گزارشی از بازآفرینی سنت نیکوکاری در اورژانس بیمارستان کوثر شیراز و دیگر مراکز درمانی کشور
مهـــــربانی، رسیــــد به رسیـــــد
روی بنر صورتیرنگی باعنوان «دیوار مهربانی» که به دیوار اورژانس بیمارستان قلب کوثر شیراز نصب شده، دهها رسید بانکی از ۳۵ هزار تومانی گرفته تا یک میلیون تومان و بیشتر به چشم میخورد. سطح این بنر آنقدر از رسیدهای بانکی پر شده که جای خالی نمانده است؛ رسیدهایی که مردم بینامونشان به دیوار سنجاق کردهاند تا هر بیمار نیازمندی که برای هزینههای درمان درمانده، یکی را بردارد و کارش راه بیفتد. این صحنه ساده، بدون هیچ شعار و تشریفاتی، روایتگر جامعهای است که برخلاف روایتهای پر از یأس، در سختترین روزهای نه جنگ و نه صلح و فشار اقتصادی، با هرتوانی، هوای همدیگر را دارند. برای درک بیشتر پیام این رسیدهای بانکی در بیمارستان قلب کوثر شیراز، باید تقویم را ورق زد و به حدود یک دهه قبل برگشت؛ به پاییز سال ۱۳۹۴؛ در یکی از خیابانهای مشهد و کمی بعد در شیراز، تهران و سراسر شهرهای ایران، شعاری دستنویس با چند میخ و چند چوبلباسی روی دیوارهای شهر نقش بست: «نیازداری بردار، نیاز نداری بذار.» ایدهای به غایت ساده، بیپیرایه و بدون تشریفات اداری و بوروکراسی سازمانهای خیریه دولتی. آن روزها دیوار مهربانی معطوف به نیازهای اولیه در فصل سرما بود؛ کتها، پالتوها، کلاهها و کفشهایی که در خانهها بیاستفاده مانده بودند، بدون واسطه و بدون اینکه کرامت انسانی دریافتکننده در صفهای عریض و طویل خرد شود، به دست صاحب جدیدشان میرسیدند. البته بعد موج اولیه دیوارهای مهربانی برای لباسهای زمستانی پس از چند سال به دلایل مختلف ازجمله چالشهای بهداشتی، نگهداری لباسها در باران و تغییر مناسبات فصلی فروکش کرد، اما این حرکت مردمی در حافظه جمعی مردم ماندگار شد. در سالهای بعد، ایده مهربانی ناشناس و بیواسطه وارد تار و پود زندگی روزمره مردم شد؛ در نانواییها، کارتنهای کوچکی کنار پیشخوان قرار گرفت به نام «نان مهربانی» یا قبضهای نان صلواتی برای هر فردی که پول نان سنگک شب را نداشت، بدون اینکه مجبور به خواهش باشد، برگه کوچکی از شیشه نانوایی برمیداشت و نانش را تحویل میگرفت. در داروخانهها، صندوقهای «حساب باز» راه افتاد تا مابهالتفاوت هزینه داروی بیماری که کارتش کفاف نمیدهد، پرداخت شود. حالا، این ایده به بیمارستان کوثر شیراز رسیده است؛ جایی که مردم نه لباس دستدوم که اعتباری برای هزینه درمانی را در قالب رسیدهای پرداخت بانکی به همنوعان ندیدهشان پیشکش میکنند.
مرجان قندی
گروه گزارش
کسانی که در مبالغ مختلف در این کار سهیم شدهاند؛ از بازنشستهای با حقوق مختصر تا رانندهای که دشت روزانهاش را تقسیم میکند، متفاوتند. شهدوست، بازنشسته آموزش و پرورش میگوید: «همسرم پارسال همینجا آنژیوگرافی شد. آن شب تا صبح روی صندلیهای سالن انتظار نشسته بودم و دیدم چطور یک خانواده روستایی به دلیل ۳۰۰ هزار تومان که کم داشتند برای انجام یک آزمایش مستأصل شده بودند. همان شب نذر کردم همسرم که به سلامت به خانه آمد، هر بارکه برای چکاپ دورهای میآییم، مبلغی را به صندوق بیمارستان برای این کار پرداخت کنم. حقوق بازنشستگیام بالا نیست، اما هر سه ماه یکبار که میآییم، مبلغی از این دستگاه رسید میگیرم و میچسبانم.»
