همکاری بهجای رقابت؛ نقشه راه ایران برای آینده بازار جهانی گاز
حسین قادری آزاد
برگزاری هشتمین اجلاس سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز (GECF) در مسکو، فرصتی برای بازتعریف همکاری میان کشورهای دارنده ذخایر عمده گاز طبیعی و بررسی الزامات مدیریت آینده بازار جهانی این حامل انرژی فراهم کرده است. حضور فعال ایران در این اجلاس، بهعنوان یکی از بنیانگذاران اصلی مجمع و دارنده دومین ذخایر اثباتشده گاز طبیعی جهان، از منظر دیپلماسی انرژی اهمیت ویژهای دارد. در شرایطی که تحولات ژئوپلتیک، نااطمینانیهای بازار و محدودیتهای سرمایهگذاری بر صنعت جهانی گاز تأثیر گذاشتهاند، مسأله اصلی برای کشورهای تولیدکننده، چگونگی تبدیل ظرفیتهای منابع طبیعی به همکاریهای پایدار اقتصادی و افزایش نقش جمعی در معادلات انرژی جهان است.
مجمع کشورهای صادرکننده گاز با برخورداری اعضای اصلی خود از حدود ۷۰ درصد ذخایر اثباتشده گاز جهان، ظرفیت قابلتوجهی برای اثرگذاری بر روندهای بلندمدت صنعت گاز دارد. بااینحال، سهم این کشورها از ذخایر زیرزمینی لزوماً به معنای برخورداری از نفوذ متناسب در تجارت جهانی، سرمایهگذاری یا سازوکارهای قیمتگذاری نیست. تحقق چنین ظرفیتی مستلزم هماهنگی بیشتر میان اعضا، توسعه زیرساختهای انتقال، تسهیل سرمایهگذاری و ایجاد سازوکارهایی برای مدیریت مشترک مخاطرات بازار است.
از این منظر، فعالترشدن GECF باید فراتر از برگزاری نشستهای دورهای و تبادل دیدگاههای سیاسی تعریف شود. این مجمع میتواند با تقویت مطالعات مشترک، شناسایی فرصتهای همکاری و تدوین برنامههای اجرایی، به بستری برای نزدیککردن سیاستهای کشورهای عضو تبدیل شود. البته تفاوت در ساختار اقتصادی، اولویتهای صادراتی و روابط تجاری اعضا ایجاب میکند که هماهنگیها بر مبنای منافع مشترک و بدون نادیدهگرفتن تفاوتهای ملی پیش برود.
راهبرد ایران؛ از تأکید بر همکاری
تا ارائه پیشنهادهای عملیاتی
تقویت همکاریهای چندجانبه میان تولیدکنندگان گاز، همواره یکی از محورهای مورد تأکید ایران در چارچوب GECF بوده است. اظهارات حمید بورد، سرپرست وزارت نفت، در اجلاس مسکو نشان میدهد که این رویکرد در قالب پیشنهادهایی مشخصتر برای بازآرایی سازوکارهای همکاری مجمع دنبال میشود. تأکید بر بازنگری در راهبرد بلندمدت سازمان، تقویت زنجیره ارزش گاز طبیعی، افزایش آمادگی در برابر بحرانهای جهانی انرژی و توسعه همکاریهای فناورانه و سرمایهگذاری، از مهمترین محورهای مطرحشده در این زمینه است.
یکی از پیشنهادهای قابلتوجه ایران، بررسی تدوین نقشه راهی برای افزایش سهم گاز طبیعی در ترکیب انرژی جهان تا سطح ۳۰ درصد است. اهمیت این پیشنهاد در تلاش برای پیوندزدن چشمانداز بلندمدت تقاضای گاز با برنامهریزی سرمایهگذاری و سیاستگذاری کشورهای تولیدکننده نهفته است. بااینحال، تحقق چنین هدفی به مطالعات دقیق اقتصادی، ارزیابی روند تقاضا، رقابت سایر منابع انرژی و ملاحظات زیستمحیطی وابسته خواهد بود و نمیتوان آن را صرفاً از طریق توافق سیاسی میان اعضا محقق کرد.
