«ایران» در گفتوگو با کارشناسان، دیپلماتها و اساتید دانشگاهها ابعاد سخنرانی صریح رئیس جمهوری در سازمان ملل را بررسی کرد
روایت پزشکیان علیه روایت غرب
مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری در سخنرانی صریح روز گذشته خود در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل با به چالش کشیدن روایت رسمی واشنگتن از مناقشه ایران کوشید جایگاه شاکی و متهم را در معادلهای که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا ترسیم کرده بود، دوباره تعریف کند. این روایت در یکی از صریحترین فرازهای آن با اشاره همزمان به برخورداری اسرائیل از سلاح هستهای و حضور بازرسان آژانس در ایران، تناقض عمیق استانداردهای دوگانه غرب را به رخ کشید و پرده از سیاستی برداشت که در مسیر پیگیری منافع خود حتی اصول اعلامیاش را نیز به محاق برده است. «ایران» برای واکاوی ابعاد این مواضع و سنجش اهمیت سیاسی و دیپلماتیک آن در گفتوگو با شماری از کارشناسان، استادان دانشگاه و دیپلماتها، محورهای اصلی سخنان رئیسجمهوری را به بحث گذاشته است؛ مجموعه دیدگاههایی که در یک گزاره مشترک به هم میرسند: پزشکیان در نیویورک، مأموریتی فراتر از بیان مواضع رسمی ایران را دنبال کرد و با برجسته کردن تناقضهای رفتاری و حقوقی غرب، استانداردهای دوگانهای را به چالش کشید که سالهاست بر مناسبات بینالمللی سایه انداخته است.
فاطمه غریبی
گروه دیپلماسی
روایت مظلومیت و اقتدار
اکبر ولیزاده
استاد دانشگاه تهران
سخنرانی مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، یکی از متفاوتترین مواضع ایران در این تریبون جهانی بود. این سخنرانی بر پایه روایتی صریح، احساسی و مستند بنا شد و تلاش کرد تصویر ایران را از «متهم» به «قربانی تروریسم و تجاوز خارجی» تغییر دهد. دکتر پزشکیان در شرایطی سخن گفت که جهان چشم به جنگ ایران و آمریکا دوخته بود و هر جمله او میتوانست بازتابی فوری در رسانههای بینالمللی داشته باشد. او سخنرانی خود را با یک نقطهعطف احساسی آغاز کرد: «من از ایرانی میآیم که رهبر ما را ترور کردند.» این جمله، در کنار اشاره به شهادت کودکان میناب و لامرد، ترور دانشمندان و حملات آمریکا و اسرائیل، چارچوبی انسانی و ملموس برای روایت ایران ساخت؛ چارچوبی که عمداً در برابر تصویرسازی آمریکا از ایران بهعنوان «تروریست» قرار گرفت.
دکتر پزشکیان در ادامه، ترکیبی از مظلومیت و اقتدار را به نمایش گذاشت. از یک سو بر این نکته تأکید کرد که ایران قربانی تروریسم دولتی بوده است و از سوی دیگر اعلام کرد: «هیچ حملهای بیپاسخ نمیماند» و دفاع ایران مشروع و محدود به «سرزمینهایی است که از آنجا به ایران حمله شده است.» این دوگانه، پیام اصلی سخنرانی را شکل داد؛ بدین معنا که ایران نه آغازگر جنگ، بلکه صاحب حق دفاع از خود است.
او همچنین از شعار رسمی مجمع عمومی، یعنی «اعتماد»، برای نقد ساختار بیاعتمادی در نظام بینالملل بهره گرفت و بدعهدی آمریکا در توافقهای گذشته را یادآور شد. در بخش دیگری از سخنرانی، مواضع ایران درباره انرژی هستهای با صراحت بیان شد: «ایران به دنبال سلاح هستهای نیست.» این جمله، در شرایط جنگی، بهطور همزمان پیام بازدارندگی و آرامسازی را منتقل کرد.
