دو نماینده در یادداشت‌هایی برای «ایران» تأکید کردند

مجلس در خط مقدم تقویت سرمایه اجتماعی باشد

مهراوه خوارزمی 
گروه سیاسی


حفظ و تقویت سرمایه اجتماعی و صیانت از اعتماد عمومی در گفتمان سیاسی اجتماعی دولت چهاردهم در زمره یکی از ضرورت‌های حکمرانی مطرح شده است. این امر بویژه پس از وقوع جنگ‌های تحمیلی و با توجه به پیشینه رهنمودهای رهبر شهید و نیز تأکیدهایی که از سوی آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای رهبر انقلاب در پیام‌هایشان انجام شده، از اهمیت مضاعفی برخوردار بوده است. با این حال نادیده گرفته شدن ضرورت حفظ سرمایه اجتماعی از سوی معدودی سبب شد مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری در اظهاراتی، از افرادی که منافع ملی و وحدت کشور را بر اختلافات ترجیح داده‌ واجازه نداده‌اند مطالبات و اختلافات داخلی سبب برهم زدن آرامش و انسجام جامعه شود قدردانی کند و البته یادآور شود که «صیانت از این سرمایه اجتماعی، مسئولیتی مشترک برای همه ارکان حاکمیت است.» این تأکید، در کنار یادآوری نقش مردم در حفظ انسجام ملی، مسئولیت قوای سه‌گانه را در قبال تقویت اعتماد عمومی برجسته می‌کند؛ مسئولیتی که تنها با دعوت به همبستگی محقق نمی‌شود، بلکه مستلزم توجه عملی به مطالبات مردم، اصلاح رویه‌های نادرست و فراهم کردن زمینه مشارکت همه ظرفیت‌های اجتماعی کشور است. در این میان، مجلس شورای اسلامی به‌عنوان نهادی برخاسته از بطن جامعه و خانه ملت، به دلیل برخورداری از جایگاه قانونگذاری و نظارت، نقشی ویژه برعهده دارد. نهاد عالی که می‌تواند با قانونگذاری سنجیده، نظارت مؤثر، اصلاح مقررات ناکارآمد و دفاع از حقوق اجتماعی شهروندان پیشگام این مسیر و حافظ سرمایه اجتماعی باشد. بر همین اساس «ایران» این پرسش را با نمایندگان مجلس در میان گذاشت که مجلس در صیانت از سرمایه اجتماعی چه نقشی دارد و برای ایفای این نقش باید چه اولویت‌هایی را در انجام وظایف تقنینی و نظارتی خود مد نظر قرار دهد. حجت‌الاسلام محمد میرزایی، عضو کمیسیون فرهنگی و غلامرضا توکل، عضو کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس در یادداشت‌هایی به این پرسش «ایران» پاسخ دادند.

 

مسئولیت مجلس؛ حفظ پیوند مردم و حاکمیت
غلامرضا توکل
عضو کمیسیون امور داخلی و شوراهای مجلس شورای اسلامی