او میگوید: «زیبایی این کار به ناشناس بودنش است؛ نه کسی جلوی من سر خم میکند و نه من منتی سر کسی دارم. وقتی کارت میکشی و رسید را میچسبانی، احساس میکنی در شهری زندگی میکنی که آدمهایش همدیگر را در روزهای سخت رها نکردهاند. شاید ۵۰۰ هزار تومان هزینه یک ناهار ساده هم نباشد، اما وقتی ده تا از این رسیدها کنار هم چسبانده شود، پول ترخیص یا داروی یک بیمار تأمین میشود.»
مهشید، جوان ۳۴ سالهای که کارمند یک شرکت خصوصی است، میگوید: «ماهی یکبار برای گرفتن داروهای مادرم به داروخانه و درمانگاه میروم. در بیشتر مراکز درمانی و داروخانهها که رفتهام چنین جایگاهی برای کمکهای مردمی را دیدم. من هم تصمیم گرفتم بخشی از پسانداز ماهانهام را اینجا خرج کنم؛ گاهی ۲۰۰ هزار تومان، گاهی هم اگر پاداشی گرفته باشم یک میلیون تومان کارت میکشم. شاید مبلغی که من کمک میکنم آنقدر بالا نباشد اما هربار بیشتر حس میکنم که همه ما دانههای یک تسبیحیم که در هر شرایطی هوای هم را داریم.»
کنش اجتماعی معنادار
اتفاقی که روی دیوار اورژانس بیمارستان کوثر شیراز و بسیاری دیگر از مراکز درمانی، داروخانهها، نانواییها و... جریان دارد، فراتر از یک عمل خیریه متعارف و فردی است؛ این یک کنش اجتماعی معنادار در برابر خستگیهای معیشتی است. دکتر مصطفی آبروشن، جامعهشناس با اشاره به تصویری از کارتخوان بیمارستان قلب کوثر شیراز و رسیدهای انباشتهشده روی آن که در فضای مجازی پربازدید شده، میگوید: «این کارتخوان و بنر کنار آن و رسیدهای بانکی، بسیار فراتر از یک ابزار ساده برای واریز پول است، در واقع به نمادی پررنگ از مهربانی و مسئولیتپذیری مردم تبدیل شده است.»
او با تحلیل این پدیده از منظر جامعهشناسی میگوید: «این رفتار خودجوش نشان میدهد که شهروندان، حتی در شرایطی که خودشان زیر فشار سنگین تنگناهای اقتصادی و تورم قرار دارند، دیگران و رنج همنوعانشان را از یاد نبردهاند.»
این جامعهشناس میگوید: «انباشت این رسیدها سندی زنده از پیوستگی و تابآوری درونی جامعه است و اثبات میکند بافت اجتماعی ایران، با وجود تمام بحرانها و سختیهای روزمره، دچار فروپاشی نشده است. مردم با چنین اقداماتی در عمل در حال بازتولید یک شبکه حمایتی خودجوش هستند؛ شبکهای مردمی که تلاش میکند خلأها و ناکارآمدیهای نهادهای رسمی و دولتی را در حمایت از اقشار آسیبپذیر پر کند.»
آبروشن با اشاره به ریشههای فرهنگی این کنش خاموش میگوید: «این نوع رفتارهای همدلانه برآمده از فرهنگی دیرپاست که در آن انسانها در بزنگاههای سخت دستگیر یکدیگر میشوند؛ این رسیدها در واقع زبان مشترک جامعهای هستند که میخواهد به شکلی خاموش فریاد بزند که ما در این بحرانها تنها نیستیم و هوای یکدیگر را داریم.»
آبروشن با اشاره به جزئیات تأثیرگذار این عکس پربازدید شده، مانند چسبزدن و گیرانداختن رسیدهایی که جایی برای چسباندن ندارند و آنها را لای سیمها برای نیفتادن روی زمین قرار دادهاند، میگوید: «این پافشاری خاموش، ابعاد عمیقتری از فرهنگ یاریگری را آشکار میکند. این جزئیات کوچک گویای این است که شهروندان نهتنها قصد کمک مالی دارند، بلکه با وسواس پیگیرند تا اطمینان یابند این مددرسانی به مقصد میرسد و به ثمر مینشیند.»
این جامعهشناس معتقد است؛ «چنین اصرار بیصدایی برای حفظ و ساماندهی کمکها، حتی در شرایطی که سازوکارهای رسمی و اداری دچار نقص یا ناتوانی هستند، نشاندهنده یک مسئولیتپذیری جمعی ریشهدار در میان مردم است. اینکه افراد حتی در سادهترین و کوچکترین امور به حفظ نظم و درستی فرآیند کار توجه دارند، نشان میدهد کمک کردن در جامعه ما فراتر از یک واکنش احساسی زودگذر، به یک باور و وظیفه اخلاقی تبدیل شده است.»
