روایت دو شرکت صنعتی برای عبور از بحران جنگ
وقتی تعدیل نیرو آخرین گزینه است
ترانه بنی یعقوب
گروه گزارش
در دوران جنگ، فعالیت بسیاری از واحدهای صنعتی مختل شد و شرکتها و کارخانههای تولیدی برای ادامه فعالیت با مشکلات زیادی روبهرو شدند. در میان همه این دشواریها، حفظ نیروی انسانی به یکی از مهمترین دغدغههای بنگاههای اقتصادی تبدیل شد. برخی شرکتها برای عبور از بحران به تعدیل نیرو روی آوردند، برخی حقوق کارکنان را کاهش دادند و تغییرات عمدهای در ساختار نیروی انسانی خود ایجاد کردند. اما برخی دیگر کوشیدند با راهکارهایی متفاوت از این مرحله دشوار عبور کرده و کارکنانشان را حفظ کنند.
گاهی صرفهجوییهای کوچک و بزرگ، بازنگری در هزینهها و همراهی کارکنان بود که امکان ادامه فعالیت را فراهم کرد. در این گزارش، روایت دو شرکت صنعتی را میخوانیم که با مدیریت هزینهها، تغییر شیوه فعالیت و تکیه بر همراهی نیروی انسانی، از تعدیل نیرو پرهیز کردند؛ شرکتهایی که مدیرانشان امیدوارند با بازگشت امنیت و آرامش به کشور، بار دیگر چرخ تولید پرقدرتتر بچرخد و آنها بتوانند در بازسازی کارخانهها و مناطق آسیبدیده سهیم شوند.
حفظ نیروی انسانی
در کنار ادامه تولید
مهندس علی داننده، مدیرعامل شرکت «ارتعاشات صنعتی ایران»، اولین چالش پس از آغاز جنگ را مدیریت نیروی انسانی با هدف حفظ جان کارکنان و در عین حال ادامه فعالیت تولیدی شرکت میداند: «با توجه به اینکه تهران و منطقه عباسآباد در حال بمباران بود، بنابراین اولین چالش، مدیریت نیروها تا قبل از پایان سال برای حفظ جان نیروها و از آن طرف مدیریت ادامه فعالیت تولید برای ارسال قطعات بود. چالش بعدی که مهمترین چالش اکثر شرکتها بعد از تعطیلات فروردین بود، بحران اقتصادی بود. با توجه به افزایش ۵۰ درصدی حقوق و دستمزدها (طبق مصوبه وزارت کار) و نبود نقدینگی، در واقع گذران روزمره هم سخت شده بود.»
به گفته داننده، شرکت ارتعاشات صنعتی ایران برای مواجهه با این شرایط، سه سناریو را در نظر داشت: تعدیل نیرو، کاهش ساعت کاری و بستن قرارداد ساعتی با کارکنان، یا حذف اضافهکاری و پرداخت حقوق و دستمزد قانونی بدون تعدیل نیرو.
او درباره تصمیم نهایی شرکت توضیح میدهد: «ما سناریوی سوم را انتخاب کردیم؛ یعنی کسی را تعدیل نکردیم. حقوقها تقریباً طبق روال افزایش پیدا کرد و پرداخت شد، ولی اضافهکاری کل دفتر و کارخانه قطع شد تا بتوانیم با همان پروژههای اندکی که از سال قبل داخل شرکت مانده بودند، ادامه بدهیم.»
اما با این همه این شرکت که طبق روال هر هفته به همه کارکنان شرکت و کارگران کارخانه آذوقه هفتگی میداد، این چرخه را متوقف نکرد و در شرایط جنگ به قول تعدادی از کارکنان این مجموعه هیچ نیروی انسانی متضرر نشد و کارکنان این مجموعه هیچگاه احساس نکردند شرایط ویژه کشور به آنها فشار وارد کرده است.
تغییر در حجم فعالیتها
نه کاهش نیروی انسانی
مدیرعامل شرکت ارتعاشات صنعتی ایران میگوید، تعداد کارکنان این شرکت پیش و پس از جنگ تغییر چشمگیری نداشته است. به گفته او، ممکن است در واحدهای مختلف چند نفر از شرکت خارج شده یا چند نفر به مجموعه اضافه شده باشند؛ اتفاقی که در یک شرکت پویا و در جریان رفتوآمدهای معمول نیروی کار رخ میدهد. با این حال، تعداد کارکنان شرکت نهتنها کاهش نیافته، بلکه در مجموع چند نفر نیز به آن اضافه شدهاند.
