مسئولان آبفا و توانیر از ضرورت هماهنگی توسعه ساختمانی با تأمین زیرساختها میگویند
«کوچههای عمودی» روی شبکههای قدیمی آب و برق
حدیث حدادی
گروه اقتصادی
جایگزینی خانههای ویلایی با ساختمانهای چندواحدی، نیاز به آب و برق را در محلههای قدیمی افزایش میدهد و پاسخگویی به آن، تنها با واگذاری انشعابهای جدید امکانپذیر نیست و به تقویت ظرفیت شبکههای زیربنایی نیاز دارد. با این حال، به گفته مسئولان آبفا و توانیر، شهرداری پیش از صدور پروانه ساخت، از این دو مجموعه استعلام یا موافقت دریافت نمیکند. در بخش برق، اتصال ساختمانهای جدید به شبکه منوط به تکمیل زیرساخت مورد نیاز است، اما فاصله میان درآمد فروش انشعاب و هزینه واقعی توسعه شبکه، تأمین منابع مالی را دشوار کرده است. در بخش آب نیز افزایش تراکم بر تأسیسات قدیمی، ضرورت بازسازی شبکه و توسعه ظرفیت تأمین، انتقال و تصفیه را بیشتر کرده؛ بهطوری که به گفته مدیرعامل آبفای استان تهران، این شرکت در سال گذشته برای بازسازی ۲۱۰ کیلومتر از شبکه آب شهر تهران، بیش از ۲.۵ هزار میلیارد تومان هزینه کرده است.
توضیحات این دو مسئول نشان میدهد افزایش تعداد ساختمانها و واحدهای مسکونی، علاوه بر تغییر سیمای محلهها، پیامدهایی برای تأمین خدمات شهری دارد. هر واحد جدید به ظرفیت مشخصی از آب و برق نیازمند است و تأمین این ظرفیت، مستلزم مطالعات فنی، منابع مالی و فرصت اجرای پروژههاست. از همین رو، هماهنگی میان برنامههای توسعه ساختمانی و دستگاههای تأمینکننده خدمات، میتواند فاصله زمانی میان احداث ساختمان و آمادهسازی زیرساخت را کاهش دهد. مسأله اصلی، چگونگی پیشبینی نیازهای جدید و تقسیم مسئولیت تأمین آنهاست؛ موضوعی که در بخش آب و برق، شرایط و سازوکارهای متفاوتی دارد.
تأمین برق از ابتدای ساختوساز
در بخش برق، افزایش تعداد واحدهای مسکونی یک محله، نیاز به بررسی ظرفیت پستها، خطوط و کابلهای موجود را ایجاد میکند. ممکن است شبکه برای تأمین مصرف پیشین طراحی شده باشد و اتصال مجتمعهای جدید، به احداث تأسیسات یا تقویت تجهیزات نیاز داشته باشد. تعیین این نیازها بر پایه درخواست متقاضی و ارزیابی بار مصرفی انجام میشود.
رضا کفیلی، مدیرکل مهندسی و راهبری شبکه شرکت توانیر، در گفتوگو با خبرنگار روزنامه ایران درباره تفکیک وظایف شهرداری و شرکتهای توزیع برق میگوید: «شهرداری پیش از صدور مجوز ساخت، اطلاعی به اداره برق نمیدهد، اما معمولاً سازندگان بزرگ از ابتدای فرآیند ساختوساز برای پیگیری تأمین برق مراجعه میکنند و پرونده آنها وارد مراحل بررسی میشود. در این شرایط، توسعه تأسیسات زیرساختی همگام با پیشرفت فیزیکی ساختمان انجام میشود.»
به گفته او، اداره برق براساس درخواست متقاضیان و پیشبینی بار مصرفی، مطالعات لازم را انجام میدهد و برای احداث پست، توسعه خطوط و کابلکشی اقدام میکند. در داخل محدوده شهری، سازندگان هزینه قانونی انشعاب را میپردازند. در شهرکهای جدید خارج از محدوده خدمات شهری، تأمین و احداث زیرساختها و پیشبینی بار، برعهده متقاضیان یا سازمان متولی است.
این تفاوت، مسئولیت تأمین زیرساخت در توسعه درونشهری و ایجاد شهرکهای جدید را از یکدیگر جدا میکند. در محلههای موجود، شرکت توزیع باید نیاز ساختمانهای تازه را در شبکه مستقر بررسی کند؛ اما در شهرکهای خارج از محدوده خدمات، ایجاد زیرساخت از ابتدا در تعهدات متولی توسعه قرار میگیرد.
