نیمه پنهان نوشتن

گزیده‌ای از گفت‌وگوهای پاریس ریویو در کتاب نویسندگان مشغول کارند

غزل رضایی‌ثانی
گروه کتاب

دانستن درباره نحوه نوشتن و روزمرگی نویسندگان مشهور جهان همچون ویلیام فاکنر، رابرت فراست، ارنست همینگوی و... برای خوانندگان آثارشان، کنجکاوی‌برانگیز و جذاب است. مجله ادبی «پاریس ریویو» در گفت‌وگوهایی با نویسندگان شاخص تلاش کرده به نیمه پنهان آنها سرک بکشد. «پاریس ریویو» سال ۱۹۵۳ توسط جمعی از نویسندگان جوان آمریکایی در پاریس پایه‌گذاری شد؛ جریانی که خشت اول آن را پیتر متیسن نهاد تا پایگاهی مستقل برای رشد، معرفی و عرضه آثار چهره‌های نوقلم و بااستعداد باشد؛ مجله‌ای که بسترساز انتشار نخستین قصه‌های نویسندگان صاحبنامی چون ساموئل بکت، ایوان کونل و فیلیپ راث شد. تعدادی از گفت‌وگوهای این مجله با نویسندگان شاخص جهان، توسط احمد اخوت ترجمه و در کتابی با عنوان «نویسندگان مشغول کارند» از سوی انتشارات جهان کتاب منتشر شده است. مجموعه‌ای که دربرگیرنده مصاحبه با چهره‌هایی چون تی. اس.‌الیوت، خورخه لوئیس بورخس، عزرا پاوند، جیمز تربر، جان دوس پاسوس، ژرژ سیمنون، ویلیام فاکنر، رابرت فراست، میلان کوندرا و ارنست همینگوی است.
 
 دغدغه نوشتن
احمد اخوت، مترجم، داستان‌نویس و جستارنویس، آثار نویسندگانی چون ویلیام فاکنر و خورخه لوئیس بورخس را به فارسی برگردانده است؛ ترجمه‌هایی که در میان آثار او جایگاه ویژه‌ای دارند. او که در رشته زبان‌شناسی تحصیل کرده، آثار متعددی درباره کتاب و نوشتن دارد؛ مانند «تا روشنایی بنویس»، «خاطرات کتابی»، «خود نوشتن»، «تفنگ چخوف» و... . او در کتاب «خاطرات کتابی» به این موضوع تأکید دارد که چگونه خواندن، در زندگی افراد تأثیرگذار است و چطور با نویسنده محبوب خود آشنا شد و اولین‌بار کی و کجا اسمش را شنید. اخوت همچنین در اثر دیگر خود به نام «تا روشنایی بنویس»، با روایت منحصر‌به‌فرد خویش از مأمنی به نام «نوشتن» و نویسندگانی می‌گوید که وابستگی عمیقی با کتاب و قلم دارند. یا مثلاً در کتاب «تفنگ چخوف» به زیر و بم داستان‌های کوتاه از نویسندگان مطرح جهان اشاره می‌کند و بر بنیان بسیاری از قصه‌ها دست می‌گذارد و این مسأله را واکاوی می‌کند. علاوه بر مواردی که گفته شد، کتاب «خود نوشتن» به نفس نوشتن و کندوکاو معنای نهفته آن می‌پردازد. احمد اخوت در «خود نوشتن» به نویسنده و نویسندگی نگاهی ریزبینانه‌تر و زیرکانه‌تر می‌اندازد و نویسنده بودن مدام و بی‌وقفه را تبدیل به یک مسأله و خواست شخصی می‌کند. توجه او به اصل «نوشتن»، منجر به ترجمه برخی از مصاحبه‌های نشریه پاریس ریویو شد.
احمد اخوت در یادداشت آغازین کتاب «نویسندگان مشغول کارند»، به تشریح دو معیار اصلی خود برای گزینش این مصاحبه‌ها پرداخته است: نخست، آشنایی پیشین خواننده فارسی‌زبان با نویسنده و دوم، اهمیت و جایگاه تاریخی او در پهنه ادبیات معاصر قرن بیستم.
 