این در حالی است که جنگ بر حجم فعالیتهای شرکت اثر گذاشته بود. داننده توضیح میدهد که بیشتر پروژههای بزرگ متوقف شدند و فروش محصولات روتین شرکت در بازار نیز در عمل به دلیل جنگ از حرکت ایستاد. با این حال، ماهیت فعالیت این شرکت در تأمین قطعات حساس صنایع نفت، گاز، پتروشیمی و فولاد، زمینه دیگری برای ادامه کار فراهم کرد.
او میگوید: «با توجه به اینکه شرکت ما قطعات حساس نفت، گاز، پتروشیمی و فولاد را تأمین میکند، بلافاصله بعد از فروردین تعداد زیادی درخواست از این شرکتها برای بازسازی سایتهای آسیبدیده برای ما ارسال شد. بنابراین پروژههای بزرگمان متوقف شد، ولی تولید و ارسال قطعات پراکنده که در سایتهای متفاوت فولادی یا پتروشیمی و نفت و گاز در جریان جنگ آسیب دیده بودند، آغاز شد و تعداد قابل توجهی کار برایمان آمد. ولی در کل حجم فروش و کار موجود شرکت بهشدت کاهش پیدا کرد.»
اطمینان دادن به کارکنان
برای عبور از بحران
اما حفظ نیروی انسانی در شرایطی که فعالیت و درآمد شرکت کاهش پیدا کرده بود، تنها به تصمیم مدیریتی برای حذف اضافهکاری محدود نمیشد. همراه کردن کارکنان و کاهش نگرانی آنها درباره آینده شغلی نیز بخشی از این فرآیند بود.
داننده درباره نحوه اجرای این تصمیم میگوید: «ما بعد از تعطیلات نوروز تصمیمی راجع به عدم تعدیل نیرو و از طریق حذف اضافهکاری گرفتیم و به اطلاع کل بچهها رساندیم و به آنها این آرامش را دادیم که حداقل تا چند ماه و تا جایی که بتوانیم دوام بیاوریم، این وضعیت را حفظ میکنیم و از آنها هم خواستیم که در این مسیر ما را همراهی کنند.»
او تأکید میکند: «امیدوارم تکلیف جنگ هرچه زودتر مشخص شود و کشورمان به امنیت و آرامش برگردد تا ما هم در کنار سایر شرکتهای تولیدی در بازسازی کشورمان سهیم باشیم و بتوانیم به سرعت مناطق و کارخانههای آسیبدیده را بازسازی کنیم تا شرکت ما و دیگر شرکتهای صنعتی هم بتوانند در سایه این آرامش، چه از نظر اقتصادی و چه از نظر امنیتی، به دوران پیش از جنگ و حتی بهتر و قویتر از آن دوران برگردند.»
حفظ نیروها
با برنامهریزی و مدیریت هزینهها
شرکت «مهرگان اتصال» نیز در دوران جنگ با دشواریهایی در زنجیره تأمین و فعالیت مشتریان خود روبهرو شد، اما تلاش کرد تعدیل نیرو را بهعنوان راهکار مدیریت بحران انتخاب نکند.
دکتر علی مقسومی، مدیرعامل شرکت مهرگان اتصال، با اشاره به پیوستگی فعالیت واحدهای صنعتی و تأثیر اختلال در هر بخش بر سایر بخشها، میگوید: «صنعت کشور زنجیرهای بههم پیوسته است و اختلال در فعالیت شرکتهای اصلی هر بخش، سایر حلقههای زنجیره را نیز تحتتأثیر قرار میدهد. تعطیلی واحدهای صنعتی، اختلال در تأمین مواد اولیه و آسیبدیدن صنایع بزرگی مانند پتروشیمی و فولاد، روند فعالیت کل زنجیره تولید را مختل کرد. از آنجا که این شرکتها از مشتریان ما هستند، آسیبدیدن یا توقف فعالیت آنها نیز بر عملکرد شرکت ما اثر گذاشت. با این حال، مهمترین چالش ما در دوران جنگ، تأمین مواد اولیه در شرایط اختلال بازار بود.»
در چنین شرایطی، کاهش فعالیت برخی مشتریان و دشواری تأمین مواد اولیه، ادامه تولید و فروش را با محدودیت روبهرو کرد. با این حال، مدیریت شرکت تصمیم گرفت تعدیل نیروی انسانی را آخرین گزینه برای مدیریت بحران بداند و با برنامهریزی دقیقتر، اولویتبندی هزینهها و حفظ ارتباط با کارکنان، فعالیت مجموعه را ادامه دهد.
مقسومی درباره رویکرد شرکت توضیح میدهد: «تلاش کردیم تعدیل نیروی انسانی را آخرین گزینه برای مدیریت شرایط بدانیم. با برنامهریزی دقیقتر، اولویتبندی هزینهها و حفظ ارتباط با کارکنان، توانستیم فعالیت شرکت را ادامه دهیم و از تعدیل نیرو جلوگیری کنیم. باور داشتیم حفظ نیروهای متخصص، علاوه بر مسئولیت اجتماعی در قبال کارکنان، برای بازگشت سریعتر شرکت به شرایط عادی ضروری است.»
