نگاهی به مطالبه فراگیر فعالان میراث فرهنگی و محیط‌‌زیست برای احیای نام اصیل دریای شمال

کاسپی؛ بازگشت به ریشه‌های باستانی و اسناد بین المللی

زهرا کشوری 
دبیر گروه زیست‌بوم


فعالان میراث فرهنگی و محیط‌‌زیستی ایران خواستار کاربرد نام «کاسپین» (یا صورت سازگارتر فارسی آن، «کاسپی») برای دریای شمال ایران هستند، نه «خزر»؛ مطالبه‌ای که امضاکنندگان کارزار ملی با نامه‌نگاری و درخواست رسمی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، خواستار بررسی کارشناسی، ارجاع به کمیسیون‌های تخصصی و جایگزینی قانونی آن در اسناد، مکاتبات، نقشه‌ها و کتب رسمی شده‌اند. در همین راستا، مهرداد ملکزاده، باستان‌شناس و عضو هیأت‌ علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، با تورق اسناد و متون کهن کلاسیک، از ریشه‌های دیرینه نام «کاسپی» پرده برمی‌دارد؛ تحلیلی مستند که نشان می‌دهد چگونه پشتوانه تاریخی و باستان‌شناختی این نام، مطالبات امروز جامعه را با پیشینه کهن و ساختار زبان فارسی پیوند می‌دهد.
به بیان مهرداد ملکزاده:«دریای شمال ایران در گذر تاریخ نام‌های گوناگونی به خود دیده است؛ از دریای مازندران و دریای گرگان تا دریای هیرکانی، دریای آستاراخان و هشترخان، دریای کاسپی و نام عربی «بحر خزر.» به اعتقاد این باستان‌شناس، این تنوع نام‌ها بازتابی از تاریخ پرفرازونشیب سرزمین‌های پیرامون این پهنه آبی و مردمانی است که در دوره‌های گوناگون در کرانه‌های آن زیسته‌اند. هر یک از این نام‌ها از سنتی جغرافیایی، تاریخی یا قومی برخاسته است و شناخت پیشینه آنها می‌تواند ما را در انتخاب نامی مناسب برای این دریا در روزگار کنونی یاری دهد.»
 
سنت جغرافیایی یونان باستان 
و پیشینه نام «کاسپی»
در بررسی اسناد و متون دوران کلاسیک، کاربرد نام «کاسپی» پیشینه‌ای دیرین و مستند دارد. به گفته این باستان‌شناس:«در نوشته‌های جغرافیایی یونان باستان، نام کاسپی جایگاهی دیرینه دارد. هرودوتوس از «دریای کاسپی» یاد می‌کند و استرابن نیز این نام را به کار می‌برد و آن را با نام دریای هیرکانی مرتبط می‌داند. بطلمیوس نیز در اثر جغرافیایی خود از نام کاسپی استفاده کرده است. صورت‌های یونانی این نام، از جمله ἡ Κασπία θάλασσα
 (hē Kaspía thálassa، به معنای دریای کاسپی) و τὸ Κάσπιον πέلاγος (to Káspion pélagos)، نشان می‌دهند که این نام از دیرباز در جغرافیای جهان کلاسیک شناخته‌شده بوده است. هرودوتوس در کتاب اول تواریخ، بویژه بندهای ۲۰۲ و ۲۰۳، از دریای کاسپی سخن می‌گوید و آن را دریایی مستقل و جدا از اقیانوس توصیف می‌کند. استرابن نیز در کتاب یازدهم جغرافیا به این دریا و نام هیرکانی اشاره دارد. کتزیاس و کسنفون نیز از نویسندگان یونانی مهم برای شناخت جغرافیا، اقوام و تاریخ ایران باستان‌اند؛ هرچند برای نسبت‌ دادن کاربرد مستقیم همین نام به هر یک از آنان، باید به موضعی مشخص در آثارشان استناد کرد.»
 
