دیدگاه استادان دانشگاه در دومین روز همایش مرکز مطالعات عالی بین‌المللی دانشگاه تهران

سهم ایران از معادلات جدید غرب آسیا


دومین روز همایش مرکز مطالعات عالی بین‌المللی دانشگاه تهران، روز گذشته با حضور جمعی از استادان دانشگاه و پژوهشگران برگزار شد؛ نشستی علمی که در آن، تحولات شتابان ژئوپلتیکی در غرب آسیا و نظام بین‌الملل و جایگاه ایران در معادلات نوظهور قدرت از زوایای مختلف مورد بررسی و واکاوی قرار گرفت. سخنرانان این همایش با تمرکز بر تغییر موازنه‌های منطقه‌ای، رقابت قدرت‌های جهانی، آینده ترتیبات امنیتی خاورمیانه و پیامدهای جنگ و تحولات اخیر، به تبیین فرصت‌ها، تهدیدها و چالش‌های پیش‌روی سیاست خارجی ایران پرداختند. این همایش با همکاری مجموعه‌ای از دانشگاه‌ها، اندیشکده‌ها و نهادهای علمی و با مشارکت خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) و مؤسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران برگزار شد. آنچه در ادامه می‌آید، گزیده‌ای از دیدگاه‌ها و تحلیل‌های مطرح‌شده از سوی استادان و صاحب‌نظران درباره تحولات جاری و چشم‌انداز پیش‌روی ایران در نظم منطقه‌ای و جهانی است.
 
جایگاه پاکستان در نظم امنیتی 
در حال‌گذار خاورمیانه
تحولات اخیر خاورمیانه و تغییر در الگوهای روابط میان بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، ضرورت بازنگری در ماهیت نظم امنیتی این منطقه را برجسته کرده است. در این میان، نقش همزمان پاکستان در میانجیگری میان ایران و آمریکا و مشارکت در ترتیبات دفاعی با عربستان سعودی، پرسش‌هایی درباره جایگاه این کشور در نظم امنیتی در حال شکل‌گیری خاورمیانه مطرح می‌کند. 
طیبه واعظی، استاد دانشگاه تهران در تشریح این موضوع با اشاره به تغییرات نظم منطقه‌ای گفت: «تغییر در نظم جهانی لزوماً به معنای تغییر در قطب‌های نظام بین‌الملل نیست، بلکه ممکن است در قواعد بازی، الگوهای روابط میان بازیگران و شیوه توزیع قدرت نیز بروز پیدا کند.»
 وی افزود: «از دهه ۱۹۷۰ میلادی، نظم امنیتی خاورمیانه عمدتاً ماهیتی سلسله‌مراتبی داشته و آمریکا در رأس آن قرار گرفته است؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از کشورهای منطقه در قالب ائتلاف‌ها و از طریق وابستگی امنیتی با این کشور ارتباط برقرار کرده‌اند.»
واعظی با تأکید بر اینکه نظم جدید هنوز به‌طور کامل مستقر نشده است، اظهار کرد: «خاورمیانه به‌تدریج در حال حرکت از نظم امنیتی سنتی و سلسله‌مراتبی به‌سوی نظمی شبکه‌ای و چندلایه است.» وی افزود: «این تحول به معنای از بین رفتن کامل نظم پیشین نیست، بلکه می‌توان انتظار داشت در میان‌مدت، نظم سلسله‌مراتبی در کنار ائتلاف‌ها و شبکه‌های ارتباطی جدید باقی بماند و نوعی نظم ترکیبی شکل بگیرد.»
این استاد دانشگاه تهران با اشاره به جایگاه پاکستان در چنین ساختاری گفت: «پاکستان به دلیل برخورداری از روابط گسترده امنیتی، نظامی و اقتصادی با عربستان سعودی و دیگر کشورهای خاورمیانه، سابقه همکاری با آمریکا، همراهی با چین و همسایگی با ایران، ظرفیت ایفای نقش کارگزاری را دارد.» وی افزود: «کارگزاری صرفاً به معنای برخورداری از موقعیت ارتباطی نیست، بلکه اراده و توانایی استفاده از این فرصت و اثربخشی در برقراری ارتباط میان بازیگران نیز اهمیت دارد.» واعظی در پایان تأکید کرد: «تداوم نقش کارگزاری پاکستان به توانایی این کشور در حفظ دسترسی دیپلماتیک، مدیریت تعهدات و حل‌وفصل تعارض‌های احتمالی میان نقش‌های مختلف آن بستگی دارد.» واعظی خاطرنشان کرد: «هرچه روابط یک بازیگر در شبکه گسترده‌تر شود، فرصت‌های بیشتری برای اثرگذاری ایجاد می‌شود، اما همزمان تعهدات و محدودیت‌های آن نیز افزایش می‌یابد؛ ازاین‌رو، استمرار نقش پاکستان به میزان پذیرش این نقش از سوی سایر بازیگران و توانایی آن در مدیریت مسئولیت‌های ناشی از روابط چندلایه وابسته خواهد بود.»
 
