نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. صنعت دوبلاژ ایران برای مواجهه اصولی با این فناوری به دستورالعملی شفاف نیاز دارد، دستورالعملی که با تعیین چارچوب اخذ رضایت خانواده‌ها و صاحبان حقوق، بر شفافیت استفاده از هوش مصنوعی، حفظ شأن هنرمند، نظارت حرفه‌ای و جلوگیری از بهره‌برداری تجاری بدون مجوز تأکید کند.
 بازسازی صدای دوبلورهای درگذشته نه باید به‌ طور مطلق رد شود و نه بدون ضابطه به یک ابزار تجاری و سرگرمی تبدیل شود. این فناوری می‌تواند در خدمت حفظ میراث شنیداری ایران قرار گیرد، مشروط بر آنکه شأن هنرمندان و حقوق معنوی آنان قربانی هیجان ناشی از پیشرفت تکنولوژی نشود.
 اصلی که باید به آن توجه داشت این است که هوش مصنوعی قرار نیست جای خالی بزرگان دوبلاژ را پر کند، بلکه در بهترین حالت می‌تواند به حفظ و معرفی بخشی از میراث ارزشمند آنان کمک کند. صدای هنرمندان بزرگ را می‌توان بازسازی کرد، اما جایگاه هنری و خاطره‌ای را که در ذهن مخاطبان ساخته‌اند، نمی‌توان با هیچ الگوریتمی تکرار کرد.
نکته دیگری که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد، ضرورت تفکیک میان استفاده پژوهشی و آرشیوی از هوش مصنوعی با بهره‌برداری تولیدی و تجاری از صدای هنرمندان فقید است. در مواردی که هدف، مرمت آثار قدیمی، مستندسازی شیوه‌های اجرایی یا حفظ نمونه‌های ارزشمند دوبلاژ برای نسل‌های آینده باشد، می‌توان با تدوین ضوابط مشخص، زمینه استفاده مسئولانه از این فناوری را فراهم کرد. اما هنگامی که صدای بازسازی‌شده در تولید آثار تازه، تبلیغات یا محصولات تجاری به کار گرفته می‌شود، حساسیت‌های حقوقی و اخلاقی ابعاد گسترده‌تری پیدا می‌کند. همچنین لازم است مرز میان صدای واقعی ضبط‌شده، صدای ترمیم‌شده و صدای تولیدشده با هوش مصنوعی برای مخاطب روشن باشد تا اعتماد عمومی به اصالت آثار خدشه‌دار نشود. از سوی دیگر، مشارکت انجمن‌های صنفی دوبلاژ، کارشناسان حقوق مالکیت فکری، خانواده هنرمندان و متخصصان فناوری در تدوین این ضوابط می‌تواند از تصمیم‌گیری‌های سلیقه‌ای جلوگیری کند. چنین رویکردی به حفظ حقوق صاحبان آثار و جلوگیری از تحریف میراث هنری کمک می‌کند و در عین حال، امکان بهره‌گیری از ظرفیت‌های نوین فناوری را در مسیری حرفه‌ای و مسئولانه فراهم 
می‌سازد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • علم و فناوری
  • اندیشه
  • حوادث
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • همچنین در نسخه برخط می خوانید:
  • کتاب
  • خودرو
  • ایران زمین
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و شصت و هشت
 - شماره نه هزار و صد و شصت و هشت - ۱۶ آبان ۱۴۰۵