«ایران» از وضعیت عرضه اقلام ضروری در فروشگاهها و خرید هوشمندانه شهروندان گزارش میدهد
شکست سناریوی هراس با همراهی دولت و مردم
مرجان قندی
گروه اجتماعی
این روزها اگر سری به فروشگاهها و بازارهای شهر بزنید، خبری از صفهای طولانی، قفسههای خالی یا نگاههای نگران نیست؛ ویترینها پر است و مردم خرید میکنند. اما پشت این آرامش ظاهراً ساده، تلاش مدیریتی پنهان است؛ تلاشی شبانهروزی برای رساندن کالاهای اساسی به سفرههای مردم، آن هم در میان فشارهای اقتصادی و تحریمها که اگر تدبیر نبود، میتوانست به بحران کمبود یا شوک معیشتی منجر شود. دولت با واریز یارانه و اجرای طرح کالابرگ الکترونیک، در پی مهار تورم و کاهش فشارهای معیشتی بر دوش خانوارهاست. رصد روزانه و میدانی در شعب مختلف فروشگاههای زنجیرهای سراسر کشور و مغازههای محلی هم این واقعیت را تأیید میکند؛ جایی که اقلام ضروری سبد روزمره از روغن و انواع لبنیات گرفته تا ماکارونی، برنج و حبوبات به اندازه نیاز در معرض انتخاب و خرید شهروندان قرار دارد.
در گفتوگو با شهروندان در نقاط مختلف شهر، یک وجه اشتراک دیده میشود؛ آنها فقط از قیمتها گلایه دارند، نه از کمی و کاستی کالاها. خانم رضایی، بازنشسته آموزش و پرورش، در حال خرید از یکی از فروشگاههای محله ستارخان میگوید: «گرانی هست و این موضوع بر کسی پوشیده نیست. ما در خریدها سعی میکنیم حسابشدهتر عمل کنیم. اما نکته اینجاست که من بازنشسته، وقتی وارد فروشگاه میشوم و میبینم که همه اقلام از برنج و روغن تا لبنیات سر جایشان هستند، خیالم راحت است که جنس هست و لازم نیست برای تهیه مایحتاج روزانه، در تکاپوی پیداکردن کالا باشم. حتماً مسئولان هم میدانند که معیشت سخت است و من اخبار را که دنبال میکنم، میبینم مدام در حال رایزنی و تلاش برای متعادل کردن قیمتها هستند.»
آقای شمس، راننده تاکسی است. او همزمان با انتخاب کالاها از قفسهها برای خرید خانه میگوید: «ما همه در این کشور زندگی میکنیم و شرایط را میدانیم؛ در یک سال گذشته دو جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشتیم. شرایط واقعاً سخت است، اما در هیچکدام از روزها کمبودی نبود. همین فروشگاههای زنجیرهای که در همه محلهها هستند، با نظارت دولت دائماً کالای ارزانتر یا سبدهای یارانهای عرضه میکنند که همین هم در شرایط خاص خیلی کمک میکند. من معتقدم اگر این حمایتها نبود، وضعیت خیلی سختتر میشد. در این شرایط، همه ما یاد گرفتهایم که به هم کمک کنیم؛ مثلاً همسایههای ما در آپارتمان گاهی کالاهای تخفیفدار را به هم خبر میدهند یا خریدهای فلهای اشتراکی انجام میدهیم که قیمتهایشان مناسبتر میشود.»
او میگوید: «این همدلی یک نوع سرمایه است که ایران را در بزنگاههای سخت حفظ کرده است. مردم این روزها هوشمند خرید میکنند، یعنی دیگر خرید هیجانی نمیکنند؛ آنها میدانند که کالا هست و نیازی به ذخیرهسازی و انبار کردن نیست. این رفتار بالغانه، یکی از بزرگترین شکستهای دشمن در القای ترس از کمبود است.»
کالای سهمیهای نداریم
در میان مشتریان، زن جوانی با سبدی پر از مواد غذایی کنار صندوق ایستاده است. او میگوید: «راستش قبل از اینکه بیایم، شنیده بودم بعضی کالاها مثل روغن یا کنسرو را به تعداد محدود و سهمیهای به مردم میدهند. برای همین اولش کمی نگران بودم که نتوانم همه چیزهایی را که لازم دارم بخرم.»