صیانت از سرمایه اجتماعی، مسئولیتی مشترک میان همه ارکان حاکمیت است که در شرایط کنونی باید با جدیت بیشتری دنبال شود. حفظ و تقویت این سرمایه، مستلزم توجه به مطالبات مردم، افزایش اعتماد عمومی و فراهم کردن زمینه مشارکت و همراهی آنان در عرصه‌های مختلف است. تجربه تاریخی نشان داده است که حضور و پشتیبانی مردم، یکی از مهم‌ترین پشتوانه‌های نظام جمهوری اسلامی است و بدون این همراهی، تحقق اهداف و آرمان‌های انقلاب با دشواری مواجه خواهد شد. ازاین‌رو، قوای سه‌گانه وظیفه دارند با عملکرد مسئولانه و پاسخگویی به نیازهای جامعه، زمینه تقویت پیوند میان مردم و حاکمیت را فراهم کنند.
در این میان، مجلس شورای اسلامی به‌ عنوان نهادی برخاسته از بطن جامعه و خانه ملت، مسئولیتی ویژه برعهده دارد. نمایندگان باید ارتباطی مستمر و مؤثر با مردم داشته باشند و برای رفع مسائل و مشکلات آنان تلاش کنند. مردم ولی‌نعمتان مسئولان هستند و تکریم آنان، چه در رفتار و اخلاق و چه در پیگیری مطالباتشان، باید در اولویت قرار گیرد. بخشی از مراجعات مردم به نمایندگان نیز ناشی از موانع و مشکلاتی است که هنگام مراجعه به دستگاه‌های اجرایی با آن مواجه می‌شوند. مجلس باید با استفاده از ظرفیت ارتباطی خود با دولت و سایر نهادها، برای رفع این موانع و تسهیل امور مردم اقدام کند.
البته مسئولیت مجلس به پیگیری مشکلات موردی محدود نمی‌شود؛ قانونگذاری به نفع مردم و نظارت بر حسن اجرای قوانین نیز از وظایف اصلی نمایندگان است. طرح‌ها و لوایح باید به‌گونه‌ای بررسی شوند که آثار آنها بر زندگی مردم، اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی مورد توجه قرار گیرد. روان‌سازی قوانین، اصلاح رویه‌های ناکارآمد و ارزیابی نتایج اجرای مصوبات، می‌تواند به افزایش رضایتمندی مردم و جلوگیری از فرسایش اعتماد عمومی کمک کند.
امروز اقتصاد، معیشت خانوارها، اشتغال، ازدواج و مسکن از مهم‌ترین مطالبات مردم هستند و مجلس و دولت باید با همکاری و همراهی یکدیگر برای رفع این مشکلات تلاش کنند. نظارت بر بازار و پیگیری عملکرد دستگاه‌های مسئول نیز از جمله اقداماتی است که می‌تواند در بهبود شرایط زندگی مردم مؤثر باشد. مردم باید بتوانند با تکیه بر دسترنج خود، زندگی آبرومندانه‌ای داشته باشند و آثار تصمیمات مسئولان را در زندگی روزمره خود احساس کنند.
تقویت سرمایه اجتماعی زمانی محقق می‌شود که مردم در عمل، توجه و مسئولیت‌پذیری حاکمیت را لمس کنند. صیانت از این سرمایه، مستلزم شنیدن انتقادات، اصلاح رویه‌های نادرست و پرهیز از رفتارهایی است که مردم را از حاکمیت دور می‌کند. اتحاد قوای سه‌گانه، ارتباط نزدیک با جامعه و پیگیری عملی مطالبات مردم، مسیر حفظ اعتماد عمومی و تقویت انسجام ملی است.

 

ضرورت بازنگری در شیوه مواجهه با نیروهای جامعه
محمد میرزایی
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی

