صنایع دستی؛ حلقه گمشده‌گذار اکولوژیک ایران

حجت اله مرادخانی
پژوهشگر صنایع دستی و مدرس دانشگاه


جهان امروز بیش از هر زمان دیگری با یک پرسش بنیادین روبه‌رو است: چگونه می‌توان توسعه اقتصادی را بدون تخریب زیست‌بوم‌های زمین ادامه داد؟ تغییرات اقلیمی، بحران آب، آلودگی روزافزون خاک و هوا، انباشت بی‌سابقه پسماند و کاهش تنوع زیستی، نشان داده‌اند که الگوی رایج تولید و مصرف دیگر توان پاسخگویی به نیازهای قرن بیست‌ویکم را ندارد. اقتصاد خطی مبتنی بر استخراج، تولید، مصرف و دورریز نه‌تنها منابع طبیعی را به سرعت مصرف می‌کند، بلکه ظرفیت و امکان بازسازی طبیعت را نیز از میان می‌برد.
در چنین شرایطی، مفهوم «گذار اکولوژیک» به یکی از کلیدواژه‌های اصلی سیاست‌گذاری جهانی تبدیل شده است.‌گذار اکولوژیک به معنای حرکت از نظام‌های تولید و مصرف پرآلاینده و وابسته به سوخت‌های فسیلی به سوی الگوهایی است که کمترین فشار و تخریب را بر محیط زیست تحمیل می‌کنند. در این میان، بسیاری از کشورها به دنبال فناوری‌های پیچیده، هوش مصنوعی، انرژی‌های پاک و صنایع سبز هستند؛ اما گاه پاسخ برخی از مهم‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی در تجربه زیسته بشر نهفته است. یعنی در بطن دانش‌های بومی و شیوه‌های تولیدی که هزاران سال در جوامع محلی وجود داشته‌ و در عین حالی که توانمندسازی جوامع را موجب شده‌اند، همزیستی مسالمت آمیزی با طبیعت و منابع آن داشته‌اند. مثال بارز و کهن این موضوع، صنایع دستی و هنرهای سنتی است.
در نگاه اول، صنایع دستی ممکن است صرفاً بخشی از میراث فرهنگی ملموس یا ناملموس به نظر برسد، اما از منظر محیط زیست، این حوزه یکی از بارزترین الگوهای اقتصاد چرخشی در تاریخ بشر محسوب می‌شود. اقتصاد چرخشی بر کاهش مصرف منابع، افزایش طول عمر محصولات، استفاده مجدد از مواد و به حداقل رساندن تولید پسماند استوار است؛ اصولی که هزاران سال قبل از به‌وجود آمدن ادبیات علمی توسعه پایدار، در بسیاری از رشته‌های صنایع دستی جریان داشته‌اند. 
برخلاف صنایع انبوه که برای تولید هر کالا به زنجیره‌ای طولانی از استخراج مواد خام، حمل‌ونقل بین‌المللی، مصرف انرژی و تولید ضایعات وابسته‌اند، صنایع دستی عموماً بر مواد اولیه محلی و تجدیدپذیر استوار هستند. خاک، چوب، انواع فلز، پشم، پنبه، الیاف گیاهی و سایر مواد بومی، بدون نیاز به جابه‌جایی‌های گسترده و مصرف سنگین سوخت‌های فسیلی، به محصولاتی کاربردی، زیبا و بادوام تبدیل می‌شوند. این ویژگی موجب می‌شود ردپای کربنی بسیاری از محصولات دست‌ساز به‌مراتب کمتر از کالاهای صنعتی مشابه باشد.
از سوی دیگر، یکی از مهم‌ترین بحران‌های زیست‌محیطی حال حاضر، مسأله پسماند است. حجم عظیم زباله‌های پلاستیکی و منسوجات دورریز، به معضلی جهانی تبدیل شده است. میلیون‌ها تن پوشاک و کالاهای مصرفی هر سال دفن یا سوزانده می‌شوند و پیامدهای سنگینی برای اقلیم و سلامت اکوسیستم‌ها به همراه دارند. در مقابل، بخش بزرگی از صنایع دستی بر پایه استفاده حداکثری از مواد و کاهش ضایعات شکل گرفته است. سنت‌هایی مانند چهل‌تکه‌دوزی، استفاده مجدد از پارچه‌ها، بهره‌گیری از ضایعات چوب و فلز یا تبدیل بقایای گیاهی به محصولات کاربردی، نمونه‌هایی از آن چیزی هستند که امروز در ادبیات توسعه پایدار با هیاهوی بسیار «upcycleing» یا بازیافت بهینه نامیده می‌شود.
