فعالان سیاسی در گفتوگو با «ایران» به وزیر خارجه آمریکا یادآوری کردند
قاموس ایرانی؛ دفاع آری، جنگ افروزی نه
ادعاهای اخیر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا در آتن از سوی بسیاری از کارشناسان سیاسی، صاحبنظران حوزه سیاست خارجی و اساتید تاریخ به تلاش او برای توجیه تاریخی جنگ طلبی ایالات متحده تعبیر شد و اینکه دولت فعلی آمریکا میخواهد خود را نماینده جهان غرب در برابر شرق و مشخصاً ایران تعریف کند. فارغ از انگیزههای شخصی و برندسازی روبیو معطوف به برنامهریزیهای آینده و مشخصاً انتخابات ریاست جمهوری این کشور، او این هدف سیاسی را نیز دنبال میکند که دولتها وافکار عمومی جهان غرب را در مقابله با ایران همراه کند. واکنشها و پاسخهای ارائه شده به این سخنان البته معلوم کرد که ارجاع وزیر خارجه آمریکا به تاریخ کامل نبوده و او عامداً اشارهای به این نداشته که حمله خشایارشا به آتن واکنشی بوده به حمله یونانیها به یکی از ایالات وقت ایران یعنی سارد. بماند که تاریخ چند صد ساله آمریکا مملو است از تجربههای ممتد جنگ افروزی که تا حال حاضر هم ادامه یافته است.
ایران هیچگاه جنگافروز نبوده است
امیر رضا واعظ آشتیانی، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی در همین ارتباط میگوید: «ایران و ایرانیان هیچگاه جنگافروز نبودهاند و نخواهند بود. هرگاه به ایران حمله شده، حتی در زمان خشایارشا، دشمنان ایران پاسخ کوبندهای دریافت کردهاند. در موضوع جنگهای ایران و یونان نیز باید به تاریخ توجه کرد. در آن زمان، یونانیها به بخشی از سرزمینهای تحت حاکمیت ایران در منطقه آسیای صغیر، در محدوده ترکیه امروزی، حمله کردند و در ادامه، درگیریها و لشکرکشیهایی میان دو طرف شکل گرفت. بنابراین، نمیتوان تاریخ را تحریف کرد و ایران را بدون توجه به وقایع آن دوران، آغازگر جنگ معرفی کرد.»این فعال سیاسی در گفتوگو با «ایران» ادامه میدهد: «به نظر میرسد روبیو در حوزه تاریخ ایران اطلاعات دقیقی ندارد و با برداشتهای نادرست سخن میگوید. جنگافروزی کار آمریکاییها و رژیم صهیونیستی است؛ کسانی که برای جاهطلبی و منافع خود دست به اقداماتی میزنند که ملتهای بسیاری را متضرر میکند. امروز رسوایی آمریکا و رژیم صهیونیستی در افکار عمومی جهان آشکار شده است. وقتی مقامهای رژیم صهیونیستی با اتهامات مربوط به جنایتهای جنگی در مراجع بینالمللی روبهرو میشوند و علیه آنها قرارهای قضایی صادر میشود، این موضوع چه معنایی دارد؟ چه کسی جنگ افروز است؟»وی میافزاید: «متأسفانه روبیو تلاش میکند با تأثیرگذاری بر افکار عمومی جهان و استفاده از رسانههای وابسته، تاریخ یک کشور را مطابق سلیقه خود تحریف کند و ایران را جنگطلب نشان دهد؛ در حالی که ما از حقوق خود دفاع میکنیم و تاکنون نیز در برابر تهدیدها ایستادهایم. ما در دفاع از حقوق خود مصمم هستیم و خون شهدایمان، از جمله رهبر شهیدمان، را فراموش نخواهیم کرد. تفکر تحریف تاریخ و معرفی یک ملت بهعنوان جنگطلب، نمیتواند واقعیتها را تغییر دهد. امروز شاهدیم که عاملان جنایت تلاش میکنند جایگاه خود را با مطالبهگران عدالت عوض کنند؛ اما این اتفاق نخواهد افتاد، چراکه ملتهای جهان بهخوبی عملکرد آمریکا و رژیم صهیونیستی را مشاهده میکنند.»واعظ آشتیانی میگوید: «ایران، ملتی است که محکم ایستاده و در برابر فشارها و تجاوزها مقاومت کرده است. ایرانیان هیچگاه آغازگر جنگ نبودهاند، اما هرگاه مورد حمله قرار گرفتهاند، مقتدرانه از سرزمین و حقوق خود دفاع کردهاند و به دشمنان خود پاسخ دادهاند.»
