اقتصاد چرخشی در ایران
سید حسین میرجلیلی
استاد اقتصاد پژوهشگاه علوم انسانی
و مطالعات فرهنگی
اقتصاد ایران هنوز تا حد زیادی بر همان منطقی حرکت میکند که قرنها بر اقتصاد جهان حاکم بوده است: استخراج، تولید، مصرف و دورریز. این الگو در زمانی که منابع طبیعی فراوان و هزینههای زیستمحیطی پنهان بود، چندان مسالهساز نبود اما امروز آب، انرژی و مواد اولیه، دیگر منابعی بیانتها نیستند. از همینجا ضرورت بازاندیشی در شیوه تولید و مصرف آغاز میشود؛ ضرورتی که مفهوم «اقتصاد چرخشی» را از یک ایده زیستمحیطی به یک مسأله اقتصادی تبدیل کرده است. «اقتصاد چرخشی» در اصل درباره بازیافت نیست؛ درباره تغییر منطق اقتصاد است. در این الگو، محصول باید تا حد ممکن عمر طولانی داشته باشد، تعمیر و استفاده مجدد صرفه اقتصادی پیدا کند و موادی که امروز «پسماند» نامیده میشوند، دوباره به چرخه تولید بازگردند. بنابراین مسأله فقط این نیست که زباله را چگونه جمع و بازیافت کنیم؛ مسأله مهمتر آن است که چرا اساساً چنین حجمی از مواد، انرژی و آب را مصرف و سپس از چرخه اقتصادی خارج میکنیم.
برای ایران، این بحث اهمیت بیشتری دارد. شدت بالای مصرف انرژی و بحران آب نشان میدهد مسأله کشور صرفاً کمبود منابع نیست، بلکه نحوه استفاده و مدیریت منابع نیز مسأله ماست. برخورداری از نفت، گاز، معادن یا آب، زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل میشود که بتوان از هر واحد آن ارزش بیشتری ایجاد کرد. در غیر این صورت، فراوانی منابع میتواند به پوششی برای ناکارایی تبدیل شود.
از این منظر، گذار به «اقتصاد چرخشی» تنها یک پروژه فناورانه نیست؛ بلکه نوعی اصلاح نهادی و سیاستی است. قیمتگذاری منابع، سیاست صنعتی، قوانین تولید، بازار مواد ثانویه و حتی نظام آماری کشور باید بهگونهای تغییر کند که صرفهجویی، تعمیر، بازاستفاده و بازتولید منابع، از نظر اقتصادی توجیهپذیر شوند. حتی معیار موفقیت بنگاه و صنعت نیز باید از «چقدر بیشتر تولید میکنیم» به «چقدر ارزش از هر واحد آب و انرژی ایجاد میکنیم»، تغییر کند.
در نهایت باید گفت ادامه اقتصاد خطی هزینهای سنگین بر کشور تحمیل خواهد کرد. در حالی که اگر اقتصاد چرخشی جدی گرفته شود، میتواند بخشی از پاسخ ایران به سه مسأله «بهرهوری پایین»، «فشار بر منابع طبیعی» و «آسیبپذیری اقتصادی» باشد. راه خروج از این وضعیت، «اقتصاد چرخشی» و خلق ارزش بیشتر از منابع محدودی است که در اختیار داریم.