در محورهای منطقهای نیز دکتر پزشکیان به قتلعام در غزه، استانداردهای دوگانه غرب و امنیت تنگه هرمز پرداخت و تأکید کرد که ایران نمیپذیرد از مسیر حیاتی انرژی محروم شود؛ در حالی که سلاح آزادانه برای جنگ علیه ملتها از همان مسیر عبور میکند. در مجموع، سخنرانی دکتر پزشکیان را میتوان تلاشی برای بازسازی تصویر ایران در افکارعمومی جهان دانست؛ تلاشی که بر پایه روایتهای انسانی، مثالهای مشخص و تأکید بر مشروعیت دفاعی بنا شده است. او کوشید نشان دهد ایران نه یک بازیگر بیثبات، بلکه ملتی است که زیر فشار تروریسم و تجاوز ایستاده و حق دفاع از خود را محفوظ میداند.
پزشکیان؛ نماد مقاومت و حقانیت ایرانی در سازمان ملل
ابراهیم متقی
استاد دانشگاه تهران
سخنرانی پزشکیان را میتوان «مانیفست حقانیت و مقاومت» ایرانی در سازمان ملل متحد دانست. بسیاری از جریانها و گروههای داخل کشور در روزهای گذشته ادبیات انتقادی درباره سفر رئیسجمهوری اسلامی ایران را بیان کرده و به این ترتیب نگران بودند که چه رویکرد و ادبیاتی در انگاره و الگوی رفتاری رئیسجمهوری ایران به کار گرفته خواهد شد؟ واقعیت آن است که این افراد و جریانات هنوز وقوف چندانی نسبت به «روح ایرانی»، «اندیشه انقلابی» و «مسئولیت راهبردی» رئیسجمهوری اسلامی ایران نداشته یا اینکه در فضای قضاوتهای ذهنی و ادبیات انتزاعی گرفتار شدهاند.
قضاوت درباره مسعود پزشکیان را نمیتوان صرفاً بر اساس سخنرانی نامبرده در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به انجام رساند. واقعیت آن است که پزشکیان در دورانی تاریخی مسئولیت ریاست جمهوری ایران را عهدهدار شد که اولاً تهدیدات منطقهای و بینالمللی علیه ایران در حال گسترش و تصاعد بود. ثانیاً جمهوری اسلامی نیازمند انسجامبخشی ساختاری و اجتماعی بوده است. ثالثاً گروههای نسلی نوظهور و مجموعههای قومی که نسبت به موجودیت، حقانیت و جایگاه ساختاری ابهام داشتند، خود را در قالب «هویت ایرانی و اسلامی» تعریف کردند. چنین نشانههایی را میتوان بهعنوان بخشی از نقشیابی ساختاری و الگوی معطوف به کنش سازنده پزشکیان در اداره امور سیاسی و ساختاری ایران دانست.
بر اساس چنین نشانههایی است که میتوان تأکید داشت اولاً حضور پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد ضرورتی اجتنابناپذیر به نظر میرسید. ثانیاً پزشکیان توانست حقانیت، مظلومیت و اراده معطوف به مقاومت جامعه ایرانی را در هشتاد و یکمین اجلاسیه مجمع عمومی ملل متحد بازخوانی کند. حضور پزشکیان، نمادی از مقاومت و نقشیابی ایران مظلوم در نهادهای بینالمللی است؛ نهادهایی که تاکنون هیچگاه نتوانستهاند بر معادله قدرت تأثیرگذار بوده و زمینه شکلگیری عدالت را فراهم آورند.
سازمان ملل را میتوان در زمره نهادهایی دانست که پیوند درهمتنیدهای با حضور و مشارکت تمامی کشورهای جهان دارد. کشورهایی که رهبران آنان به سیاست تهاجمی و الگوی کنش فراقانونی ترامپ در سیاست بینالملل واقف بوده، ادبیات و سخنرانی ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل که در 22 سپتامبر 2026 ایراد شد را شنیده و آموزه کنش تهاجمی وی برای حل و فصل مسائل جهانی را انعکاس زور، سیاست قدرت و اقدامات فراقانونی در نظام جهانی میدانند.
نشانهشناسی حضور و ادبیات پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل را میتوان مبتنی بر نشانههایی از مقاومت و بازخوانی حقانیت ایرانی در جنگ نابرابر و کنش تهاجمی دو قدرت هستهای جهان دانست. آمریکا و اسرائیل در زمره بازیگرانی هستند که در جنگ و ستیزشان علیه ایران سیاست قدرت را محور اصلی حقانیت در نظام بینالملل تلقی نموده و به این ترتیب نشانههایی از استعمار قدیم مبتنی بر جنگ، تهاجم نظامی و تخریب را در دستور کار خود قرار دادهاند. افشای سیاست جنگ و خشونت آمریکا و اسرائیل از تریبون مجمع عمومی سازمان ملل را میتوان اصلیترین نشانه حقانیت ایران نزد بازیگران مختلف نظام جهانی دانست.