آینده تضمین‌های امنیتی 
در خلیج فارس
تحولات اخیر منطقه، علاوه بر تداوم مناقشه ایران و آمریکا، مسأله انگیزه‌های این تقابل و میزان اتکاپذیری تضمین‌های امنیتی ایالات متحده برای کشورهای حاشیه خلیج فارس را پیش می‌کشد.
«ابوبکر جیکا جیدره»، عضو هیأت علمی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه «بایرو» نیجریه با اشاره به مناقشه ایران و آمریکا گفت: «این مناقشه از سال ۱۹۷۹ آغاز شده و تاکنون ادامه داشته است.» وی افزود: «مسأله هسته‌ای یکی از محورهای اصلی این مناقشه است، اما این موضوع بهانه‌ای برای آمریکا و اسرائیل جهت انجام حملات علیه ایران محسوب می‌شود.» وی با اشاره به آنچه استاندارد دوگانه آمریکا در قبال مسأله هسته‌ای خواند، اظهار کرد: «در حالی که برخی کشورهای دیگر از جمله اسرائیل نیز دارای سلاح هسته‌ای هستند، با محدودیت‌ها و تحریم‌هایی مشابه آنچه علیه ایران اعمال می‌شود، مواجه نیستند.»
«جیدره» در ادامه با اشاره به ادعای تهدید موجودیتی ایران علیه آمریکا گفت: «به نظر نمی‌رسد این ادعا با واقعیت مطابقت داشته باشد.» وی همچنین با اشاره به موضوع تضمین‌های امنیتی ایالات متحده در خلیج فارس افزود: «تحولات اخیر این پرسش را مطرح کرده است که آیا آمریکا همچنان می‌تواند ضامن امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس باشد یا خیر.» وی تأکید کرد: «این تحولات نشان داده است که ایالات متحده به‌تنهایی قادر به تأمین امنیت این کشورها نیست؛ ازاین‌رو، کشورهای منطقه به دنبال تنوع‌بخشی به روابط امنیتی خود و گسترش همکاری با قدرت‌های دیگری مانند چین و روسیه هستند.»
 
مسیرهای متفاوت 
برای مدیریت رقابت‌های منطقه‌ای
طه اکرمی، عضو هیأت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه بیرجند هم در تشریح تحولات ائتلاف‌های منطقه‌ای پس از جنگ رمضان از تغییر محاسبات امنیتی کشورهای حاشیه خلیج فارس و شکل‌گیری روندی موسوم به «عادی‌سازی معکوس» سخن گفت. وی با اشاره به تغییر محاسبات امنیتی امارات متحده عربی اظهار کرد: «جنگ رمضان، تصورات پیشین درباره ترتیبات امنیتی منطقه را با چالش مواجه کرد و نشان داد که همکاری‌های امنیتی با اسرائیل لزوماً به معنای تأمین امنیت پایدار کشورهای منطقه نیست.»
وی افزود: «تحولات ناشی از این جنگ، بویژه در حوزه ادراک تهدید و ارزیابی هزینه‌ها و منافع همکاری‌های نظامی، زمینه بازنگری در سیاست‌های امنیتی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را فراهم کرده است.» به گفته وی، این روند می‌تواند به کاهش همسویی علنی با اسرائیل، تنوع‌بخشی به شرکای امنیتی و حرکت به سوی نظمی چندمرکزی در منطقه منجر شود.
اکرمی ادامه داد: «در این چارچوب، بررسی رویکردهای امارات متحده عربی و عمان نشان می‌دهد که کشورهای منطقه، متناسب با برداشت خود از تهدیدها و منافع ملی، مسیرهای متفاوتی را برای بازتعریف روابط امنیتی و مدیریت رقابت‌های منطقه‌ای دنبال می‌کنند.» وی تأکید کرد: «عادی‌سازی معکوس به معنای قطع کامل همکاری‌های پیشین نیست، بلکه به کاهش شتاب، عمق و دامنه همکاری‌های علنی با اسرائیل، بدون چشم‌پوشی کامل از دستاوردهای گذشته، اشاره دارد.»

