تسهیلات حمایت از اشتغال، مسیر احیای واحدهای کوچک آسیب‌دیده را دنبال می‌کند

۱۲۳۳ واحد در صف بازگشت به تولید


بازسازی تولید پس از جنگ تحمیلی، فقط با احیای کارخانه‌های بزرگ و پروژه‌های چند هزار میلیارد تومانی معنا پیدا نمی‌کند. در کنار بنگاه‌های بزرگی که خسارت آنها بخش قابل‌توجهی از منابع مورد نیاز بازسازی را تشکیل می‌دهد، بدنه گسترده‌ای از کارگاه‌ها و واحدهای کوچک تولیدی قرار دارند که آسیب آنها در مقیاس هر واحد محدودتر است، اما تعداد بالای آنها تصویر دیگری از اقتصاد پس از جنگ ترسیم می‌کند. تصویر هزاران کسب‌وکاری که توقف حتی چندروزه فعالیتشان می‌تواند به کاهش تولید، دشواری پرداخت دستمزد و از دست رفتن بازارهای محلی منجر شود.
برآوردهای اولیه از بنگاه‌های آسیب‌دیده جنگ رمضان نشان می‌دهد بیشترین تعداد واحدها، در گروه خسارت یک تا ۱۰ میلیارد تومان قرار دارند. در این گروه، هزار و ۲۳۳ بنگاه شناسایی شده‌اند که مجموع خسارت اعلامی آنها ۳.۴۷ همت است. این رقم در مقایسه با خسارت شرکت‌های بزرگ، سهم محدودی از کل خسارت‌ها را دارد، اما از نظر تعداد بنگاه و پراکندگی اثر بر اشتغال و تولید، گروهی تعیین‌کننده به شمار می‌رود.
در واقع، مسأله این واحدها بیش از آنکه «بازسازی پروژه‌های عظیم» باشد، تأمین منابعی برای ادامه حیات است. پروژه‌هایی مانند تعمیر یک دستگاه، جایگزینی بخشی از مواد اولیه یا موجودی آسیب‌دیده، ترمیم محل تولید، پرداخت دستمزد، احیای ناوگان حمل‌ونقل یا تأمین نقدینگی برای بازگشت خط تولید به شرایط عادی که چنین نیازهایی، اگر به‌موقع پاسخ داده نشود، می‌تواند یک خسارت محدود را به توقف طولانی‌مدت فعالیت تبدیل کند.

صرف نگاه کردن به ارزش ریالی خسارت کافی نیست
آمارها نشان می‌دهد از مجموع سه‌هزار و ۱۹۵ بنگاه با هزینه تأمین مالی کمتر از یک‌هزار میلیارد تومان، نزدیک به ۴۰ درصد در بازه خسارت یک تا ۱۰ میلیارد تومان قرار گرفته‌اند. این گروه از نظر تعداد، بزرگ‌ترین دسته آسیب‌دیدگان است. اما سهم آن از مجموع خسارت بنگاه‌های زیر یک همت، حدود ۴.۴ درصد برآورد شده است.
این نسبت، یک نکته مهم در خود دارد. در سیاست بازسازی، صرف نگاه کردن به ارزش ریالی خسارت کافی نیست. ممکن است یک بنگاه بزرگ به تنهایی خسارتی معادل صدها یا هزاران واحد کوچک داشته باشد، اما اثر توقف فعالیت واحدهای کوچک و متوسط در شهرک‌های صنعتی، بازارهای منطقه‌ای، زنجیره قطعه‌سازی، صنایع غذایی، خدمات فنی و تولیدات محلی، به‌صورت گسترده‌تری در اقتصاد پخش می‌شود.
بنگاهی که چند میلیارد تومان خسارت دیده، معمولاً با ذخایر نقدی و توان دسترسی به منابع متنوع مالیِ یک شرکت بزرگ قابل مقایسه نیست. شرکت‌های بزرگ‌تر امکان بیشتری برای استفاده از دارایی‌ها، اعتبار تجاری، انتشار اوراق، منابع گروه‌های وابسته یا مذاکره با بانک‌ها دارند؛ اما برای بسیاری از کارگاه‌ها و واحدهای کوچک، وقفه در تولید می‌تواند به معنای اختلال همزمان در پرداخت حقوق، خرید مواد اولیه و ایفای تعهدات به مشتریان باشد.

