میراث بیهقی برای ایران

گفت‌وگو با مهدی سیدی پژوهشگر و مصحح تاریخ بیهقی

سمیرا دردشتی
روزنامه‌نگار

 ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی در حدود هزار سال پیش به هنگام نگارش کتاب تاریخ خود، نوشت: «غرض من آن است که تاریخ پایه‌ای بنویسم و بنایی بزرگ افراشته گردانم، چنان‌که ذکر آن تا آخر روزگار باقی‌ماند.» به نظر می‌رسد این تلاش به ثمر نشست و ما با فاصله‌ای هزارساله هنوز خود را درآمیخته با همان دغدغه‌ها، بیم‌ها و امیدهایی می‌بینیم که در کتاب او روایت می‌شود. بیهقی به ظاهر روایت‌ کننده کشمکش‌ها، رقابت‌ها و مناسبات سیاسی زمانه خود است اما در لایه‌های دیگر این اثر، می‌توان تلاش مردی را دید که در احیای نثر فارسی نقشی چشمگیر داشت و برای ما میراثی از آگاهی درباره جغرافیای این سرزمین و فرهنگ سیاسی آن برجای گذاشت. او در زمره دبیرانی بود که سهم مهمی در تداوم حافظه تاریخی ایرانیان داشته است.
مهدی سیدی، پژوهشگر تاریخ و یکی از شناخته شده‌ترین کسانی که به تصحیح تاریخ بیهقی اقدام کرده است، این اثر را از جهتی همسنگ گلستان سعدی و در زاویه‌ای دیگر در طراز با شاهنامه می‌داند. او که سال‌ها به کار تصحیح، شرح و خوانش این اثر پرداخته است، در این گفت‌و‌گو تأکید دارد که بیهقی هم به جهت نقش ارزشمندی که در زنده نگه داشتن نثر فارسی داشته و هم به اعتبار معنایی که اثرش برای زندگی امروز انسان ایرانی ایجاد می‌کند، هنوز مورد توجه مردم قرار دارد.
 
