بازخوانی ابعاد هفتادمین کنفرانس عمومی آژانس بینالمللی انرژی اتمی
سیدقاسم بینیاز
فعال رسانهای
هفتادمین کنفرانس عمومی آژانس بینالمللی انرژی اتمی در وین را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک رویداد فنی یا تشریفاتی ارزیابی کرد. مجموعه تحولات این نشست نشان داد که موضوع هستهای ایران در نقطه تلاقی سه عرصه بههمپیوسته قرار گرفته است: «سازوکارهای نهادی و حقوقی آژانس، ملاحظات سیاسی و امنیتی پیرامون پرونده هستهای و نحوه روایت و بازنمایی این تحولات در افکار عمومی و رسانههای بینالمللی.»
از این منظر، اهمیت کنفرانس بیش از آنکه در یک تصمیم یا یک رویداد مشخص خلاصه شود، در تصویری است که از ظرفیتها و محدودیتهای دیپلماسی هستهای در شرایط کنونی ارائه میکند. یکی از مهمترین وجوه این کنفرانس، تفاوت میان «قدرت رأی» و «قدرت سیاسی» در ساختارهای چندجانبه است. بر اساس آمار ارائه شده، در رأیگیری مربوط به عضویت در کمیته عمومی کنفرانس، جمهوری اسلامی ایران با کسب ۴۴ رأی توانست جایگاه خود را در یکی از سازوکارهای رسمی کنفرانس حفظ کند. در مقابل، تصویب قطعنامهای با ۲۳ رأی موافق، ۳ رأی مخالف و ۸ رأی ممتنع، نشان داد که در موضوعات سیاسی، ملاحظات و آرایش سیاسی کشورها میتواند مسیر متفاوتی ایجاد کند. بنابراین، تجربه اخیر وین بار دیگر بر این واقعیت تأکید کرد که برابری حقوقی اعضا در نهادهای بینالمللی، الزاماً به معنای برابری ظرفیت سیاسی و اثرگذاری آنها نیست.
این دوگانگی، یکی از کلیدیترین پیامهای کنفرانس هفتادم این نهاد است. از یک سو، سازوکارهای رسمی و رویههای نهادی همچنان امکان حضور، مشارکت و شکلدهی به ائتلافهای موضوعی را فراهم میکنند و از سوی دیگر، پرونده هستهای ایران در فضایی قرار دارد که مؤلفههای سیاسی و امنیتی بر نحوه تصمیمگیری و حتی برداشت افکار عمومی از موضوع اثرگذار است. در همین چارچوب، رأیگیری مخفی و ۴۴ رأی کسبشده برای ایران را نمیتوان صرفاً یک عدد انتخاباتی دانست؛ بلکه نتیجه تصویری از وجود ظرفیتهایی برای گفتوگو و تعامل میان بخشی از اعضای جامعه بینالمللی ارائه میدهد، هرچند تبدیل این ظرفیت به همکاریهای پایدار، مستلزم سیاستگذاری هوشمندانه و مبتنی بر مصالح و منافع ملی و تعریف منافع مشترک است.
در سوی دیگر، تحولات سیاسی پیرامون پرونده هستهای ایران نشان داد که موضوع این پرونده همچنان در معرض تلاش برای شکلدهی به یک روایت سیاسی مشخص قرار دارد. ارجاع پرونده به مسیر شورای امنیت، مباحث مرتبط با تعهدات پادمانی و محدودیتهای ایجادشده در دسترسیهای بازرسان آژانس، همگی در فضایی مطرح شدند که در آن مرز میان ملاحظات فنی، حقوقی و سیاسی بیش از گذشته درهمتنیده است. در این شرایط، یکی از مسائل اساسی برای دیپلماسی هستهای، حفظ تمایز میان ارزیابیهای فنی آژانس و برداشتهای سیاسی از پرونده است. زیرا هرچه این دو حوزه بیشتر در یکدیگر ادغام شوند، امکان شکلگیری روایتهای متفاوت درباره ماهیت و مسیر پرونده افزایش مییابد.
موضوع ایمنی هستهای نیز در حاشیه این تحولات، اهمیت مضاعفی پیدا کرد. دیدار رئیس مرکز نظام ایمنی هستهای کشور با مسئولان مرتبط با حوادث و فوریتهای پرتوی آژانس، از مواردی بود که در جریان کنفرانس مورد توجه قرار گرفت. اهمیت این گفتوگو را میتوان در پیوند میان مباحث فنی ایمنی و پیامدهای انسانی و زیستمحیطی ناشی از هرگونه تعرض به تأسیسات هستهای مشاهده کرد. در چنین چارچوبی، ایمنی هستهای صرفاً یک موضوع تخصصی و داخلی نیست؛ بلکه میتواند به یکی از محورهای گفتوگوی بینالمللی درباره مسئولیت کشورها، حفاظت از تأسیسات صلحآمیز و ضرورت استمرار همکاریهای فنی تبدیل شود. این وجه از کنفرانس، ظرفیت آن را نشان میدهد که حتی در شرایط اختلاف سیاسی، کانالهای تخصصی و حرفهای همچنان امکان گفتوگو را حفظ کنند.
