دبیر شورای عالی امنیت ملی:
رنج اقتصادی با فروپاشی راهبردی متفاوت است
«رنج اقتصادی با فروپاشی اقتصادی متفاوت است»؛ این گزاره محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در گفتوگوی تازهاش با رسانههای غربی در واقع پاسخ به ادعاهای واشنگتن درباره پیامدهای محاصره دریایی و اثربخشی سیاست فشار حداکثری است؛ رویکردی که با توضیحات عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی در گفتوگو با بلومبرگ درباره فاصله میان ادعاهای وزیر خزانهداری آمریکا مبنی بر سقوط قریبالوقوع اقتصاد ایران و واقعیتهای اقتصادی ناشی از این فشارها تکمیل میشود. طرح این مواضع در شرایطی صورت میگیرد که مقامهای آمریکایی در بالاترین سطوح، همزمان با تأکید بر ادعای موفقیت فشارهای اقتصادی علیه تهران از احتمال آغاز دور تازهای از حملات نظامی میگویند؛ تناقضی که پرسشهایی جدی درباره نسبت میان اهداف اعلام شده واشنگتن و نتایج واقعی راهبرد آن ایجاد میکند، چه اگر فشار حداکثری توانسته بود محاسبات تهران را تغییر دهد، نشانهای از انعکاس این ادعا در مواضع مذاکراتی ایران دیده میشد و تهدید نظامی همچنان در کانون معادلات دو طرف قرار نمیگرفت.
مقامهای کشورمان با تأکید بر اینکه هرگونه اقدام نظامی جدید با واکنشی متفاوت و پیامدهایی مواجه خواهد شد که آمریکا و شرکایش پیشتر تجربه نکردهاند، هزینههای تشدید تقابل را در محاسبات طرف مقابل پررنگ کردهاند.
هشدار به سناریوهای تازه جنگ
در امتداد تقابل دیپلماتیک تهران و واشنگتن درباره آثار فشار اقتصادی و هزینههای احتمالی تشدید درگیری، سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه در یادداشتی که چهارشنبه ۲۹ مهر در روزنامه فایننشالتایمز منتشر شد، با عنوان «فرضهای نادرست درباره ما خطرناک است» هشدار داد که تکرار محاسبات اشتباه پیشین آمریکا درباره ایران، این بار پیامدهایی بهمراتب دردناکتر به همراه خواهد داشت؛ هشداری که همزمان با افزایش گزارشها درباره احتمال ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل، بار دیگر شکاف میان برآوردهای نظامی واشنگتن و تلآویو از یک سو و محاسبات راهبردی تهران از سوی دیگر را در کانون توجه قرار میدهد. عراقچی در این یادداشت با اشاره به آنچه محاسبات نادرست دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا هنگام ورود به جنگ توصیف کرد، تأکید داشت که ایران برخلاف فرضهایی که ممکن است در پایتختهای غربی درباره میزان تابآوری و رفتار راهبردی آن شکل گرفته باشد، در برابر فشارهای نظامی و اقتصادی الزاماً به پذیرش خواستههای طرف مقابل تن نخواهد داد؛ با این حال، وزیر امور خارجه بر باز ماندن مسیر دیپلماسی هم تأکید کرد و نوشت که تهران در صورت مشاهده شواهد روشن از اراده صادقانه واشنگتن برای دستیابی به راهحلی عادلانه و عزتمندانه با هدف پایان دائمی مناقشه، آماده است بار دیگر به دیپلماسی فرصت دهد.
محاسبات نظامی زیر سایه تردید
اهمیت این هشدار زمانی روشنتر میشود که در کنار گزارشهای رسانههای آمریکایی درباره برنامهریزی برای دور تازه حملات قرار گیرد؛ گزارشهایی که در هفتههای اخیر از جمله در اکسیوس، آتلانتیک و رویترز به احتمال ازسرگیری درگیریها پیش یا پس از انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در ۱۲ آبان پرداختهاند. در همین چارچوب، نیویورکتایمز روز چهارشنبه ۲۹ مهر مدعی تدوین طرحهای مشخص آمریکا و اسرائیل برای حملاتی احتمالی پس از انتخابات شد، هرچند تأکید کرد که تصمیم نهایی ترامپ درباره اجرای این برنامهها همچنان مشخص نیست.