خسارت کوچک
اما اثر بزرگ بر اشتغال
در ادبیات اقتصادی، بنگاه‌های کوچک و متوسط اغلب به دلیل تعداد بالا و ارتباط نزدیک با بازار کار محلی اهمیت پیدا می‌کنند. این واحدها ممکن است در آمار سرمایه‌گذاری‌های بزرگ دیده نشوند، اما بخش مهمی از اشتغال شهرهای کوچک، شهرک‌های صنعتی و زنجیره‌های تأمین را بر دوش می‌کشند.
برای نمونه، یک کارگاه قطعه‌سازی ممکن است محصول خود را به چند تولیدکننده بزرگ‌تر تحویل دهد یا یک واحد بسته‌بندی مواد غذایی با شبکه‌ای از کشاورزان، رانندگان و فروشگاه‌ها در ارتباط باشد و حتی  یک تولیدکننده کوچک محصولات شیمیایی، فلزی یا پلاستیکی، مواد واسطه‌ای چند واحد دیگر را تأمین کند. توقف فعالیت هر کدام از این واحدها، اگرچه شاید در مقیاس ملی یک عدد بزرگ به نظر نرسد، اما می‌تواند در سطح منطقه‌ای اثر قابل توجهی بر تولید و اشتغال بر جای بگذارد.
از این منظر، بازسازی بنگاه‌های کوچک تنها حمایت از یک واحد خصوصی نیست و  اقدامی برای حفظ پیوندهای موجود در زنجیره تولید است. اگر تأمین‌کننده کوچک نتواند به‌موقع فعالیت خود را از سر بگیرد، شرکت بزرگ‌تر نیز ممکن است با کمبود قطعه، ماده اولیه یا خدمات روبه‌رو شود. به همین دلیل، تأمین مالی سریع واحدهای کوچک می‌تواند مکمل برنامه بازسازی صنایع بزرگ باشد نه رقیب آن.

مسیر متفاوت
برای بنگاه‌های زیر یک همت
دولت در طراحی سازوکار تأمین مالی، بنگاه‌های آسیب‌دیده را بر اساس میزان هزینه مورد نیاز برای بازسازی به دو دسته تقسیم کرده است: دسته اول واحدهایی با هزینه تأمین مالی کمتر از یک‌هزار میلیارد تومان و دسته دوم بنگاه‌هایی که نیاز مالی آنها از این سقف بالاتر است.
برای گروه نخست، اجرای «دستورالعمل نحوه تأمین مالی نوسازی، بازسازی و احیای بنگاه‌های آسیب‌دیده توسط مؤسسات اعتباری» در نظر گرفته شده است. این مسیر به‌طور مشخص برای آن طراحی شده که نیازهای واحدهای کوچک و متوسط، از جمله تأمین سرمایه در گردش، نوسازی، بازسازی و راه‌اندازی مجدد، از مسیر شبکه بانکی پیگیری شود.
همزمان، بسته حمایت از حفظ اشتغال در شرایط اضطرار، معادل ۸۰ همت منابع  پیش‌بینی کرده است. بر اساس داده‌های موجود، متقاضیان به ارزش ۱۸همت به بانک‌های عامل معرفی شده‌اند و پرداخت حدود ۶ همت نیز آغاز شده است. آغاز پرداخت‌ها نشانه عملیاتی شدن حمایت است، اما برای بنگاه‌هایی که با محدودیت نقدینگی مواجه‌اند، سرعت تکمیل چرخه معرفی، بررسی و پرداخت، اهمیتی هم‌سنگ با حجم منابع دارد.
در واقع، تفاوت اصلی میان یک تسهیلات عادی و حمایت در وضعیت اضطرار، باید در زمان پاسخگویی نمایان شود. واحدی که به دلیل آسیب، توان مالی پیشین خود را از دست داده، ممکن است برای تکمیل وثایق یا عبور از فرآیندهای معمول بانکی با دشواری مواجه شود. اگر این فرآیند طولانی شود، هدف اولیه سیاست که حفظ اشتغال و جلوگیری از توقف تولید است، با چالش روبه‌رو خواهد شد.

