تحقق یک آرزوی دیرین

اهمیت انتشار مرقع شاه طهماسب به روایت آیدین آغداشلو

بسیار متأسفم که به دلیل عارضه‌ای که برای پایم پیش آمد، نتوانستم در آیین باشکوه رونمایی از «مرقع شاه‌ طهماسب» حضور یابم؛ در حالی که قلباً بسیار مشتاق بودم، چراکه این رویداد، محفلی بسیار مهم و پراهمیت در پهنه‌ فرهنگ معاصر ما به شمار می‌رود. 
چاپ و انتشار این اثر نفیس را به تمامی دست‌اندرکاران گرامی‌اش، به‌ویژه خانم نفیسه ضرغامی و آقای کاوه علی‌نقی، صمیمانه تبریک می‌گویم. این رویداد، تحقق یکی از آرزوهای دیرین فرهنگی بود و تا آنجا که آگاهی دارم، این مسیر تداوم دارد و مرقعات نفیس دیگری نیز در دست طبع و انتشار است؛ آثاری که به شیفتگان هنر کتاب‌آرایی ایران فرصت می‌دهد به مجموعه‌ای غنی از شاهکارهایی دست یابند که دسترسی به آنها پیش‌تر بسیار دشوار بود؛ از این حیث با رخدادی بسیار فرخنده روبه‌رو هستیم. از نخستین مرتبه‌ای که نمونه‌ کتاب را ورق زدم، این اثر به کتاب بالینی من تبدیل شد، پیوسته به تماشای آن می‌نشینم و از هر برگ و صفحه‌اش نکته‌ای تازه می‌آموزم.
 
 ضیافتی برای اهل هنر
مقدمه‌ بسیار موشکافانه و روشنگری که خانم نفیسه ضرغامی بر این کتاب نگاشته‌اند، فوق‌العاده پربار و آموزنده است؛ حتی برای من که دهه‌ها با هنر کتاب‌آرایی ایران مأنوس بوده‌ام و آن را با اشتیاق دنبال کرده‌ام، بسیار مغتنم بود که از آن نکات ارزنده‌ای فرا گیرم. در کنار آن، چاپ نفیس و ممتاز کتاب که وفادار و بسیار نزدیک به نسخه‌ اصلی است، به ارائه تصویری روشن از یکی از درخشان‌ترین ادوار هنر کتاب‌سازی ایران در سده‌ دهم هجری در برابر چشمان‌مان یاری می‌رساند. از پدید آمدن این اثر بی‌نهایت مسرورم و چنان سرشار از شعف‌ام که کلمات در ذهنم به دشواری سامان می‌یابند؛ مدام به این شادمانی و سپاسگزاری بابت این اقدام فرهنگی شایسته بازمی‌گردم. نکات بنیادین و کلیدی را سرکار خانم ضرغامی با هوشمندی در مقدمه‌ خویش تبیین کرده‌اند و نیازی به تکرار مکررات نیست؛ با این حال مایلم تأکید کنم هرچند پیش‌تر نمونه‌هایی از مرقعات در عرصه بین‌المللی به چاپ رسیده و شمارشان کم نیست، اما این مرقع و مرقع بهرام‌میرزا که امید است در آینده منتشر شود، ویژگی‌های ممتازی دارند که تماشای آنها ضیافتی برای دیدگان و دریچه‌ای گشوده به اقلیم معناست. در دل این مرقع، نمونه‌هایی درخشان از نقاشی سنتی ایران، معروف به مینیاتور، در کنار آثاری ممتاز و کم‌نظیر از هنر خوشنویسی گرد آمده‌اند. قطعات خطی، تا اواسط قرن نهم هجری را در برمی‌گیرند، اما بیش از همه خطوط شاه‌ محمود نیشابوری در آن خودنمایی می‌کند؛ گمان می‌کنم دیباچه بی‌امضای اثر نیز به قلم توانای این خوشنویس برجسته‌ نیمه‌ نخست سده‌ دهم هجری، نگاشته شده باشد. علاوه بر این، قطعات خطی ممتازی در کتاب گنجانده شده که یافتن نظیرشان در جای دیگر به غایت دشوار است؛ آثاری از استادان نامداری چون عبدالله صیرفی و عبدالله مروارید که نگریستن به خط آنان، آرزوی دل هر پوینده و اهل هنری است. تصاویر و نقاشی‌های این اثر، سیری تکاملی، جذاب و درخور تأمل را از نسخه‌های کهن کلیله و دمنه مشهور تا نگاره‌های قرن دهم و تک‌چهره‌نگاری‌ها ترسیم می‌کنند. این کتاب خود بسان مکتبخانه و آموزشگاهی است که امکان تماشای مینیاتورهای مشهور و دور از دسترسی را برای مشتاقان هنر فراهم می‌آورد. پیشینه‌ گردآوری این مرقع و فراز و نشیب راهی که پیموده تا سر از خاک عثمانی و کتابخانه استانبول درآورد، روایتی شنیدنی و آموزنده است که در کتاب نیز بازگو شده؛ چه بسا این مرقع نیز نظیر شاهنامه‌ شاه‌ طهماسبی، تحفه‌ای دیپلماتیک بوده که شاه صفوی شاید در موقعیتی خاص برای جلب الفت به دربار عثمانی فرستاده است؛ رویکردی که خود سبب‌ صیانت و ماندگاری آن در طول سده‌ها شد.
 
