در حافظه موقت ذخیره شد...
عوام
کسانی که نمیدانند چگونه میتوان خودروی دنده اتوماتیک را راند و یا چگونه با چاپستیک غذای شرق آسیایی خورد و ممکن است پیتزا را هم با چنگال و آب بخورند «عوام» هستند؟ تمام این مثالها که در زمانه شمس تبریزی نبوده است پس چه تلقی از «عوام» برای او ایجاد کرده که به هیچ عنوان خود را مخاطب آنها نمیداند؟ «داریوش مهرجویی» سالها پیش فیلمی ساخته بود به اسم «آقای هالو» آن شخصیت با بازی درخشان «علی نصیریان» مصداق «عوام» شمس تبریزی خواهد بود؟
از نظر من اما «عوام» آنهایی نیستند که کار با گوشی هوشمند را نمیدانند اتفاقاً بالاترین مدل گوشی را هم دارند ولی با آن دنبال خاله زَنَکبازی هستند.
آنهایی نیستند که ماشین آنچنانی ندارند اتفاقاً عالیترین آن را هم دارند ولی رانندگیشان را باید ببینید خودخواه و بیفرهنگ. «عوام» آنهایی هستند که در این محیطهای مجازی بدون اطلاع دقیق از عمق یک ماجرا شروع میکنند به تحلیل و همهچیزدانی در حالی که دهان باز کنند معلوم میشود چه در درونشان هست. «عوام» آنهایی هستند که سلبریتی را در مراسم خاکسپاری فرزندش برای گرفتن عکس سلفی یک لنگه پا نگه میدارند.
گفتوگو کردن، بحث کردن، سعی بر قانع کردن آنها هیچ فایدهای غیر از اتلاف وقت و عمر ندارد. «عوام» آن پیرمرد و پیرزن بزرگوار روستایی نیستند که به خاطر آشنا نبودن با دنیای امروز ممکن است اشتباهاتی بکنند، آنها اتفاقاً در برابر نفرات بالا بسیار هم مدرن هستند.
دکتر شریعتی در کتاب بازگشت به خویشتن میگوید: «در همین جامعه خودمان میبینیم به آدمی میگویند متمدن که مصرفش بالا رفته است نه شعورش. لذا اگر مصرف ناخن مصنوعی یا استفاده از لوازم آرایش نسبت به قبل بیشتر شده است، این یعنی متمدنتر شدهایم. آن مادرهایی که ستارخانها و دیگران را در دامن خود میپروردند و حنا به سرشان میزدند متمدن نبودند.»
اینکه شمس میگوید «برای ایشان نیامدهام» یعنی هدف از خلقت من یا نقش من در هستی، این نیست. من و «ایشان» کلام مشترک نداریم، دنیاهایمان متفاوت است. نظام ارزشی ما
با هم فرق دارد.
آنچه را او میگوید من متوجه نمیشوم و هر آنچه من بیان میدارم برای آنها غریب است. به همین سبب است که شمس در ادامه میگوید: «نه او سخن تواند شنیدن، نه از من برخوردار شود.»