به گفته او، نگرانی کارکنان درباره تداوم فعالیت شرکت و امنیت شغلیشان در روزهای جنگ، موضوعی بود که مدیریت تلاش کرد با ارتباط شفاف و مستمر آن را کاهش دهد. بدین ترتیب کارکنان در جریان شرایط شرکت و تصمیمهای مدیریتی قرار میگرفتند تا بدانند مجموعه برای ادامه فعالیت چه برنامهای دارد.
مقسومی در این باره میگوید: «به همکارانمان اطمینان دادیم که قرار نیست در این شرایط کسی را تنها بگذاریم؛ همه با هم برای حفظ شرکت تلاش میکنیم. تا وقتی شرکت فعال است، تعدیل نیرو در برنامهمان نیست. حتی با شوخی میگفتیم یا همه با هم شرکت را سرپا نگه میداریم، یا اگر روزی ناچار به تعدیل شویم، همه با هم تعدیل میشویم.»
جذب نیروی جدید
در کنار حفظ کارکنان
در شرکت مهرگان اتصال، نهتنها تعدیل نیرو در دستور کار قرار نگرفت، بلکه در برخی بخشها نیروی جدید نیز جذب شد. مقسومی درباره تغییرات نیروی انسانی شرکت در این دوره میگوید: «با توجه به اینکه بعضی از همکاران بخش دفتری، به دلیل شرایط جنگ مجبور به ترک شرکت شدند، جایگزین برای آنها در شرکت جذب شد. از طرفی در بخش تولید، بعد از جنگ، چند نیروی جدید جذب شد. یعنی حتی نیروی جدید هم جذب کردیم.»
افزایش تولید
پس از آغاز برنامههای بازسازی
جنگ و اختلال در فعالیت صنایع بزرگ، تولید و فروش مهرگان اتصال را نیز تحت تأثیر قرار داد. دشواری تأمین مواد اولیه و کاهش فعالیت مشتریان، از جمله مشکلاتی بود که شرکت با آن روبهرو شد.
مقسومی درباره این وضعیت توضیح میدهد: «در دوران جنگ، اختلال در فعالیت صنایع بزرگ و دشواری تأمین مواد اولیه، بر روند تولید و فروش ما نیز اثر گذاشت. با این حال، پس از پایان جنگ و همزمان با آغاز برنامههای بازسازی در شرکتهای بزرگ، تقاضا افزایش یافت و تولید و فروش شرکت نیز روندی صعودی پیدا کرد.»
با وجود این بهبود، تأمین مواد اولیه همچنان یکی از چالشهای جدی شرکت باقی مانده است. به گفته مدیرعامل مهرگان اتصال، برای عبور از این شرایط، مجموعه در همکاری با مشتریان، بویژه با توجه به محدودیتهای مالی آنها، انعطاف بیشتری در شیوه و زمانبندی تسویه در نظر گرفت. همچنین با شناسایی منابع جدید و جایگزین برای تأمین مواد اولیه، تلاش کرد وابستگی به مسیرهای دشوارتر را کاهش دهد و فرآیند تأمین را آسانتر کند.
مقسومی درباره مهمترین انتظار خود از دولت میگوید: «مهمترین انتظار ما از دولت، تسهیل و تسریع فرآیند واردات مواد اولیه است. مشکلاتی مانند تأخیر در تخصیص ارز، موانع و پیچیدگیهای اداری در فرآیندهای وزارت صمت و سایر محدودیتهای وارداتی، تأمین بهموقع مواد اولیه را دشوار میکند و در نهایت بر تداوم تولید و حفظ اشتغال اثر میگذارد. رفع این موانع میتواند مؤثرترین حمایت دولت از شرکتهایی باشد که برای ادامه فعالیت به مواد اولیه وارداتی وابستهاند.»
تجربه این دو شرکت صنعتی نشان میدهد که در شرایط بحران، حفظ اشتغال الزاماً به معنای نادیدهگرفتن محدودیتهای اقتصادی نیست؛ گاهی بازنگری در هزینهها، تغییر اولویتها، انعطاف در همکاری با مشتریان و همراه کردن کارکنان میتواند راهی برای ادامه فعالیت بدون تعدیل نیرو باشد؛ راهی که در کنار حفظ معیشت کارکنان و سرمایه انسانی، امکان بازگشت سریعتر شرکتها به چرخه تولید و مشارکت در بازسازی کشور را نیز فراهم میکند.