پزشکیان با لباس مشکی که نماد عزاداری ملی ایرانی است، در مجمع عمومی حضور پیدا کرد و از تروریسم آمریکایی صحبت کرد؛ موضوعی که برای بسیاری از ملتها و دولتهای جهان شناخته شده است. لباس مشکی در پیوند با بازخوانی و بیان سیاستهای تهاجمی آمریکا از سوی رئیسجمهوری ایران را میتوان نمادی از مقاومت در سازمانی دانست که تلاش دارد تا سازوکارهای تحقق حقانیت سیاسی کشورها را فراهم سازد. چنین انگارههایی را میتوان نشانههایی از ادبیات مقاومت دانست که سیاست تهاجمی آمریکا و اسرائیل در ارتباط با ایران را تفسیر میکند.
اندیشه و انگاره پزشکیان در روند اجلاسیه 81 مجمع عمومی سازمان ملل مبتنی بر بازخوانی «اعتماد و حقانیت» در نظام جهانی بوده است. پزشکیان به کشورهای مختلف هشدار داد که ایالات متحده هیچگونه حقانیتی برای سایر کشورها قائل نبوده و همواره تلاش دارد تا ندای حقطلبانه سایر بازیگران را با سیاست قدرت پاسخگو باشد؛ سیاستی که با حقانیت نهادهای بینالملل، حقوق بینالملل و نظام جهانی مغایرت خواهد داشت. پزشکیان همچنین «بازیابی اعتماد» در سیاست بینالملل را نیازمندگذار از «استانداردهای دوگانه» دانست.
پزشکیان در آخرین فراز سخنان خود به سازوکارهای تحقق صلح و عدالت اشاره میکند. اگرچه این انگاره به میزان زیادی ماهیت ایدئالیستی دارد، اما بیان آن در مجمع عمومی سازمان ملل بهعنوان ضرورتی اجتنابناپذیر تلقی میشود. پزشکیان در بیان استانداردهای دوگانه اعمال شده در نظام جهانی؛ آموزه ترامپ را مبتنی بر سیاست قدرت، جنگ و ترور دانسته که تمامی موارد یاد شده در برخورد با ایران به مرحله اجرا رسیده است. در نگرش پزشکیان، ایرانی که در صدد تحقق عدالت است، ایرانی که در سالهای جنگ و خشونت آمریکا و اسرائیل مقاومت را در دستور کار خود قرار داده، مرعوب سیاستهای امپریالیستی ترامپ نخواهد شد. مقاومت را پیشه خواهد کرد، در برابر سیاست تهاجمی به کنش متقابل و نامتقارن مبادرت میکند، در نهادهای بینالمللی استانداردهای دوگانه آمریکا در سیاست جهانی را به قضاوت میگذارد و به این موضوع اشاره میکند که بازیابی اعتماد و عدالت در نظام جهانی نیازمند «گذار از استانداردهای دوگانه» بوده و این امر در شرایطی حاصل میشود که «اراده مشترک بشریت» محور اصلی صلح و عدالت در نظام جهانی
باشد.
