به مناسبت ۱۴ آبان ماه روز فرهنگ عمومی

ضرورت بازنگری در  فرهنگ عمومی کشور

علی دارابی
قائم مقام وزیر و معاون میراث فرهنگی وزارت میراث فرهنگی

14 آبان‌ماه در تقویم رسمی کشورمان به نام «روز فرهنگ عمومی» نامگذاری شده است. وقتی یک مناسبت در تقویم جای می‌گیرد، افزون بر بیان اهمیت آن مناسبت، آن موضوع نیاز به اقدامات عملی دارد تا در پرتو آن افکارعمومی بهتر و بیشتر با آن مسأله آشنا شوند. به‌طور کلی، تعریف دو مفهوم ضروری است: اول، چیستی فرهنگ است. فرهنگ مجموعه‌ پیچیده‌ای است از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هر چه که یک فرد به‌عنوان عضوی از جامعه خویش
فرا می‌گیرد. فرهنگ به وسیله فرآیند جامعه‌پذیری به نسل بعدی منتقل می‌شود، در حالی که ژنتیک به وسیله وراثت به نسل بعد منتقل  می‌شود.
 در متون، آثار و تألیفات ایرانیان، فراوان از فرهنگ سخن رفته است. در گلستان و بوستان سعدی، دیوان حافظ، مثنوی مولانا و بویژه در شاهکار حماسی حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه، در نزدیک به 90 بیت درباره فرهنگ سخن گفته شده است. در زبان‌های اروپایی، فرهنگ را معادل لغت Culture (کالچر) می‌دانند که همین تعریف مصطلح از فرهنگ در زبان و ادبیات فارسی را بیان می‌کند. در کتب لغت نیز فرهنگ را به معنای ادب، تربیت، دانش، معرفت، مجموعه آداب و رسوم و آثار علمی و ادبی یک ملت تعریف کرده‌اند. آنتونی گیدنز، جامعه‌شناس برجسته انگلیسی، فرهنگ را «مجموعه شیوه‌های زندگی اعضای یک جامعه» می‌داند. مفهوم دوم درباره فرهنگ، «فرهنگ عمومی» است. فرهنگ عمومی عبارت است از مجموعه منسجم و نظام یافته از اهداف، ارزش‌ها، عقاید، باورها، رسوم و هنجارهای مردم متعلق به یک جامعه بزرگ، قوم یا ملت. ایران کشوری است با قدمت 7 هزار سال تاریخ. در این سرزمین علاوه بر زبان فارسی، به 5 زبان دیگر نیز سخن گفته می‌شود: کردی، بلوچی، عربی، ترکی و ارمنی. 39 گویش و لهجه و بیش از 17 گروه قومی در ایران وجود دارد. این تنوع و تکثر فرهنگی از ویژگی‌های بارز ایرانیان از دیرباز بوده است. ایران را سرزمین همزیستی مسالمت‌آمیز ادیان و مذاهب نامیده‌اند. وجود مسجد، کلیسا، کنیسه، صومعه، بقعه و آتشکده‌، از این همزیستی از دوران گذشته تاکنون حکایت می‌کند. به‌طور کلی، ساحت فرهنگ فراتر از ساحت سیاست، امنیت، اقتصاد و اجتماع عمل می‌کند. زبان آن مفاهمه و گفت‌وگو است. به مناسبت 14 آبان‌ماه، روز فرهنگ عمومی، جا دارد بیشتر درباره به رسمیت شناختن تنوع