تلاش برای شکل‌گیری نظم امنیتی چندمرکزی
رضا اختیاری امیری و امیرحسین وزیریان، اعضای هیأت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه مازندران در مقاله‌ای مشترک با بررسی تحولات امنیتی منطقه، شکل‌گیری پیمان همکاری سه جانبه با محوریت عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را تلاشی برای بازتعریف نظم امنیتی خاورمیانه و افزایش نقش کشورهای منطقه در تأمین امنیت خود ارزیابی کردند. اختیاری امیری در تشریح این پژوهش اظهار کرد: «نظم امنیتی خاورمیانه از دهه ۱۹۹۰ عمدتاً تحت تأثیر نقش هژمونیک ایالات متحده شکل گرفته است اما تحولات اخیر نشان می‌دهد کشورهای منطقه می‌توانند در بازتعریف مناسبات امنیتی و ایجاد سازوکارهای مستقل‌تر نقش مؤثری ایفا کنند.»
وی با اشاره به پیامدهای تحولات پس از هفتم اکتبر افزود: «تغییر موازنه قوای منطقه‌ای، رویکرد تهاجمی‌تر اسرائیل علیه ایران و تحول در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران، بویژه در حوزه دفاع نامتقارن، از عوامل مؤثر بر معادلات امنیتی خاورمیانه بوده است.»
این استاد دانشگاه همچنین حملات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران در جنگ ۱۲روزه سال ۲۰۲۵ و جنگ ۴۰روزه سال ۲۰۲۶ را از عوامل مؤثر در تغییر ادراک تهدید در منطقه دانستند. به اعتقاد آنان، این تحولات نگرانی‌هایی درباره بقای دولت‌ها، امنیت کریدورهای ژئوپلتیکی، مسیرهای انتقال انرژی و تجارت جهانی و میزان اتکاپذیری تضمین‌های امنیتی خارجی ایجاد کرده است. بر اساس تحلیل ارائه‌شده در این مقاله، جنگ ۱۲روزه زمینه‌ساز شکل‌گیری پیمان دفاعی سه جانبه بوده و جنگ ۴۰روزه نیز به تقویت و تثبیت این روند کمک کرده است. دفاع جمعی، بازدارندگی مشترک، تنوع‌بخشی به مشارکت‌های امنیتی و افزایش ظرفیت‌های بومی برای تأمین امنیت، از اهداف اصلی این ترتیبات دفاعی عنوان شده‌اند. این مقاله تأکید می‌کند که شکل‌گیری این پیمان الزاماً به معنای قطع همکاری با آمریکا یا ایجاد ائتلافی ضدایرانی نیست؛ بلکه می‌توان آن را تلاشی برای شکل‌گیری نظمی امنیتی چندمرکزی و مکمل دانست که در آن کشورهای منطقه، با حفظ روابط پیشین خود، سهم بیشتری در مدیریت تهدیدها و تأمین امنیت منطقه‌ای بر عهده بگیرند.
 
