بازخوانی انتقادی ادعاهای تاریخی مارکو روبیو در آکروپولیس

سهم‌الدین خزائی
دانشیار گروه تاریخ دانشگاه لرستان

 روایت مارکو روبیو از جنگ‌های ایران و یونان بیش از آنکه برآمده از تحلیل‌های استوار تاریخی باشد، بازتولیدی از کلیشه‌های هالیوودی و شرق‌شناسانه است که هدف آن نه واکاوی تاریخ، بلکه ابزارسازی سیاسی برای تقابل‌های معاصر است. تقلیل رویارویی‌های پیچیده ژئوپلتیک جهان باستان به یک تقابل ساده‌انگارانه میان دموکراسی خیرخواه و بربریت غارتگر، نادیده گرفتن آشکار اسناد دست ‌اول تاریخی است که نشان می‌دهد امپراطوری هخامنشی نه در جست‌و‌جوی تخریب، بلکه در پی برقراری نظم و اجرای عدالت بر اساس موازین حقوقی عصر خود بوده است.
نخستین نکته در اصلاح این روایت تحریف‌آمیز، توجه به اصل علت جنگ است که روبیو عامدانه از آن عبور می‌کند. لشکرکشی خشایارشا در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، برخلاف ادعای این سخنرانی، یک یورش ناگهانی برای نابودی تمدن یونان نبود، بلکه یک عملیات تنبیهی مشروع بر اساس موازین آن روزگار بود. در سال ۴۹۸ پیش از میلاد، طی شورش ایونی، ناوگان آتن و ارتریا به قلمرو ساتراپی لیدی حمله کردند، شهر سارد را به آتش کشیدند و به‌طور مشخص معبد ایزدبانوی بومی کوببه (Cybebe) را ویران کردند. هرودوت در کتاب پنجم (بند ۱۰۲) تاکید می کند که آتش سوزی معبد کوببه در سارد، دستاویز اصلی پارسیان برای تلافی‌جویی در معابد یونانی شد. بنابراین، خشایارشا نه به عنوان یک ویرانگر بدوی، بلکه به عنوان حاکمی که پیمان‌شکنی و جنایت جنگی علیه ساتراپی‌هایش رخ داده بود، به آن سرزمین گام نهاد.
دوم اینکه، ادعای غارتگری وحشیانه پارسیان با واقعیت‌های ساختاری امپراطوری هخامنشی در تضاد بنیادین است. بررسی اسناد بایگانی تخت جمشید (Persepolis Fortification Tablets) که حاصل سال‌ها پژوهش پیشگامانی چون ریچارد هلک بوده است، چهره‌ای متفاوت از هخامنشیان به دست می‌دهد. امپراطوری هخامنشی نظامی اداری، دقیق و بشدت متعهد به تکثر فرهنگی بود. در سراسر شاهنشاهی، از بابل تا مصر و یهودیه، سیاست رسمی هخامنشیان حفظ و حمایت از معابد محلی بوده است. حتی در همان کارزار یونان نیز گزارش‌های تاریخی از جمله هرودوت تأیید می‌کنند که پارسیان نه تنها معابد دلفی و سایر زیارتگاه‌ها را در امان داشتند، بلکه برای خدایان بومی یونانی نیز هدایا و قربانی تقدیم کردند. اقدام در آکروپولیس، یک تلافی‌جویی نمادین محدود در پاسخ به هتک حرمت معبد کوببه در سارد بود، نه برنامه‌ای برای امحای تمدن یونانی.
سوم اینکه، تضاد میان تمدن متمدن آتن و پارسیان غارتگر به تعبیر روبیو یک خطای روش‌شناختی است. پارتنونی که روبیو به عنوان نماد تمدن از آن یاد می‌کند، با بهره‌کشی خشن آتن از سایر دولتشهرهای یونانی در اتحادیه دلوس ساخته شد. آتن دوران پریکلس، نه یک دموکراسی صلح‌طلب بلکه یک امپریالیسم نظامی بود که با غارت ثروت متحدان خود و بهره‌کشی بی‌رحمانه از بردگان در معادن لوریوم، آن شکوه معماری را بنا کرد. مورخان معاصر همچون پیر بریان و آملی کورت به‌درستی اشاره می‌کنند که مدل مدیریتی هخامنشیان که مبتنی بر احترام به حقوق محلی و دستمزد کارگری بود در بسیاری از جهات اخلاقی و اداری بر نظام مبتنی بر بردگی و استعمار آتنی برتری داشت.
در نهایت، استفاده از نام آکروپولیس برای ترویج ایران‌ هراسی نشان ‌دهنده فقر تحلیلی در عرصه دیپلماسی عمومی است. حقیقت این است که تداوم تمدنی ایران، در طول بیش از ۲۵۰۰ سال، نه با تخریب، بلکه با مدارای کوروشی و نظام اداری کارآمد هخامنشی قوام یافته است. نسبت دادن خوی غارتگری به تمدنی که خود اولین منشور حقوق بشر جهان را نگاشته و الگوی مدیریت تنوع فرهنگی را در جهان باستان نهادینه کرده، نه ‌تنها نادیده انگاشتن تاریخ است، بلکه تلاش مذبوحانه‌ای برای تغییر دادن جایگاه متجاوز و قربانی در حافظه تاریخی جهان است که در برابر اسناد و شواهد متقن تاریخی تاب نخواهد آورد.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و چهل و پنج
 - شماره نه هزار و صد و چهل و پنج - ۱۹ مهر ۱۴۰۵