او توضیح میدهد: «اما وقتی رسیدم فروشگاه، صندوقدار خودش گفت که هیچ محدودیتی وجود ندارد؛ نه برای روغن و کنسرو، نه حتی برای اقلام سبد کالابرگ. هر کسی میتواند هر کالایی را که مایحتاجش است به اندازه نیازش بردارد و خرید کند.» او به سبدش اشاره میکند و میگوید: «همین الان هم روغن و کنسرو و چند قلم دیگر را بدون هیچ محدودیتی خریدم. واقعاً حس خوبی است که آدم به راحتی بتواند مایحتاج خانهاش را تأمین کند. فهمیدم خیلی از شبکههای خارجی و معاند فقط میخواهند ذهن ما را بههم بریزند.»
ساعت حدود ده و نیم صبح است. محوطه میدان میوه و ترهبار قزل قلعه شلوغ است و همه در تکاپو هستند. غرفههای اقلام پروتئینی صفهای روانی دارند. برخلاف روزهایی از سالهای دور که شایعه کمبود یک کالا، صفهای طویل و پرتنش ایجاد میکرد، اینجا همه چیز عادی است؛ مرغ گرم و تخممرغ با نرخ مصوب و گوشت تنظیم بازاری. خانمی میانسال که به گفته خودش در خانه خیاطی میکند و کسب درآمدش از همین راه است، در حالی که نایلون میوه و یک شانه تخممرغ را روی چرخ خریدش جا میدهد، میگوید: «پنهانکاری که نداریم؛ من با منبع درآمد متوسطی که دارم زندگی میکنم. هر بار که قیمت اقلام را میبینم، یک حساب و کتاب سرانگشتی میکنم تا بودجه تا آخر ماه برسد. گرانی هست و این روزها هر ریال برایمان اهمیت دارد. اما راستش را بخواهید، همین که میآیم داخل بازار و میبینم قفسهها تا سقف چیده شده، دلم آرام میگیرد. من روزهای جنگ و بحرانهای اوایل انقلاب یادم هست؛ زمانی که پول داشتی ولی جنس نبود و باید ساعتها در سرما برای یک شیشه شیر یا حلب روغن معطل میشدی. الان جنس زیاد است. شاید سبد خریدمان را فقط به اندازه نیاز چند روز پر کنیم و کمتر اسراف کنیم، اما اینکه جنس هست، خودش نصف آرامش روانی خانواده است.» در همان راسته، مهشید، دانشجوی کارشناسی ارشد که با همخانهاش برای خرید حبوبات و ادویه آمده، نظر متفاوتی از زاویه دید نسل جوان دارد و میگوید: «ما دانشجوها حساب ریال به ریال بودجه ماهیانهمان را داریم. نمیشود انکار کرد که گرانی شوخیبردار نیست؛ هر بار قیمت شیر یا تخممرغ بالا میرود، در سبد ماهانه ما تأثیر میگذارد. اما یک چیز جالب است ما قبلاً نگران بودیم که شاید روزی دسترسی به مواد پایه مثل پنیر، روغن سرخکردنی یا مواد بهداشتی قطع شود یا بازار سیاه شکل بگیرد. اما خوشبختانه این کابوس هیچوقت به واقعیت نرسید. تنوع کالا حتی در کوچکترین سوپرمارکتها بالاست. کالابرگمان که شارژ میشود، بخش بزرگی از هزینه روغن و لبنیات ما را سبک میکند.»
