«ایران» در پرسش از کارشناسان سیاسی و نمایندگان الزامات پایان وضعیت «نه جنگ، نه صلح» را بررسی میکند
همگرایی ملی، رمز پیروزی اراده ایران
تأکید رهبر انقلاب اسلامی بر ضرورت خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، اکنون این پرسش را پیش روی دولت و دیگر اجزای حکمرانی قرار داده است که چگونه میتوان به این وضعیت پایان داد و زمینه تأمین حقوق و منافع ملی را فراهم کرد. عبور از این شرایط، نه صرفاً به معنای آغاز دور تازهای از مذاکرات است و نه لزوماً مستلزم بازگشت به درگیری نظامی؛ بلکه به چگونگی استفاده از ظرفیتها و ابزارهای کشور برای تغییر معادلات موجود بستگی دارد. در این میان، هماهنگی میدان و دیپلماسی، تقویت انسجام ملی و حفظ اعتماد عمومی، سه ضرورت اساسی برای پیشبرد این مسیر به شمار میروند. چنانکه برخی کارشناسان نیز به ضرورتهایی همچون مقابله با جنگ روانی و رسانهای دشمن و پرهیز از دامن زدن به اختلافات داخلی و تقویت مؤلفههایی تأکید دارند که میتواند قدرت تصمیمگیری و چانهزنی کشور را افزایش دهد. بر همین اساس، «ایران» در ادامه نظرسنجی خود از کارشناسان و فعالان سیاسی راهکارهای خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» را به بحث گذاشته است.
از «نه جنگ، نه صلح» تا «صلح مشروط»: منطق خروج از وضعیت معلق
علیرضا خجستهپور
قائم مقام دبیرکل حزب جامعه اسلامی مهندسین
در دیدار اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی با سرلشکر رضایی(دبیر شورای عالی امنیت ملی)، چند عبارت کلیدی مطرح شد که در کنار هم، چارچوبی روشن برای خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» ترسیم میکند: «مستأصلشدن دشمن» بهعنوان ثمره مقاومت دلیرانه ملی، تأکید بر «اطلاعرسانی فعالانه و بموقع» برای استمرار حضور مردم، و پیگیری «تأمین حقوق و منافع ملت ایران و جبهه مقاومت از طریق تحقق شروط مطرحشده از سوی مسئولان کشور با هدف پایان جنگ و شرایط نه جنگ، نه صلح.» این سه مؤلفه، در واقع یک استراتژی سهلایه را شکل میدهند. لایه اول: خروج مشروط ایران، نه تسلیم. رهبری معظم تصریح کردند که پیگیری حقوق ملت باید «از طریق تحقق شروط مطرحشده از سوی مسئولان کشور» انجام شود. این عبارت یعنی خروج از وضعیت معلق، نتیجهای است که باید با اقدامات طرف مقابل محقق شود، نه با اقدامی یکطرفه از سوی ایران. ایران از بلاتکلیفی خارج میشود، اما نه با دادن امتیاز، بلکه با واداشتن دشمن به پذیرش شروط اعلامشده. به تعبیر دیگر، این موضع از موقعیت قدرت بیان شده است، نه ضعف. بنابراین مردان دیپلماسی ایران باید بتوانند دستاوردهای ارزشمند میدان را در چارچوب حقوق مسلم ملت شریف ایران به امتیازات دیپلماسی بدل نمایند. لایه دوم: اطلاعرسانی بهعنوان پل اعتماد. تأکید بر «اطلاعرسانی فعالانه و بهموقع برای استمرار حضور مردم در دفاع از کشور و نظام» نشان میدهد که خروج از این وضعیت، بدون پشتوانه مردمی و سرمایه اجتماعی ممکن نیست. این اطلاعرسانی باید هم دستاوردها را شفاف کند و هم هزینهها و مسیر پیشرو را. در واقع، شفافیت در گفتار و عمل، پل میان تصمیمگیری در سطح حاکمیت و اعتماد در سطح جامعه است. تجربه سالهای اخیر نشان داده که هر شکاف میان وعده و عمل، مستقیماً به شکاف در وحدت اجتماعی تبدیل میشود. لایه سوم: حفظ ابزارهای فشار. در همین دیدار، «حفاظت از امنیت ملی و منطقهای با اعمال مدیریت بر تنگه هرمز» نیز مطرح شده است. این یعنی ایران ابزارهای فشار خود را حفظ میکند تا شروطش را در عمل قابل پیگیری کند. خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» بدون حفظ این اهرمها، در عمل به معنای از دست دادن دستبرتر خواهد بود. به عنوان جمعبندی میتوان اینگونه بیان کرد که تعبیر دقیق موضع رهبری این است که «نه جنگ، نه صلح» یک وضعیت تحمیلی و ناپایدار است که باید پایان یابد، اما پایان آن با شروط ایران و از موضع قدرت رقم میخورد. این موضع نه به معنای ورود به جنگ است و نه پذیرش صلحی که دستاوردهای مقاومت را نادیده بگیرد. مسیر خروج، فعال و مشروط است: حفظ ابزارهای فشار، تقویت انسجام داخلی، اطلاعرسانی شفاف به مردم، و پیگیری جدی تحقق شروط اعلامشده. در این چارچوب، خروج از وضعیت معلق، پاداش مقاومت است، نه عقبنشینی از آن.