اما اهمیت صنایع دستی تنها به کاهش پسماند محدود نمی‌شود. بسیاری از محصولات صنعتی مدرن بویژه در حوزه پوشاک، وابستگی شدیدی به مواد مصنوعی و مشتقات نفتی دارند. این مواد در طول عمر خود و حتی پس از دور ریخته شدن، به منبعی برای تولید میکروپلاستیک‌ها تبدیل می‌شوند؛ ذراتی که امروزه از اعماق اقیانوس‌ها تا بدن انسان یافت می‌شوند. در مقابل، اغلب محصولات صنایع دستی بر پایه مواد طبیعی و زیست‌تخریب‌پذیر تولید می‌شوند و پس از پایان چرخه مصرف، فشار بسیار کمتری بر محیط زیست وارد می‌کنند.
با افزایش نگرانی‌های زیست‌محیطی، کشورهای مختلف به تدریج ارزش راهبردی صنایع دستی را بازشناخته‌اند. در بسیاری از نقاط جهان، تولیدات دست‌ساز دیگر صرفاً کالاهایی فرهنگی یا تزیینی صرف تلقی نمی‌شوند، بلکه بخشی از سیاست‌های توسعه سبز، کاهش انتشار کربن، تقویت اقتصادهای محلی و تاب‌آوری جوامع روستایی به شمار می‌آیند. امروز در بازارهای جهانی، محصولات دست‌ساز پایدار به عنوان نماد مصرف مسئولانه و سبک زندگی سبز شناخته می‌شوند و ارزش اقتصادی آنها فراتر از مواد اولیه به کار رفته در آنهاست. 
اما در ایران، این ظرفیت عظیم هنوز تا حد زیادی ناشناخته مانده است. با وجود آنکه کشور ما از غنی‌ترین ذخایر دانش بومی و تنوع صنایع دستی جهان برخوردار است، نگاه غالب به این حوزه همچنان فرهنگی، موزه‌ای و نوستالژیک است. در حالی که بسیاری از رشته‌های صنایع دستی ایران، نمونه‌های موفق تولید کم‌کربن و سازگار با محیط زیست محسوب می‌شوند و شوربختانه این مزیت‌ها کمتر در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی و زیست‌محیطی مورد توجه قرار گرفته‌اند.
آنچه مسلم است صنایع دستی ایران تنها یادی از گذشته‌ها نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از راه‌حل آینده ما باشد. در دورانی که جهان به دنبال کاهش انتشار کربن، توسعه اقتصاد چرخشی و ایجاد مشاغل سبز است، سرمایه‌گذاری بر زنجیره ارزش صنایع دستی می‌تواند همزمان به حفاظت از محیط زیست، توانمندسازی جوامع محلی و توسعه اقتصادی مناطق کمتر برخوردار کمک کند.‌گذار اکولوژیک ایران صرفاً با احداث نیروگاه‌های جدید یا توسعه فناوری‌های پیشرفته محقق نخواهد شد. این‌گذار نیازمند بازنگری در شیوه تولید و مصرف و بهره‌گیری از ظرفیت‌های بومی است. صنایع دستی یکی از مهم‌ترین این ظرفیت‌هاست؛ ظرفیتی که می‌تواند میان اقتصاد، فرهنگ و محیط زیست ارتباطی مؤثر و پایدار ایجاد کند. با اندکی تأمل زمان آن رسیده است که در سیاست گذاری‌ها و اسناد بالادستی از صنایع دستی به عنوان یکی از ستون‌های آینده سبز و پایدار ایران یاد شود. نگرشی که در صورت تحقق آن می‌توان با امیدواری بیشتری به آینده مطلوب برای ایران فکر کرد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • کتاب
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • گفت و گو
  • زیست بوم
  • حوادث
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • گزارش
  • خودرو
  • ایران زمین
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و چهل و نه
 - شماره نه هزار و صد و چهل و نه - ۲۳ مهر ۱۴۰۵