تغییر نامتقارن ظرفیت‌های دولت
مجید حسینی، استاد دانشگاه تهران در تشریح تأثیر جنگ و تحریم بر ساختار قدرت و ظرفیت‌های اقتصادی دولت بر ضرورت عبور از این پرسش کلی که آیا فشارهای خارجی موجب تضعیف یا تقویت دولت می‌شوند، تأکید کرد و گفت: «برای درک دقیق این مسأله باید سازوکارهای تخصیص منابع و مناسبات قدرت در درون دولت را بررسی کرد.»
وی گفت: «موضوع پژوهش من بررسی نسبت اقتصاد سیاسی ایران با جنگ و تحریم و تأثیر این عوامل بر بازآرایی اختیار تخصیص منابع است. پرسش اصلی این است که آیا محدود شدن مسیرهای انتقال و تسویه درآمدهای خارجی صرفاً فشاری بر دولت وارد می‌کند یا می‌تواند اختیار تصمیم‌گیری درباره توزیع منابع را نیز به برخی شبکه‌ها و نهادها منتقل کند. »حسینی افزود: «دولت را نمی‌توان نهادی یکپارچه دانست؛ زیرا بقای نظم سیاسی، قدرت شبکه‌ها و نهادهای درونی و ظرفیت تأمین نیازهای عمومی سه مؤلفه متفاوتند که ممکن است هم‌زمان در یک جهت تغییر نکنند. بنابراین، ممکن است برخی شبکه‌های درون دولت تقویت شوند، درحالی‌که دسترسی عمومی به منابع و توان تأمین رفاه کاهش یابد.» وی با اشاره به اهمیت درآمدهای ارزی اظهار کرد: «فروش نفت یا سایر محصولات صادراتی به‌معنای استفاده از درآمد آن برای خدمات عمومی نیست؛ زیرا میان صادرات، دریافت پول، تسویه تعهدات و تخصیص ارز مراحل مختلفی وجود دارد. در این میان، تعیین اینکه ارز به چه کسی با چه نرخی و تحت چه شرایطی اختصاص یابد، اهمیت اساسی دارد.»
این استاد دانشگاه ادامه داد: «محدود شدن مسیرهای رسمی، در شرایطی که مبادلات همچنان ادامه دارد و جایگزینی مسیرها دشوار است، می‌تواند قدرت چانه‌زنی و نفوذ شبکه‌های کنترل‌کننده مسیرهای انتقال و تسویه را افزایش دهد و حتی اختیار تخصیص منابع را در دسترس آنها قرار دهد.»
حسینی تأکید کرد: «فشار بر مسیرهای تسویه ارزی لزوماً به تضعیف کلی دولت منجر نمی‌شود، بلکه ظرفیت‌های آن را به‌صورت نامتقارن تغییر می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که اختیار تعیین اولویت‌ها و ایجاد استثنا برای برخی دریافت‌کنندگان افزایش می‌یابد، اما دسترسی سایر کاربران به ارز طولانی‌تر و پیش‌بینی‌ناپذیرتر می‌شود و در نتیجه، ظرفیت عمومی دولت برای تأمین نیازها کاهش پیدا می‌کند.»
  
ضرورت حرکت 
از موازنه‌گری به قدرت‌آفرینی
حسین قاهری، رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین هم با تأکید بر ضرورت بازنگری در رویکرد سیاست خارجی کشور، رقابت آمریکا و چین را فرصتی برای تقویت جایگاه ایران دانست و بر‌گذار از موازنه‌گری به قدرت‌آفرینی تأکید کرد.
وی گفت: «طی چهار دهه گذشته، سیاست خارجی ایران عمدتاً بر موازنه‌گری میان قدرت‌های بزرگ و نزدیک‌شدن مقطعی به شرق یا غرب استوار بوده است؛ اما تحولات جهانی نشان می‌دهد که این رویکرد به‌تنهایی پاسخگوی شرایط کنونی نیست و کشورها باید در زنجیره‌های ارزش جهانی نقش مؤثری ایفا کنند.»
وی افزود: «ایران به‌دلیل تمرکز بر موازنه‌گری، از ظرفیت‌های قدرت‌آفرینی غافل مانده است؛ به‌گونه‌ای که حتی سهم کشور در صادرات نفت به چین، به‌عنوان بزرگ‌ترین مشتری ایران محدود است و مسیرهای تاریخی تجارت از جمله راه ابریشم نیز به‌تدریج از مسیرهای جایگزین عبور می‌کنند.»
قاهری با اشاره به تجربه عربستان سعودی اظهار کرد: «این کشور با اتخاذ رویکردی مبتنی بر بهره‌گیری هم‌زمان از ظرفیت‌های شرق و غرب، در زیرساخت‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها از هر دو طرف استفاده می‌کند.»
وی گفت: «استقلال راهبردی زمانی به قدرت‌آفرینی منجر می‌شود که کشور بتواند در بخش‌های مشخصی از زنجیره ارزش جهانی، ظرفیت‌های اثرگذار ایجاد کند. تجربه همکاری‌های نظامی ایران و روسیه در حوزه فناوری پهپادی نشان می‌دهد که تمرکز بر یک حوزه تخصصی می‌تواند قدرت چانه‌زنی کشور را افزایش دهد.» این استاد دانشگاه تأکید کرد: «ایران برای تقویت جایگاه خود باید با شناخت واقع‌بینانه از مناسبات قدرت، بر توسعه فناوری و ایجاد مزیت‌های راهبردی متمرکز شود و صرفاً به حمایت قدرت‌های بزرگ اتکا نکند»