اتحاد مقدس؛ پشتوانه عبور از وضعیت نه جنگ، نه صلح
روحالله لک علیآبادی
نماینده مردم ازنا در مجلس شورای اسلامی
جنگی که امروز با آمریکا و رژیم صهیونیستی در جریان است، صرفاً به میدان نظامی یا فشارهای اقتصادی و تحریمها محدود نمیشود؛ بلکه جنگی ترکیبی است و جنگ رسانهای و روانی یکی از مهمترین اضلاع آن به شمار میرود. دشمن با بهرهگیری از ظرفیت گسترده رسانهای خود میکوشد در کنار فشارهای نظامی و اقتصادی، فضای سیاسی و اجتماعی ایران را در وضعیت تعلیق نگه دارد؛ وضعیتی که از آن با عنوان «نه جنگ، نه صلح» یاد میشود. خروج از این شرایط، مستلزم مجموعهای از اقدامات هماهنگ در سطوح مختلف حکمرانی و جامعه است.
نخستین الزام این مسیر، تقویت انسجام ملی و شکلگیری آن چیزی است که میتوان از آن بهعنوان «اتحاد مقدس» یاد کرد. تأکید مقام معظم رهبری بر ضرورت خروج از وضعیت نه جنگ، نه صلح، در کنار توصیههای مکرر ایشان به حفظ وحدت، نشان میدهد که عبور از شرایط موجود صرفاً با اتکا به توان نظامی یا ابتکار دیپلماتیک امکانپذیر نیست؛ بلکه به پشتوانهای اجتماعی و سیاسی نیاز دارد که قدرت تصمیمگیری و چانهزنی کشور را تقویت کند. دشمن زمانی میتواند از اختلافات داخلی بهعنوان اهرم فشار استفاده کند که میان مسئولان، جریانهای سیاسی و جامعه شکاف ایجاد شده باشد. در مقابل، انسجام داخلی امکان بهرهبرداری طرف مقابل از این اختلافات را کاهش میدهد. در این میان، دولت مسئولیتی محوری بر عهده دارد. تقویت تابآوری اقتصادی، مدیریت مشکلات معیشتی، کاهش نااطمینانیها و اطلاعرسانی شفاف درباره تصمیمات، از جمله اقداماتی است که میتواند اعتماد عمومی را حفظ کند. انسجام ملی صرفاً با توصیه به وحدت شکل نمیگیرد، بلکه باید در عملکرد دستگاههای اجرایی و توانایی آنها برای پاسخگویی به مطالبات مردم نیز نمود پیدا کند. در سطح حاکمیت، هماهنگی میدان و دیپلماسی از ضرورتهای اساسی خروج از وضعیت موجود است. توان دفاعی نیروهای مسلح و ظرفیت دیپلماتیک کشور، دو ابزار مکمل برای تأمین منافع ملیاند و نباید آنها را در برابر یکدیگر قرار داد. قدرت نظامی میتواند هزینه تهدید و زیادهخواهی دشمن را افزایش دهد و زمینه مذاکره از موضع قدرت را فراهم کند؛ همانگونه که دیپلماسی نیز میتواند دستاوردهای میدان را به امتیازهای سیاسی و امنیتی پایدار تبدیل کند. از این منظر، مذاکره لزوماً نقطه مقابل مقاومت نیست، بلکه در صورت برخورداری از پشتوانه قدرت ملی و راهبردی روشن، عرصه دیگری برای پیگیری منافع کشور است.
بر همین اساس، سران قوا، نیروهای مسلح و دستگاه دیپلماسی باید در چارچوب راهبردی مشترک حرکت کنند. رقابتهای جناحی نباید تصمیمگیری درباره مسائل کلان کشور را تحت تأثیر قرار دهد و اخبار تأییدنشده درباره تماسها یا پیامهای احتمالی طرف مقابل نباید بهانهای برای تخریب مسئولان و ایجاد تردید در مسیر تصمیمگیری کشور شود.
همزمان، مقابله با جنگ رسانهای دشمن نیز اهمیتی تعیینکننده دارد. بازنشر شتابزده اخبار و ادعاهای رسانههای خارجی مخالف ایران، حتی از سوی رسانههای داخلی، ممکن است ناخواسته به تکمیل پازل جنگ روانی دشمن کمک کند.
خروج از وضعیت نه جنگ، نه صلح، به حرکت هماهنگ دولت، نیروهای مسلح، دستگاه دیپلماسی، رسانهها و جامعه نیاز دارد. دولت باید تابآوری اقتصادی و اعتماد عمومی را تقویت کند، نیروهای مسلح آمادگی دفاعی و بازدارندگی را حفظ کنند، دیپلماسی فعالانه منافع ملی را پیش ببرد و رسانهها و جریانهای سیاسی نیز از تشدید اختلافات بپرهیزند. هر اندازه این هماهنگی تقویت شود، امکان تحمیل اراده دشمن کاهش مییابد و ظرفیت کشور برای تبدیل قدرت دفاعی، سیاسی و اجتماعی به دستاوردهای پایدار افزایش پیدا میکند. عبور از وضعیت نه جنگ، نه صلح، نه با تشدید اختلافات داخلی، بلکه با ترکیب هوشمندانه قدرت، دیپلماسی و انسجام ملی محقق خواهد شد.

