«ایران» مطالبه رهبر انقلاب را با کارشناسان و تحلیلگران به بحث گذاشت
ضرورتهای خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح»
تأکید آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی بر ضرورت پایان دادن به وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، به زبان سیاست داخلی و خارجی، از راهبرد تازه جمهوری اسلامی ایران خبر میدهد. مهمترین ویژگی این راهبرد ، نه در آنچه اعلام میشود، بلکه در فلسفه تعیین این راهبرد قرار دارد. به این معنی که تاکید رهبر انقلاب بر «ضرورت پایان دادن به وضعیت نه جنگ، نه صلح» بیش از هر چیز به این معنی است که ابتکار عمل در مناقشه آمریکاساخته در جنگ رمضان، اکنون در دست ایران است. به دیگر سخن، آنچه پس از همه تحولات، اعم از درگیریهای نظامی یا مذاکرات و گفتوگوهای سیاسی باید انتظار داشت، چیزی نیست که دشمن خواسته است، بلکه تحقق اهدافی است که جمهوری اسلامی ایران دنبال میکند. تا پیش از این، تلاش دولتهای غربی متخاصم یا غیرمتخاصم و عقبه سنگین رسانهای آنها همواره این تصور را القا میکردند که نتیجه این جنگ یا مذاکرات متعاقب آن، نه از سوی ایران،بلکه از سوی آمریکا تعیین میشود. آمریکا است که تعیین میکند جنگ چه زمانی آغاز شود، چه زمانی پایان یابد، مذاکرات چه زمانی آغاز شود و اساسا مذاکرات به چه سرانجامی منتهی شود. آنچه اکنون تغییر کرده است، درست همین معادله است؛ تغییری که کفه ایران در تعیین سرنوشت این مناقشه، سنگینتر و تعیینکنندهتر از پیش شده است. کارشناسان الزامات حرکت در این مسیر و تحقق این هدف را بررسی کردهاند.
تلاش دشمن برای ماندن در وضعیت «نه جنگ، نه صلح»
امیررضا واعظ آشتیانی
فعال سیاسی اصولگرا
پایان دادن به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» به معنای حرکت پیشدستانه برای حمله نیست. این موضوع به شرایط و موقعیت جنگ بستگی دارد؛ اینکه روند جنگ چگونه پیش میرود، بحثها به چه سمتی میروند و گفتوگوهای غیرمستقیم چگونه دنبال خواهند شد. موضوع اصلی، کاستیها، گرانیها و برخی اتفاقاتی است که جستهوگریخته درباره آنها میشنویم و عدهای این مسائل را به جنگ نسبت میدهند؛ به این معنا که چون جنگ وجود دارد، بروز این مشکلات نیز طبیعی است. درحالیکه در لابهلای این اتفاقات، مسائلی مانند سوءمدیریت، تصمیمگیریهای جزیرهای و آزمونوخطاهایی که انجام میشود نیز وجود دارد. چرا در دوران دفاع مقدس هشت ساله، با وجود شرایط جنگی، همهچیز تعطیل نشده بود؟ آیا تمام فعالیتهای کشور متوقف شده بود؟ خیر. امروز نیز باید آرایش و آرامش لازم را در عرصههای مختلف تولید داشته باشیم و شرایط عادی را دنبال کنیم. شکلگیری این وضعیت، یعنی آرایش و آرامش موردنظر، باید از بالای هرم اجرایی آغاز شود و به بخشهای دیگر و قوای مختلف تسری پیدا کند. این مسئولیت صرفاً متوجه قوه مجریه نیست، بلکه همه قوا در قبال آن مسئولیت دارند؛ هرچند مسئولیت قوه مجریه در این زمینه برجستهتر است. مسئولان باید شرایط را بهگونهای فراهم کنند که فعالیتها بهصورت جاری و مستمر ادامه داشته باشد. اینکه بخواهیم همهچیز را به موضوع جنگ گره بزنیم، منطقی و منصفانه نیست. البته این موضوع به معنای نادیده گرفتن اقدامات آفندی و پدافندی ما نیست؛ همه این اقدامات در جای خود اهمیت دارند. بااینحال، باید شرایط عادی را حفظ کنیم تا دشمن از مشاهده تداوم فعالیتها و ثبات کشور سرخورده شود. دشمن دقیقاً میخواهد ما در وضعیت نه جنگ، نه صلح باقی بمانیم و برای انجام دادن یا ندادن کارها مردد باشیم. در مقابل، باید ببیند که ما همچنان به فعالیتها و وظایف خود ادامه میدهیم. اما در ارتباط با تنگه هرمز و فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه این تنگه را محکم نگه دارید، باید گفت که امروز دنیا به این باور رسیده است که تنگه هرمز، بهعنوان شاهکلیدی راهبردی، در اختیار ایران قرار دارد و اختیار آن در دست ایران است. ادامه زندگی و فعالیت کشورهای غربی نیز تا حد زیادی به این موقعیت راهبردی وابسته است. این کشورها باید بدانند که اگر میخواهند زندگیای با کمترین دغدغه داشته باشند، باید حمایت از رژیم صهیونیستی و آمریکا را کنار بگذارند و مسیر زندگی و فعالیتهای خود را، از جمله در چارچوب اتحادیه اروپا، دنبال کنند. خود اروپاییها نیز به این باور رسیدهاند که آمریکاییها به آنها وفادار نمیمانند و حمایت از رژیم صهیونیستی نیز مشکلی را برای آنها حل نمیکند. امروز این کشورها با مشکلاتی در چرخه تولید مواجه شدهاند و اقتصاد و زندگی روزمره آنها به انرژی خلیج فارس وابسته است. اگر روند تأمین انرژی از خلیج فارس، چرخه تولید آنها را با مشکل مواجه کند، با چالشی جدی روبهرو خواهند شد؛ چالشی که چهبسا آثار آن تاکنون نیز نمایان شده باشد. بنابراین هرگونه معامله یا تصمیمگیری درباره تنگه هرمز، بدون تدبیر و محاسبه دقیق، میتواند خسارتهای جبرانناپذیری برای ما به همراه داشته باشد. ما باید این تنگه را در اختیار داشته باشیم و موقعیت راهبردی خود را حفظ کنیم. البته اگر در شرایطی قرار بگیریم که با توجه به تحریمها و محاصرهای که آمریکا اعمال کرده است، لازم باشد از طریق تدابیر دیگری محدودیتهای مربوط به تنگه هرمز را برای خودمان برطرف کنیم، آن موضوع به تدابیری بستگی خواهد داشت که در آن شرایط اندیشیده میشود.