نه بی‌طرفی کامل و نه اتحاد نظامی کامل
الهه کولایی، استاد دانشکده جهان با بررسی پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران برای روسیه، رقابت مسکو با غرب، جنگ اوکراین و تحولات بازار جهانی انرژی را از عوامل مؤثر بر سیاست خارجی روسیه دانست. وی گفت: «این جنگ بر امنیت خلیج فارس، بازار انرژی و روابط قدرت‌های جهانی تأثیر گذاشته است. در این میان، رقابت راهبردی روسیه با آمریکا و غرب یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده رویکرد مسکو است. روسیه نیز با استناد به اصول حاکمیت ملی و مخالفت با مداخله نظامی، حمله به ایران را محکوم کرد.»
کولایی افزود: «اگرچه جنگ اوکراین به افزایش همکاری‌های نظامی ایران و روسیه انجامیده، اما این روابط به اتحاد کامل دو کشور منجر نشده است. همچنین، کاهش نفوذ منطقه‌ای روسیه، رویکرد این کشور را به حفظ نفوذ با هزینه کمتر سوق داده است.»
وی با اشاره به پیامدهای اقتصادی جنگ اظهار کرد: «افزایش قیمت نفت و فرصت‌های ایجادشده برای کاهش فشار تحریم‌ها، به تقویت منابع مالی روسیه کمک کرده است. از سوی دیگر، درگیری در خاورمیانه می‌تواند تمرکز آمریکا و اروپا را از جنگ اوکراین منحرف کند.» این استاد دانشگاه تأکید کرد: «جنگ اخیرعلیه ایران، با تقویت همکاری‌های فنی و نظامی ایران و روسیه، محدودیت‌های روابط راهبردی دو کشور را نیز آشکار ساخت. روسیه نه بی‌طرفی کامل و نه اتحاد نظامی با ایران را دنبال کرده، بلکه بر حفظ منافع، موازنه قدرت و مدیریت خطر متمرکز بوده است. بی‌ثباتی شدید ایران نیز می‌تواند منافع روسیه را در خاورمیانه، قفقاز، آسیای مرکزی و دریای خزر تهدید کند.»
 
 
اهمیت حفظ شبکه‌های ارتباطی ایران در آمریکای لاتین
الهه نوری غلامی‌زاده، استاد دانشــــــــــکده مطالعات تهــــران با بررسی تحولات آمریکای لاتین پس از جنگ اخیر و سیاست‌های آمریکا در این منطقه بر اهمیت حفظ شبکه‌های ارتباطی ایران و بازنگری در رویکردهای منطقه‌ای تأکید کرد.
وی گفت: «ایران در سال‌های گذشته شبکه‌های ارتباطی غیررسمی و نامتقارن در آمریکای لاتین ایجاد کرده بود که حفظ آنها با وجود محدودیت‌های کنونی سیاست خارجی اهمیت دارد. برای نمونه، در برزیل نیز ظرفیت‌هایی در قالب حرکت‌ها و شبکه‌های اسلامی وجود دارد که می‌توانند در چارچوب ارتباطات منطقه‌ای مورد توجه قرار گیرند.»
وی افزود: «سیاست خارجی ایران در شرایط کنونی محتاطانه‌تر شده است اما شبکه‌های غیررسمی ارتباطی همچنان فعال‌اند و باید برای حفظ این ظرفیت‌ها تلاش کرد.» این استاد دانشگاه با اشاره به رویکرد دونالد ترامپ اظهار کرد: «ترامپ آشکارا از بازگرداندن نفوذ آمریکا در آمریکای لاتین سخن گفته و ونزوئلا را در کانون توجه خود قرار داده است. از این منظر، فشار بر ونزوئلا و روابط این کشور با ایران می‌تواند پیام‌هایی برای دیگر کشورهای منطقه داشته باشد.»
نوری ادامه داد: «تحولات اخیر و پیام‌های امنیتی آمریکا بر فضای سیاسی آمریکای لاتین تأثیر گذاشته و زمینه را برای فعال‌تر شدن سازوکارهای سرکوب فراهم کرده است. بنابراین، بررسی آینده روابط ایران و آمریکای لاتین مستلزم توجه همزمان به تغییرات منطقه‌ای، فشارهای آمریکا و ظرفیت شبکه‌های ارتباطی موجود است.»
 