بورد همچنین بر ضرورت تقویت توانایی مجمع برای شناسایی زودهنگام مخاطرات، تحلیل سناریوهای بحرانی و ارائه پاسخهای هماهنگ تأکید کرده است. این رویکرد میتواند به افزایش تابآوری بازار گاز در برابر شوکهای ژئوپلتیک و اختلال در زیرساختهای حیاتی کمک کند.
بازار مشترک، سرمایهگذاری و اتصال شبکهها؛ سه محور همکاری آینده
تبدیل ظرفیت نهادی GECF به همکاریهای ملموس، مستلزم تمرکز بر سه حوزه مکمل است. اول، بررسی امکان ایجاد سازوکارهای مشترک تجارت گاز و هماهنگی بیشتر در مبادلات منطقهای است. بازار مشترک گاز، در صورت برخورداری از چارچوبهای تجاری شفاف و ترتیبات اجرایی مناسب، میتواند به تسهیل مبادلات و کاهش برخی موانع همکاری میان تولیدکنندگان کمک کند؛ هرچند تفاوت قراردادها، قیمتگذاری و الزامات بازارهای مقصد، طراحی آن را پیچیده میسازد.
دوم، توسعه سرمایهگذاریهای مشترک در بخشهای بالادستی، میاندستی و پاییندستی صنعت گاز اهمیت دارد. برآورد ارائهشده در چشمانداز جهانی گاز مجمع درباره نیاز به بیش از ۱۲ تریلیون دلار سرمایهگذاری تا سال ۲۰۵۵، مقیاس منابع مالی موردنیاز برای پاسخگویی به تقاضای آینده را نشان میدهد. همکاری در تأمین مالی، انتقال فناوری و تربیت نیروی متخصص میتواند بخشی از موانع توسعه پروژهها را کاهش دهد؛ موضوعی که برای ایران، با توجه به محدودیتهای دسترسی به سرمایه و فناوری، اهمیت مضاعفی دارد.
سوم، توسعه اتصال شبکههای گازی و هماهنگی زیرساختهای انتقال میان کشورهای دارای ظرفیت مکمل است. چنین همکاریهایی میتواند انعطافپذیری عرضه را افزایش دهد، امکان مبادلات منطقهای را گسترش بخشد و در مدیریت نوسانات فصلی تقاضا مؤثر باشد. با توجه به پیشبینی افزایش تقاضای جهانی گاز در دهههای آینده، توسعه این زیرساختها باید با ارزیابی اقتصادی پروژهها، امنیت مسیرهای انتقال و اطمینان از وجود تقاضای پایدار همراه باشد.
حضور ایران در اجلاس مسکو، با طرح پیشنهادهایی درباره بازنگری راهبرد بلندمدت مجمع، توسعه سرمایهگذاری مشترک و تقویت جایگاه گاز طبیعی، بیانگر تلاش برای پیوندزدن دیپلماسی انرژی با دستورکارهای اجرایی است. اهمیت این رویکرد در آن است که جایگاه ایران بهعنوان یکی از بنیانگذاران GECF و دارنده دومین ذخایر اثباتشده گاز جهان، زمانی به مزیت اقتصادی و بینالمللی تبدیل میشود که با همکاریهای عملی، توسعه زیرساختها و مشارکت مؤثر در تدوین سیاستهای مشترک همراه باشد. از این منظر، سنجش موفقیت دیپلماسی گازی ایران نه صرفاً براساس مواضع مطرحشده در اجلاس، بلکه بر مبنای میزان پیشرفت پیشنهادها، شکلگیری پروژههای مشترک و تقویت نقش اجرایی مجمع در بازار جهانی گاز امکانپذیر خواهد بود.