فرهنگی و اهمیت تضارب آرا سخن گفت. آنچه که در حوزه «فرهنگ عمومی» اهمیت دارد، آن است که ارزش‌ها و مفاهمه بنیادی جامعه را باید در قالب «رفتار اجتماعی مردم» دید. وضوح و فراوانی آن به‌گونه‌ای باشد که همه آن را نماد «فرهنگ عمومی» بدانند؛ مانند امروز ایران که «بستن کمربند در موقع رانندگی» یک فرهنگ و بی‌توجهی به آن ضدفرهنگ تلقی می‌شود. در این میان، «شورای فرهنگ عمومی» از شوراهای باسابقه کشور است که بیش از 25 وزارتخانه، سازمان و نهاد در سطوح کشور، استان‌ها و شهرستان‌ها عهده‌دار رسالت این مسأله هستند.
 آنچه که امروز بیش از گذشته ضروری می‌نماید، بازتعریف مأموریت‌ها، وظایف، رسالت‌های شورای فرهنگ عمومی، ترکیب اعضای آن و از همه مهم‌‎تر «تأثیرگذاری مصوبات شورا» در رفتار اجتماعی شهروندان است. در بیان فضایل اخلاقی ایرانیان می‌توان از مؤلفه‌هایی چون تکریم والدین، احترام به یکدیگر، خانواده‌محوری، میهمان‌نوازی، تعاون و یاری نسبت به یکدیگر، سبقت در امور خیر و نیکوکاری، ایثارگری، شجاعت، دشمن‌ستیزی و میهن‌پرستی را مورد تأکید قرار داد. در نقطه مقابل آن، برخی رذایل اخلاقی و رفتارهای نکوهیده در میان ایرانیان رایج است. مواردی همچون زیاد حرف زدن، کمتر مطالعه کردن، غیبت کردن نسبت به افراد، حسدورزی، قانون‌گریزی، پایبند نبودن به نظم و انضباط اجتماعی، کم‌کاری و اسراف زیاد که می‌توان مورد توجه قرار داد. شورای فرهنگ عمومی باید بتواند و قادر باشد در یک بازه زمانی، این فضایل اخلاقی را ترویج، گسترش، نهادینه، تحکیم و تثبیت کند تا در گذر زمان شاهد کمرنگ شدن کاستی‌های اخلاقی در جامعه‌مان باشیم. پرسش اصلی این است که سازوکاری که باید شورای فرهنگ عمومی برای تحقق این اهداف دنبال کند، چیست؟ پاسخ آن است که باید فرهنگ و اصلاح آن را از دوران مدرسه در نظام آموزش و پرورش و سپس دانشگاه‌ها پایه‌ریزی کرد. نهاد خانواده، جامعه، رسانه، احزاب سیاسی، نخبگان و گروه‌های مرجع هم نقش اساسی در اصلاح فرهنگ دارند. با قدردانی از زحمات و تلاش‌های همه دست‌اندرکاران عرصه فرهنگ، تعلیم و تربیت و آموزش عمومی جامعه، امید آن است که «شورای فرهنگ عمومی کشور» بتواند متناسب با شرایط زمانه و نیازهای نسل جوان و مقتضیات تغییرات و دگرگونی‌هایی که در عرصه مسائل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جامعه ایجاد شده است، الگویی کارآمد از جامعه سالم همراه با زیست مؤمنانه، با آداب و ادب ایرانی و در پرتو دین مبین اسلام را به صورت فراگیر  ارائه کند.