چهار پیام مقتدرانه پزشکیان به جهان
مصطفی اعلایی
نماینده سابق ایران در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل
مواضع مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد را میتوان در چهار محور اصلی صورتبندی کرد؛ محورهایی که در مجموع، تصویری از رویکرد جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با تحولات منطقهای و بینالمللی ارائه میدهد. اهمیت این سخنان از آن جهت دوچندان است که در برابر نمایندگان عالیرتبه کشورهای جهان از رؤسایجمهوری و پادشاهان تا وزرای خارجه بیان شد و تلاش داشت روایت ایران از تحولات جاری را با صراحت در سطح بینالمللی مطرح کند. نخستین محور، تأکید همزمان بر اقتدار دفاعی و ظرفیت دیپلماسی است. ایران از یک سو بر آمادگی خود برای دفاع قاطعانه از کشور، امنیت ملی و مردم تأکید دارد و از سوی دیگر، دیپلماسی و مذاکره را همچنان بخشی از سازوکار روابط بینالملل میداند. تأکید رئیسجمهوری بر اینکه مردم ایران در برابر تجاوز و جنگ ظالمانه ایستادگی خواهند کرد، در کنار اعلام آمادگی برای مذاکره و حلوفصل مسائل از مسیر دیپلماسی نشان میدهد که از منظر ایران، دفاع و مذاکره دو رویکرد متعارض نیستند؛ بلکه دو ابزار مکمل برای صیانت از منافع ملی، امنیت و تمامیت ارضی کشورند. ایران آغازگر جنگ نبوده و خواهان جنگ نیست، اما در برابر تجاوز قاطعانه ایستادگی میکند و همزمان مسیر گفتوگو را بر مبنای حقوق بینالملل باز میگذارد. محور دوم، به چالش کشیدن روایت تروریسم و مصادیق آن بود. در شرایطی که رئیسجمهوری آمریکا بار دیگر ایران را در چارچوب ادعای حمایت از تروریسم تعریف کرده است، پزشکیان این پرسش اساسی را در برابر جامعه جهانی قرار داد که «تروریست کیست و تروریستها چه کسانی هستند؟» اشاره به حمله به مدرسه میناب و کشته شدن ۱۶۷ کودک، حمله به سالن ورزشی لامرد، هدف قرار گرفتن بیمارستانها و رسانهها، زیرساختها، مردم، کشتیهای صیادی و کسبوکارهای عادی، در همین چارچوب قابل فهم است. طرح این موارد در مجمع عمومی سازمان ملل، تلاشی برای انتقال بحث از ادعاهای کلی به مصادیق عینی و پرسش از مسئولیت عاملان حملات علیه غیرنظامیان بود.
سومین محور، نقد حاکمیت منطق زور در نظام بینالملل بود. از این منظر، عملکرد قدرتهای بزرگ بویژه آمریکا و اسرائیل این تصور را تقویت کرده است که در مناسبات جهانی، قدرت نظامی و توان اعمال فشار تعیینکنندهتر از حقوق بینالملل و قواعد مشترک است. تداوم چنین وضعیتی میتواند کشورها را به سمت اتکای بیشتر به قدرت سخت سوق دهد و چرخهای از رقابت نظامی، جنگ، خونریزی و تحریم ایجاد کند. پیام اصلی این بخش از سخنان رئیسجمهوری، ضرورت حرکت از نظم زورمحور به نظمی مبتنی بر حقوق، عدالت و اعتماد میان کشورها بود. چهارمین محور نیز اعتراض به تبعیض و استانداردهای دوگانه بویژه در موضوع هستهای بود. پزشکیان با مقایسه وضعیت ایران و اسرائیل، این پرسش را مطرح کرد که چرا در نظام بینالملل با دو وضعیت متفاوت، برخوردهای متفاوت صورت میگیرد: ایران عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای است و نظارتهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی را در چارچوب تعهدات خود پذیرفته، در حالی که اسرائیل عضو این پیمان نیست و دارای سلاحهای هستهای است. طرح این پرسش، بر ضرورت اعمال استانداردهای یکسان و پرهیز از برخورد دوگانه در نظام بینالملل تأکید داشت. در مجموع، سخنان پزشکیان در سازمان ملل را میتوان تلاشی برای ارائه یک چارچوب منسجم از مواضع ایران دانست: اقتدار در دفاع، آمادگی برای دیپلماسی، به چالش کشیدن تعریف رایج از تروریسم، مخالفت با حاکمیت منطق زور و اعتراض به استانداردهای دوگانه. اهمیت این مواضع در شرایط کنونی آن است که ایران تلاش میکند روایت خود از تحولات منطقه را مستقیماً در برابر تصمیمگیران و افکار عمومی بینالمللی قرار دهد؛ روایتی که هدف آن، روشن کردن ابعاد تحولات، طرح پرسش درباره مسئولیت عاملان بحران و فراهم کردن زمینهای برای قضاوت و تصمیمگیری دقیقتر جامعه جهانی درباره واقعیتهای موجود است.
