در حافظه موقت ذخیره شد...
تلاش برای عبور از بحران
یادآوری و اهمیت کتاب «روایت سازمانی که بود» برای بحث حاضر آن است که بهجای داوری کلی درباره خوب یا بد بودن ملیسازی، تلاش میکند ضرورت تاریخی شکلگیری یک سازمان را در متن شرایطی که با آن مواجه بوده، بررسی کند. بر اساس روایت عظیمی، در ماهها و سالهای نخست پس از انقلاب، بخشی از واحدهای صنعتی با بحران جدی مدیریت و تأمین مالی روبهرو شده بودند و خروج برخی صاحبان صنایع و مدیران، اختلال در روابط کار، اعتصابات و دشواری تأمین مواد اولیه، استمرار فعالیت کارخانهها را با مشکل مواجه کرده بود. در چنین وضعیتی، واگذاری فوری این واحدها به سازوکار بازار یا رهاکردن آنها در انتظار تعیین تکلیف نهایی مالکیت، الزاماً به حفظ تولید منجر نمیشد. از این منظر، سازمان صنایع ملی ایران را باید نهفقط بهعنوان متولی مالکیت دولتی، بلکه بهمثابه تلاشی برای ایجاد ظرفیت سازمانی جهت اداره بحران صنعتی بررسی کرد. در روایت عظیمی، تأمین اعتبار، تهیه مواد اولیه، استقرار مدیریت و حفظ اشتغال، از جمله کارکردهایی هستند که در آن مقطع برای جلوگیری از توقف فعالیت بنگاهها اهمیت داشتند. به تعبیر دیگر، اگر کارخانهای به دلیل خروج مدیران، اختلال در تأمین مالی یا گسست روابط سازمانی از چرخه تولید خارج شود، مسأله صرفاً مالکیت آن نیست؛ حتی انتقال رسمی مالکیت به بخش خصوصی نیز بدون احیای ظرفیت مدیریتی و تولیدی، لزوماً مشکل را حل نخواهد کرد. گرچه انتقاداتی به عملکرد سازمان مذکور در ایران وارد است، چنانچه به تجارب مشابه اروپاییاش نیز وارد است، اما در واقع، یکی از نکات مهم در مطالعه عظیمی این است که باید میان ضرورت تاریخی ایجاد یک نهاد و کیفیت عملکرد بلندمدت آن تمایز قائل شد. ممکن است سازمانی در یک مقطع تاریخی برای حفظ ظرفیتهای تولیدی ضروری باشد، اما در ادامه، برای سازگاری با شرایط جدید به اصلاح ساختار، بازتعریف مأموریت، ارتقای نظام پاسخگویی یا حتی واگذاری بخشی از فعالیتهایش نیاز پیدا کند. این دو گزاره با یکدیگر تناقضــــــــــــی
ندارند.

