وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در افتتاحیه نمایشگاه «جستوجوی ایران»:
هنر، آینه تداوم تاریخی و تمدنی ایران است
گروه فرهنگی
نمایشگاه «جستوجوی ایران» با نگاهی به آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران، عصر شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵ با حضور سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، جمعی از هنرمندان و استادان حوزه فرهنگ و هنر گشایش یافت. این نمایشگاه تلاشی برای بازخوانی پرسشی دیرپا در تاریخ اندیشه و هنر ایران است: چگونه میتوان مدرن بود، ایرانی ماند و در عین حال، حرفی تازه برای جهان داشت.
سیدعباس صالحی در آیین افتتاحیه این نمایشگاه با تأکید بر پیوند میان تاریخ تمدنی ایران و هویت فرهنگی ایرانیان، اظهار کرد: «روح ایرانی در امتداد هزاران سال تاریخ تمدنی این سرزمین شکل گرفته و در هنر ایران تجلی یافته است. او با طرح این پرسش که آیا ملتها و جوامع از روح برخوردارند، گفت: «ملتهایی که دارای عمق و تداوم تاریخی و گستره جغرافیایی هستند، بهتدریج صاحب روحی تاریخی میشوند که در گذر زمان قوت و اقتدار مییابد. از این منظر، ایران به دلیل برخورداری از تاریخی کهن و تداوم تمدنی، دارای روح تاریخی است؛ برداشتی که به گفته صالحی، نه بر مبنای نژادگرایی، بلکه بر اساس ویژگیهای تاریخی و تمدنی ایران مطرح میشود.
روح ایرانی در پیوند سهگانه
معنویت، عقلانیت و مدارا
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی سه مؤلفه اصلی را برای روح ایرانی برشمرد: معنویت، عقلانیت و مدارا. به گفته او، معنویت ایرانی از دیرباز با نگاهی فراتر از جهان مادی همراه بوده است؛ نگاهی که برای جهان، باطنی قائل است و هانری کربن از آن با تعبیر «ارض ملکوت» یا «زمین آسمانی» یاد میکند. این نگرش در مواجهه ایرانیان با دین نیز وجود داشته و پس از ورود اسلام، در توجه به لایههای باطنی دین و قرآن کریم استمرار یافته است. صالحی دومین مؤلفه را عقلانیت ایرانی دانست و آن را عقلانیتی شبکهای و پیونددهنده توصیف کرد؛ نوعی اندیشه که در آن فلسفه، علم، اخلاق، سیاست و تجربه زیسته فردی و اجتماعی از یکدیگر جدا نیستند، بلکه در ارتباطی متقابل معنا پیدا میکنند. او این ویژگی را در برابر عقلانیت تجزیهای و تخصصمحور قرار داد و تأکید کرد که در سنت فکری ایران، پیوند میان حوزههای مختلف دانش و حکمت همواره اهمیت داشته است. به گفته وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ، سومین مؤلفه روح ایرانی، مدارا و همزیستی مسالمتآمیز است؛ ویژگیای که با وجود فراز و نشیبهای تاریخی، در بخشهایی از تجربه تمدنی ایران استمرار داشته و منشور کوروش نیز یکی از جلوههای شناختهشده آن به شمار میرود. صالحی با تأکید بر اینکه هنر مهمترین عرصه تجلی روح ایرانی است، اظهار کرد: «هر تمدنی متناسب با ویژگیهای تاریخی و فرهنگی خود در عرصهای خاص ظهور و بروز پیدا میکند. اگر تجلی تمدن غرب جدید را بتوان در فناوری و تکنولوژی مشاهده کرد، روح ایرانی در هنر جلوهگر شده است. این هنر نیز محدود به آثار رسمی، اشرافی یا حکومتی نیست، بلکه در اجزای مختلف زندگی ایرانیان حضور داشته است.» او همچنین موقعیت جغرافیایی ایران و قرار گرفتن آن در چهارراه ارتباطی جهان را عاملی مؤثر در شکلگیری و تحول هنر ایرانی دانست و افزود: «گفتوگو با فرهنگها و تمدنهای دیگر، موجب صیقلخوردن و پرورش روح ایرانی شده و قالبهای تازهای به آن بخشیده است، بیآنکه استمرار تاریخی آن از میان برود. صالحی در پایان بر ضرورت برقراری پیوندی دوباره و عمیقتر با این میراث تأکید کرد و آن را زمینهای برای گفتوگوی مؤثرتر با جهان دانست.»
