عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان روز گذشته با مقامات ارشد کشورمان دیدار کرد
مأموریت میانجیگر در تهران
در شرایطی که مذاکرات میان تهران و واشنگتن به بنبست رسیده است، این سفر از خیز مجدد تحرکات دیپلماتیک برای یافتن راهی جهت مهار تنش حکایت دارد
فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده نیروهای مسلح پاکستان روز گذشته به تهران آمد و با مقامهای بلندپایه کشور از جمله وزیر امور خارجه دیدار کرد. عاصم منیر بهعنوان یکی از چهرههای محوری میانجیگری میان تهران و واشنگتن در شرایطی به تهران آمد که بنبست در مذاکرات ایران و آمریکا و افزایش دوباره احتمال تشدید رویارویی نظامی، ضرورت فعال کردن دوباره کانالهای دیپلماتیک را به یکی از مهمترین اولویتهای رایزنیهای منطقهای تبدیل کرده است.
سفر او که با هدف گفتوگو درباره پروندههای مهم دیپلماتیک و امنیتی انجام شد، ادامه تلاشهای اسلامآباد برای جلوگیری از بازگشت بحران
به مرحله تقابل نظامی است، اما زمانبندی آن بویژه همزمانی با تحرکات دیپلماتیک مسکو در تهران، بر اهمیت این مأموریت و پیچیدگی معادلات پیش رو افزوده است.
عاصم منیر در ماههای گذشته بهتدریج از یک مقام ارشد نظامی پاکستانی به یکی از بازیگران مؤثر در معادلات دیپلماتیک پیرامون بحران ایران و آمریکا تبدیل شد؛ روندی که با اوجگیری تنشهای نظامی در جریان جنگ ۴۰ روزه شتاب گرفت و او را در موقعیتی قرار داد که بتواند از ظرفیت سیاسی و امنیتی پاکستان برای برقراری ارتباط میان دو طرف استفاده کند.
او با اتکا به جایگاه بانفوذ خود در ساختار قدرت اسلامآباد، وارد مسیر میانجیگری شد و سفرهای مکرر به تهران را در دستور کار قرار داد که اکنون با تداوم تنشها میان تهران و واشنگتن و دشوارتر شدن چشمانداز توافق، بیش از گذشته به آزمونی برای ظرفیت دیپلماسی منطقهای پاکستان تبدیل شده است.
اهمیت این سفر زمانی روشنتر میشود که در نظر بگیریم حضور اخیر منیر، پنجمین سفر رسمی فرمانده ارتش پاکستان به تهران از زمان برقراری آتشبس پس از جنگ ۴۰ روزه است که قرار بود زمینهای برای مهار بحران و بازگشت تدریجی طرفین به مسیر مذاکرات فراهم کند اما با نقض تعهدات از سوی واشنگتن با چالشهای جدی روبهرو شد و بار دیگر احتمال گسترش تنشهای نظامی را افزایش داد.
با این حال، آنچه به سفر منیر وزن بیشتری میبخشد، همزمانی آن با سفر سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه به تهران است.
سفر این مقام روسی، یک روز پیش از ورود فرمانده ارتش پاکستان انجام شد و علاوه بر بررسی مناسبات دوجانبه تهران و مسکو، موضوع تحولات منطقهای و راهکارهای کمک به کاهش بحران میان ایران و آمریکا را نیز دربر داشت.
همزمانی این دو سفر، در شرایطی که مذاکرات میان تهران و واشنگتن به بنبست رسیده است، از خیز مجدد تحرکات دیپلماتیک برای یافتن راهی جهت مهار تنش حکایت دارد.
در همین چارچوب، روزنامه پاکستانی «داون»، سفر عاصم منیر به تهران را بخشی از تلاشهای اسلامآباد برای جلوگیری از تشدید تنشها و ادامه میانجیگری میان ایران و آمریکا ارزیابی کرده است؛ برداشتی که با مواضع اعلام شده مقامهای نظامی پاکستان نیز همخوانی دارد.
«ژنرال احمد شریف چودری»، سخنگوی ارتش پاکستان، یک روز پیش از سفر منیر تأکید کرد که کشورش به تعامل با طرفهای ذیربط و شرکای منطقهای خود ادامه خواهد داد تا با مهار تنشها و جلوگیری از گسترش درگیری، زمینه لازم برای پیشرفتهای دیپلماتیک فراهم شود.