 راوی کتاب‌آرایی کهن ایرانیان
اگرچه این مرقع در گذر زمان دستخوش تغییرات، جابه‌جایی اوراق و دستکاری‌هایی شده که خانم ضرغامی شرح کامل آن را ثبت کرده‌اند، اما در ساختار کنونی، روایتی جامع و نفیس از یک مرقع تاریخی است که هم دیباچه‌ای سنجیده دارد و هم والاترین نمونه‌های هنری را در کنار هم حفظ کرده است. اساساً مرقعات و آلبوم‌ها پدید می‌آمدند تا قطعات پراکنده را منسجم کرده و در قالب کتابچه یا کتابی جلد شده یا آکاردئونی، زیور کتابخانه‌های امرا، سلاطین و هنردوستان سازند. این مرقع نیز حاصل همین سنت است و جای شکر دارد که تاکنون محفوظ مانده تا رهنما و آموزگار ما در شناخت شگردها و ظرایف فن کتاب‌آرایی کهن ایران باشد؛ امری که اهمیتی بنیادین دارد. کتاب و کتابت همواره در تاریخ ایران جایگاهی بسیار رفیع داشته و نسخ خطی، نفیس‌ترین هدایا در مناسبات به شمار می‌رفته‌اند؛ رسمی که شأن والای هنر کتاب‌آرایی را در این دوران آشکار می‌کند. سده‌ دهم هجری را بی‌گمان باید از درخشان‌ترین ادواری دانست که زیباترین آرایه‌ها و نفیس‌ترین کتب در آن خلق شده و به یادگار مانده است. در این فرصت کوتاه، مجالی برای صحبت بیشتر نیست؛ این سخنان صرفاً بازتابی از پیوند قلبی و شیفتگی من نسبت به این دستاورد شگرف و دلپذیر است و همسویی روحی با این کاروان هنری برایم مایه‌ افتخار و کافی است. در این ایام، چنین رخدادهایی برای من از زمره‌ مهم‌ترین رویدادها به شمار می‌روند و قلباً بابت شکل‌گیری آن شاکر و خرسندم.
صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • گفت و گو
  • علم و فناوری
  • کتاب
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • همچنین در نسخه برخط می خوانید:
  • حوادث
  • خودرو
  • ایران زمین
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و شصت و دو
 - شماره نه هزار و صد و شصت و دو - ۰۹ آبان ۱۴۰۵