قوم کاسپی و نقد فرضیه‌های همپوشانی با کاسی‌ها
تحلیل خاستگاه نام کاسپی مستلزم بررسی داده‌های قوم‌شناختی و جغرافیای باستان است. ملکزاده در این‌باره تصریح می‌کند:«در این میان، یادآوری نام قوم باستانی کاسپی‌ها (Káspioi) اهمیت ویژه‌ای دارد. منابع یونانی از این قوم یاد کرده‌اند و جایگاه آنان را در نواحی پیرامونی کرانه‌های جنوب‌غربی دریای کاسپی دانسته‌اند؛ هرچند حدود دقیق قلمرو و پراکندگی این قوم همچنان محل بحث است. در پژوهش‌های تاریخی، گاه میان نام کاسپی‌ها و نام کاسی‌ها یا کاشی‌ها (Kassites)، قومی که در هزاره دوم پیش از میلاد در تاریخ میان‌رودان و بخش‌هایی از زاگرس نقش داشتند، ارتباط برقرار شده است. همچنین می‌توان به حضور نام‌ها و اقوام باستانی در پهنه‌ای گسترده از فلات ایران، از نواحی مرکزی و غربی تا سرزمین‌های شمالی‌تر و کرانه‌های جنوبی دریای شمال ایران، توجه کرد. با این ‌حال، یکی ‌دانستن کاسی‌ها و کاسپی‌ها یا فرض ‌کردن خویشاوندی قطعی میان آنها، بدون شواهد زبان‌شناختی و تاریخی کافی، پذیرفتنی نیست. آنچه با اطمینان بیشتری می‌توان گفت این است که نام کاسپی‌ها از روزگار باستان در جغرافیای تاریخی این پهنه جایگاهی شناخته‌شده داشته است. بنابراین، نام کاسپی را نباید ساخته‌ای متعلق به دوران معاصر یا صرفاً برگرفته از نام بین‌المللی امروز این دریا دانست؛ این نام ریشه در سنت جغرافیایی جهان باستان دارد.»
 
سنت جغرافی‌نگاری عربی ‌ـ‌ اسلامی
تحولات دوره اسلامی و مناسبات قدرت‌های محلی، نام‌های متعددی را وارد ادبیات جغرافیایی کرد. به تحلیل مهرداد ملکزاده: «در سنت جغرافی‌نگاری عربی‌ـ‌اسلامی، «بحر خزر» از نام‌های بسیار رایج این دریا شد؛ نامی برگرفته از خزرها، قومی که در دوره اسلامی در بخش‌هایی از شمال و غرب این پهنه آبی قدرت و نفوذ داشتند. در همان منابع، نام‌های دیگری چون جرجان، طبرستان و مازندران نیز دیده می‌شود. نام دریای گرگان و دریای هیرکانی نیز به سنت‌های جغرافیایی و تاریخی کهن‌تری تعلق دارند. همچنین نام‌های آستاراخان و هشترخان در برخی کاربردهای جغرافیایی متأخر دیده می‌شوند که با جغرافیای تاریخی نواحی شمالی و شمال‌غربی این دریا ارتباط دارند.» ملکزاده نتیجه می‌گیرد و می‌گوید:«بدین‌ترتیب، تعدد نام‌های این پهنه آبی، نه امری غیرعادی، بلکه نتیجه تماس تاریخی مردمان، دولت‌ها و سنت‌های جغرافیایی گوناگون 
با آن است.»

جایگاه تاریخی «دریای مازندران» 
در سنت جغرافیایی ایران
پیوند فرهنگی کرانه‌های جنوبی با این پهنه آبی، نام مازندران را به یکی از شاخص‌ترین عنوان‌ها بدل کرده است. وی در این زمینه یادآور می‌شود:«نام دریای مازندران نیز در سنت جغرافیایی ایران جایگاهی دیرینه یافته است. در دوره معاصر، بویژه پیش از انقلاب ۱۳۵۷، در شماری از محافل علمی و فرهنگی و در پیشنهادهای مربوط به نامگذاری این دریا، بر کاربرد نام «دریای مازندران» تأکید می‌شد. 
این نام با جغرافیای تاریخی و فرهنگی کرانه‌های جنوبی دریا پیوند دارد و در فارسی نیز نامی آشنا و ریشه‌دار است. از این‌ رو، کاربرد آن را نمی‌توان نادیده گرفت یا صرفاً نامی جدید و بی‌سابقه به شمار آورد. البته برای اینکه بتوان از غلبه این نام در همه مجامع علمی یا رسمی پیش از انقلاب سخن گفت، به شواهد مستند بیشتری نیاز است؛ بنابراین دقیق‌تر آن است که از رواج و پیشنهاد آن در شماری از محافل علمی و فرهنگی یاد کنیم.»
 