 
نظم امنیتی پیشین خاورمیانه
دیگر پاسخگوی تحولات منطقه نیست
مهدی خانعلی‌زاده، معاون پژوهشی خانه دیپلماسی با اشاره به تحولات امنیتی خاورمیانه، جنگ علیه ایران را هم نتیجه تلاش برای ایجاد نظم امنیتی جدید و هم عاملی مؤثر در شکل‌گیری این نظم دانست و بر ضرورت بازنگری در ترتیبات امنیتی منطقه تأکید کرد. وی گفت: «نظام بین‌الملل در دوران‌گذار قرار دارد؛ نظمی که پیش‌تر وجود داشت، از میان رفته و نظم جایگزین هنوز شکل نگرفته است. از سوی دیگر، رقابت بر سر نظم امنیتی خاورمیانه از زمان فروپاشی امپراطوری عثمانی ادامه داشته و اکنون با نزدیک‌شدن به پایان این دوره گذار، ضرورت بازتعریف امنیت منطقه‌ای بیش از گذشته احساس می‌شود.» وی افزود: «قدرت‌های فرامنطقه‌ای از جمله انگلیس، فرانسه و سپس آمریکا طی دهه‌های گذشته تلاش کرده‌اند با تأمین امنیت دولت‌های منطقه، وابستگی آنها را به ترتیبات امنیتی خارجی حفظ کنند اما این الگو که از سال ۱۹۹۱ تا ۲۰۲۶ کارکردهایی داشته، دیگر پاسخگوی شرایط کنونی نیست.»
خانعلی‌زاده اظهار کرد: «در چنین شرایطی، کشورهای منطقه به سمت افزایش ظرفیت‌های دفاعی مستقل، تنوع‌بخشی به روابط خارجی و جست‌وجوی سازوکارهای امنیتی جدید حرکت می‌کنند.» وی ادامه داد: «پیمان دفاعی سه‌جانبه با محوریت عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را می‌توان در چارچوب‌گذار از امنیت وارداتی به امنیت منطقه‌ای و پیوسته تحلیل کرد؛ تلاشی برای جبران خلأهای موجود در نظم امنیتی پیشین، فارغ از اینکه این سازوکار تا چه اندازه در تحقق اهداف خود موفق باشد.»
 
الزام تعریف منافع مشترک با همسایگان
مهدی رضوی، عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور با اشاره به تحولات امنیتی خلیج فارس پس از جنگ، بر ضرورت بازسازی روابط ایران با کشورهای عربی و جلوگیری از انزوای منطقه‌ای کشور تأکید کرد. وی گفت: «با وقوع جنگ منطقه‌ای در خلیج فارس، تضعیف نزاع اعراب و اسرائیل و تشدید تنش میان ایران و کشورهای عربی، جمهوری اسلامی ایران در شرایطی خاص قرار گرفته است. مقاومت در نبرد نظامی ۴۰روزه و ناکامی دشمن در سرنگونی نظام جمهوری اسلامی کافی نیست و نباید اجازه داد ترتیبات سیاسی و امنیتی پس از جنگ به زیان ایران شکل بگیرد.» وی افزود: «افزایش شکاف میان ایران و دولت‌های عربی منطقه، به سود اسرائیل است و به خروج این رژیم از انزوای چندین‌ساله منطقه‌ای کمک می‌کند. همچنین، حضور عوامل و عناصر امنیتی اسرائیل در کشورهای منطقه، بویژه امارات و بحرین، به هیچ عنوان به نفع ایران نیست.» رضوی اظهار کرد: «در دوره پس از جنگ، بازسازی و بهبود روابط با همسایگان عرب باید جایگاه ویژه‌ای در سیاست خارجی ایران داشته باشد. در شرایط کنونی و برای تأمین امنیت کشور دولت‌گرایی و تعریف منافع مشترک با همسایگان باید محور سیاست منطقه‌ای ایران قرار گیرد.» وی افزود: «اشتراکات هویتی و منافع ایران و همسایگان عرب، محکم‌تر از روابط پرچالش اعراب و اسرائیل است. تداوم این نزاع، فلسطینی‌ها را نیز در برابر تجاوزات اسرائیل تنها می‌گذارد؛ ازاین‌رو، نباید اجازه داد آمریکا و اسرائیل با کمرنگ‌شدن تقابل اعراب و اسرائیل، ایران را در منطقه منزوی کنند.»
 

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • علم و فناوری
  • اندیشه
  • کتاب
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • همچنین در نسخه برخط می خوانید:
  • حوادث
  • خودرو
  • ایران زمین
  • دولت چه کار می‌کند
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و شصت
 - شماره نه هزار و صد و شصت - ۰۶ آبان ۱۴۰۵