 با اینکه بخش زیادی از تاریخ بیهقی در حوادث روزگار از بین رفته اما آن میزان که باقی‌مانده باعث شده او در فرهنگ و ادب فارسی از مقام ممتازی برخوردار باشد. به نظر شما که دهه‌ها مشغول پژوهش و تحقق در این حوزه هستید، جایگاه ویژه بیهقی در تاریخ ادبیات فارسی مرهون چه عواملی است؟
ابوالفضل بیهقی و کتاب تاریخ بیهقی در فرهنگ ایران جایگاه رفیعی دارند. به طوری‌که در میان آثار نثر زبان فارسی شاید تنها گلستان سعـــــــدی را بتوان با آن همپایه دانست اما گلستان، صورت خاص خودش را دارد. نثر گلستان سعـــــــــــدی انشایی است و اگر فرد محقق و پژوهشگری به منظور تولید مقاله یا آثار علمی به سراغ آن برود، نثر گلستان برای کار او مناسب نیست و معمولاً این افراد نثر بیهقی را سرمشق خود قرار می‌دهند. بنابراین از این منظر بیهقی را می‌توان در رأس قرار داد اما مطالعه بیهقی تا حدود سی یا چهل سال پیش کمی دشوار بود. به طوری‌که عمدتاً خواص آن را می‌خواندند، فهم می‌کردند و لذت می‌بردند. کسانی مثل ملک‌الشعرای بهار جلسات بیهقی‌خوانی برگزار می‌کرد و امثال دکتر یوسفی که به این کتاب علاقه‌مند و مخاطب آن بودند ولی به برکت تصحیح‌هایی که از تاریخ بیهقی انجام شد، این فضا بسیار تغییر کرد. تصحیح علی اکبر فیاض و قاسم غنی که مربوط به سال 1324 است و تصحیح خود فیاض که سال 1350 چاپ شد، آغازگر این تغییرات بود و بعدها هم من به همراه دکتر محمدجعفر یاحقی در سال 1388 با توضیحات و تعلیقات مفصل، تصحیح دیگری از این کتاب مهم به چاپ رساندیم. کار دکتر فیاض هم بسیار فوق‌العاده بود ولی متأسفانه ایشان یک درصد کمی از کتاب را فرصت کرد که توضیح دهد و تعلیقاتی بر آن داشته باشد ولی متأسفانه از دنیا رفت و این کار ناتمام ماند. من و دکتر یاحقی نه تنها کتاب را تصحیح کردیم بلکه تعلیقات مفصل بر آن نوشتیم و توضیحاتی دادیم که در دو شیوه آن را به چاپ رساندیم. یک دو جلدی به نام «تاریخ بیهقی» با توضیحات، تصحیح و تعلیقات مفصل و یک کتاب با عنوان «دیبای دیداری» با توضیحات کمتر و این کار باعث شد که کتاب به دست شمار بیشتری از افراد برسد و آن را مطالعه کنند. بلافاصله بعد از آن من دو بار تاریخ بیهقی را را روی یک کانال تلگرامی خواندم، توضیح دادم و سؤالات مردم در رابطه با آن را پاسخ دادم و به برکت این جریان از حدود 20 سال پیش، تاریخ بیهقی درون مردم نفوذ کرده است و امروز در بسیاری از شهرها محافل بیهقی‌خوانی هست و مردم عادی نیز از خواندن آن لذت می‌برند. این موضوع باعث شد که بیهقی از انحصار خواص خارج شود و در گروه وسیع‌تری از مردم نفوذ پیدا کند. باز هم ما تلاش کردیم که روزی را به عنوان «روز بیهقی» در ایران نامگذاری کنیم. این نامگذاری با پیشنهاد من، دکتر یاحقی و دکتر مهیار علوی در دانشگاه حکیم سبزواری پیش رفت. من روز اول آبان را پیشنهاد دادم. علت این پیشنهاد هم آن بود که ما می‌دانیم سال تولد ابوالفضل بیهقی 385 ه.ق است اما روز و ماه آن را نمی‌دانستیم. فوت او را هم می‌دانیم که در ماه صفر سال 470 ه.ق اتفاق افتاد که برابر با شهریور می‌شد. از طرفی بونصر مشکان استاد او بود و این دو بسیار به هم نزدیک بودند و در کتاب بیهقی نیز بسیار از او یاد می‌شود. به باور من لازم بود به نحوی بونصر مشکان را نیز در این کار دخیل کنیم. تاریخ وفات بونصر قابل تحصیل بود و دقیقاً بیستم محرم سال 431ه.ق است. این دقیقاً اواخر مهر و اوایل آبان می‌شود و ما به جهت شلوغی مناسبت‌ها در مهرماه، به نظرمان بهترین وقت برای اختصاص به بیهقی اول آبان‌ماه بود.
 
 مراسم بزرگداشت بیهقی که شما همه ساله برگزار می‌کنید، به چه صورت است؟
در حال حاضر حدود ۱۵ سال است که ما به این مناسبت مراسمی در حارث‌آباد سبزوار، زادگاه ابوالفضل بیهقی برگزار می‌کنیم و سه سالی است که خوشبختانه این روز وارد تقویم ملی کشور هم شده است. از امسال ما یک مراسم دیگر نیز اضافه کرده‌ایم. چون این روز به طور همزمان به بیهقی و بونصر تعلق دارد و مشکان هم در نزدیکی حارث‌آباد (125 کیلومتری سبزوار) قرار دارد، برای اولین بار بعدازظهر این مراسم سالانه را به برگزاری برنامه‌ای در مشکان اختصاص دادیم. امسال چون اول آبان مصادف با جمعه بود، مراسم هر ساله دانشگاه حکیم سبزواری به این مناسبت با یک روز تأخیر برگزار می‌شود ولی ما برای اینکه سنت مراسم هرساله خودمان را در حارث‌آباد حفظ کنیم، این برنامه را در کنار یادمان بیهقی که متأسفانه نیمه کاره هم باقی مانده، برگزار کردیم. این بنا حدود دو دهه است که تکمیل کارش رها شده و همیشه قول‌هایی برای اتمام این بنا داده شده و ما امیدواریم بالاخره کار ساخت آن به همت مسئولین مرتبط به سرانجام برسد.