خیام، الگوی الیوت
«نویسندگان مشغول کارند»، مصاحبه‌های متعددی دارد و در این معرفی فقط به برخی از آنها اشاره می‌شود. نخستین گفت‌وگوی کتاب، دیدار با توماس استرنز الیوت، شاعر و منتقد سرشناس انگلیسی-آمریکایی زاده سپتامبر 1888 است. گفت‌وگو‌کننده با وفاداری به اصول ژورنالیستی، ابتدا یک بیوگرافی مختصر از زندگی، زادگاه، تحصیلات، پیشینه ورود به قلمرو ادبیات و کارنامه آثار الیوت را بیان می‌کند. گزارش با تشریح فضای ملاقات پیش می‌رود؛ مکان ملاقات آپارتمان خانم لوئیس هنری کوهن، مدیر انتشارات «خانه کتاب» و از دوستان نزدیک خانواده الیوت است. گفت‌وگو‌کننده علاوه بر جزئیات صحنه، از ثبت لایه‌های رفتاری و خلق‌ و خوی الیوت غافل نمانده و بر طنین لحن نیش‌دار، تند و طعنه‌آمیز او در طول مصاحبه اشاره می‌کند. او سؤالاتی بر اساس مطالعات قبلی خود می‌پرسد و شناخت خوبی نسبت به الیوت و آثارش دارد.
سؤال نخست این مصاحبه تفصیلی، مطابق سنت رایج در روزنامه‌نگاری حرفه‌ای، با ورود به دوران کودکی و نوجوانی تی.‌اس.‌الیوت آغاز می‌شود؛ جایی که او در ۱۴ سالگی تحت‌تأثیر عمیق رباعیات خیام قرار گرفته و حتی چندین شعر هم به سبک خیام سروده، اما بعدها ترجیح داده تمام آنها را نابود کند. در بخش‌های بعدی، مسیر تکامل ادبی الیوت، از آثار الهام‌بخش ژول لافورگ تا نخستین تجربه‌های انتشار شعر در نشریه معتبر هاروارد ادوکیت، زیر ذره‌بین رفته و پرسش و پاسخ‌های عمیقی درباره ریشه‌های فکری او مطرح می‌شود. او به این موضوع اشاره می‌کند که سبک شعر آزاد را انتخاب کرد چرا که می‌خواست به سبک لافورگ شعر بگوید. میان جهان شعری الیوت و ادبیاتی که در کشور ما با ممیزی روبه‌روست، شباهتی دیده می‌شود. الیوت هم از حذف و تغییرهای زیادی در شعرهایش می‌گوید؛ تغییرهایی که به گفته خودش، هنوز برایش روشن نیست و مثل یک معما باقی مانده است. با این حال الیوت می‌گوید:«هیچ شعر ناتمانی به جا نگذاشته، به این دلیل که معتقد است اگر شعری ناتمام ماند، باید از آن صرفنظر کرد.»
 
نویسنده‌ای که نابینا شد
بخش دیگری از این کتاب به خورخه لوئیس بورخس، زاده اوت 1899، نویسنده بی‌بدیل ادبیات آرژانتین اختصاص دارد که در اواخر دوران پربار کاری‌اش بخشی از بینایی خود را از دست داد، اما هرگز از نوشتن دست نکشید. بورخس که روزگاری کرسی معتبر شعر «چارلز الیوت نورتون» را در دانشگاه هاروارد برعهده داشت، بعدها توانست به‌طور مشترک با ساموئل بکت، جایزه بین‌المللی معتبر ناشران «پریکس» را از آن خود کند. این مصاحبه خواندنی در دفتر کار او واقع در کتابخانه ملی آرژانتین انجام شده است؛ مکانی که او ریاست آن را برعهده داشت و اتاق شخصی‌اش را به پناهگاهی برای اندیشیدن تبدیل کرده بود. بورخس در اتاق کار خود دو کتابخانه متحرک با همان چیدمان قدیمی دارد که مدت‌هاست دست‌ نخورده باقی مانده‌اند؛ علت دست نخورده بودن آن، این است که بورخس با وجود کم‌بینا شدن، بتواند به کتاب‌های مرجع خود دسترسی داشته باشد. مصاحبه با یک سؤال معمولی «کجایی هستید؟» شروع می‌شود و بعد با سؤالات تخصصی‌تر مانند تأثیرپذیری او از شوپنهاور و دکوئنسی ادامه می‌یابد. او می‌گوید در خلال جنگ جهانی اول شیفته کارلایل بوده اما حالا دیگر از او خوشش نمی‌آید چون به عقیده‌اش او یک نازیسم بود. بورخس درباره ویرایش مکرر متن‌های خود می‌گوید:«اوایل کار تغییرات زیادی در متن‌هایم ایجاد می‌کردم اما بعدها دریافتم که وقتی انسان به سن به‌خصوصی می‌رسد، دیگر زبان اصلی خودش را پیدا کرده است.» روال مصاحبه نشان می‌دهد اگر بورخس تمایلی به پاسخ برخی پرسش‌ها نداشته باشد، بی‌آنکه اهمیتی بدهد از کنار آنها عبور می‌کند، اما در مواجهه با سؤال‌هایی که درباره «نوشتن» و «رمان» باشد، دست از توضیح نمی‌کشد.
 