شکاف میان حق انشعاب
و هزینه شبکه
مدیرکل مهندسی و راهبری شبکه توانیر، تأمین منابع مالی را یکی از چالشهای اجرای پروژههای توسعهای عنوان میکند. کفیلی میگوید: «طبق قانون، هزینههای احداث شبکه در داخل محدوده شهری باید از محل درآمد حاصل از فروش انشعاب تأمین شود، در حالی که هزینه واقعی احداث و تقویت شبکه حدود ۱۵ برابر مبلغ دریافتی بابت حق انشعاب است.»
به گفته او، این شکاف هزینهای، همراه با تأخیر احتمالی برخی سازندگان در اعلام پروژههای ساختمانی، در مواردی اجرای طرحهای شبکه را از پیشرفت ساختمان عقب میاندازد. بنابراین، زمان مراجعه متقاضی نیز در برنامهریزی اهمیت دارد. اعلام زودهنگام نیاز برق، فرصت بیشتری برای مطالعات، پیشبینی تجهیزات و اجرای عملیات فراهم میکند و احتمال ناهماهنگی میان آمادهشدن ساختمان و تکمیل شبکه را کاهش میدهد.
با این حال، کفیلی تأکید میکند عقبماندگی احتمالی در اجرای زیرساخت به معنای اتصال ساختمان جدید به شبکه فاقد ظرفیت نیست. تا زمان تکمیل و بهرهبرداری از تأسیسات مورد نیاز، برق به ساختمان واگذار نمیشود و واحدهای ساختهشده امکان اتصال به شبکه و بهرهبرداری از انشعاب را نخواهند داشت.
بر این اساس، پیشرفت عملیات ساختمانی بهتنهایی برای دریافت برق کافی نیست. ظرفیت شبکه باید به تأیید کارشناسان فنی برسد و اقدامات ضروری تکمیل شود. این سازوکار، مانع انتقال بار ساختمانهای جدید به تأسیساتی میشود که توان پاسخگویی به مصرف اضافه را ندارند.
ظرفیت محلی متفاوت
از ناترازی سراسری
کفیلی اثر افزایش ساختمانها بر شبکه برق را در دو سطح محلی و سراسری توضیح میدهد. در سطح محله، پستها و خطوط پیش از واگذاری انشعاب بررسی و در صورت نیاز تقویت میشوند. کارشناسان فنی مانع اتصال بار یک مجتمع بزرگ به خطوط فاقد ظرفیت میشوند تا اضافهبار، عملکرد تجهیزات حفاظتی و قطع برق ساکنان همجوار رخ ندهد.
اما تأمین ظرفیت محلی، تنها یک بخش از مسأله است. در شبکه یکپارچه کشور، نیروگاهها و مصرفکنندگان به یکدیگر متصلاند و افزایش تعداد مشترکان، بهصورت تجمعی به رشد سالانه مصرف اضافه میشود. در شرایط ناترازی تولید و مصرف تابستان، این تقاضای جدید میتواند فشار بیشتری بر تأمین برق وارد کند.
اگر افزایش مصرف با تولید متناسب جبران نشود، عدم تعادل تولید و مصرف میتواند فرکانس و پایداری شبکه را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، آمادهبودن خطوط و پستهای یک محله برای اتصال ساختمان، لزوماً به معنای برطرفشدن محدودیت تأمین برق در مقیاس کشور نیست.
کفیلی میگوید: «توانیر برای حفظ پایداری فرکانس و جلوگیری از حوادث گسترده، در کنار درخواست مدیریت مصرف از مشترکان، از مدیریت بار و خاموشیهای برنامهریزیشده دو ساعته در ساعات اوج مصرف استفاده میکند.» هدف این اقدامات، به گفته او، حفظ پایداری و امنیت شبکه سراسری در شرایط ناترازی است.
«کوچههای عمودی»
و نیاز بیشتر به آب
در بخش آب، تغییر الگوی ساختوساز تنها تعداد انشعابها را افزایش نمیدهد؛ بلکه نیاز به ظرفیت بیشتر را از منابع تأمین تا شبکه توزیع و تأسیسات فاضلاب گسترش میدهد. جایگزینی یک خانه ویلایی با ساختمانی چندواحدی، به معنای استقرار مصرفکنندگان بیشتری در همان محدوده است؛ محدودهای که تأسیسات آن ممکن است متناسب با تراکم گذشته ایجاد شده باشد.
علیرضا جزءقاسمی، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان تهران، در گفتوگو با خبرنگار روزنامه ایران، ظرفیت اکولوژیک استان را برای پذیرش بارگذاری جمعیتی جدید محدود میداند. او با اشاره به جمعیت نزدیک به ۲۰ میلیون نفری استان میگوید: «تأسیسات آبرسانی قدیمی برای پاسخگویی به چنین حجمی از جمعیت در نظر گرفته نشدهاند و شهر تهران نیز تحت تأثیر این بارگذاری قرار دارد.»