 نقش بیهقی و سنت دبیری ایرانی در تداوم هویت فرهنگی و سیاسی ایران پس از اسلام چگونه قابل ارزیابی است؟
من به عنوان کسی که سال‌ها در مورد این موضوعات پژوهش کرده‌ام، هنوز هم در کار برخی از افرادی که نگارش متون به زبان فارسی را در قرون اولیه هجری انجام داده‌اند، در شگفت هستم. اول از آنها شاهنامه است. ما در حدود دو سه قرن شاهد ممنوعیت و مهجور شدن تمام عیار زبان فارسی بودیم. زبان فارسی دیگر ادبی نبود و کسی از اهل فضل و دانش آثارش را به فارسی منتشر نمی‌کرد ولی به ناگاه شاهد ظهور فردوسی هستیم که در شاهنامه حجم گسترده‌ای از واژگان فارسی را به کار گرفته است. من هر بار شاهنامه می‌خوانم به شکلی تازه از این اثر شگفت‌زده می‌شوم. وقتی ما حافظ را می‌خوانیم که واژگان بسیاری دارد، می‌توانیم درک کنیم که اثر او بر دوش سعدی، مولوی، خیام، عطار و... سوار است ولی برای متون اولیه نمی‌توان چنین پیشینه‌ای پیدا کرد. پرسش این است که شاهنامه از کدام متون این حجم از واژه را گرفته است. این مربوط به حوزه شعر است. در نثر هم همین مسأله در ربط با بیهقی وجود دارد. کتاب او به لحاظ زبان فارسی و واژگان فخیمی که به کار می‌برد بسیار غنی است. ما وقتی کتاب عطاالملک جوینی را بررسی می‌کنیم که در قرن هفت نثر پخته و اصیلی دارد، می‌توانیم علت آن را بفهمیم چون آثار بزرگ دیگری نیز پیش از کتاب جوینی نوشته شده و او از این متون متأثر است. درحالیکه بیهقی در زمره نخستین کسانی است که به زبان فارسی چیزی نوشته و متن او هم به لحاظ شکلی و هم محتوایی از معنا و غنای بالایی برخوردار است. به این تعبیر من هم بعد از سال‌ها کار روی این اثر از پاسخگویی به این پرسش که بیهقی از کجا و چگونه توانسته به چنین سطح و غنای ادبی و مفهومی دست پیدا کند، عاجز هستم. قطعاً برخی از ترکیبات را خودش ساخته ولی دسترسی او به منابعی که براساس آن به این درجه از نثر رسیده، یکی از پرسش‌های بسیار مهمی است که هنوز پاسخ روشنی برای آن وجود ندارد.

