جلیل رسولی و پنج دهه جست‌وجوی معنا در خط

از «سیاه‌مشق‌های انقلاب» تا شکل‌گیری یک زبان شخصی

علی یوسفی
خوشنویس


جلیل رسولی را نمی‌توان صرفاً در محدوده خوشنویسی یا نقاشیخط تعریف کرد. فعالیت حرفه‌ای او از اوایل دهه ۱۳۵۰ آغاز شد و در بیش از پنج دهه، مسیری پرفرازونشیب را پشت سر گذاشت. در این مسیر، نمایشگاه «سیاه‌مشق‌های انقلاب» در اوایل دهه ۱۳۶۰ را می‌توان یکی از نقاط عطف کارنامه او دانست؛ دوره‌ای که در آن، مضمون مذهبی و ظرفیت‌های تصویری خط بیش از پیش در مرکز توجه او قرار گرفت.
رسولی پیش از این نمایشگاه نیز تجربه‌های متنوعی در عرصه هنر داشت، اما «سیاه‌مشق‌های انقلاب» به شکل‌گیری مشخص‌تر زبان شخصی او کمک کرد؛ زبانی که در آن خوشنویسی، تصویر و مضامین مذهبی در ارتباطی تازه قرار گرفتند. این رویکرد در دهه‌های شصت، هفتاد و هشتاد گسترش یافت و در سال‌های بعد نیز با تغییرات فرمی و تکنیکی ادامه پیدا کرد. استمرار، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های کارنامه رسولی و در عین حال چالش اصلی آن است. هنرمندی که بیش از پنج دهه با مضامین مذهبی کار کرده، ناگزیر با این پرسش روبه‌روست که چگونه می‌توان در دل یک مضمون پایدار، از تکرار عبور کرد و به کشفی تازه در زبان هنر رسید. پاسخ رسولی را می‌توان در تجربه‌های مداوم او در زمینه خط، ترکیب‌بندی، رنگ، ماده و تکنیک جست‌وجو کرد.
دهه ۱۳۶۰ برای او دوره تثبیت این زبان تازه بود. رسولی که از شاگردان استاد سید حسن میرخانی به شمار می‌آمد، با بهره‌گیری از سنت اصیل خوشنویسی، مسیر شخصی خود را دنبال کرد. در آثار او، سنت صرفاً مجموعه‌ای از قواعد برای بازتولید گذشته نیست؛ بلکه ماده‌ای زنده است که می‌توان آن را در ساختاری تازه به کار گرفت. همین تلاش برای ایجاد پیوند میان میراث خوشنویسی و امکانات بیان تصویری، به‌تدریج جایگاه او را در نقاشیخط معاصر ایران تثبیت کرد.
 
خط؛ از وسیله خواندن تا عنصر دیداری
و حامل معنا
مضمون مذهبی در آثار رسولی تنها یک انتخاب موضوعی نیست. در بسیاری از آثار او، خود خط و حروف به حاملان اصلی معنا تبدیل می‌شوند. کلمه دیگر صرفاً برای خوانده ‌شدن روی سطح اثر قرار ندارد، بلکه به عنصری دیداری بدل می‌شود؛ عنصری که می‌تواند گسترش یابد، فشرده شود، روی هم بنشیند و در کنار رنگ و بافت، ساختار تصویری مستقل ایجاد کند. در این فرآیند، حروف پیش از آنکه خوانده شوند، دیده می‌شوند.
شاید یکی از دلایل توجه مخاطبان و مجموعه‌داران جهان اسلام به آثار رسولی نیز همین ویژگی باشد. زبان هنری او، هرچند ریشه‌ای عمیق در سنت ایرانی دارد، از مرزهای جغرافیایی ایران فراتر رفته و در فضای فرهنگی جهان اسلام نیز شناخته شده است.  
پیوند رسولی با فرهنگ و هنر اسلامی تنها به نمایشگاه‌ها و مجموعه‌های خصوصی محدود نمانده است. او در یکی از سفرهای خود به نجف اشرف و هنگام تشرف به حرم امیرالمؤمنین حضرت علی(ع)، شماری از آثار خود را به موزه حرم اهدا کرد؛ آثاری که اکنون در این موزه نگهداری می‌شوند. این اقدام، وجه دیگری از نسبت عمیق میان تجربه هنری او و جهان معنایی تشیع را نشان می‌دهد.
حضور رسولی در داوری و ارزیابی آثار خوشنویسان جهان اسلام در ترکیه نیز نشانه دیگری از جایگاه او در این عرصه است. چنین حضوری، حاصل سال‌ها تجربه و شناخت گسترده از خطوط، مکاتب و معیارهای خوشنویسی اسلامی است.  
«ب بسم‌الله»
 آزمونی تازه میان سنت و نوآوری
اکنون نمایشگاه «ب بسم‌الله» در گالری آسمان فرهنگستان هنر فرصتی برای بازخوانی این مسیر طولانی است. مجموعه‌ای از آثار مذهبی رسولی در این نمایشگاه، حاصل تجربه انباشته هنرمندی است که سال‌ها با خط، رنگ، ماده و ساختار تصویری کار کرده است. لایه‌گذاری، بافت، پرداخت و ترکیب عناصر خوشنویسانه با ساختارهای تصویری، آثار را از سطحی صرفاً نوشتاری فراتر برده است.
با این حال، درباره «ب بسم‌الله» نمی‌توان تنها با زبان ستایش سخن گفت. استمرار یک مضمون مذهبی طی بیش از پنج دهه، هم امتیاز رسولی است و هم چالشی جدی برای او. مخاطب حق دارد انتظار داشته باشد که هر اثر تازه، نه فقط اجرای دیگری از یک مضمون آشنا، بلکه امکان تازه‌ای برای دیدن و تجربه آن مضمون فراهم کند.
از این منظر، «ب بسم‌الله» ادامه یک تجربه تاریخی است، نه نقطه‌ای منفصل از کارنامه رسولی. از فعالیت‌های حرفه‌ای او در اوایل دهه ۱۳۵۰ و نقطه عطف «سیاه‌مشق‌های انقلاب» تا آثار امروز، خط در آثار او مسیری طولانی پیموده است؛ از متن به تصویر، از تصویر به ماده و از ماده به تجربه‌ای زیبایی
‌شناسانه.
اهمیت جلیل رسولی در تاریخ معاصر خوشنویسی و نقاشیخط ایران، بیش از هر چیز در همین استمرار و جست‌وجو قابل بررسی است؛ تلاشی برای بهره‌گیری از میراث اصیل خوشنویسی اسلامی، بی‌آنکه در تکرار آن متوقف شود.