تاریخ را نمیتوان گزینشی خواند
صباح زنگنه، کارشناس سیاست خارجی هم در همین باره به «ایران» میگوید: «ورود مارکو روبیو به بحثهای تاریخی درباره ایران، بیش از آنکه نشانه شناخت عمیق او از تاریخ باشد، بیانگر نگاهی گزینشی به گذشته و تلاش برای ترسیم تصویری خاص از آینده ایران است. به نظر میرسد هنگامی که چشمانداز روشنی برای آینده وجود ندارد، رجوع به بخشهایی از تاریخ میتواند به ابزاری برای توجیه مواضع سیاسی و القای تصوری خاص از سرنوشت ملتها تبدیل شود. رویکردی که نه با واقعیتهای تاریخی سازگار است و نه به فهم درست تحولات آینده کمک میکند.» وی با اشاره به تاریخ چند صد ساله آمریکا توضیح میدهد: «ورود استعمارگران با جنگ، اشغال سرزمینها، کشتار گسترده بومیان و برهم خوردن نظم زندگی آنان در این کشور همراه شد. بنابراین، اگر قرار است تاریخ مبنای قضاوت درباره ملتها و قدرتها باشد، نمیتوان بخشهایی از آن را برجسته کرد و از بخشهای دیگر چشم پوشید. مشکل اصلی در چنین استدلالهایی، نه صرفاً برداشت نادرست از یک رویداد تاریخی، بلکه نادیده گرفتن پیوستگی و تمامیت تاریخ است. تاریخ به همان صفحه محدود نمیماند. مقاومت ملتها، تداوم هویتهای ملی، تحولات سیاسی و اجتماعی و ناکامی بسیاری از طرحهای سلطهجویانه، همگی بخشهایی از همین روایت تاریخیاند. نمیتوان با استناد به یک مقطع، درباره آینده ملتی با پیشینهای طولانی و ارادهای مستقل حکم قطعی صادر کرد.»نماینده اسبق ایران در سازمان همکاری اسلامی میگوید: «روبیو بهتر است مطالعات تاریخی خود را گسترش دهد و آثار مورخان برجسته غربی درباره ایران را نیز بخواند. آثاری که میتوانند تصویری دقیقتر از جایگاه تاریخی و تمدنی ایران ارائه کنند. چنین رویکردی برای مقام مسئول سیاست خارجی یکی از قدرتهای بزرگ جهان ضروری است و بیشتر از اینها باید مطالعه داشته باشد. سخن گفتن درباره تاریخ ملتها، بدون شناخت همه ابعاد آن، نه نشانه اقتدار دیپلماتیک است و نه کمکی به درک واقعیتهای سیاسی میکند. تاریخ را نمیتوان گزینشی خواند و سپس آینده را بر پایه همان گزینش پیشبینی کرد. احترام به ملتها، پیش از هر چیز، مستلزم شناخت درست گذشته و پرهیز از تکرار داوریهای شتابزده درباره آینده آنهاست.»
ایرانیها توجیهات روبیو را نمیپذیرند
حمیدرضا جلاییپور، استاد دانشگاه هم در گفتوگو با ایرنا، درباره اظهارات ایرانهراسانه اخیر وزیر خارجه آمریکا اظهار کرد: «تبلیغات دولتهای آمریکایی علیه ایران تاکنون دوگانههای مختلفی را تجربه کرده است؛ در گذشته از دوگانه «دموکراسی» و «تروریسم» (بنیادگرایی اسلامی) استفاده میکردند. از دو دهه پیش تلاش کردند تقابل «اعراب و اسرائیل» را به تقابل «ایران و اسرائیل» تبدیل کنند.» وی ادامه داد: «دولت استعمارگر ترامپ با به راه انداختن دو جنگ ظالمانه علیه ایران، اقتصاد جهان و زندگی روزمره مردم آمریکا را با گرانی همراه کرده است به طوری که نظرسنجیها نشان میدهد این دولت در آستانه انتخابات کنگره زیر فشار افکار عمومی است و حتی ممکن است جمهوریخواهان مجلس نمایندگان را از دست بدهند.»این تحلیلگر سیاسی با انتقاد به تحریف تاریخ از سوی وزیر خارجه آمریکا اظهار کرد: «در چنین شرایطی وزیر خارجه بیسواد ترامپ با خوانش گزینشی از تاریخ باستان برای افکار عمومی آمریکاییها روایتی توجیهی درست میکند تا برای جنایتی که این دولت در جنگ با ایران انجام داده است جوابی بسازد. وی ذیل این روایت دروغ میخواهد که بگوید اگر ما با ایرانیها نجنگیم، آنها تمدن امروز ما را مثل تمدن یونان، ویران میکنند و این یک دروغ محض است.» جلاییپور افزود: «به قول «تورج دریایی» استاد تاریخ ایران باستان در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، خشایارشا آتن را بهعنوان مجازات آتش زدن سارد - مرکز ساتراپی هخامنشی - بهدست ایونیها به آتش کشید. ضمن اینکه در 200 سال گذشته این «غرب» - بریتانیا، روسیه و آمریکا - بوده است که به «شرق» حمله کرده، آن را غارت کرده و در آن حضور دارد.»