جستوجوی ایران
از پرسش هویت تا تجربه هنری
در ادامه مراسم، حسین گنجی، کیوریتور (سرپرست) نمایشگاه، با اشاره به پیشینه بیش از یکصدساله پرسش محوری این رویداد گفت: «چگونه میتوانیم مدرن باشیم، ایرانی بمانیم و برای جهان حرف تازهای داشته باشیم؟» این پرسش در اندیشه متفکرانی چون شاهرخ مسکوب، داریوش شایگان، سیدجواد طباطبایی و سیدمحمد بهشتی، با صورتبندیهای متفاوتی مطرح شده و نشان میدهد که مسأله ایران و هویت ایرانی به یک جریان فکری خاص محدود نیست. به گفته گنجی، هنرمندان نیز این دغدغه را با زبان هنر دنبال کردهاند. تأکید پرویز تناولی بر پرهیز از تقلید هنرمندان غربی و تلاش برای یافتن زبانی برخاسته از محیط و تجربه زیسته خود، نمونهای از این رویکرد است؛ رویکردی که میخواهد با گفتوگو با جهان، چیزی از تجربه ایرانی به آن اضافه کند.
نشانههای هویت ایرانی
و جستوجوی معنا در هنر انتزاعی
گنجی توضیح داد که نمایشگاه با تکیه بر آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران شکل گرفته است تا نحوه مواجهه هنرمندان با مسأله ایران و مدرنیته را بررسی کند. در این مسیر، ابتدا نشانههای آشکار هویت ایرانی، از سرزمین و چهرهها تا خط و روایتهای تاریخی، مورد توجه قرار گرفته و سپس آثاری بررسی شدهاند که نسبت آنها با ایران کمتر آشکار است و باید این پیوند را در رنگ، ماده و شیوه شکلگیری تصویر جستوجو کرد. او افزود که حتی در آثار انتزاعی نیز میتوان رد دغدغه تعلق و هویت را در تجربه هنرمندان دنبال کرد؛ البته نه به این معنا که هر فرم و رنگی را بتوان ایرانی نامید، بلکه هدف، شناخت نسبت اثر با تجربه و جهان فکری هنرمند است. کیوریتور نمایشگاه در عین حال به محدودیتهای گنجینه موزه اشاره کرد و گفت: «مجموعه موجود، با وجود ارزش و اهمیت، بازنمایی کاملی از هنر معاصر ایران نیست و آثار بسیاری از هنرمندان در آن حضور ندارند. بنابراین، روایت ارائه شده در نمایشگاه روایتی محدود است که میتواند موضوع نقد و بررسی قرار گیرد.» گنجی در پایان تأکید کرد که پرسش از نسبت میان ایران، هویت و جهان مدرن، با وجود دگرگونیهای تاریخی و فرهنگی همچنان زنده است. نمایشگاه «جستوجوی ایران» نیز تلاشی برای ادامه این گفتوگو و یافتن پاسخهایی متکثر در آثار هنری است؛ پاسخهایی که قرار نیست آثار را شبیه یکدیگر کنند، بلکه تفاوت تجربهها و نگاهها را به نمایش میگذارند.
نمایشگاه «جستوجوی ایران» از ۱۰ آبان تا ۱۳ آذر ۱۴۰۵ در موزه هنرهای معاصر تهران برای بازدید عموم دایر است.

