خودرو باز هم به کالای سرمایهای تبدیل شد
دلایل متعدد پشت صفهای میلیونی خرید خودرو چیست؟
گروه خودرو
صف خرید خودرو دوباره طولانی شده است؛ این بار بیش از یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر برای خرید ۳۱ هزار دستگاه خودرو ثبتنام کردهاند. به ازای هر خودرو، بهطور میانگین حدود ۴۳ متقاضی وجود دارد؛ آماری که بار دیگر این پرسش را پیش میکشد که چرا خودرو، با وجود افزایش قیمتها، همچنان برای گروهی از خریداران جذاب است؟ آیا این حجم از تقاضا را میتوان به نیاز خانوارها برای خرید خودرو نسبت داد یا پای انگیزه دیگری هم در میان است؟ بازگشت خودرو به سبد دارایی خانوارها، بیش از آنکه پدیدهای تازه باشد، تکرار الگویی است که در دورههای تورمی بارها در بازار دیده شده است.
بابک صدرایی، کارشناس بازار خودرو در گفتوگو با «ایران» معتقد است برای فهم این اتفاق باید از خود بازار خودرو فراتر رفت و به شرایط عمومی اقتصاد نگاه کرد. او در این باره توضیح میدهد: «وقتی اقتصاد در مسیر تورم حرکت میکند، مردم برای حفظ ارزش داراییهایشان به بازارهایی روی میآورند که امکان تبدیل پول به کالا و فروش دوباره آن را فراهم میکنند. در این شرایط مردم تلاش میکنند پولهای سرگردان، پسانداز یا داراییشان را به کالایی تبدیل کنند که ارزش آن همگام با تورم افزایش پیدا کند. خودرو در این میان یکی از گزینههای در دسترس است؛ چون نقدشوندگی بالایی دارد و میتوان آن را در مدت نسبتاً کوتاهی به پول نقد تبدیل کرد.»
به این ترتیب، خودرو برای بخشی از خریداران دیگر فقط وسیلهای برای رفتوآمد نیست. در شرایطی که حفظ قدرت خرید به یکی از دغدغههای خانوارها تبدیل شده، خرید خودرو میتواند راهی برای جلوگیری از کاهش ارزش دارایی تلقی شود. البته این به معنای آن نیست که همه متقاضیان با چنین هدفی وارد بازار شدهاند. بخشی از ثبتنامکنندگان همچنان مصرفکنندگان واقعیاند که به خودرو نیاز دارند، اما در کنار آنها کسانی هم حضور دارند که خرید را از منظر حفظ ارزش پول یا کسب سود احتمالی ارزیابی میکنند.
وقتی نقدشوندگی به مزیت تبدیل میشود
یکی از نکاتی که صدرایی بر آن تأکید میکند، قابلیت خرید و فروش خودرو در مقایسه با برخی داراییهای دیگر است. او میگوید: «در شرایطی که تبدیل برخی داراییها به پول نقد زمانبر است، خودروهای پرتقاضا را میتوان در مدت کوتاهتری معامله کرد. همین ویژگی، خودرو را برای بخشی از صاحبان سرمایه به گزینهای قابل بررسی تبدیل میکند.»
او توضیح میدهد: «این رفتار بیشتر در میان بخشی از خانوارهای طبقه متوسط و متوسط به بالا دیده میشود؛ افرادی که متناسب با توان مالی خود به دنبال راهی برای حفظ ارزش داراییشان هستند. در این میان، خودروهایی که بازار خریدوفروش فعالتری دارند، میتوانند توجه بیشتری جلب کنند.»
صدرایی این وضعیت را مختص یک دوره یا یک مرحله فروش نمیداند و معتقد است: «بازار خودرو سالهاست که در دورههای مختلف، چنین رفتاری را تجربه میکند. اگر اقتصاد به ثبات برسد و چشمانداز فعالیتهای اقتصادی روشنتر شود، رفتار بازار نیز میتواند تغییر کند. در چنین شرایطی، به جای آنکه خریداران برای دسترسی به خودرو رقابت کنند، فروشندگان ناچار میشوند برای جذب مشتری، شرایط فروش متنوعتر و تسهیلات بیشتری ارائه دهند.»
این تفاوت در رفتار بازار، نشان میدهد که تقاضای سرمایهای را نمیتوان جدا از شرایط کلان اقتصاد بررسی کرد. زمانی که گزینههای دیگر برای حفظ ارزش دارایی جذابیت کمتری دارند یا با محدودیتهایی روبهرو هستند، خودرو میتواند سهم بیشتری از توجه خریداران را به خود اختصاص دهد؛ هرچند خرید آن نیز بدون ریسک نیست و هزینه نگهداری، استهلاک و نوسان قیمت باید در نظر گرفته شود.
شکاف قیمت؛ انگیزهای که دوباره فعال شده است
در کنار تورم، فاصله میان قیمت کارخانه و بازار آزاد نیز در بازگشت تقاضای سرمایهای نقش دارد. زمانی که یک خودرو با قیمت مصوب عرضه میشود اما در بازار آزاد با نرخ بالاتری معامله میشود، ثبتنام در طرح فروش میتواند برای متقاضیانی که به دنبال کسب سود هستند، جذابیت پیدا کند. در این شرایط، طرح فروش تنها مسیر تأمین خودرو برای مصرفکننده نیست؛ بلکه برای گروهی از متقاضیان فرصتی برای بهرهبردن از اختلاف قیمت نیز محسوب میشود.