سخنگوی ارتش پاکستان همچنین با اشاره به تداوم تعاملات دیپلماتیک اسلامآباد با تهران طی ماههای گذشته، توضیح داد که محور اصلی این تماسها بر ضرورت خویشتنداری و جلوگیری از تشدید درگیری متمرکز بوده است.
او با هشدار درباره پیامدهای استمرار خصومتها تأکید کرد که ادامه رویارویی میتواند تلاشها برای دستیابی به صلحی پایدار را از مسیر اصلی خود منحرف کند و به همین دلیل، تعاملات سیاسی و مذاکرات باید برای جلوگیری از افزایش تنش و محدود نگه داشتن دامنه جغرافیایی و نظامی درگیری، ادامه یابد.
در این فضا، دیپلماسی ضرورتی برای جلوگیری از گسترش بحران و مهار پیامدهای آن برای امنیت منطقهای است.
گره اصلی تنش
این سفر در حالی انجام شده است که با افزایش ناامنی در پیرامون تنگه هرمز و نوسان شدید قیمت نفت طی هفتههای گذشته، نگرانیهای منطقهای درباره امنیت مسیرهای حیاتی انتقال انرژی افزایش یافته و ضرورت یافتن راهی برای جلوگیری از گسترش بحران را بیش از پیش حائز اهمیت کرده است.
در چنین شرایطی، تلاش اسلامآباد برای احیای کانالهای دیپلماتیک با موانعی فراتر از توقف مذاکرات و افزایش تنشهای نظامی روبهرو است.
این موانع ریشه در اختلاف تهران و واشنگتن بر سر چارچوب توافق احتمالی و تقدم و تأخر موضوعات مورد مذاکره دارد؛ مذاکراتی که با وجود ماهها پیگیری، تاکنون نتوانستهاند اختلافات بنیادین دو طرف را برطرف کنند و اکنون در مرحلهای قرار دارند که حتی درباره نقطه آغاز و ترتیب رسیدگی به مسائل نیز توافق روشنی وجود ندارد.
گره اصلی مذاکرات، علاوه بر اختلاف بر سر محتوای توافق، به تفاوت در تعریف اولویتهای دو طرف بازمیگردد؛ بهگونهای که واشنگتن بر ضرورت گنجاندن پرونده هستهای ایران در چارچوب هر گونه توافق برای پایان دادن به بحران تأکید دارد، در حالی که تهران خواهان تعیینتکلیف وضعیت تنگه هرمز و محدودیتهای دریایی در مسیری مستقل از مذاکرات هستهای است.
این اختلاف، در عمل مذاکرات را با دو برداشت متفاوت از مسیر خروج از بحران مواجه کرده است: آمریکا با تکرار مواضع ادعایی و تهدیدآمیز خود سعی دارد موضوع هستهای را در کانون ترتیبات سیاسی آینده قرار دهد اما ایران بر این مبنا حرکت میکند که مسائل
مرتبط با امنیت دریایی و محدودیتهای اعمال شده در این حوزه، نمیتواند تا زمان دستیابی به توافقی درباره پرونده هستهای بلاتکلیف بماند.
در نتیجه، تلاش دوباره پاکستان برای احیای کانال دیپلماسی در حالی به جریان افتاده است که باید دید میتوان پیش از حل اختلاف بر سر دستور کار مذاکرات، زمینهای مشترک برای ازسرگیری گفتوگوها ایجاد کرد.
هشدار قطر
درباره بحران نظامی احتمالی
در ادامه تلاشهای دیپلماتیک کشورهای منطقه برای جلوگیری از گسترش بحران میان ایران و آمریکا، وزارت خارجه قطر با تأکید بر ضرورت حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات اعلام کرد که مذاکره تنها مسیر قابل اتکا برای حفظ امنیت و ثبات منطقه است و دستیابی هر چه سریعتر به راهحل، میتواند از تشدید تنشها و گسترش پیامدهای آن جلوگیری کند.
با وجود این تأکیدها بر ضرورت دیپلماسی، مواضع تهدیدآمیز دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا علیه ایران همچنان ادامه دارد و همین مسأله چشمانداز کاهش تنشها را با ابهام مواجه کرده است.
در تازهترین تحول، نماینده ایران در سازمان ملل متحد طی نامهای به شورای امنیت، تهدید آمریکا به استفاده از بمب «مادر همه بمبها» یا «MOAB» علیه ایران را محکوم کرد و هشدار داد که تهدید حمله به زیرساختهای غیرنظامی و هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی کشور، نقض فاحش حقوق بینالملل محسوب میشود.