زنجیره تأمین کاملاً باز است
در بخش دیگری از این موضوع، فروشندگانیاند که نبض اصلی توزیع هستند و از ثبات موجود ابراز رضایت میکنند. آقای کمالی، مدیر یک مغازه موادغذایی میگوید: «مهمترین نکته این است که زنجیره تأمین ما کاملاً باز است. ما نه در دوران جنگ رمضان و نه بعد از آن حتی یک روز هم با قفسههای خالی مواجه نبودهایم. این یعنی کارخانهها، توزیعکنندگان و نظارت دولت هماهنگ عمل میکنند. مردم شاید از قیمتها نگران باشند، اما ما در مغازه میبینیم که چقدر خریدها با آرامش انجام میشود. ما هم بهعنوان فروشنده، سعی میکنیم تا حد امکان با سودهای کمتر یا جشنوارههای فروش ویژه، همراه مردم باشیم. دولت هم در طرحهای کالابرگ، دستگاههای ما را تجهیز کرده و این به مردم کمک میکند تا خرید بهتری داشته باشند.»
او توضیح میدهد: «در مغازه ما دفتری هست که به آن دفتر حساب معتمدین میگوییم. بارها پیش آمده کارگری، سرپرست خانواری یا دانشجویی خرید کرده و مبلغی کم داشته؛ اصلاً نمیگذاریم شرمنده شود. خیلی موقعها بازاریها خودشان ماهانه مبالغی روی هم میگذارند و حساب خانوادههای آبرومند محل را تسویه میکنند. تا وقتی این پیوندهای انسانی زنده است، گرانی حریف روحیه ما نمیشود.»
به سمت شمال شهر و راسته بازار تاریخی تجریش میرویم. بوی سبزی تازه، ترشیجات و ادویههای رنگارنگ در فضای سقفهای طاقی پیچیده است. تضاد خرید در این منطقه همیشه جالب است؛ حضور خریدارانی از قشرهای مختلف با توانهای مالی گوناگون. در مغازه بنکداری و خواربارفروشی حاج حبیب که بیش از چهل سال است در این بازار مغازه دارد، کیسههای برنج ایرانی و خارجی، حبوبات و دبههای روغن زیتون و کنجد جلوه میکند. حاج حبیب درباره ارزیابیاش از فضای کسبوکار این روزها میگوید: «برکت همیشه هست. بله، قدرت خرید مردم نسبت به چند سال قبل کمتر شده است. قبلاً یک خانواده پنجنفره یک گونی پنجاه کیلویی برنج طارم یا هاشمی میبرد، الان همان مشتری میآید و پنج کیلو یا ده کیلو برمیدارد. اما چرخه تجارت متوقف نشده. مهمترین مسأله برای کاسب، ثبات در زنجیره تأمین است. در این چند ماه، با وجود همه تلاطمهای سیاسی منطقه، ما حتی یک روز هم با بسته بودن انبارها یا نبود کالا مواجه نشدیم. این یعنی سیاستهای ارزی و توزیعی دولت توانسته مانع بحران نایابی شود. در شرایط جنگی و التهابات بینالمللی، اولین خطری که هر کشوری را تهدید میکند، تخلیه قفسهها از ترس احتکار است؛ اما تدبیر بازار مخصوصاً در این روزها
مانع از این اتفاق شده است.»
برش
دستور رئیسجمهوری برای تشکیل کمیته
تثبیت قیمت کالاهای مشمول کالابرگ
رئیسجمهوری در جلسه هیأت دولت دستور تشکیل کمیتهای برای تثبیت قیمت کالاهای مشمول طرح کالابرگ، متشکل از رئیس کل بانک مرکزی، وزیر جهاد کشاورزی، رئیس سازمان برنامه و بودجه، وزیر کشور و شهردار تهران را صادر کرد. رئیسجمهوری در جلسه این هفته هیأت دولت، بر ضرورت اتخاذ تدابیر هماهنگ برای تثبیت قیمت کالاهای مشمول طرح کالابرگ تأکید کرد. بر این اساس، دکتر پزشکیان دستور تشکیل کمیتهای متشکل از رئیس کل بانک مرکزی، وزیر جهاد کشاورزی، رئیس سازمان برنامه و بودجه، وزیر کشور و شهردار تهران را صادر کرد تا با بررسی ابعاد مختلف موضوع، سازوکارهای لازم برای تثبیت قیمت کالاهای مشمول کالابرگ را تدوین کند و زمینه اجرای هماهنگ این سیاست در سراسر کشور فراهم شود.