بر اساس این گزارش، سناریوهای مورد بررسی میتواند شامل عملیاتی کوتاه اما شدید علیه اهدافی از جمله زیرساختهای انرژی و توان نظامی ایران باشد و منطق ادعایی آنها بر این فرض بنا شده است که افزایش شدت ضربات نظامی، تهران را به پذیرش امتیازهایی وادار خواهد کرد که فشارهای پیشین نتوانستهاند به دست آورند. با این همه، همین فرض، نقطه اصلی مناقشه بر سر اثربخشی راهبرد نظامی واشنگتن است مبنی بر اینکه آیا ناکامی فشارهای پیشین واقعاً از محدودبودن شدت حملات ناشی شده است یا مسأله اساسیتر، برآورد نادرست از امکان تبدیل برتری نظامی به نتیجهای سیاسی و تحمیل اراده بر طرف مقابل است. «دنی سیترونوویچ»، پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و مسئول پیشین میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، در ارزیابی خود در شبکه اجتماعی ایکس با تأکید بر اینکه «برتری نظامی، خودبهخود به موفقیت راهبردی تبدیل نمیشود»، نسبت به این تصور هشدار داده است که تشدید حملات لزوماً به تسلیم ایران منجر نخواهد شد. از نگاه او، حتی عملیاتی شدیدتر و ویرانگرتر از جمله حمله به زیرساختهای حیاتی انرژی، بعید است تهران را به پذیرش خواستههای آمریکا وادار کند و فشار نظامی بیشتر نهتنها تضمینی برای کنارگذاشتن برنامه موشکی یا اهداف هستهای ایران نیست، که میتواند اراده تهران برای حفظ این قابلیتها را تقویت کند.
«ولی نصر»، استاد روابط بینالملل دانشگاه «جانز هاپکینز» هم گفته است آمریکا و اسرائیل میخواهند با ضربات سنگینتر ایران را از پا درآورند، اما احتمال موفقیت این هدف پایین است و پیش از پدیدارشدن چشماندازی برای پایان جنگ، ویرانی بسیاری رخ خواهد داد. به گفته او، آسیبپذیری یک کشور به خودیخود اثبات نمیکند رهبران آن در برابر فشار همان انتخابی را خواهند کرد که مهاجم انتظار دارد. راهبردی که موفقیتش به تسلیم طرف مقابل وابسته است، باید برای احتمال تسلیمنشدن او نیز پاسخی داشته باشد.
با وجود این مواضع، محاسبات سیاسی واشنگتن و تلآویو نیز در شکلگیری سناریوهای احتمالی حمله نقش دارد؛ بهگونهای که برخی تحلیلگران معتقدند ترامپ همچنان در پی دستیابی به روایتی از یک پیروزی قاطع و بیابهام است، در حالی که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل نیز ادامه جنگ را فرصتی برای پیگیری اهدافی میداند که از مدتها پیش در دستور کار سیاسی و امنیتی او قرار داشتهاند. در همین زمینه، بسیاری از ناظران با اشاره به محدودبودن فرصتهای پیش روی نتانیاهو، تأکید میکنند که او ممکن است تا زمانی که همه مسیرهای دستیابی به اهدافش را نیازموده، از ادامه تقابل کنار نکشد.
سایه تشدید تنش بر بازارهای جهانی
در کنار این محاسبات، پیامدهای اقتصادی تشدید تنش نیز همچنان یکی از متغیرهای اثرگذار بر تصمیمگیریهاست؛ بهطوری که بهای نفت خام برنت، بنا بر اطلاعات ارائهشده در گزارشها، همچنان بسیار بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه قرار دارد و نگرانی از تداوم حملات و کاهش ذخایر سوخت آمریکا از عوامل مؤثر بر این وضعیت عنوان شده است.
