تمرکز واحدهای آسیبدیده در چند قطب صنعتی امکان طراحی بستههای منطقهای بازسازی را فراهم کرده است
جغرافیای احیای صنعت
مسعود یوسفی
دبیر گروه اقتصادی
دادههای ارائهشده درباره بنگاههای بسیار آسیبدیده در حوزه وزارت صنعت، معدن و تجارت نشان میدهد تهران بیشترین تمرکز واحدهای صنعتی آسیبدیده را داشته است. پس از تهران، استان قم و آذربایجان شرقی قرار دارند. این سه استان در مجموع ۳۴ واحد از ۶۸ بنگاه دارای خسارت یکهزار میلیارد تومان و بیشتر را در خود جای دادهاند. به عبارت دیگر، نیمی از بنگاههای بزرگ آسیبدیده در همین سه استان مستقر بودهاند.
این تمرکز به معنای آن نیست که آسیبها به چند نقطه محدود بوده یا سایر استانها از برنامه بازسازی کنار گذاشته میشوند، بلکه نشان میدهد مرحله اجرایی بازسازی باید همزمان دو ویژگی داشته باشد: اول، پشتیبانی از همه واحدهای آسیبدیده در سراسر کشور و دوم، توجه ویژه به استانهایی که تراکم بیشتری از بنگاههای بزرگ و زنجیرههای صنعتی در آنها قرار دارد.
تهران، مرکز تمرکز بنگاههای آسیبدیده
استان تهران با ۱۹ واحد صنعتی بسیار آسیبدیده، بیشترین تعداد را در میان استانها دارد. این جایگاه، با ساختار صنعتی و اقتصادی تهران نیز قابل توضیح است. تهران و استانهای پیرامونی آن، علاوه بر تمرکز بالای واحدهای تولیدی، محل استقرار بسیاری از شرکتهای مادر، واحدهای مونتاژ، مراکز لجستیکی، شبکههای توزیع، دفاتر فروش و شرکتهای خدمات فنی و مهندسی هستند.
آسیب به یک بنگاه در تهران، در بسیاری موارد فقط یک واحد تولیدی را درگیر نمیکند. بخشی از زنجیره تأمین آن ممکن است در شهرکهای صنعتی اطراف تهران یا استانهای همجوار باشد. مواد اولیه آن از استانهای دیگر تأمین شود و بازار فروش آن نیز سراسر کشور را پوشش دهد. از این رو، بازگشت این واحدها به مدار فعالیت میتواند بر جریان تولید، حملونقل و توزیع در پهنهای فراتر از مرزهای استان اثر بگذارد.
همین ویژگی، اهمیت تأمین مالی متناسب برای بنگاههای تهران را دوچندان میکند. بخشی از این واحدها برای تعمیر و بازسازی فیزیکی به منابع نیاز دارند، اما بخشی دیگر برای خرید مواد اولیه، ایفای تعهدات، حفظ شبکه فروش و فعال نگه داشتن زنجیره تأمین، به سرمایه در گردش و ابزارهایی مانند ضمانتنامه بانکی نیازمندند.
قم و آذربایجان شرقی
دو کانون مهم تولید
پس از تهران، استان قم با ۹ واحد صنعتی بسیار آسیبدیده در جایگاه دوم قرار دارد. تمرکز واحدهای تولیدی در شهرکهای صنعتی این استان و پیوند آنها با بازار بزرگ تهران و استانهای مرکزی، سبب میشود بازگشت سریعتر این بنگاهها از اهمیت ویژهای برخوردار باشد. بسیاری از این واحدها در حلقههای میانی تولید فعالیت میکنند.
یعنی محصول یا خدمات آنها میتواند برای صنایع بزرگتر، شبکههای توزیع و بازار مصرف نقش مکمل داشته باشد.