جزءقاسمی برای توضیح تغییر تراکم در محلهها، از تعبیر «کوچه عمودی» استفاده میکند. به گفته او، تأسیسات قدیمی متناسب با خانههای ویلایی ایجاد شدهاند، اما امروز در جریان نوسازی، جای یک خانه را ساختمانی با ۱۰ تا ۱۵ واحد مسکونی میگیرد؛ وضعیتی که مصرف بیشتری را بر بستر همان تأسیسات ایجاد میکند.
مدیرعامل آبفای استان تهران میگوید: «شهرداری برای این ساختوسازها از شرکت آب و فاضلاب استعلام یا موافقت دریافت نمیکند.» او نبود خدمات یکپارچه شهری را از مسائل این حوزه میداند و توضیح میدهد که بخشها بهصورت مجزا فعالیت میکنند و هر مجموعه وظایف خود را پیش میبرد.
به گفته جزءقاسمی، وزارت نیرو در شورای عالی شهرسازی و معماری نماینده دارد و مخالفت خود را با این نوع توسعه و بارگذاری جمعیتی جدید در شهر و استان تهران اعلام میکند، اما تنها دارای یک رأی است؛ در نتیجه، مخالفت این وزارتخانه لزوماً مانع ادامه ساختوسازها نمیشود.
بازسازی شبکهو بیش از
۲.۵ هزار میلیارد تومان هزینه
جزءقاسمی تأکید میکند: «تأسیسات موجود در بسیاری از مناطق تهران پاسخگوی تراکم نیست و به اصلاح و بازسازی مستمر نیاز دارد. هزینه این اقدامات نیز بسته به نوع تأسیسات متفاوت است.» او اعلام میکند در سال گذشته حدود ۲۱۰ کیلومتر از شبکه آبرسانی شهر تهران بازسازی شده و بیش از ۲.۵ همت، معادل ۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان، برای آن هزینه شده است.
این مبلغ، هزینه بازسازی شبکه است و نمیتوان تمام آن را صرفاً ناشی از ساختوسازهای جدید دانست. با این حال، افزایش تراکم در کنار وضعیت تأسیسات قدیمی، ضرورت بررسی ظرفیت و اجرای طرحهای تقویت شبکه را برجسته میکند. از این منظر، نوسازی ساختمان و نوسازی زیرساخت، دو فرآیند مرتبطاند که برنامهریزی برای آنها باید نیاز خدماترسانی به جمعیت مستقر را در نظر بگیرد.
به گفته مدیرعامل آبفا، پاسخگویی به تقاضای جدید به تعویض شبکه یک خیابان محدود نمیشود. ابتدا باید آب بیشتری تأمین شود؛ برای مثال، سهم بیشتری از منابع سدها تخصیص یابد یا منابع جدید ایجاد شود. پس از آن، افزایش ظرفیت تصفیهخانهها، توسعه ایستگاههای پمپاژ و افزایش ظرفیت خطوط انتقال و شبکه توزیع ضرورت پیدا میکند.
این زنجیره پس از مصرف نیز ادامه دارد. آب مصرفشده به فاضلاب تبدیل میشود و افزایش حجم آن، توسعه شبکه جمعآوری و ظرفیت تصفیه فاضلاب را ضروری میکند. بنابراین، هزینه تأمین خدمات ساختمانهای جدید مجموعهای از اقدامات بههمپیوسته را دربرمیگیرد و نمیتوان آن را تنها با تعداد انشعابها سنجید.
هماهنگی توسعه شهری
و خدمات زیربنایی
جزءقاسمی درباره مسئولیت پرداخت این هزینهها میگوید در داخل شهر تهران، هزینه اصلاح و توسعه تأسیسات برعهده شرکت آب و فاضلاب قرار دارد. در مقابل، در شهرکها و شهرهای جدید، متولی موظف است خدمات زیربنایی و روبنایی مورد نیاز را تأمین و ایجاد کند. روایت مسئولان آبفا و توانیر نشان میدهد توسعه ساختمانی در دو بخش با مسائل متفاوتی روبهروست. در برق، تکمیل ظرفیت محلی پیششرط اتصال است، اما تأمین منابع توسعه شبکه و پاسخگویی به رشد مصرف سراسری اهمیت دارد. در آب، افزایش تراکم بر تأسیسات قدیمی، نیاز به بازسازی و توسعه زنجیره تأمین تا تصفیه فاضلاب را بیشتر میکند.
نقطه مشترک، ضرورت پیشبینی نیازهای زیرساختی همزمان با برنامهریزی ساختمانی است. هماهنگی زودهنگام میان متولیان توسعه شهری و تأمینکنندگان آب و برق میتواند مطالعات، برآورد هزینه و اجرای پروژهها را منظمتر کند؛ تا افزایش واحدهای مسکونی با ظرفیت خدماترسانی همراه شود و زیرساختهای محله نیز متناسب با تغییر تراکم توسعه یابد.