استمرار این فشارها نشان میدهد که هرگونه تصمیم برای ازسرگیری جنگ، صرفاً در چارچوب موازنه نظامی ایران و آمریکا قابل ارزیابی نیست و باید هزینههای اقتصادی، پیامدهای منطقهای و احتمال گسترش دامنه درگیری را نیز در برآوردهای راهبردی لحاظ کرد؛ همان متغیرهایی که هشدار عراقچی درباره خطر تکرار محاسبات نادرست را از یک موضع دیپلماتیک صرف فراتر میبرد و به مناقشهای اساسی درباره حدود قدرت نظامی و امکان تحمیل نتیجه سیاسی از مسیر جنگ پیوند میزند.
بــــرش
اهداف جدید پاسخ احتمالی تهران
تردید درباره امکان دستیابی به نتیجه سیاسی از مسیر تشدید حملات، در حالی مطرح میشود که مقامهای ایرانی نیز بر تغییر معادلات پاسخگویی در صورت آغاز دور تازه جنگ تأکید دارند. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در گفتوگویی اختصاصی با «دراپسایت» تصریح کرده است که ایران همچنان توانایی استفاده از موشکها و پهپادهای خود برای هدف قراردادن داراییهای آمریکا در منطقه را در اختیار دارد و در صورت ازسرگیری درگیریها، دامنه اهداف و ابزارهای پاسخگویی خود را گسترش خواهد داد.
رضایی در تشریح این رویکرد گفت که کابلها، مراکز داده و تأسیسات مرتبط با هوش مصنوعی نیز در کنار دیگر داراییهای آمریکا در منطقه ممکن است در تیررس قرار گیرند و اگر جنگ بار دیگر آغاز شود، ایران با برنامهای گستردهتر وارد میدان خواهد شد. این اظهارات در کنار تأکید او بر به کار نگرفتن تمام ظرفیتهای ایران در مراحل قبلی درگیری، حامل این پیام است که تهران میخواهد محاسبات طرف مقابل را از ارزیابی صرف توان تخریب نظامی به سنجش دامنه و هزینههای احتمالی پاسخ متقابل سوق دهد.
دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در عین حال تأکید کرده است که تهران همچنان دیپلماسی را به جنگ ترجیح میدهد، اما این ترجیح به معنای بازگشت به الگوی مذاکراتی گذشته نیست؛ او با اشاره به بیاعتمادی ایران به ترامپ گفته است که تهران هفت شرط جدید را از طریق میانجیها ارائه کرده و تا زمان برآوردهشدن آنها، نه تنگه هرمز را بازگشایی خواهد کرد و نه به مذاکرات بازخواهد گشت. رضایی همچنین با اذعان به اینکه تداوم محاصره طولانیمدت، خانوادهها، سرمایهگذاری و بخشهایی از فعالیت اقتصادی ایران را تحت فشار قرار خواهد داد، میان تحمل رنج اقتصادی و فروپاشی راهبردی تمایز گذاشته و گفته است: «ایران از محاصره طولانیمدت آسیب خواهد دید؛ هرکس خلاف این را بگوید، واقعبین نیست. خانوادهها هزینه آن را خواهند پرداخت، سرمایهگذاری آسیب خواهد دید و حفظ فعالیت برخی بخشهای اقتصادی دشوارتر خواهد شد. اما رنج اقتصادی با فروپاشی راهبردی یکسان نیست.»
رئیس بانک مرکزی هم در گفتوگویی با رسانه آمریکایی «بلومبرگ» با تصریح اینکه آمریکاییها با عملیات طرد اقتصادی و تنگ کردن حلقه محاصره علیه ایران وعده فروپاشی اقتصادی ایران در ظرف دو هفته را داده بودند که بهرغم فشار اقتصادی سنگین به مردم، در هدف اصلی خود توفیقی نداشتند، درباره کاهش درآمدهای نفتی ایران تصریح کرد که درآمد نفت سهم عمدهای در بودجه ندارد و دولت مصمم است از طریق سایر منابع ریالی نظیر فروش دارایی و اصلاحات لازم در بخش انرژی و صادرات فرآورده نفتی، کسری بودجه را تأمین کند. او تأکید کرد که ذخایر کشور وضعیت خوبی دارد و میتوان واردات کشور را تا پایان دوره ریاست جمهوری ترامپ و حتی بیشتر از آن تأمین کرد.

