در حافظه موقت ذخیره شد...
نگاهی به بازنمایی زنان در جشنواره فیلم کوتاه تهران
روایت رنجها و غیبت کنشگری
تحلیلگر رسانه و مدرس دانشگاه
اگر جشنواره فیلم فجر را جشنواره فیلمسازان دهه شصتی به قبل بدانیم، جشنواره فیلم کوتاه تهران، جشنواره فیلمسازان دهه 80 و 70 است. از این جهت این جشنواره میتواند بازتاب جهان ذهنی این نسل از هنرمندان ایرانی و تا حدی بازتاب کلی دغدغههای نسل جوانتر باشد. در یک نگاه تحلیلی به محتوا، مضامین و موضوعاتی که در فیلمهای این جشنواره به نمایش در آمد، میتوان چند موضوع را پررنگتر از سایر موضوعات دید؛ جنگ، زنان، مهاجرت، خشونت.
از میان این موضوعات زنان سهم بزرگی از فیلمها را به خود اختصاص داده بودند یعنی بخش قابل توجهی از فیلم ها یا قهرمان زن دارند یا به مسألهای از مسائل حوزه زنان میپردازند. در این حوزه دو فیلم شاخص وجود دارد که از حیث مطالعات زنان در سینما مهم هستند؛ فیلم «آدم» و «شب هول».
در فیلم آدم با روایتی از سه نسل زنان ایرانی که جوانی خود را در دهههای 30، 60 و 90 میگذرانند، مواجهیم. این فیلم موفق
میشود مسائل و مشکلاتی که هر یک از این نسلها با آن مواجهاند و حال و هوای هر کدام را ترسیم کند؛ زن در دهه 30 و اراده کمی که بر زندگیاش دارد، زن در دهه 60 و جنگ و از دست دادن همسر، و زن در 90، بلاتکلیفی، مهاجرت و رابطه بینتیجه. فیلم «آدم» نگاهی انتقادی نسبت به وضعیت زنان همه نسلها در ایران دارد و همه آنها را ناراحت، غمگین و از دست رفته
میبیند. جبر شرایط بر هر سه نسل غلبه دارد و آنها تلاشی فعالانه برای تغییر وضعیت خود انجام نمیدهند، حتی زن نسل جـــــــوانتر که تصمیم به مهاجرت میگیرد نیز این کار را با رضایت، هدفمند و امیدوارانه انجام
نمیدهد.
در «آدم» زنان همگی در رنج و جبراند. فیلم فاعلیت و تلاشهای زنان ایرانی برای بهبود شرایط و به دست گرفتن کنترل زندگی را نادیده گرفتهاند.
«شب هول» اما بر خلاف آدم، زن توانمند ایرانی را نشان میدهد. سوژه فیلم، اولین زن پزشک در ایران است که میخواهد کالبدشکافی یک جنازه را انجام دهد اما این سوژه در نگاهی کلیتر میتواند به اولین زن در هر
حوزهای اشاره کند و فیلم به خوبی نشان میدهد که زنان وقتی تصمیم میگیرند به حوزههایی ورود کنند که پیش از آنها فقط مردان حضور داشتند به چه قضاوتها و تردیدهای بیرونی و با چه ترسهای بزرگ درونی مواجه هستند. فیلم هر دو مانع بیرونی و درونی را به خوبی نشان میدهد و از همه مهمتر اینکه زن در نهایت موفق میشود بر ترسهای خودش غلبه کند و موفق شود. این تصویری واقعیتر از زنانی است که امروز در جامعه میبینیم.
علاوه بر این دو فیلم، سه فیلم «سالهای بیصدا»، «گوره» و «فریز» نیز به مسأله مهم و کمتر پرداخته شدهای در حوزه زنان اشاره دارد؛ مسائل زنان مجرد تنها در سنین بالا. این فیلمها
رنجهای چنین زنانی را به خوبی نشان میدهند؛ در «گوره» نیازهای عاطفی و در «سالهای بیصدا» نیاز مادری. این رنجهای فردی در چنین زنانی همراه میشود با مسئولیتهای مراقبت از والدین که فشار و سختی مضاعفی را بر زندگی آنها تحمیل میکند. در حال حاضر این فیلمها در مرحلهای هستند که فقط راوی رنج چنین زنانی هستند و هنوز زنان این فیلمها به کنش فعالانه برای کنترل و مواجهه با مشکلاتشان دست نیافتهاند و به نوعی در نقش قربانی منفعلاند.
یکی دیگر از سوژههایی که در رابطه با مسائل زنان در فیلمهای جشنواره فیلم کوتاه پررنگ است، مسأله خشونت علیه زنان و زنکُشی است. «آینه دیدن» و «آسیب دیدگی» مستقیماً مسأله خشونتورزی نسبت به زنان را نشان میدهد و اقدام قانونی را راهکار مؤثر برای روبهرو شدن با این مشکل میداند. در حقیقت این دو فیلم زنان را صرفاً قربانی رنج کشیده نشان نمیدهد بلکه آنها را به عاملیت و اقدام قانونی در این زمینه دعوت میکند. «منجمد» و «زقوم» نیز مسأله زنکُشی را نشان میدهد اما موضع آنها بسیار موضع خنثی نسبت به این فاجعه بزرگ است، بهطوری که قبح چنین عملی به خوبی منتقل
نمیشود. در «منجمد» ما صرفاً پشیمانی و گریههای مردی را میبینیم که همسرش را کشته است!
در دو فیلم «قوها ایستاده میخوابند» و «یک رویای سیاه و سفید» با مادران سرپرست خانوار و مشکلات آنها بر سر تأمین هزینههای زندگی و مراقبت از فرزندان مواجه هستیم که اولی با رویکردی واقعگرایانه تلاشهای بیوقفه مادر را نشان میدهد و دومی با نگاه فانتزی تلخ این موقعیت را نشان میدهد.
در یک جمعبندی کلی میتوان گفت بازنمایی زنان و مسائل آنها در سینمای کوتاه پررنگ شده است و نسبت به سینمای بلند توجه بیشتری به آن وجود دارد و این بازنماییها بین بازنمایی صرف از رنجهای زنان قربانی و منفعل تا نشان دادن تلاشهای زنان برای غلبه بر مشکلات و رنجها در نوسان است، البته هنوز کفه بازنمایی نوع اول سنگینتر است و امید است که در آینده کفه دوم در آثار پربسامدتر باشد.