سرعت، مهم‌تر از پیچیدگی
این مسأله به معنای حذف اعتبارسنجی یا نادیده گرفتن ضوابط بانکی نیست. منابع بانکی باید با دقت، نظارت و ارزیابی پرداخت شود. اما سازوکار ارزیابی بنگاه آسیب‌دیده باید بتواند تفاوت میان یک کسب‌وکار فاقد توان اقتصادی و یک واحد فعالِ آسیب‌دیده را تشخیص دهد. واحدی که پیش از جنگ تولید، فروش و اشتغال داشته و با یک حمایت محدود و هدفمند، امکان بازگشت به فعالیت را پیدا می‌کند.
برای این دسته از بنگاه‌ها، چند عامل در کیفیت اجرای برنامه تعیین‌کننده است: اعلام روشن مدارک مورد نیاز، تعیین بانک‌عامل و مسیر مراجعه، زمان‌بندی مشخص برای بررسی پرونده، امکان پیگیری وضعیت درخواست و طراحی تسهیلات متناسب با نوع خسارت. وامی که دوره تنفس یا بازپرداخت آن با زمان لازم برای بازگشت واحد به تولید هماهنگ نباشد، ممکن است به جای کمک به احیا، تعهد مالی تازه‌ای برای بنگاه ایجاد کند.
همچنین باید میان نیاز به سرمایه در گردش و هزینه بازسازی تمایز گذاشت. واحدی که ماشین‌آلاتش آسیب دیده، ممکن است به تسهیلات با دوره بازپرداخت بلندتر نیاز داشته باشد؛ اما بنگاهی که مواد اولیه یا موجودی خود را از دست داده، به منابع سریع‌تر و کوتاه‌مدت‌تر نیاز دارد. یک ابزار مالی واحد، لزوماً پاسخگوی هر دو نیاز نیست.

از خوداظهاری تا ارزیابی نهایی
داده‌های فعلی، نقشه اولیه خسارت‌ها را ترسیم می‌کند و در اسناد مربوطه نیز تصریح شده که مبنای خسارت‌ها عمدتاً خوداظهاری است. این نکته در شرایط پس از جنگ قابل درک است. چرا که  شناسایی سریع گستره آسیب‌ها برای آغاز برنامه حمایت ضروری است. اما در مرحله بعد، راستی‌آزمایی خسارت‌ها باید با سرعت و دقت انجام شود تا هم منابع به واحدهای واقعاً آسیب‌دیده برسد و هم میزان تسهیلات با نیاز واقعی هر بنگاه تناسب داشته باشد.
راستی‌آزمایی، تنها ابزاری برای کنترل منابع نیست و می‌تواند فرآیند پرداخت را نیز شفاف‌تر کند. وقتی نوع خسارت، میزان نیاز نقدینگی و برنامه بازگشت بنگاه به فعالیت مشخص باشد، بانک‌ها و نهادهای اجرایی بهتر می‌توانند ابزار مناسب را انتخاب کنند. این کار از پراکندگی منابع جلوگیری می‌کند و احتمال بازگشت موفق واحدها به تولید را افزایش می‌دهد.

بازسازی از پایین به بالا
۱۲۳۳ واحدی که در بازه خسارت یک تا ۱۰ میلیارد تومان قرار دارند، شاید در جدول کل خسارت‌ها سهم محدودی داشته باشند، اما در اقتصاد واقعی، هر کدام یک نقطه اتصال میان نیروی کار، مواد اولیه، تولید و بازار هستند. بازگشت این واحدها به فعالیت می‌تواند مانع گسترش اثرات جنگ به لایه‌های پایین‌تر اقتصاد شود.
بازسازی تولید زمانی کامل خواهد بود که هم شرکت‌های بزرگ و راهبردی برای بازگشت به مدار فعالیت، منابع بلندمدت و ابزارهای متناسب در اختیار داشته باشند و هم واحدهای کوچک، برای عبور از روزهای نخست پس از آسیب، به تسهیلات سریع، شفاف و قابل دسترس برسند. در این میان، حمایت از بنگاه‌های کوچک نه صرفاً یک سیاست جبرانی، بلکه بخشی از راهبرد حفظ اشتغال و ترمیم زنجیره تولید کشور است.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • علم و فناوری
  • اندیشه
  • حوادث
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • کتاب
  • خودرو
  • ایران زمین
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و سی و هشت
 - شماره نه هزار و صد و سی و هشت - ۱۱ مهر ۱۴۰۵