مهارت‌های رسانه‌ای نیاز فراموش‌شده نسل بزرگسال

رضا صائمی
دبیر گروه فرهنگی


چند وقت پیش در شبکه‌های اجتماعی به دوره‌ای برخوردم که هدفش آموزش کارت‌به‌کارت کردن به والدین بود. در نگاه اول، شاید موضوع چندان مهمی به نظر نرسد؛ چند جلسه آموزش برای یاد گرفتن کاری ساده که خیلی از ما روزانه انجام می‌دهیم. اما هرچه بیشتر به آن فکر کردم، بیشتر به این نتیجه رسیدم که پشت همین اتفاق به‌ظاهر ساده، مسأله‌ای جدی‌تر وجود دارد. اینکه ما چقدر به مهارت‌های تازه‌ای که زندگی روزمره از ما می‌خواهد، توجه می‌کنیم؟ و مهم‌تر از آن، چقدر پذیرفته‌ایم که یاد گرفتن این مهارت‌ها، حتی در بزرگسالی، بخشی از زندگی است؟
 امروز برای خیلی از ما، کارت‌به‌کارت کردن، پرداخت قبض، خرید اینترنتی، گرفتن تاکسی با اپلیکیشن، ثبت‌نام در سامانه‌های مختلف یا حتی پیدا کردن مسیر در نقشه‌های دیجیتال، کارهایی عادی و پیش‌پاافتاده‌اند. آن‌قدر عادی که گاهی فراموش می‌کنیم روزی برای یاد گرفتن همین کارها وقت گذاشته‌ایم. اما برای کسی که با این ابزارها بزرگ نشده، همین کار ساده ممکن است با نگرانی، تردید و ترس از اشتباه همراه باشد. یک لمس اشتباه، وارد کردن اطلاعات در جای نادرست یا ندانستن معنای یک پیام می‌تواند به تجربه‌ای اضطراب‌آور تبدیل شود.
 به نظرم مسأله فقط بلد بودن یا نبودن کار با یک اپلیکیشن نیست؛ مسأله، امکان مشارکت مستقل و راحت در زندگی امروز است. وقتی انجام بخش بزرگی از کارهای روزمره به ابزارهای دیجیتال وابسته شده، ناآشنایی با این ابزارها می‌تواند آدم را به دیگران وابسته کند. مادری که برای پرداخت یک قبض باید منتظر فرزندش بماند، پدری که برای گرفتن تاکسی اینترنتی ناچار است از کسی کمک بخواهد، یا سالمندی که از ترس اشتباه کردن سراغ خدمات بانکی آنلاین نمی‌رود، ممکن است کم‌کم بخشی از استقلال خود را از دست بدهد.
 ما معمولاً وقتی از سواد رسانه‌ای حرف می‌زنیم، ذهنمان به سمت کودکان و نوجوانان می‌رود؛ اینکه چطور اخبار جعلی را تشخیص دهند، در دام شایعات نیفتند، حریم خصوصی‌شان را حفظ کنند و استفاده مسئولانه‌تری از شبکه‌های اجتماعی داشته باشند. همه اینها ضروری است، اما آیا سواد رسانه‌ای فقط مسأله نسل جوان است؟ آیا پدر و مادرهای ما هم نباید یاد بگیرند چطور در فضای دیجیتال با اطمینان بیشتری زندگی کنند، اطلاعات شخصی‌شان را حفظ کنند، پیام‌های مشکوک را بشناسند و فریب لینک‌ها و تماس‌های جعلی را نخورند؟
 به گمانم یکی از اشتباه‌های ما این است که گاهی فناوری را مسأله‌ای مربوط به جوان‌ترها می‌دانیم، انگار قرار است نسل جدید همه‌چیز را یاد بگیرد و نسل‌های قبل فقط به کمک آنها نیاز داشته باشند. در حالی که والدین ما نیز حق دارند از امکانات دنیای جدید بهره‌مند شوند، بدون اینکه برای هر کار ساده‌ای احساس ناتوانی کنند یا ناچار باشند از کسی کمک بخواهند. یادگیری مهارت‌های دیجیتال، لطفی از سوی فرزندان به پدر و مادرها نیست؛ بخشی از حق آنها برای داشتن زندگی مستقل‌تر، امن‌تر و آسان‌تر است. شاید به همین دلیل است که دیدن دوره‌ای برای آموزش کارت‌به‌کارت به والدین، به ‌جای آنکه موضوعی خنده‌دار یا عجیب باشد، برای من یادآور یک ضرورت مهم است. ما به آموزش‌هایی نیاز داریم که از زندگی واقعی شروع شوند؛ از گرفتن تاکسی اینترنتی و کار با اپلیکیشن بانکی تا تشخیص کلاهبرداری‌های اینترنتی، استفاده از خدمات آنلاین و شناخت حقوق و مسئولیت‌هایمان در فضای مجازی. آموزش‌هایی ساده، صبورانه و به دور از تحقیر؛ آموزش‌هایی که ندانستن را مایه شرمندگی ندانند.  شاید وقت آن رسیده که در کنار آموزش زبان‌های خارجی، مهارت‌های شغلی و مهارت‌های زندگی، یادگیری فناوری‌های ارتباطی را هم بخشی از آموزش مادام‌العمر بدانیم. دنیای دیجیتال منتظر نمی‌ماند تا همه ما با سرعت یکسانی به آن برسیم. اما می‌توانیم کاری کنیم که هیچ‌کس به دلیل سن، ناآشنایی یا ترس از یادگیری، از امکانات این دنیا جا نماند. من فکر می‌کنم گاهی یک دوره ساده برای یاد دادن کارت‌به‌کارت، بیش از آنکه درباره انتقال پول باشد، درباره حفظ استقلال، اعتمادبه‌نفس و کرامت آدم‌هاست. شاید یکی از بهترین کارهایی که می‌توانیم برای پدر و مادرهایمان انجام دهیم، این باشد که به‌ جای انجام دادن همیشگی کارهایشان، فرصت یاد گرفتن را در اختیارشان بگذاریم، با حوصله، احترام و این باور که هیچ‌کس برای یاد گرفتن دیر نکرده است.
 

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • علم و فناوری
  • اندیشه
  • کتاب
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • همچنین در نسخه برخط می خوانید:
  • حوادث
  • خودرو
  • ایران زمین
  • دولت چه کار می‌کند
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و شصت
 - شماره نه هزار و صد و شصت - ۰۶ آبان ۱۴۰۵