تلاش برای بازتولید یک جنگ هویتی
زهرا کشوری
دبیر گروه زیست بوم
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، تاریخ را از «وسط ماجرا» روایت میکند؛ روایتی گزینشی که عامدانه چشم بر پیشینه وقایع میبندد و نمیگوید لشکرکشی خشایارشا در واقع پاسخی دفاعی به تهاجم پیشین یونانیها و به آتش کشیدن شهر «سارد» (پایتخت ساتراپی هخامنشی لیدیه) بود. جنگ هویتی آمریکا علیه ایران از سخنان امروز او آغاز نشده است؛ او صرفاً در مقطعی وارد این میدان میشود که ریشههای آن بسیار پیشتر از جنگهای اخیر شکل گرفته است. روبیو تاریخ ۲۵۰ ساله کشور خود را به یونان باستان پیوند میزند تا در تلاشی ایدئولوژیک نشان دهد که خصومت با ایران مسألهای نوظهور نیست، بلکه ریشه در تقابل کهن میان شرق و غرب دارد.
6 سال پیش بود که دونالد ترامپ در سال ۱۳۹۸ تهدید به هدف قرار دادن ۵۲ مرکز فرهنگی ایران کرده بود؛ سخنانی که پس از موج محکومیتهای جهانی و مغایرت صریح با قوانین بینالمللی مبنی بر مصونیت میراث فرهنگی، مجبور به پس گرفتن آن شد. با این حال، آن عقبنشینی صرفاً لفاظی رسانهای بود، چرا که زمینه این جنگ تمدنی پیشتر پیریزی شده بود. ایستادن روبیو در آتن و بازخوانی گزینشی تاریخ، در امتداد فضاسازیهایی نظیر فیلم هالیوودی «۳۰۰» است؛ فیلمی که نیاکان ایرانیان را «محور شرارت» خواند و با تصویری تحریفشده از آنان، نابودی این تمدن را امری موجه جلوه داد.
سادهاندیشی است اگر تصور شود موضعگیریهای سیاسی اخیر برگرفته از یک اثر سینمایی است؛ واقعیت این است که آن روایات هالیوودی، خود خروجی همان ذهنیت حاکم بر محافل سیاسی غرب هستند که بر پایه خوانش یکسویه از گزارشهای هرودوت بنا شدهاند. روبیو امروز همان خط را دنبال میکند: او با سکوت درباره آتش زدن سارد توسط آتنیها، صرفاً واکنش هخامنشیان را برجسته میسازد. از سوی دیگر، پیوند زدن بیواسطه آمریکا به آتن باستان در حالی صورت میگیرد که سیاستمداران آمریکایی حتی میراث تاریخی هخامنشیان در خاورمیانه را نادیده میگیرند؛ میراثی که نماد بارز آن فرمان کوروش بزرگ برای رهایی یهودیان از اسارت بابل و تجدید بنای معبد اورشلیم بود؛ همان مکانی که رهبران غربی امروز در برابر بقایای دیوارهای تاریخی آن به نیایش میایستند.
این بازتولید روایت، فرآیندی جهتدار برای آمادهسازی افکار عمومی و تضعیف سد هویتی و تاریخی ایران است. پیامد این نگاه تمدنستیز، امروز در عرصه میدانی آشکار شده است: آسیب به بیش از ۱۴۰ اثر تاریخی و ۵۴ موزه در ایران در جریان رخدادهای نظامی اخیر. وقتی جامعهای در روایت غالب رسانهای از پیشینه تمدنی و انسانی خود تهی معرفی شود، تعرض به شناسنامه تاریخی و مواریث فرهنگی آن از یک تخلف به یک «هدف جنگی» تبدیل میشود. سخنان مارکو روبیو ماهیت واقعی این تقابل را برملا میکند؛ این نبرد نه صرفاً یک منازعه دیپلماتیک یا نظامی زودگذر، بلکه جنگی هویتی و تمدنی برای تسلط بر حافظه تاریخی شرق است.