استعداد ذاتی، راز نویسندگی
مهاجرت و جابه‌جایی در کودکی، نقطه مشترک زندگی بسیاری از شاعران و نویسندگان است؛ ویلیام فاکنر نیز از این قاعده جدا نبود. یکی از مصاحبه‌های کتاب «نویسندگان مشغول کارند» به او اختصاص دارد. فاکنر در نیوآلبانی به دنیا آمد، اما بعدها با خانواده‌اش به آکسفورد مهاجرت کرد و تحصیلاتش را در آنجا ادامه داد. این مصاحبه، از سال‌های نخست زندگی فاکنر و آغاز مسیر ادبی‌اش می‌گوید. او از کودکی به کتاب‌ خواندن علاقه داشت؛ علاقه‌ای که حتی بر کارش هم تأثیر گذاشت. فاکنر مدتی در اداره پست دانشگاه می‌سی‌سی‌پی کار می‌کرد، اما سرانجام شغلش را از دست داد، چون بیشتر وقتش را به مطالعه می‌گذراند.
فاکنر در طول فعالیت ادبی‌اش جوایز متعددی به دست آورد؛ از جمله جایزه ملی کتاب آمریکا. او در ابتدای مصاحبه می‌گوید علاقه‌ای به مصاحبه ندارد، چون نسبت به پرسش‌های شخصی حساس است. با این حال، به پرسش‌های تخصصی با رغبت بیشتری پاسخ می‌دهد. مثلاً درباره کتاب «خشم و هیاهو» می‌گوید:«پنج‌بار کتاب «خشم و هیاهو» را نوشتم؛ هر بار سعی کردم داستان را بیان کنم و خودم را از شر رویایی که مرا رنج می‌داد راحت کنم و بالاخره هم این کار را کردم.» یا درباره شخصیت دیلسی در «خشم و هیاهو» می‌گوید:«دیلسی یکی از شخصیت‌های مورد علاقه من است، چون این زن خیلی بیشتر از خود من شجاع، درستکار و سخی است.» از نگاه فاکنر، نویسنده خوب باید استعداد ذاتی داشته باشد؛ اما این تنها شرط نویسندگی نیست. او معتقد است نویسنده نباید هیچ‌وقت از کار خودش راضی شود و باید پیوسته برای بهتر نوشتن تلاش کند. فاکنر نویسندگی را حرفه‌ای ارزشمند می‌داند که با وسایلی ساده مانند کاغذ و قلم پیش می‌رود. به باور او، هیچ‌ چیز نمی‌تواند به یک نویسنده درجه‌ یک لطمه بزند. در ادامه این مصاحبه، به همکاری فاکنر با سینمای هالیوود نیز پرداخته می‌شود؛ جایی که او از میان چهره‌های سرشناس، بیش از همه به همکاری با همفری بوگارت علاقه داشت و این دو نفر در ساخت فیلم‌های «داشتن و نداشتن» و «خواب طولانی» با یکدیگر همکاری کردند.
 