صدای قاطع ایران در برابر نظم دوگانه جهان
علی فکری
رئیس پیشین سازمان سرمایهگذاری و کمک های اقتصادی و فنی ایران
سخنرانی مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد را میتوان در چارچوب گفتمانی گستردهتر تحلیل کرد که طی هفتههای اخیر بویژه پس از تحولات پرتنش غرب آسیا در میان شماری از کشورهای جهان در حال تقویت است. این گفتمان بیش از همه در میان کشورهای جنوب جهانی برجسته شده؛ کشورهایی که با وجود تفاوتهای سیاسی و جغرافیایی در اعتراض به استانداردهای دوگانه، نقض حقوق بینالملل و نابرابری در ساختار قدرت جهانی، اشتراکات قابل توجهی در مواضع خود نشان میدهند. سخنان پزشکیان را نیز میتوان در امتداد همین گفتمان و در عین حال به عنوان بیان صریح مواضع ایران درباره نظم بینالمللی موجود ارزیابی کرد. اولین محور مهم سخنان رئیسجمهوری، مسأله اجرای تبعیضآمیز حقوق بینالملل بود. از این منظر، نمیتوان انتظار داشت قواعد بینالمللی تنها زمانی مورد استناد قرار گیرند که با منافع قدرتهای بزرگ سازگار باشند و در مواردی که با منافع آنان تعارض دارند، نادیده گرفته شوند. چنین رویکردی نهتنها اعتبار حقوق بینالملل را تضعیف میکند، بلکه زمینهساز بیثباتی و ناامنی بیشتر در نظام بینالملل خواهد شد. این مسأله طی ماهها و سالهای اخیر به یکی از محورهای مشترک مواضع بسیاری از کشورهای جنوب جهانی تبدیل شده است. محور دوم، اعتراض به جابهجایی جایگاه قربانی و عامل تجاوز و تروریسم است. در شرایطی که اقدامات نظامی رژیم صهیونیستی در فلسطین و دیگر نقاط منطقه، از حمله به بیمارستانها و زیرساختها تا عملیات نظامی در غزه و لبنان، پیامدهای گستردهای بر منطقه گذاشته است، نسبت دادن عنوان تروریسم به ملتها و کشورهایی که مدعی دفاع از خود هستند، از نگاه این گفتمان نمونهای از استاندارد دوگانه محسوب میشود. پزشکیان با طرح این مسأله، بر ضرورت جلوگیری از سوءاستفاده سیاسی از مفاهیمی مانند تروریسم و دفاع مشروع تأکید کرد؛ رویکردی که در مواضع شماری از رهبران جهان نیز قابل مشاهده است. مسأله فلسطین، سومین محور مهم سخنان رئیسجمهوری بود. در این چارچوب، فلسطین همچنان یکی از مسائل بنیادین بحران غرب آسیا تلقی میشود؛ بحرانی که از نگاه ایران، با تضییع حقوق مردم فلسطین، تلاش برای اخراج آنان از سرزمین خود و گسترش تجاوزات به کشورهای پیرامونی پیوند خورده است. در همین زمینه، اشاره به مواضع چین درباره فلسطین و استانداردهای دوگانه در اجرای حقوق بینالملل نشان میدهد که این مسأله صرفاً موضوعی محدود به جهان اسلام نیست و در میان برخی قدرتهای مهم جهان نیز به عنوان یکی از ریشههای اصلی بیثباتی منطقه مطرح است. چهارمین محور، پیوند میان قدرت، استقلال و توسعه است. تجربه تحولات سالهای اخیر نشان داده است که در ساختار کنونی نظام بینالملل، ضعف در دفاع از منافع ملی میتواند به عاملی برای اعمال فشار و جلوگیری از پیشرفت کشورها تبدیل شود. جنگ، تحریم و محاصره از جمله ابزارهایی هستند که در چنین شرایطی مورد استفاده قرار میگیرند. از این منظر، پزشکیان بر این واقعیت تأکید دارد که توسعه و پیشرفت بدون برخورداری از حداقل قدرت و استقلال، بویژه در حوزههای علمی و فناوری، با محدودیت مواجه خواهد شد. در همین چارچوب، استانداردهای دوگانه در حوزه فناوری و توانمندیهای راهبردی نیز مورد نقد قرار گرفت: نمیتوان به یک کشور اجازه برخورداری از انواع تسلیحات و فناوریهای پیشرفته را داد و همزمان کشور دیگری را حتی از توسعه دانش و فناوریهای صلحآمیز برای پیشرفت و استقلال خود منع کرد. در مجموع، سخنان پزشکیان تصویری از ایران ارائه میدهد که با دفاع صریح از حقوق خود و مخالفت با استانداردهای دوگانه، بر ضرورت شکلگیری نظمی عادلانهتر، متوازنتر و مبتنی بر اجرای یکسان قواعد بینالمللی تأکید دارد؛ گفتمانی که در بخشهایی با مطالبات رو به رشد جنوب جهانی همپوشانی پیدا میکند.
