علیرضا نصراصفهانی پژوهشگر حکمرانی در گفت‌وگو با «ایران»:

میانجی‌ها معماران همدلی ملی هستند

چگونه می‌توان تنش‌های اجتماعی را به راه‌حل تبدیل کرد؟

رضوانه رضایی پور
گروه سیاسی


 رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس اخیراً در گفت‌وگویی با «ایران» گفته است جامعه بی میانجی، جامعه بی‌دفاعی است. او از برچسب زدن‌ها و اظهارات تند علیه برخی از مسئولان سابق کشور انتقاد کرده و بر تقویت نقش‌آفرینی میانجی‌ها بخصوص در شرایط بحرانی تأکید کرده است. اینکه از منظر جامعه‌شناسی چه تعریفی از «میانجی» وجود دارد را از یک پژوهشگر حکمرانی پرسیدیم. علیرضا نصر اصفهانی در پاسخ به سؤالات ما، میانجی‌ها را «معماران همدلی ملی» خواند و گفت: «اگر میانجی‌ها کنار بروند، جامعه به توده‌ای بی‌شکل و بسیار آسیب‌پذیر در برابر تکانه‌ها و جنگ‌های روانی تبدیل می‌شود.»
 
از منظر جامعه‌شناسی، اساساً چه تعریفی از «میانجی» وجود دارد و این مفهوم شامل چه نهادها یا چهره‌هایی می‌شود؟
بگذارید از یک تصویر تاریخی شروع کنیم. می‌توان به مصر باستان بازگشت؛ جامعه‌ای که در آن، ارتباط میان مردمان، دستگاه اداری و فرعون، به افرادی نیاز داشت که بتوانند زبان‌ها و موقعیت‌های متفاوت را به یکدیگر پیوند دهند. در دوره‌های مختلف مصر، مترجمان و مفسران، به‌ویژه در ارتباطات میان‌فرهنگی و اداری، نقشی فراتر از انتقال واژه‌ها ایفا می‌کردند. اهمیت آنان در این بود که امکان فهم متقابل را در موقعیت‌هایی فراهم می‌کردند که بدون واسطه، ارتباط دشوار یا ناممکن بود. البته این تجربه تاریخی را نباید عیناً با میانجی‌های اجتماعی امروز یکسان گرفت؛ آنچه اهمیت دارد، اصل ضرورت میانجی‌گری میان جهان‌های متفاوت است. در جامعه‌شناسی امروز هم دقیقاً با همین مسأله روبه‌رو هستیم: میان شهروند و حکومت چه چیزی قرار می‌گیرد که مانع برخورد مستقیم، فرسایش و بی‌اعتمادی شود؟ پاسخ، میانجی‌های اجتماعی است. میانجی‌ها نه بنگاه‌های اقتصادی دنبال سودند و نه بخشی از بوروکراسی قدرت که دستور بگیرند. آنها جریان‌های خودجوش و برآمده از درون خود جامعه هستند؛ از انجمن‌های علمی، تشکل‌های تخصصی و اتحادیه‌های صنفی معلمان، کارگران و مهندسان گرفته تا معتمدان محلی، و البته نخبگان و چهره‌های دانشگاهی و فرهنگی که مردم به صداقت و استقلال نظرشان ایمان دارند. از نگاه ما در مطالعات آینده و افق‌گشایی برای ایران فردا، این نهادها سیستم عصبی جامعه هستند؛ حسگرهایی زنده برای خواندن روندهای زیرپوستی تحولات هستند و باعث می‌‌شوند که جامعه احساس بی‌پناهی و دیده‌نشدن نکند. در واقع میانجی‌ها صرفاً تعدیل‌کننده اصطکاک‌های امروز نیستند؛ آنها پایانه‌های ادراکی یک ملت برای صورت‌بندی آرزوها آینده به شمار می‌روند.