آذربایجان شرقی نیز با ۶ واحد صنعتی بسیار آسیبدیده، یکی دیگر از نقاط مهم نقشه بازسازی است. این استان از قطبهای صنعتی کشور به شمار میرود و در حوزههایی مانند ماشینسازی، صنایع فلزی، قطعهسازی، صنایع معدنی، غذایی و صنایع وابسته به تجارت منطقهای ظرفیت قابل توجهی دارد. بنابراین، احیای واحدهای آسیبدیده در این استان میتواند علاوه بر حفظ تولید داخلی، به تداوم فعالیت زنجیرههای صنعتی شمالغرب کشور کمک کند.
در مجموع، تهران، قم و آذربایجان شرقی با ۳۴ بنگاه از مجموع ۶۸ بنگاه بزرگ آسیبدیده، سهمی ۵۰ درصدی از تعداد این گروه دارند. این آمار، ضرورت هماهنگی میان نهادهای مالی، دستگاههای استانی، شرکتهای شهرکهای صنعتی و شبکه حملونقل را برای تسریع بازسازی در این مناطق برجسته میکند.
صنایع پیشران در کانون بازسازی
بررسی حوزه فعالیت بنگاههای آسیبدیده نیز نشان میدهد بخش مهمی از خسارتها در صنایعی رخ داده که نقش مستقیمی در زنجیره تولید کشور دارند. ساخت وسایل نقلیه موتوری، تریلر و نیمتریلر، صنایع شیمیایی، صنایع فلزی و معدنی، برق و الکترونیک و ساخت فلزات اساسی، از جمله حوزههایی هستند که بیشترین آسیب را تجربه کردهاند.
این ترکیب صنعتی، معنای مهمی برای برنامه بازسازی دارد. برای مثال، صنعت خودرو و قطعهسازی تنها شامل کارخانههای اصلی نیست؛ شبکه بزرگی از قطعهسازان، سازندگان قالب، تولیدکنندگان مواد پلیمری، واحدهای فلزی، شرکتهای حملونقل و خدمات فنی به آن وابستهاند. وقفه در فعالیت یک واحد بزرگ در این زنجیره، میتواند سفارش و جریان مالی دهها واحد دیگر را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در صنایع شیمیایی نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. محصولات این بخش، در بسیاری از صنایع دیگر از جمله پلاستیک، رنگ، دارو، کشاورزی، بستهبندی و تولیدات مصرفی بهعنوان ماده اولیه یا کالای واسطهای استفاده میشوند. بازسازی این بنگاهها، تنها به معنای احیای ظرفیت همان شرکت نیست، بلکه به پایداری دسترسی صنایع پاییندستی به مواد مورد نیاز کمک میکند.
فلزات اساسی و صنایع معدنی نیز جایگاه ویژهای دارند. چرا که محصولات آنها در زنجیرههای ساختوساز، ماشینآلات، حملونقل، لوازم خانگی، تجهیزات صنعتی و پروژههای زیرساختی به کار میروند. در حوزه برق و الکترونیک نیز تداوم فعالیت بنگاهها برای تأمین تجهیزات، قطعات و خدمات مرتبط با زیرساختهای کشور اهمیت دارد.
مکمل تأمین مالی بنگاه ها
برنامه دولت برای تأمین مالی بنگاههای آسیبدیده، مسیرهای متفاوتی را برای گروههای مختلف تعریف کرده است. واحدهایی با هزینه تأمین مالی کمتر از یکهزار میلیارد تومان، از طریق دستورالعمل نوسازی، بازسازی و احیای بنگاهها در شبکه بانکی پیگیری میشوند. برای بنگاههای بزرگتر نیز کمیته تخصصی تأمین مالی تشکیل شده تا از ظرفیت ترکیبی بانکها، ضمانتنامهها و بازار سرمایه استفاده شود.
اما اجرای موفق این مدل، نیازمند یک نگاه منطقهای نیز هست. برای استانی مانند تهران که بیشترین تعداد بنگاههای بزرگ آسیبدیده را دارد، موضوع فقط تأمین مالی چند شرکت نیست؛ بلکه حفظ پیوستگی زنجیرههای صنعتی، خدمات پشتیبان، حملونقل و بازار فروش نیز اهمیت دارد.