 دنیای میلان کوندرا
میلان کوندرا، نویسنده اهل جمهوری چک، یکی دیگر از نویسندگان مشهوری است که «پاریس ریویو» با او مصاحبه کرده است. این گفت‌وگو طی چند نشست با کوندرا در دفتر کوچک او نزدیک مونتپارناس صورت گرفته است اما شیوه آن یک فرق اساسی با بقیه گفت‌وگو‌ها دارد؛  مثلاً از ضبط صوت استفاده نشد و به جای آن از ماشین تحریر، قیچی و چسب بهره بردند. آنها گفت‌وگو را با ماشین تحریر پیاده کردند، بخش‌های اضافه را با قیچی بریدند، قسمت‌های لازم را کنار هم چسباندند و در نهایت یک گفت‌وگوی کامل شکل گرفت.
سال ۱۹۶۸ با اشغال نظامی چکسلواکی توسط ارتش شوروی همزمان بود. در این سال کوندرا شغل تدریس خود را از دست داد و دیگر نتوانست کار تازه‌ای پیدا کند. تمام کتاب‌هایش ممنوع و از کتابخانه‌ها جمع‌آوری شدند، اما او بیکار ننشست و دو رمان جدید با نام‌های «زندگی جای دیگر است» و «مجلس تودیع» را نوشت. به گفته مصاحبه‌کننده، میلان کوندرا علاقه‌ای ندارد درباره خودش صحبت کند و ترجیح می‌دهد تمرکز گفت‌وگو روی دنیای هنر و رمان‌هایش باشد؛ از این رو، با احترام به خواست او، مصاحبه‌کننده فقط به جزئیات آثارش پرداخته است. برای نمونه، کوندرا به موجزگویی در رمان‌نویسی اعتقاد دارد، اما در پاسخ به اینکه چرا با وجود این عقیده، کتاب «خنده و فراموشی» را در هفت بخش نوشته است، می‌گوید:«اگر می‌خواستم موجزگویی را در کتاب «خنده و فراموشی» اعمال کنم، مهم‌ترین نکته را فراموش کرده بودم؛ نمی‌توانستم پیچیدگی زندگی بشر امروز را در یک جلد رمان نشان دهم.»
 
 نبرد با تقلید
گفت‌وگو درباره خلوت کاری و روزمرگی رابرت فراست، بخش دیگری از این کتاب است؛ شاعری که در سانفرانسیسکو به دنیا آمد و حضور پدری روزنامه‌نگار در سرنوشت ادبی او بی‌تأثیر نبود. فراست در همان ابتدای مصاحبه به عادت عجیب خود اشاره می‌کند و می‌گوید از میز تحریر بیزار است و همیشه تخته‌ای صاف زیر دست می‌گذارد تا بنویسد؛ اعترافی جالب که نشان می‌دهد او برای ثبت کلمات از هر ابزاری، حتی کف کفش‌هایش نیز بهره برده است. او همچنین در پاسخ به این سؤال که کدام شاعر بیش از دیگران الهام‌بخش او بوده، به تندی به دیدگاه استیونسون می‌تازد و بر این باور است که نظریه ضرورت تقلید و الگوبرداری هنرمند، بیش از هر عامل دیگری به پیکره حیات ادبی و تربیتی آمریکا آسیب رسانده است.
کتاب «نویسندگان مشغول کارند» نمونه‌ای جذاب و هوشمندانه از مرور گفت‌وگو‌های کلاسیک ادبی است؛ متنی که به جای پرداختن صرف به فهرست آثار، روی اندیشه‌ها و جهان‌بینی نویسندگان دست گذاشته است. روند مصاحبه‌های منتشر شده در پاریس ریویو نشان می‌دهد یک مصاحبه خوب فقط ثبت واژه‌ها نیست بلکه بیان پرسش‌ها و مسائلی از نویسنده است که مخاطب کمتر آنها را شنیده یا با خواندن آن، درهای جدیدی از شناخت نویسنده به رویش باز می‌شود. این گفت‌وگو‌ها لحنی خوش‌خوان، روایی و مستند دارد که مدیون ترجمه احمد اخوت است، مطالبی که به‌خوبی کنجکاوی خواننده را برای مراجعه به اصل صحبت‌ها برمی‌انگیزد و حتی اگر کسی تنها یک کتاب از آثار نویسنده‌ها یا شاعران این نشریه را خوانده باشد از مطالعه گفت‌وگو‌ها لذت می‌برد. 

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • علم و فناوری
  • اندیشه
  • حوادث
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • همچنین در نسخه برخط می خوانید:
  • کتاب
  • خودرو
  • ایران زمین
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و شصت و چهار
 - شماره نه هزار و صد و شصت و چهار - ۱۱ آبان ۱۴۰۵