وی در ارزیابی هدف روبیو از اظهارات اخیرش و اینکه آیا هدف وی صرفاً بسیج افکار عمومی برای افزایش بودجههای دفاعی است، یا قصد دارد با تکیه بر همین روایتها، راه را برای اعمال فشارهای حداکثری علیه ایران و حتی آغاز یک جنگ جدید هموار کند، تصریح کرد: «وزیر دروغگو و بیسواد ترامپ میخواهد در نزد افکار عمومی غربیها (اعم از آمریکاییها و اروپاییها) برای جنایاتی که در این جنگ انجام دادند و قصد تداوم این جنایات را دارند یک توجیه به اصطلاح روشنفکرانه درست کند، کاری که ترامپ متوهم بلد نیست.»این تحلیلگر سیاسی افزود: «روبیو یک نومحافظهکار صهیونیست است که مورد تنفر نخبگان فکری آمریکایی است. در عین حال میخواهد رئیسجمهوری بعدی آمریکا بشود، بنابراین با توسل به این دروغ تمدنی میخواهد پز باسوادی بدهد. این روبیوی فاشیست که نمیتواند از انسانیت، اخلاق جهانشمول، آزادی، حقوق برابر انسانها و از ارزشهای دوره روشنگری دفاع کند، با ذکر این حادثه دروغ تاریخی میخواهد به غربیها بگوید «زورگویی» ما غربیها خصیصه خوبی است!»وی تأکید کرد: «توسل به دروغ تاریخی نشان میدهد فعلاً دولت فاشیست ترامپ قصد توقف جنگ را ندارد و همچنان به تسلیم ایران فکر میکند. ایران هم مثل گذشته راهی جز دفاع جانانه، خنثیکردن محاصره اقتصادی و پیگیری دیپلماسی عزتمندانه ندارد تا دولت فاشیستی ترامپ دست از تهاجم بردارد. روشن است ایران هم تسلیم این دولت استعمارگر نخواهد شد، ایران ونزئلا نیست.» جلاییپور خاطرنشان کرد: «مسئولان آمریکانی نمیتوانند با این حرفها افکار عمومی ایرانیان را توجیه کنند. چون اسرائیل و آمریکا آشکارا به ایران حمله کردند و رهبر و مقامات نظامی و پنج هزار نفر از مردم ایران را به شهادت رساندند و به حداقل 23 هزار نقطه ایران حمله هوایی کردند. لذا ایرانیها به دروغهای وزیر خارجه آمریکا توجه نمیکنند.»وی با بیان اینکه جنگ علیه ایران از ابتدا و همزمان یک جنگ اطلاعاتی، نظامی، شناختی-تبلیغاتی و اقتصادی بوده است، گفت: «هدف آمریکا غلبه بر ذخائر نفتی و حکمرانی بر ایران است. دروغ تمدنی و تاریخی روبیو هم نشان میدهد این جنگ شناختی و تبلیغاتی همچنان ادامه دارد. در عین حال نشان میدهد دولت استعمارگر ترامپ نتوانسته است جنگی را که علیه مردم ایران به راه انداخته است، برای آمریکاییها توجیه کند بنابراین به روایت دروغ تاریخی متوسل شده است.»این تحلیلگر سیاسی در پاسخ به پرسشی درباره استراتژی ایران در مواجهه با موج جدید ایرانهراسی که توسط تندروهای آمریکایی هدایت میشود، گفت: «شایسته است که راهبرد ایران «دفاع چهار بعدی» باشد؛ بعد اول این است که برای دفاع از تجاوزات آتی ترامپ و نتانیاهو همچنان از نیروهای دفاعی کشور باید دفاع همه جانبه کرد و وحدت فرماندهی را تقویت کرد.» وی ادامه داد: «بعد دوم دفاع، جلب حمایت «اکثریت» مردم در این جنگ نابرابر است. بعد سوم دیپلماسی متوازن، چندجانبه و مصمم است که دیپلماتهای ما نگران تهدیدات افراد رادیکال نباشند. ناسزا به مقامات سیاسی کشور یک عمل ضد ملی است. بعد چهارم این است که ماشین اداری حکومت با کمک نیروهای اقتصادی باید بتواند کالاهای اساسی را تأمین و محاصره اقتصادی را خنثی کند.»