گرایش‌های معاصر 
و پیوند با نام بین‌المللی
در دوران معاصر نیز تمایلات زبانی و ارتباطات بین‌المللی بر رویکرد بخشی از جامعه اثرگذار بوده است. ملکزاده این جریان را چنین توصیف می‌کند:«در روزگار ما، گروهی از ایرانیان و ایران‌دوستان، با توجه به نام بین‌المللی این دریا، یعنی Caspian Sea، 
ترجیح می‌دهند از نام «دریای کاسپین» استفاده کنند. این گرایش را می‌توان تلاشی برای نزدیک‌ کردن نام فارسی دریا به صورت شناخته‌شده آن در زبان‌های بین‌المللی دانست.»
 
یک نام دقیق
 ملکزاده تأکید می‌کند:«با این ‌حال اگر بخواهیم این نام را با ساختار زبان فارسی سازگار کنیم، صورت «دریای کاسپی» دقیق‌تر است. همان‌گونه که Persian در فارسی «پارسی» است و Iranian را «ایرانی» می‌گوییم، ضرورتی ندارد پسوند زبان‌های اروپایی ian را عیناً وارد نام فارسی کنیم. در زبان‌های مختلف، نام این دریا متناسب با قواعد همان زبان صورت‌بندی شده است؛ پس در فارسی نیز «کاسپی» صورت طبیعی و سازگار با ساخت واژه‌های نسبی است. به همین دلیل، اگرچه «دریای کاسپین» در فارسی امروز کاربرد دارد و برای بسیاری از مخاطبان آشناست، «دریای کاسپی» را می‌توان صورت فارسی‌تری از همان نام تاریخی و بین‌المللی دانست.»
از این منظر، هر یک از نام‌های «دریای مازندران»، «بحر خزر» و «دریای کاسپی» پشتوانه و منطق تاریخی خاص خود را دارند. «دریای مازندران» نامی ریشه‌دار در سنت جغرافیایی ایران است؛ «بحر خزر» از سابقه‌ای گسترده در جغرافی‌نگاری عربی‌ـ‌اسلامی برخوردار است و «دریای کاسپی» به نامی باستانی و شناخته‌شده در منابع کلاسیک بازمی‌گردد و در عین حال به نام بین‌المللی Caspian Sea نزدیک است، بی‌آنکه صورت واژه بیگانه را بی‌تغییر به فارسی وارد کند.
ملکزاده در جمع‌بندی نهایی، منطق همزیستی این نام‌ها و جایگاه دقیق «دریای کاسپی» را چنین تبیین می‌کند:«از این ‌رو، در روزگار ما می‌توان کاربرد «دریای کاسپی» را انتخابی سنجیده برای پیوند دادن میراث تاریخی ایران با زبان علمی و جغرافیایی امروز جهان دانست. این انتخاب، نه مستلزم انکار نام‌های تاریخی دیگر است و نه به معنای نادیده‌ گرفتن سنت‌های جغرافیایی ایرانی و اسلامی؛ بلکه کوششی است برای استفاده از نامی که هم در متون جغرافیایی جهان باستان سابقه‌ دارد و هم با صورت بین‌المللی نام دریا 
سازگار است.   به این ترتیب، «دریای کاسپی» می‌تواند در کنار نام‌های تاریخی «دریای مازندران» و «بحر خزر»، جایگاهی روشن و مستدل در زبان فارسی امروز داشته باشد.»

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • اقتصادی
  • اطلاع رسانی
  • گزارش
  • زیست بوم
  • جهان
  • کتاب
  • صفحه آخر
  • همچنین در نسخه برخط می خوانید:
  • اجتماعی
  • خودرو
  • ایران زمین
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و پنجاه و نه
 - شماره نه هزار و صد و پنجاه و نه - ۰۵ آبان ۱۴۰۵