در حافظه موقت ذخیره شد...
خشونت هایی که باید کنترل شوند
در حادثهای دیگر دو پسر جوان که برادر هستند در اصفهان به خاطر اختلافات خانوادگی و به گفته یکی از بستگان این خانواده به خاطر اختلاف بر سر نگهداری یک قلاده سگ با دایی خود درگیر شدهاند و در اقدامی جنونآمیز مرد جوان و همسر و دو فرزند وی را در خانه کشته و اجسادشان را در اتاقکی بالای پشت بام خانه مخفی کردهاند که چند روز بعد ماجرا با پیگیری یکی از بستگان لو رفت.
چند هفته قبل دو پسر نوجوان با یکدیگر درگیر شده و پسر 17 ساله با چاقو طرف مقابل را کشت و دستگیر شد اما وقتی مدتی بعد پدر و مادر و برادر کوچکتر متهم به قتل برای گرفتن رضایت به خانه مقتول رفتند برادر مقتول در اقدامی هولناک با اسلحه این سه نفر را کشت و فرار کرد.
پسر جوانی که در خارج از کشور زندگی میکرد و بعد از سالها به ایران برگشته و به خانه مادرش رفته بود بعد از اختلافات کوچک و بزرگ سرانجام دست به چاقو شد و مادرش را به خاطر اینکه برایش قورمه سبزی درست کرده بود کشت؛ او پس از یک ماه فرار وقتی دستگیر شد، گفت: «مادرم میدانست من گیاهخوارم اما برایم گوشت درست کرده بود من هم عصبانی شدم و او را کشتم! هرچند این ماجرا علت تامه قتل بود اما به گفته پسر جوان او از کودکی با تحقیرها و بیتوجهیهای مادرش بزرگ شده و همه اینها مثل یک غده سرطانی در وجودش رشد کرده و با یک جرقه سرباز کرد و به این حادثه هولناک و قتل مادر منجر شد.»
این چهار حادثه مرگبار فقط نمونهای از حوادث عجیبی است که در روزهای اخیر در گوشه و کنار کشور رخ داده است ریشهیابی این حوادث و همچنین تفکیک قتل های خانوادگی از غیر خانوادگی و قتلهایی که در لحظه ای و از روی عصبانیت رخ می دهد با قتلهایی که سناریوی آن از قبل برنامه ریزی شده به طور حتم نیاز به بحثهای کارشناسی و پژوهشی و تحقیقاتی دارد اما در یک جمله باید پرسید چرا برخی از مردم تا این حد خشمگین و عصبانی و از کنترل خارج شدهاند که با یک جمله و یک اعتراض و یک نگاه اینگونه جنایت میآفرینند؟
جرم شناسان سعی میکنند به این سؤال پاسخ دهند که چرا برخی از افراد مرتکب جرم میشوند و چه چیزی مجرمان را از بقیه افراد متفاوت میکند؟ به واقع حتی افراد عادی و آرام و خونسرد هم میتوانند در مواقعی مرتکب جرم شوند و لزوماً مجرمان ظاهری متفاوت، خصوصیات اخلاقی و مشخصات خاصی ندارند اما آنچه باید به آن توجه کرد به طور قطع دوران کودکی بسیار اهمیت دارد و بسیاری از رفتار ما ریشه در کودکی، تربیت و عقدههای روانی دارد. کسانی که از محبت محروم بوده و همواره مورد توهین و تحقیر از سوی خانواده قرار گرفتهاند و دچار عقدههای فروخورده و روی هم انباشته شده بودهاند در یک برهه زمانی وقتی در موقعیتی حساس قرار میگیرند میتوانند این عقدهها را با قتل، ضرب و جرح و یا جرایم خشن دیگر بروز دهند. در نهایت باید گفت فشارهای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و مصرف موادمخدر سنتی و صنعتی میتواند انگیزهای برای بروز خشونتهای رفتاری باشد که گاه جبران آن بسیار سخت است.