صیانت از سرمایه اجتماعی، به‌ویژه در شرایط کنونی کشور، مسئولیتی است که همه ارکان حاکمیت باید آن را جدی بگیرند؛ مسئولیتی که به باورم تاکنون آن‌گونه که باید مورد توجه قرار نگرفته و در مواردی، غفلت از آن به از دست رفتن ظرفیت‌های ارزشمند ملی منجر شده است. سرمایه‌هایی که طی سال‌ها و با صرف منابع و امکانات کشور شکل گرفته‌اند، گاه بر اثر یک شایعه، تخریب شخصیت یا برخوردهای نادرست، به حاشیه رانده می‌شوند و به‌تدریج از چرخه اثرگذاری اجتماعی خارج می‌شوند؛ اتفاقی که نه‌تنها به سود کشور نیست، بلکه می‌تواند به تضعیف انسجام و وحدت ملی بینجامد.
در این میان، مجلس شورای اسلامی به دلیل برخورداری از دو جایگاه مهم قانونگذاری و نظارت، مسئولیتی سنگین‌تر برعهده دارد و باید در صیانت از سرمایه اجتماعی پیشتاز باشد. این مسئولیت، پیش از هر چیز، مستلزم توجه به آثار اجتماعی قوانین و تصمیمات است. ضروری است نمایندگان هنگام بررسی و تصویب طرح‌ها و لوایح، صرفاً به اهداف اولیه و وجوه حقوقی و اجرایی آنها توجه نکنند، بلکه این پرسش را نیز پیش روی خود قرار دهند که یک مصوبه چه تأثیری بر زندگی مردم، اعتماد عمومی و روابط میان جامعه و حاکمیت خواهد گذاشت. روان‌سازی قوانین، قابل‌فهم کردن مقررات برای مردم و بررسی میزان اثرگذاری آنها در زندگی اجتماعی، از جمله اقداماتی است که می‌تواند مجلس را در ایفای این نقش یاری کند.
در کنار قانونگذاری، استفاده از ابزارهای نظارتی مجلس، از جمله تذکر به وزیران و طرح سؤال از آنان، می‌تواند زمینه پیگیری جدی‌تر مشکلات و اصلاح رویه‌هایی را فراهم کند که به تضعیف سرمایه اجتماعی منجر می‌شوند. البته ایفای این مسئولیت نباید صرفاً به زمانی محدود شود که گروهی از نخبگان یا چهره‌های شناخته‌شده برای طرح مشکلات خود به مجلس مراجعه می‌کنند؛ بلکه مجلس باید به‌صورت فعالانه وضعیت سرمایه‌های انسانی و اجتماعی کشور را رصد کند و در برابر حذف یا کنار گذاشته شدن ناعادلانه آنها بی‌تفاوت نباشد.
جامعه هنری، ورزشکاران، نخبگان علمی و نیروهای متخصص، بخشی از سرمایه ملی ایران هستند. بسیاری از این افراد با استفاده از امکانات و منابع عمومی تحصیل کرده، رشد یافته و به ظرفیت‌های ارزشمندی برای کشور تبدیل شده‌اند. نمی‌توان به‌سادگی از کنار این واقعیت گذشت که بی‌مهری، نادیده گرفتن مطالبات یا فراهم نبودن زمینه فعالیت، ممکن است برخی از آنان را به مهاجرت یا کناره‌گیری از عرصه اجتماعی سوق دهد.
صیانت از این سرمایه‌ها البته به معنای نادیده گرفتن مسئولیت افراد در قبال رفتار و اظهاراتشان نیست. چهره‌های اثرگذار نیز باید در مواضع و فعالیت‌های رسانه‌ای خود سنجیده عمل کنند و از رفتارهایی که زمینه سوءاستفاده مخالفان و دشمنان کشور را فراهم می‌کند، بپرهیزند. بااین‌حال، حتی در صورت بروز اشتباه نیز نباید راه بازگشت را بست. اگر فردی خطای خود را بپذیرد، موضعش را اصلاح کند یا برای جبران آن قدم بردارد، باید امکان بازگشت او به عرصه اجتماعی فراهم باشد. 
این رویکرد با رهنمودهای رهبر شهید درباره ضرورت جذب حداکثری و نیز توصیه‌های مقام رهبری مبنی بر حفظ انسجام ملی نیز سازگار است. تجربه‌های تاریخی، به‌ویژه در مقاطع دفاع از کشور، نشان داده است که در شرایط حساس، حتی افرادی با اختلاف‌نظرهای جدی سیاسی می‌توانند در دفاع از سرزمین و منافع ملی در کنار یکدیگر قرار گیرند. آنچه این همبستگی را ممکن می‌کند، احساس تعلق به ایران و باور به برخورداری از جایگاهی در سرنوشت کشور است.
ازاین‌رو، همه ارکان حاکمیت، به‌ویژه مجلس شورای اسلامی، باید با فراهم کردن زمینه گفت‌وگو، شنیدن انتقادات، اصلاح رویه‌های نادرست و حمایت از نیروهای مؤثر اجتماعی، برای حفظ این ظرفیت تلاش کنند. حفظ سرمایه اجتماعی مستلزم این است که اختلاف‌نظرها به حذف و طرد نینجامد و هیچ ظرفیت ارزشمندی صرفاً به دلیل یک خطا یا اختلاف، برای همیشه از گردونه اجتماعی کشور خارج نشود.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و پنجاه و یک
 - شماره نه هزار و صد و پنجاه و یک - ۲۶ مهر ۱۴۰۵