بهگفته او، این دقت و حوصله در جزئیات، در واقع تلاش آگاهانه و دغدغهمندانه مردم برای زنده نگه داشتن و استمرار این زنجیره انسانی مهربانی است. این جامعهشناس توضیح میدهد: «در کنار تمامی فشارهای سنگین اقتصادی و ناملایمات روزمره، بخشهای عظیمی از بدنه جامعه همچنان سرشار از دغدغه دیگرخواهی و همدلی است. تفاوت میان آنچه در قاب رسانههای معاند بازتاب مییابد با آنچه در متن زندگی روزمره جریان دارد در این است که مردم در کوچه و بازار، به جای تسلیم شدن در برابر انزوا و فردگرایی، در حال خلق و بازآفرینی مسیرهای نوین برای دستگیری از یکدیگرند.»
رنج مشترک، محرکی برای همبستگی
آبروشن درباره اینکه چطور فردی که خود تحت فشار و مشکلات معیشتی است، باز هم برای دستگیری از همنوع پیشگام میشود، میگوید: «رنج مشترک گاهی به جای ایجاد انزوا، به محرکی برای همبستگی تبدیل میشود. شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد، اما فشارهای اقتصادی همیشه به خودخواهی ختم نمیشوند؛ گاهی در دل همین سختیها، یک حس همسرنوشتی عمیق میان شهروندان شکل میگیرد که آنها را نسبت به درد دیگران حساستر میکند.»
این جامعهشناس با اشاره به منطق حاکم بر اینگونه رفتارها توضیح میدهد: «وقتی اکثریت جامعه در شرایط دشوار معیشتی در حال دستوپنجه نرم کردن هستند، این احساس به وجود میآید که همه ما سرنشینان یک کشتی هستیم. در چنین فضایی، تمایل به حمایت از همنوع بیمار یا دردمند، نوعی همبستگی ناخودآگاه و واکنشی جمعی برای مقابله با فروپاشی کامل اجتماعی است.»
بهگفته آبروشن، جامعه با این اقدامات خودجوش تلاش میکند تا بار سنگین بحرانها را با تقسیم کردن میان یکدیگر سبکتر کند و اینگونه است که گاهی سختیهای زندگی، برخلاف انتظار، پیوندهای عاطفی و انسانی میان مردم را استحکام بیشتری میبخشد.
این جامعهشناس با تأکید بر ویژگی گمنامی و بیچشمداشت بودن اینگونه کمکها میگوید: «این نوع نیکوکاری خاموش، نقشی بنیادین در بازسازی و تحکیم سرمایه اجتماعی ایفا میکند. اینکه افراد بدون ابراز نام، دریافت تشویق یا منتگذاری به یاری دیگران میروند، ارزش کار را دوچندان میکند؛ چون این دستگیری پنهانی، پیامآور خلوص نیت است و همین امر ضریب اعتماد بینفردی را در جامعه بشدت افزایش میدهد.»
همدلی مردم
قدرت اصلی یک جامعه است
آبروشن با بیان اینکه وقتی شهروندان میبینند دیگران بدون انگیزههای شهرتطلبانه دست به کار نیک میزنند، احساس امنیت روانی و تعلق خاطر جمعی در جامعه تقویت میشود، میگوید: «این سبک از نیکوکاری، روابط اجتماعی را از قالبهای خشک، رسمی و معاملهگرانه خارج میکند و آن را به یک پیوند اخلاقی اصیل و انسانی تبدیل میکند.»
او با بیان اینکه بزرگترین درس این همیاریهای خودجوش این است که قدرت اصلی یک جامعه در مهربانی و همدلی ساده مردمش نهفته است، میگوید: «برای مسئولان، این رویداد یک هشدار میتواند باشد که هر کجا ساختارهای رسمی و نهادهای حمایتی دچار ضعف یا کمکاری میشوند، این اخلاق و وجدان عمومی مردم است که به میدان میآید و خلأها را پر میکند. بنابراین، برنامهریزیها نباید صرفاً به اعداد و ارقام کلان اقتصادی محدود شود و باید به ظرفیت عظیم اجتماعی و انسانی جامعه هم بیشتر توجه و اعتماد کرد.»
آبروشن توضیح میدهد: «درس اصلی این است که سیاستگذاریها باید بهگونهای طراحی شوند که بهجای رویکردهای دستوری، بستر را برای مشارکت، اراده و همدلی عمومی فراهم کند. این رسیدهای انباشتهشده روی کارتخوان، سند زندهای هستند که ثابت میکنند جامعه ما در سختترین شرایط هم قلبی تپنده و روحی بیدار دارد که از یکدیگر دست نمیکشد و این، بزرگترین و ارزشمندترین سرمایه برای فردای این سرزمین است.»