در قم و آذربایجان شرقی نیز توجه به شهرکهای صنعتی، تأمینکنندگان محلی و ارتباط بنگاهها با بازارهای منطقهای میتواند بازگشت تولید را سریعتر و پایدارتر کند.
در واقع، تأمین مالی هر بنگاه باید در کنار تصویری از محیط فعالیت آن قرار گیرد. اگر یک واحد تولیدی با تأمین سرمایه در گردش فعال شود، اما تأمینکنندگان آن همچنان با مشکل نقدینگی مواجه باشند، بازگشت آن به ظرفیت کامل دشوار خواهد بود. به همین ترتیب، اگر کارخانهای بازسازی شود اما مسیرهای حملونقل، انبار، توزیع یا قراردادهای فروش آن فعال نشود، اثر کامل منابع مالی نمایان نخواهد شد.
برنامه احیای تولید
برآوردهای موجود نشان میدهد ۶۸ بنگاه با خسارت یکهزار میلیارد تومان و بیشتر، مجموعاً حدود یکهزار و ۸۹ همت خسارت اعلام کردهاند. در این میان، ۱۷ بنگاه با خسارت پنجهزار میلیارد تومان و بیشتر، نزدیک به ۹۸۲ همت از کل خسارت را به خود اختصاص دادهاند. تمرکز بخش بزرگی از ارزش خسارت در تعداد محدودی بنگاه، لزوم استفاده از بازار سرمایه را در کنار منابع بانکی توضیح میدهد. برای بنگاههای با خسارت پنجهزار میلیارد تومان و بیشتر، تأمین حداقل ۵۰ درصد منابع از بازار سرمایه بهعنوان شرط بهرهگیری از حداکثر ظرفیت بانکهای تحت مدیریت دولت پیشنهاد شده است. این مدل میتواند از یکسو فشار بر شبکه بانکی را مدیریت کند و از سوی دیگر، منابع بانکی را برای سرمایه در گردش و نیازهای فوریتر واحدهای کوچک و متوسط در دسترس نگه دارد.
در گروه ۵۱ بنگاه، با خسارت یک تا کمتر از پنجهزار میلیارد تومان نیز، تعیین سقف تسهیلات و تعهدات توسط بانک عامل و استفاده از ضمانتنامه برای انتشار اوراق بدهی پیشبینی شده است. این دسته از بنگاهها، بویژه در استانهای صنعتی، میتوانند حلقه مهمی میان اَبَربنگاهها و واحدهای کوچکتر باشند؛ به همین دلیل، احیای آنها در حفظ پیوستگی زنجیره تولید نقش دارد.
بازگشت تولید و پیوندهای صنعتی
برنامه بازسازی واحدهای آسیبدیده، در نهایت فقط درباره جبران یک خسارت یا پرداخت یک تسهیلات نیست. مسأله اصلی، بازگرداندن پیوندهای صنعتی است که میان کارخانهها، تأمینکنندگان، نیروی کار، شبکه حملونقل و بازار وجود دارد.
تمرکز ۵۰ درصدی بنگاههای بزرگ آسیبدیده در تهران، قم و آذربایجان شرقی، فرصت مناسبی برای طراحی برنامههای هماهنگتر استانی فراهم میکند؛ برنامههایی که در آنها تأمین مالی، بازسازی تجهیزات، سرمایه در گردش، احیای زنجیره تأمین و حفظ اشتغال بهصورت همزمان دیده شود. در این نقشه، تهران به دلیل وزن بالای صنعتی و خدماتی، قم به دلیل جایگاه واحدهای تولیدی و ارتباط نزدیک با بازار مرکزی کشور و آذربایجان شرقی به دلیل نقش آن در صنعت و تجارت منطقهای، میتوانند از نقاط مهم بازگشت تولید باشند. هرچه بازسازی در این کانونها با سرعت، دقت و ابزارهای متناسبتری پیش برود، اثر آن در سطح گستردهتری از اقتصاد و زنجیرههای تولید کشور نمایان خواهد شد.