 

فرهنگ عمومی؛ صیانت از هویت تا راهبری تحولات اجتماعی

قادر آشنا
دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور


فرهنگ عمومی را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از آداب، رسوم و رفتارهای روزمره مردم دانست؛ بلکه این مفهوم، برآیند باورها، ارزش‌ها، هنجارها و الگوهای رفتاری جامعه و بازتابی از شیوه زیست و مناسبات اجتماعی آن است. فرهنگ عمومی بستری است که در آن هویت جمعی شکل می‌گیرد، روابط اجتماعی معنا می‌یابد و میزان اعتماد، مشارکت و مسئولیت‌پذیری شهروندان نمود پیدا می‌کند. از این منظر، فرهنگ عمومی یکی از ارکان بنیادین حفظ هویت ایرانی‌ـ‌اسلامی، تقویت انسجام ملی و دستیابی به پیشرفت پایدار کشور به شمار می‌رود.
مؤلفه‌های فرهنگ عمومی طیف گسترده‌ای از ارزش‌های دینی و اخلاقی، هویت ملی، خانواده، قانون‌مداری، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، فرهنگ شهروندی، سبک زندگی، فرهنگ کار، مشارکت اجتماعی، زبان و ادبیات، هنر و میراث فرهنگی را دربرمی‌گیرد. این مؤلفه‌ها در تعامل با یکدیگر، هویت فرهنگی جامعه را شکل می‌دهند و در رفتارهای فردی و مناسبات اجتماعی بازتاب می‌یابند. بنابراین، تقویت فرهنگ عمومی به معنای تحکیم پیوندهای اجتماعی و تقویت بنیان‌های همبستگی ملی است.
امروزه فرهنگ عمومی در معرض تحولات گسترده‌ای قرار دارد. تغییر سبک زندگی، گسترش فناوری‌های ارتباطی و شبکه‌های اجتماعی، تحولات نسلی، دگرگونی الگوهای ارتباطی و تغییر نگرش‌ها و انتظارات اجتماعی، بخشی از واقعیت‌های فرهنگی جامعه معاصر است. همچنین فاصله میان برخی سیاست‌های فرهنگی و تجربه زیسته بخش‌هایی از جامعه، ضرورت بازنگری در رویکردها و شیوه‌های سیاست‌گذاری فرهنگی را دوچندان کرده است. مواجهه مؤثر با این تحولات، مستلزم شناخت دقیق واقعیت‌های اجتماعی، پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده، تقویت گفت‌وگو و اقناع و فراهم ‌کردن زمینه مشارکت فعال مردم است.
در این میان، صیانت از فرهنگ و هویت جامعه به معنای ایستایی یا مقاومت در برابر تحولات نیست؛ بلکه به معنای حفظ ریشه‌ها و سرمایه‌های هویتی و در عین حال، مواجهه آگاهانه و هوشمندانه با اقتضائات زمانه است. این مسئولیت، هم ابعاد معنوی فرهنگ از جمله باورها، ارزش‌ها، اخلاق و حافظه تاریخی و هم ابعاد مادی آن مانند معماری، هنر، صنایع ‌دستی، آیین‌ها و میراث تاریخی را دربرمی‌گیرد. جامعه‌ای که از شناخت و پاسداری از ریشه‌های فرهنگی خود غافل شود، در مواجهه با تحولات شتابان، بخشی از سرمایه هویتی و ظرفیت همبستگی خود را از دست خواهد داد.
از سوی دیگر، آسیب‌شناسی فرهنگ عمومی باید فرآیندی مستمر، علمی و مبتنی بر شواهد باشد. رصد تحولات فرهنگی، شناسایی مسائل اولویت‌دار، بررسی ریشه‌ها و پیامدهای آسیب‌ها، تدوین شاخص‌های ارزیابی و سنجش اثربخشی سیاست‌ها، از الزامات راهبری فرهنگی در شرایط کنونی است. سیاست‌گذاری مؤثر زمانی تحقق می‌یابد که تصمیم‌ها بر پایه شناخت دقیق واقعیت‌های جامعه اتخاذ شوند و نتایج آنها در زندگی روزمره مردم قابل مشاهده و ارزیابی باشد.
در این چارچوب، شورای فرهنگ عمومی کشور مسئولیتی فراتر از تصویب سیاست‌ها و مصوبات فرهنگی برعهده دارد. شناخت و اولویت‌بندی مسائل فرهنگ عمومی، تعیین جهت‌گیری‌های کلان، ایجاد هماهنگی و تقسیم کار میان دستگاه‌ها و نهادهای مسئول و نظارت بر اجرای تصمیم‌ها، از الزامات ایفای نقش راهبردی شورا به شمار می‌رود. تحقق این مأموریت مستلزم عبور از مصوبه‌محوری و حرکت به سمت نتیجه‌گرایی فرهنگی است؛ به‌گونه‌ای که هر تصمیم با تعیین متولی مشخص، تأمین منابع، تدوین برنامه اجرایی و پیش‌بینی سازوکارهای نظارت و ارزیابی همراه باشد. همچنین پیوند میان سیاست‌گذاری ملی و اقتضائات فرهنگی استان‌ها و مناطق مختلف کشور، از شروط اساسی اثربخشی برنامه‌های فرهنگی است.
‌فرهنگ عمومی مسئولیت یک دستگاه یا نهاد خاص نیست. خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه، نهادهای دینی، دستگاه‌های اجرایی، شهرداری‌ها و تشکل‌های مردمی، همگی در شکل‌گیری و ارتقای آن نقش دارند. در این میان، مردم صرفاً مخاطب سیاست‌های فرهنگی نیستند، بلکه کنشگران اصلی شکل‌دهنده فرهنگ عمومی‌اند. از این ‌رو، هر گونه برنامه‌ریزی فرهنگی بدون توجه به ظرفیت‌های اجتماعی، شنیدن دیدگاه‌های مردم و فراهم‌ کردن زمینه مشارکت آنان، در تحقق اهداف خود با محدودیت مواجه خواهد شد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • گفت و گو
  • زیست بوم
  • حوادث
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • همچنین در نسخه برخط می خوانید:
  • کتاب
  • خودرو
  • ایران زمین
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و شصت و هفت
 - شماره نه هزار و صد و شصت و هفت - ۱۴ آبان ۱۴۰۵