یک هیأت قطری در تازهترین تلاش برای کاهش تنش ها روز گذشته به تهران سفر کرد
تداوم دیپلماسی در کنار آمادگی دفاعی
در شرایطی که نشانههای افزایش تنش بیش از گذشته نمایان شده است، دیپلماسی همچنان بهعنوان راهکاری برای مهار بحران و جلوگیری از تشدید آن مطرح است؛ چنانکه کانالهای ارتباطی و رایزنیهای سیاسی با وجود فضای پرتنش حاکم هچنان فعال هستند. در همین چارچوب، سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه در پیامی که به تازگی در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، بر تداوم دیپلماسی در کنار آمادگی دفاعی ایران تأکید کرد و نوشت: «در حالی که نیروهای مسلح شجاع ما کاملاً آماده دفاع از میهن هستند، ایران کماکان به اینکه به دیپلماسی فرصت موفقیت بدهد ادامه خواهد داد.» عراقچی در بخش دیگری از پیام خود با اشاره به تداوم دیپلماسی از طریق واسطهها تصریح کرد: «ما برای بررسی ایدههایی که بتواند طرح هفتروزه را، حتی در مدتی کمتر از یک هفته، اجرا کند، به ارتباط نزدیک و مستمر خود با واسطهها ادامه خواهیم داد»
طرح هفتروزه ایران که پیشتر و در جریان نشست اخیر مجمع عمومی سازمان ملل متحد از طریق میانجیها به آمریکا ارائه شده بود، میتواند چارچوبی عملی برای خروج از بنبست کنونی و بازگشت به مسیر دیپلماسی فراهم کند. این پیشنهاد با ترسیم مجموعهای از اقدامات متقابل و مرحلهبندیشده تلاش دارد میان پایان دادن به جنگ، رفع محاصره و بازگشایی تنگه هرمز از یک سو و فراهم کردن زمینه برای آغاز مذاکرات هستهای از سوی دیگر، پیوندی مشخص برقرار کند. از دیدگاه ایران چنین رویکردی میتواند به کاهش بیاعتمادی، روشن شدن گامهای مورد انتظار از هر طرف و ایجاد زمینهای برای پیشبرد مذاکرات کمک کند. از این منظر و به بنا به تأکید دوباره عراقچی این پیشنهاد ظرفیت آن را دارد که به نقطه شروعی برای مدیریت بحران و جلوگیری از تداوم چرخه تنش تبدیل شده و حتی در شرایط کنونی در مدت زمانی کمتر از 7 روز به اجرا درآید. این امری است که تحقق آن به اراده سیاسی و آمادگی طرف مقابل برای عمل متقابل وابسته است.
قطر در مسیر دوباره میانجیگری
همزمان با موضعگیری اخیر وزیر امور خارجه، گزارشهایی نیز درباره ارسال نامهای اختصاصی از سوی «جیدی ونس» معاون رئیسجمهور آمریکا به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی منتشر شده است. انتشار این گزارشها در کنار اظهارات عراقچی، گمانهزنیها درباره ارائه پیشنهادهای تازه از سوی واشنگتن و ازسرگیری تبادل پیام میان دو طرف برای بررسی این پیشنهادها را افزایش داده است. به گزارش نیویورکتایمز، این نامه روز یکشنبه از طریق میانجیگران قطری به دبیر شورای عالی امنیت ملی تحویل داده شده است. ونس در این مکاتبه به حلوفصل اختلافات از مسیر مذاکرات مستقیم اشاره کرده و خواستار آن شده است که پرونده هستهای ایران از همان ابتدای گفتوگوها در دستور کار قرار گیرد.
اگرچه تاکنون مقامات ایرانی به این نامه پاسخی ندادهاند، اما تحرکات دیپلماتیک قطر در ادامه این پیامرسانی، بار دیگر توجهها را به نقش دوحه در مناسبات تهران و واشنگتن جلب کرده است. قطر که در ماههای اخیر یکی از بازیگران فعال در زمینه تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش میان تهران و واشنگتن بوده است، روز گذشته نیز هیأتی دیپلماتیک را برای گفتوگو و رایزنی با مقامهای ارشد جمهوری اسلامی ایران به تهران اعزام کرد. به گزارش ایرنا، این هیأت قطری قرار است در جریان دیدار با مقامهای ارشد کشورمان، درباره آخرین تحولات منطقه و مسائل مورد توجه دو کشور گفتوگو و تبادل نظر کند.
بر این اساس، سفر هیأت قطری به تهران را میتوان بخشی از تحرکات دیپلماتیکی دانست که با هدف حفظ و فعال نگهداشتن کانالهای ارتباطی میان تهران و واشنگتن دنبال میشود.