در همین حال، موضوع حضور و مشارکت مقامات ایرانی در کنفرانس نیز واجد ابعاد سیاسی و رسانهای بود. حضور نیافتن رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در کنفرانس که با کارشکنیهای دولت آمریکا صورت گرفت، در کنار سایر تحولات وین، به عنوان موضوعی قابل تأمل مطرح شده است. فارغ از ارزیابیهای سیاسی درباره علل این وضعیت، همزمانی آن با مباحث مربوط به دسترسی، همکاری و گفتوگو در چارچوب آژانس، اهمیت اصل «در همکاری متقابل» را برجسته میکند. به این معنا که سازوکارهای همکاری بینالمللی زمانی میتوانند از پشتوانه بیشتری برخوردار باشند که امکان تعامل و حضور مؤثر طرفهای ذیربط نیز فراهم باشد.
وجه مهم دیگر این کنفرانس، عرصه رسانهای و ارتباطی آن بود. گزارش فعالیتهای رسانهای هیأت جمهوری اسلامی ایران نشان میدهد در کنفرانس اخیر وین، ارتباط مستمر با رسانههای داخلی و بینالمللی، انجام مصاحبه با رسانههایی از ایران، فرانسه، چین و ژاپن، انتقال سریع مواضع هیأت، پوشش دیدارها و رصد فضای رسانهای بهصورت همزمان دنبال شد. در مجموع با توجه به اقدامات مذبوحانه طرف آمریکایی؛ ۹ خبر، ۴ پست و استوری اینستاگرامی، دو ویدئوی رسانهای و یک گزارش تصویری تولید و منتشر شد. این اقدامات نشان میدهد که در کنفرانسهای چندجانبه، دیپلماسی رسمی بدون دیپلماسی رسانهای کامل نیست. زیرا بخش مهمی از اثرگذاری یک رویداد بینالمللی در فاصله میان محل برگزاری نشست و فضای افکار عمومی شکل میگیرد.
از این منظر، «روایت» به یکی از مؤلفههای مکمل دیپلماسی هستهای تبدیل شده است. صرف حضور در یک نهاد بینالمللی یا ثبت یک نتیجه در صورتجلسه، لزوماً به معنای انتقال صحیح پیام آن رویداد به افکار عمومی نیست. تجربه وین نشان داد که سرعت انتشار، انتخاب پیام اصلی، دسترسی به رسانههای متنوع و امکان ارائه توضیح مستقیم از سوی مقامهای مسئول، در شکلگیری برداشت عمومی از رویداد نقش مهمی دارد. پوشش رسانهای عضویت ایران در کمیته عمومی کنفرانس و انجام مصاحبههای مرتبط، نمونهای از همین پیوند میان دستاورد نهادی و بازنمایی رسانهای آن بود.
در مجموع، هفتادمین کنفرانس عمومی آژانس را میتوان صحنه تقابل دو منطق دانست: منطق نهادها و منطق سیاست. در منطق نهادی، سازوکارهای رسمی همچنان امکان مشارکت، رأیگیری، گفتوگو و شکلدهی به همکاریهای چندجانبه را فراهم میکنند؛ در منطق سیاسی، اما آرایش قدرت، منافع کشورها و فضای امنیتی پیرامون پروندهها بر نتایج اثر میگذارد. در کنار این دو، منطق رسانهای نیز بهعنوان لایه سوم، نحوه برداشت افکار عمومی از رویداد را شکل میدهد. اهمیت اصلی وین در همین همزمانی است: پرونده هستهای ایران دیگر صرفاً موضوعی فنی نیست، بلکه موضوعی چندلایه است که ابعاد حقوق، دیپلماسی، امنیت، ایمنی و رسانه را به یکدیگر پیوند میدهد.
بر این اساس، یکی از مهمترین درسهای کنفرانس هفتادم آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ضرورت نگاه همزمان به این سطوح است. نتیجه رأیگیری، قطعنامه، دیدارهای فنی، مباحث ایمنی، تعاملات دیپلماتیک و بازتاب رسانهای هر یک بخشی از یک تصویر بزرگتر هستند و فهم دقیق تحولات وین بدون کنار هم قرار دادن این اجزا دشوار خواهد بود. تجربه این نشست همچنین نشان داد که ظرفیتهای چندجانبه موجود، علیرغم پیچیدگیهای سیاسی، همچنان برای گفتوگو و انتقال دیدگاهها قابل استفادهاند و در عین حال، فضای رسانهای میتواند در تقویت یا تضعیف برداشتها از همین تحولات نقش تعیینکننده داشته باشد. در نهایت، نشست اخیر وین را باید بیش از یک نشست سالانه، تصویری فشرده از وضعیت کنونی دیپلماسی هستهای دانست؛ وضعیتی که در آن حفظ جایگاه در سازوکارهای بینالمللی، مدیریت اختلافات سیاسی، استمرار کانالهای فنی و ارایه روایتی دقیق و مستند از مواضع و اقدامات، همزمان اهمیت پیدا کردهاند. گزارشهای رسانهای نیز نشان میدهد بخشی از این ضرورت در میدان عمل، از طریق ارتباط مستمر با رسانهها، تولید سریع محتوا و پیگیری بازتاب اخبار دنبال شده است. از این منظر، مهمترین پیام هفتادمین کنفرانس عمومی آژانس آن است که در شرایط پیچیده کنونی، دیپلماسی هستهای زمانی بهتر فهم میشود که ابعاد نهادی، سیاسی، فنی و رسانهای آن بهصورت یک منظومه واحد مورد بررسی قرار گیرد.