الزامات پایان وضعیت«نه جنگ، نه صلح» با حفظ منافع ملی
فداحسین مالکی
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی
رهبر انقلاب اخیراً در دیدار و گفتوگویی با دبیر شورای عالی امنیت ملی بر ضرورت پیگیری شروط ایران و خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» تأکید داشتهاند. این رهنمود آنطور که رئیسجمهوری محترم روز گذشته دولت را ملتزم به اجرا و پیگیری آن دانست، مستلزم طراحی راهبردی است که در آن، منافع ملی مبنای تصمیمگیری قرار گیرد و دستاوردهایی که کشور در جنگ با رژیم صهیونیستی و آمریکا به دست آورده است، حفظ شود؛ دستاوردهایی که میتوانند زمینهساز پیروزیهای جدیدی نیز باشند.
واقعیت این است که طی ماههای اخیر، هیچگاه در شرایط صلح به معنای واقعی کلمه نبودهایم و همچنان شاهد تحرکات پیرامون تنگه هرمز و شرارتهای آمریکا هستیم. از این رو، عبور از وضعیت موجود نیازمند طراحی سناریویی جدید با مشارکت دولت، مجلس، ارکان نظام و ستاد کل نیروهای مسلح است؛ سناریویی که با تقویت بنیه دفاعی کشور، به افزایش انسجام ملی و توجه جدی به معیشت مردم، کنترل تورم و مهار گرانی نیز منجر شود.
در این میان، شناخت طرف مقابل اهمیت زیادی دارد. تجربه نشان داده است که آمریکا قابل اعتماد نیست. در مذاکرات گذشته، بارها با وجود پذیرش مذاکره و نشان دادن حسن نیت از سوی ایران، طرف مقابل به عهدشکنی روی آورده و با حمله نظامی، اصل غافلگیری را در پیش گرفته است. بنابراین، هر تصمیمی باید با در نظر گرفتن این واقعیت و با مراقبت جدی از منافع ملی اتخاذ شود. اگر در مقطعی احساس کنیم که منافع کشور در معرض تهدید قرار گرفته است، قدرت نظامی میتواند و باید ابزار خروج از این وضعیت باشد. در مقابل، صلح و مذاکره نیز ابزارهایی برای تأمین منافع ملت ایران هستند و نباید هیچیک را بهصورت مطلق از دایره انتخاب خارج کرد. از این منظر، تأکید بر خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» به معنای حرکت پیشدستانه به سمت جنگ یا پذیرش صلح به هر قیمت نیست. مسأله اصلی، طراحی راهبردی است که امکان مدیریت شرایط را در هر دو مسیر فراهم کند.
واقعیت این است که دشمن تاکنون به اهداف مورد نظرش نرسیده است. آنها تصور میکردند با طراحیهای خود میتوانند ایران را به سقوط بکشانند، اما سناریوهایشان یکی پس از دیگری با شکست مواجه شد. از این رو، باید با تکیه بر تجربههای گذشته و موفقیتهایی که نصیب کشور شده است، مسیر خود را با هوشیاری ادامه دهیم و اجازه ندهیم دستاوردهای بهدستآمده از بین برود. تجربه مذاکرات اسلامآباد نیز نشان داد که با وجود عهدشکنی طرف آمریکایی، ایران از موقعیت قابل توجهی برخوردار بود.
ضرورت خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» پیش از این نیز در کمیسیون امنیت ملی و از سوی رئیسجمهوری مطرح شده بود. اکنون نیز فارغ از اینکه برخی در دولت یا مجلس بر طبل جنگ یا صرفاً بر طبل صلح بکوبند، نباید در دام مطلقاندیشی گرفتار شویم. تأکید بر طراحی راهبردی جامع، به معنای آن است که کشور باید برای سناریوهای مختلف آمادگی داشته باشد و در هر شرایطی بتواند منافع ملی را تأمین کند.