تلاشهای دیپلماتیک برای مهار تنشها به میانجیگری قطر محدود نمانده است. دوشنبه هفته گذشته نیز نمایندگان ارشد سه کشور همسایه ایران با حضور در کاخ سعدآباد با مقامهای بلندپایه کشور دیدار و گفتوگو کردند. «خالد بنسلمان» وزیر دفاع عربستان و برادر محمد بنسلمان ولیعهد این کشور، «ابراهیم کالین» رئیس دستگاه اطلاعات ترکیه و «عاصم منیر» فرمانده کل ارتش پاکستان، اعضای این هیأت بودند که در جریان سفر خود با مقامهای ارشد کشورمان به رایزنی پرداختند که با توجه به شرایط حساس منطقه و تلاشهای دیپلماتیک برای جلوگیری از تشدید تنش میان تهران و واشنگتن، بررسی راههای کاهش اختلافات و کمک به پیشبرد مذاکرات نیز از جمله موضوعات مطرحشده در گفتوگوهای این هیأت با مقامهای ارشد کشورمان بوده است.
مسأله ضمانت
مسأله اصلی در گرهگشایی از موضوعات مورد اختلاف و تنش ساز میان تهران و واشنگتن، به این مهم بازمیگردد که آیا آمریکا واقعاً با هدف دستیابی به توافق، مسیر دیپلماسی را دنبال میکند یا اینکه مذاکره را صرفاً ابزاری کوتاهمدت و راهکاری موقت در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره میداند. اهمیت این مسأله زمانی بیشتر میشود که همزمان با تبادل پیامهای دیپلماتیک میان دو طرف، گزارشها از افزایش انتقال تسلیحات و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه خاورمیانه حکایت دارند که با مواضع اعلامی واشنگتن درباره پیگیری دیپلماسی و تلاش برای کاهش تنشها همخوانی ندارد و همین مسأله، تردیدها درباره جدیت آمریکا در پیگیری یک مسیر دیپلماتیک را افزایش میدهد. در چنین شرایطی، موضع عراقچی مبنی بر اینکه پیشنهاد هفتروزه ایران قابلیت اجرا در بازه زمانی کوتاهتری را نیز دارد، از اهمیت ویژهای برخوردار است. این اظهار نظر را میتوان در چارچوب آمادگی تهران برای تسریع روند تفاهم، مشروط به انجام اقدامات اعتمادساز از سوی واشنگتن ارزیابی کرد. یعنی چنانچه آمریکا در مدتزمانی کوتاه محاصره را رفع کند و دستور لغو شماری از تحریمها را صادر کند، زمینه برای کاهش تنش ها فراهم می شود.
از این منظر، اجرای این اقدامات از سوی واشنگتن میتواند بهعنوان تضمینی برای هرگونه تفاهم احتمالی عمل کند؛ تفاهمی که در ادامه آن، ایران نیز میتواند نسبت به بازگشایی تنگه هرمز اقدام کند.
با این حال، دستیابی به چنین تفاهمی بدون توجه به تجربههای پیشین و ملاحظات امنیتی تهران دشوار خواهد بود. تجربه حمله به ایران در جریان دو دور قبلی مذاکرات، باعث شده است که تهران برای ورود دوباره به چنین مسیری، بیش از گذشته به تضمینهایی معتبر، روشن و اطمینانبخش نیاز داشته باشد. چراکه صرف ارائه پیشنهاد مذاکره یا حتی انجام اقداماتی برای حفظ و تداوم روند دیپلماتیک، الزاماً به معنای پایبندی طرف مقابل به تفاهمات حاصلشده نیست. بویژه آنکه تجربه گذشته نشان داده است حتی در صورت پیشرفت مذاکرات و شکلگیری تفاهم اولیه نیز نمیتوان از تداوم مسیر توافق یا جلوگیری از بازگشت تنشهای نظامی اطمینان داشت.
در همین چارچوب، ولی نصر، مشاور پیشین باراک اوباما نیز بر اهمیت مسأله تضمینها و ضرورت لحاظ کردن تردیدهای احتمالی تهران نسبت به ابتکار جدید واشنگتن تأکید میکند. او با اشاره به نقش «ونس» در مذاکرات پیشین یادآور میشود که در دور قبلی نیز این ونس بود که درباره تفاهمنامه مذاکره کرد، اما تنها یک روز بعد، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا مسئولیت اجرای آن را برعهده گرفت و دو هفته بعد از تفاهمنامه اسلامآباد جنگ بار دیگر از سر گرفته شد. از نگاه نصر، مسأله اصلی برای ایران صرفاً به مواضع یا تلاشهای شخصی ونس محدود نمیشود، بلکه تهران نسبت به تکرار سناریویی مشابه در ابتکار جدید آمریکا نیز بدبین خواهد بود.
این ارزیابی نصر نشان میدهد که عبور از وضعیت کنونی و حرکت به سمت توافق، صرفاً با تبادل پیامهای دیپلماتیک و اعلام آمادگی برای مذاکره امکانپذیر نیست؛ بلکه واشنگتن برای جلب اعتماد تهران ناگزیر است در کنار پیامهای دیپلماتیک، تضمینهایی معتبر و قابل اتکا ارائه کند تا زمینه لازم برای شکلگیری تفاهمی پایدارتر فراهم شود.