صدرایی در پاسخ به این پرسش که آیا فاصله قیمت کارخانه و بازار، عامل اصلی هجوم متقاضیان به طرحهای فروش است، میگوید: «اگر فاصله قیمتها وجود نداشته باشد، انگیزه سرمایهگذاری در این بازار هم کاهش پیدا میکند. بخشی از مردم به این دلیل وارد بازار خودرو میشوند که هم ارزش پولشان را در برابر تورم حفظ کنند و هم از اختلاف قیمت کارخانه و بازار بهره ببرند. این همان وضعیتی است که زمینه فعالیت واسطهها را فراهم میکند.»
به گفته این کارشناس، هرچه فاصله میان عرضه و تقاضا بیشتر شود، امکان شکلگیری و گسترش بازار غیررسمی نیز افزایش پیدا میکند. در چنین بازاری، قیمتها تنها تحت تأثیر هزینه تولید یا قیمت مصوب نیستند، بلکه میزان کمبود خودرو و انتظارات خریداران و فروشندگان نیز بر آنها اثر میگذارند. با این حال، اختلاف قیمت بهتنهایی تمام ماجرا نیست. اگرچه این فاصله میتواند انگیزه ورود سرمایهها را تقویت کند، اما تداوم آن به وضعیت تولید و عرضه نیز بستگی دارد. از سوی دیگر، سود احتمالی حاصل از خرید خودرو قطعی نیست؛ زیرا قیمت بازار تا زمان تحویل ممکن است تغییر کند و شرایط معامله نیز بر نتیجه نهایی اثر بگذارد.
افزایش قیمت کارخانه
پایان شکاف نیست
در مقاطعی از سالجاری، فاصله قیمت کارخانه و بازار کاهش پیدا کرد و برای مدتی این تصور به وجود آمد که خودرو ممکن است دوباره به کالایی با غلبه تقاضای مصرفی تبدیل شود. اما این وضعیت دوام نیاورد و با تغییر شرایط اقتصادی و انتظارات بازار، بار دیگر فاصله قیمتها اهمیت پیدا کرد. صدرایی در توضیح این رفت و برگشت میگوید: «افزایش قیمت کارخانه و عرضه خودروها میتواند در کوتاهمدت فاصله میان نرخ مصوب و قیمت بازار را کاهش دهد، اما نتیجه نهایی به این بستگی دارد که آیا افزایش قیمت با رشد تولید همراه میشود یا خیر؟» او توضیح میدهد: «وقتی قیمت کارخانه افزایش پیدا میکند، بازار مدتی مکث میکند و قیمت جدید کارخانه ممکن است به قیمت بازار نزدیک شود. اما بعد این پرسش مطرح میشود که آیا تولید هم افزایش پیدا میکند یا نه. اگر تولید به اندازهای بالا برود که عرضه بیشتری وارد بازار شود، فاصله قیمتها میتواند کاهش پیدا کند. اما اگر تولید افزایش پیدا نکند، تقاضا همچنان باقی میماند و بازار دوباره مسیر خودش را میرود.» در چنین شرایطی، محدودیت عرضه میتواند همچنان به بازار آزاد قدرت تعیین قیمت بدهد و فاصله میان نرخ کارخانه و بازار دوباره افزایش پیدا کند. صدرایی معتقد است : «در تحلیل بازار خودرو باید به نشانههای مربوط به توان تولید و عرضه توجه کرد. وقتی بازار با تقاضای قابل توجهی روبهروست اما عرضه نمیتواند متناسب با آن افزایش یابد، زمینه برای رشد قیمتها و تقویت انگیزههای واسطهگری فراهم میشود.»
برش
صف ثبتنام، حاصل همزمانی چند عامل
ثبتنام بیش از یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر برای ۳۱ هزار دستگاه خودرو، بهخودیخود نشان نمیدهد چه تعداد از متقاضیان مصرفکننده واقعی و چه تعداد با انگیزه سرمایهگذاری وارد طرح شدهاند. با این حال، این آمار در کنار فاصله قیمت کارخانه و بازار و تداوم انتظارات تورمی، تصویری از شرایطی ارائه میدهد که در آن تقاضای مصرفی و سرمایهای در یک صف قرار میگیرند. از یک سو، خانوارهایی قرار دارند که برای تأمین نیاز روزمره خود به خودرو احتیاج دارند و از سوی دیگر، متقاضیانی که خودرو را راهی برای حفظ ارزش دارایی یا کسب سود احتمالی میدانند. وقتی ظرفیت فروش محدود است، رقابت این دو گروه برای دسترسی به خودرو با قیمت مصوب بیشتر میشود؛ رقابتی که در آن، مصرفکننده واقعی نیز ممکن است برای خرید خودروی مورد نیازش ناچار به مراجعه به بازار آزاد شود!