اساساً کارکرد و اهمیت این میانجی‌ها در جامعه چیست و قرار است چه نقش حیاتی‌ای ایفا کنند؟
مهم‌ترین کارکرد میانجی، تبدیل تنش به مسأله قابل‌حل است. وقتی مردم با فشارهای اقتصادی یا نارسایی‌های روزمره دست‌وپنجه نرم می‌کنند، نارضایتی‌ها در ابتدا به شکل هیجان، خشم، یا یک سردرگمی جمعی بروز پیدا می‌کند. اگر در این میان نهاد واسطی وجود نداشته باشد، این نارضایتی مثل یک موج کنترل‌نشده حرکت می‌کند و مستقیم به نقطه اصطکاک با حاکمیت می‌رسد. اما میانجی مثل یک ترانسفورماتور عمل می‌کند؛ ولتاژ بالای خشم را می‌گیرد، آن را در یک چارچوب عقلانی تنظیم می‌کند و به زبانی دقیق، تخصصی و شنیدنی برای نظام تصمیم‌گیری ترجمه می‌نماید. مثلاً وقتی یک مطالبه از زبان صنف معلمان، بازاریان، فعالان حوزه انرژی یا تشکل‌های کارگری فرموله می‌شود، معلوم است دقیقاً چه مشکلی وجود دارد، راهکار کارشناسی چیست، طرف گفت‌وگو کیست و پشت کدام میز باید نشست. از طرف دیگر، میانجی‌ها این شهامت و مرجعیت را دارند که محدودیت‌ها و محذورات واقعی کشور را هم برای بدنه جامعه توضیح دهند تا سطح توقعات با واقعیت‌های مادی همخوان شود. ما امروز در ایران پروژه‌های بزرگ و اصلاحات ساختاری سنگینی مثل رفع ناترازی‌ها پیش‌رو داریم؛ هیچ دولتی نمی‌تواند این جراحی‌ها را به‌تنهایی و صرفاً با اتکا به بخشنامه جلو ببرد، مگر آنکه این میانجی‌ها به میدان بیایند، اقناع‌سازی کنند و میان دولت و مردم حس هم‌سرنوشتی بسازند. میانجی‌ها شرط لازم برای گذار به سمت حکمرانی پیش‌دستانه و مشارکتی هستند. شما هیچ ابرپروژه توسعه‌ای و هیچ اصلاح پایدار اقتصادی را نمی‌توانید به جامعه دیکته کنید؛ اصلاحات واقعی زمانی ریشه می‌دواند که مردم حس کنند در تعریف مسأله و انتخاب راه‌حل، سهم و مالکیت اجتماعی دارند و این فضا دقیقاً توسط همین حلقه‌های میانی ساخته می‌شود.
این قبیل نهادها یا شخصیت‌ها در شرایط امروز جامعه ایران در چه جایگاهی قرار دارند؟
اگر بخواهیم با خودمان تعارف نداشته باشیم، امروز موقعیت میانجی‌ها در کشور ما بسیار شکننده و دشوار است. 
از طرفی، تحولات سریع فناورانه، رشد شبکه‌های اجتماعی و تغییرات نسلی، باعث شده مرجعیت‌های سنتی تا حدی کارکرد سابق خود را از دست بدهند، بی‌آنکه تشکل‌های مدرن به بلوغ و ثبات حقوقی لازم رسیده باشند. 
واقعیت بطن جامعه ایران این است که مردم هنوز تشنه آدم‌های منصف، مستقل و دلسوز هستند. شما می‌بینید اگر یک پزشک متعهد، یک حقوقدان برجسته یا یک فعال شریف حوزه معلولان سخن بگوید، جامعه چطور به او اعتماد می‌کند و حرفش را 
می‌شنود.
نسبت دادن برخی ادعاها، برچسب‌ها و اعلام مواضع بسیار تند و تیز علیه مسئولان فعلی یا سابق کشور را از چه زاویه‌ای باید تحلیل کرد؟
وضعیت فعلی، یعنی برچسب‌ها، روی دیگر همین سکه است. جامعه‌ای که میانجی داشته باشد چون قاعده‌مند می‌شود، میل به گفت‌وگو دارد و ذیل یک عقلانیت مشخص رفتار می‌کند. جامعه‌ای که نهاد میانجی دارد، اگر به یک تصمیم، سیاست یا کارنامه مسئولی معترض باشد، آن را به صحنه استدلال کارشناسی، ارزیابی شواهد، مناظره مستند در رسانه‌ها و فرآیندهای قانونی می‌کشد؛ چنین اعتراضی سازنده است و به ارتقای حکمرانی کمک 
می‌کند. 
اما وقتی کانال‌های سالم و قابل‌اعتماد برای بیان دردها و شنیده شدن مطالبات تنگ شود، زبان مفاهمه از کار می‌افتد. جامعه‌ای که از گفت‌وگو ناتوان می‌شود دچار نوعی «لکنت ارتباطی» می‌گردد و ناگزیر برچسب‌زنی جایگزین آن می‌شود. در چنین شرایطی باید هرچه سریع‌تر میزهای گفت‌وگوی واقعی با محوریت چهره‌ها و نهادهای امین و شناسنامه‌دار را احیا کنیم تا انرژی نقدها به جای تبدیل شدن به فرسایش درونی، در مسیر اصلاح و پیشرفت کشور 
قرار گیرد.

در شرایطی که حفظ انسجام ملی ضرورت انکارناپذیر کشور است، حاشیه‌نشین کردن یا از میدان به‌در کردن میانجی‌ها چه تبعاتی خواهد داشت؟
نسبت میانجی‌ها با انسجام ملی نیز به این ترتیب است که میانجی‌ها همبستگی و انسجام می‌آفرینند، اما جامعه را توده‌ای یا یکدست نمی‌کنند. جامعه تمایزها، خلاقیت‌ها و گوناگونی خود را حفظ می‌کند، اما زبان واحد، قاعده واحد، هدف واحد و مسیر واحد دارد. در شرایط پرتلاطم منطقه‌ای، بزرگ‌ترین سرمایه ما، تاب‌آوری اجتماعی و حس عمیق پیوند قلبی و ریشه‌دارشان با خاک و فردای ایران است. اگر میانجی‌ها کنار بروند، شکاف‌ها بی‌واسطه بیان می‌شوند و هر نارضایتی مستقیم به دولت می‌رسد و جامعه به توده‌ای بی‌شکل و بسیار آسیب‌پذیر در برابر تکانه‌ها و جنگ‌های روانی 
تبدیل می‌شود. 
دولت هم برای حل آن می‌کوشد جامعه را یکدست کند؛ تلاشی که هرگز به نتیجه نمی‌رسد و خشم را دو چندان می‌کند. جامعه می‌تواند با حفظ تمایزهایش همبسته باشد، و این تنها از راه میانجی‌ها ممکن است. انسجام واقعی، پذیرش تنوع سلیقه‌ها در چارچوب عشق به ایران و ساختن آینده است و میانجی‌ها معماران این همدلی ملی 
هستند.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • علم و فناوری
  • اندیشه
  • اجتماعی
  • کتاب
  • صفحه آخر
  • همچنین در نسخه برخط می خوانید:
  • حوادث
  • خودرو
  • ایران زمین
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و پنجاه و شش
 - شماره نه هزار و صد و پنجاه و شش - ۰۲ آبان ۱۴۰۵