 غیر از زبان به نظر می‌رسد اهمیت بیهقی را باید در موضوع جغرافیای ایران نیز مدنظر قرار داد. نقش بیهقی در این زمینه چیست؟
یکی از پرسش‌های مردم همیشه این است که ایران قدیم کجا بوده و چه سرزمین‌هایی را شامل می‌شد. باز هم دو اثر مهم در این رابطه داریم که می‌توانیم بر مبنای آن به این پرسش پاسخ دهیم. یکی شاهنامه است. من کتابی دارم به نام «فرهنگ جغرافیای تاریخی شاهنامه» که در آن 360 موضع جغرافیایی را که در شاهنامه آمده، معرفی کرده‌ام و توضیح داده‌ام که اینها در کجا بودند و امروز کجا هستند و چه نام جدیدی دارند. حتی نقشه آنها را نیز تهیه کرده‌ام که 20 کشور کنونی جهان در زمره حوزه‌ای هستند که شاهنامه از آنها نام برده است و بخشی از ایران فرهنگی قدیم بوده‌اند. در زمینه نثر هم ابوالفضل بیهقی این کار را کرده است. من برای تعلیقات جغرافیایی تاریخ بیهقی هم نقشه جاهایی را که بیهقی از آنها نام برده، تهیه کرده‌ام، شرح داده‌ام و ضمیمه کتاب کرده‌ام. یک جاهایی این مکان‌ها با آنچه در شاهنامه آمده، تفاوت دارد. البته باید توجه داشت که شاهنامه مربوط به پیش از اسلام و کتاب بیهقی مربوط به دوره بعد از اسلام می‌شود. با این حال باز هم همپوشانی زیادی دارند و بسیاری از جاهایی که در شاهنامه هست در کتاب بیهقی نیز ذکر شده است. این موضوع بسیار مهم است، چراکه یکی از معضلات در فهم متون، به مسائل جغرافیایی مربوط می‌شود، چون این اسامی طی تاریخ تغییر می‌کرده و جابه‌جا می‌شده است. مثلاً نام قبلی جیحون، آمودریا بود، اعراب که آمدند نام آن را به جیحون تغییر دادند. تا دوره مغول هم به همین نام جیحون باقی مانده بود ولی باز مردم نام آن را به آمودریا تغییر دادند. کنار این آمودریا یا جیحون هم یک شهری به نام آمویی قرار داشت که آمودریا نیز نامش را از آن گرفته بود. اعراب که به ایران حمله کردند، نام آن را به آمل تغییر دادند و برای آنکه با آن شهر دیگری که در طبرستان به همین نام بود، اشتباه گرفته نشود، پسوندی هم به آن اضافه ‌کردند و به نام آمل شط می‌گفتند. همین شهر از زمان مغول به بعد «چهارجوی» شد و تا زمان ترکمانان نیز به همین نام بود و بعد به ترکمن‌آباد تغییر نام داد. با اسامی جغرافیایی در دوره‌های مختلف، همیشه چنین بازی‌هایی می‌کنند. همین امروز هم بسیاری از اسامی قدیمی شهرها را به علی‌آباد، حسین‌آباد، محمدآباد و... تغییر داده‌اند. این موضوع در طول تاریخ هم وجود داشته و سبب معضلاتی برای تشخیص مکان دقیق آنها می‌شد. خوشبختانه تعلیقات جغرافیایی این دو کتاب نشان می‌دهد که این جغرافیای قدیم ایران دقیقاً کجا بوده است و همان‌طور که اشاره کردم روی هم رفته حدود 300 تا 400 موضع و 20 کشور را شامل می‌شود.

 شما تقدیرگرایی در تاریخ بیهقی را چگونه ارزیابی می‌کنید. تقدیرگرایی بیهقی بیشتر مبتنی بر باور مذهبی اوست یا می‌توان آن را نوعی زبان محتاطانه نقد سیاسی هم دید؟
این تقدیرگرایی در روزگار بیهقی رایج بود و عمدتاً بر این باور بودند که تکلیف ما را در نهایت آسمان مشخص خواهد کرد. در روزگار بیهقی این فکر حاکم بود و او نیز از همین روند تبعیت کرده است. به‌طور مثال یک جمله مشهور تاریخ بیهقی چنین است:«بودنی، بود.» یعنی آنچه قرار بود بشود، شد و در دست ما نیست. این در حقیقت فکر حاکم و رایج زمانه بیهقی است. 

 اهمیت بیهقی برای بازخوانی ایران امروز چیست، به عبارتی چرا تاریخ بیهقی هنوز برای ایرانی امروز جذاب و معنادار است؟
باید پرسید که بیهقی برای جامعه ایرانی چه چیزی ندارد. دغدغه‌ها، فکر، عشق و نفرت آدمی طی زمان همین‌هایی بوده است که بیهقی در کتابش به آنها پرداخته است. برای هر چیزی که امروز در زیست خودمان با آن درگیر هستیم، در کتاب بیهقی ماجرایی وجود دارد و کسی نمی‌تواند ده صفحه از این کتاب را مطالعه کند و چندین‌بار تبسم و اخم نکند یا به فکر فرو نرود. چون دقیقاً بسیاری از آنچه او می‌آورد با روزگار ما مشابهت دارد. رخدادها در این کتاب علی‌رغم فاصله هزار ساله‌ای که با امروز دارد، گاهی به وضوح قابل تعمیم به امروز هستند. به این اعتبار مردم چون بازتاب زندگی خود را به نوعی در این اثر می‌بینند، به آن علاقه‌مند می‌شوند.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • علم و فناوری
  • اندیشه
  • اجتماعی
  • کتاب
  • صفحه آخر
  • همچنین در نسخه برخط می خوانید:
  • حوادث
  • خودرو
  • ایران زمین
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و پنجاه و شش
 - شماره نه هزار و صد و پنجاه و شش - ۰۲ آبان ۱۴۰۵