به نظر میرسد پیام اصلی تأکید رهبر انقلاب نیز همین است: باید راهبردی طراحی شود که با تقویت توان دفاعی، حفظ انسجام ملی و توجه به مسائل اقتصادی و معیشتی مردم، کشور را از بلاتکلیفی کنونی خارج کند؛ راهبردی که نتیجه آن، نه از دست دادن دستاوردهای گذشته، بلکه تثبیت موقعیت ایران و تبدیل تهدیدها به فرصتی برای پیروزیهای جدید باشد.
سوءاستفاده آمریکا از نجابت ذاتی ایرانیها
غلامعلی دهقان
استاد تاریخ در دانشگاه
بنای نظام جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا همواره بر صلح و ثبات پایدار در منطقه غرب آسیا استوار بوده است؛ با وجود این، دشمنان تلاش کردهاند تا برای دستیابی به منافع نامشروع خود از شیوههای تهاجمی و جنگی استفاده کنند. هنوز انقلاب شکوهمند اسلامی به دومین سالگرد خود نرسیده بود که رژیم صدام با کمک و پشتیبانی مالی برخی دولتهای عربی و حمایت ضمنی ایالات متحده، جنگی نابرابر را به ملت ایران تحمیل کرد. اسناد تاریخی بعدها نشان داد که چند ماه پیش از آغاز تهاجم، مشاور امنیت ملی وقت رئیسجمهوری آمریکا دیداری محرمانه با صدام در اردن داشته است. در میانه جنگ نیز غربیها از هیچ کمکی به رژیم بعث دریغ نکردند تا ایران را زمینگیر کنند و پس از آن نیز با اعمال تحریمهای سنگین، مخالفت خود را به شکلی دیگر پیش بردند. این تاریخچه فشرده و مختصر بهخوبی ثابت میکند که نظام سیاسی ایران همواره پایبند به صلح بوده، اما آمریکا از این نجابت ذاتی سوءاستفاده کرده است. با این حال، آمادگی هوشمندانه قوای نظامی، حضور منسجم و متحدانه ملت بزرگ ایران و موقعیت جغرافیایی و استراتژیک کشور سبب شد تا دشمن بیگانه در تمامی اهداف خود ناکام بماند و از منظر تحلیلگران جهانی، متحمل شکستی سنگین شود. به بیان دیگر، تسلط کامل ایران بر شریان حیاتی «تنگه هرمز»، ناکام گذاشتن اهداف راهبردی دشمن و قرار گرفتن در موضع قدرت برای تحمیل اراده و شرایط جمهوری اسلامی ایران، کارتهای برنده تهران بهشمار میآیند.
در شرایط حساس کنونی از آنجا که فرضیه پیروزی مطلق نظامی مهاجمان کاملاً رنگ باخته و دیگر جوابگو نیست، باید به گزینه دیپلماسی و میز مذاکره اندیشید. باتوجه به دست برتر و اهرمهای قدرتمند ایران در تنگه استراتژیک هرمز و ناکام گذاشتن دشمن، تهران اکنون میتواند به مذاکرهای بیندیشد که نتیجه قطعی آن، پذیرش کامل شروط جمهوری اسلامی باشد. در این میان، سفرهای فشرده مقامات ارشد منطقهای نظیر وزیر دفاع عربستان، رئیس ستاد ارتش پاکستان و رئیس سرویس اطلاعات ترکیه بیشک حاوی پیامهای مهمی است.
رهبر معظم انقلاب در دیدار با سرلشکر محسن رضایی بر ضرورت خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» تأکید داشتهاند. برای تحقق این راهبرد و خروج از وضعیت فرسایشی «نه جنگ، نه صلح» دولت پزشکیان باید یک «دیپلماسی تهاجمی متکی بر میدان» را در دستور کار قرار دهد؛ به این معنا که دستگاه سیاست خارجی با تبدیل «دست برتر دفاعی و ژئوپلتیک کشور» به «اهرمهای چانهزنی روی میز مذاکره»، طرف مقابل را میان دو گزینه صریح «پذیرش بدون قید و شرط خطوط قرمز ایران» یا «رویارویی با هزینههای سنگین انسداد استراتژیک» قرار دهد و امکان بازی در فضای خاکستری و تعلیق را از واشنگتن سلب کند. در این چهارچوب، دولت باید از یکسو کانالهای فعال میانجیگری منطقهای بویژه تعاملات اخیر با ریاض، آنکارا و اسلامآباد را به ابزاری برای تحمیل شروط نهایی تهران جهت تثبیت آتشبس و رفع تحریمها تبدیل کند و از سوی دیگر، با اتخاذ تصمیمات فوری اقتصادی و ایجاد وفاق داخلی، آسیبپذیری معیشتی کشور در برابر وضعیت بلاتکلیفی را به صفر رسانده و پیام قطعی پایان بازی را به طرفهای غربی مخابره کند.