تلاش برایگذار از بازدارندگی پرهزینه به بازدارندگی هوشمند
شهروز شریعتی
استاد دانشگاه تربیت مدرس
سخنرانی مسعود پزشکیان در مجــمـــــع عمـــــومی سازمان ملل در نگاه اول، مجموعهای از مواضع آشنا به نظر میرسید؛ مخالفت با فشــــــارهای آمریــکا، محــکومیـــت اقدامـــات تروریستی آمریکا، تأکید بر حق ایران در دفاع از منافع ملی و دعوت به همکاری جمعی برای امنیت منطقهای همگی مواضع رسمی جمهوری اسلامی ایران طی سالهای گذشته نیز بوده است؛ اما اگر این سخنان در چارچوب منطق راهبردی جمهوری اسلامی و تحولات پس از جنگهای اخیر منطقه بازخوانی شود پیام دیگری نیز قابل مشاهده است که میتوان آن را تلاش برایگذار از بازدارندگی پرهزینه به بازدارندگی هوشمند، بدون عقبنشینی از مؤلفههای قدرت ملی ارزیابی کرد. مرور حوادث سالهای گذشته نشان داده است که هر اندازه تنشهای منطقهای افزایش یافته، هزینههای ژئوپلتیکی ایران نیز بیشتر شده است و برآیند حوادث به تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی تا شکلگیری ائتلافهای بازدارنده علیه تهران انجامیده است.
در چنین شرایطی، حفظ قدرت تنها بخشی از معادله است و بخش مهمتر، مدیریت هزینههای استفاده از قدرت است که به نظر میرسد سخنرانی رئیسجمهوری را باید از همین منظر تحلیل کرد. پزشکیان کوشید میان قدرت بازدارندگی و استفاده از این قدرت تمایز قائل شود و این پیام، بیش از آنکه نشانه تغییر در توان یا اراده ایران باشد، تلاشی برای کاهش نگرانیهای بینالمللی و جلوگیری از تبدیل ایران به کانون اجماعهای امنیتی جدید است. از همین زاویه، جمله محوری او ناظر بر این گزاره که «یا امنیت را با هم میسازیم یا ناامنی را با هم تجربه میکنیم» نیز فقط یک دعوت اخلاقی به صلح نیست و بر این واقعیت ژئوپلتیکی تکیه دارد که در غرب آسیا، ناامنی دیگر محدود به مرزهای یک کشور باقی نمیماند و اخلال در بازار انرژی، افراطگرایی، مهاجرت و بیثباتی اقتصادی، زنجیرهای از پیامدها را ایجاد میکنند که همه بازیگران منطقه را متأثر میسازد به نحوی که حتی رقبای راهبردی نیز ناگزیرند هزینههای رقابت را مدیریت کنند.
در همین حال این سخنرانی از منظر روانشناسی سیاسی نیز قابل تحلیل است. در روانشناسی سیاسی، رهبران در شرایط بحران میکوشند افزون بر تغییر محاسبات رقیب، ادراک و احساسات مخاطبان را نیز
مدیریت کنند.
پزشکیان تلاش کرد تصویر ایران را از بازیگری که ممکن است امنیت منطقه را مختل کند به بازیگری که خواهان ثبات، اما آماده دفاع از منافع خود است تغییر دهد و این همان نقطهای است که نشان میدهد دیپلماسی فقط انتقال مواضع نیست و مدیریت ادراک و کاهش هراسهای امنیتی نیز در آن اهمیت دارد. با وجود این بدیهی است که موفقیت این راهبرد را نباید فقط با کیفیت و عبارات یک سخنرانی سنجید چرا که در مناسبات بینالمللی، اعتبار هر پیام سیاسی به میزان انطباق آن با رفتار عملی دولتها وابسته است.
اگر گفتار و رفتار در یک مسیر قرار گیرند، ایران میتواند بخشی از هزینههای ژئوپلتیکی رقابتهای خود را کاهش دهد، بیآنکه از عناصر اصلی بازدارندگی فاصله بگیرد. شاید مهمترین هدف این سفر و پیام سخنرانی پزشکیان نیز همین باشد که او تلاش میکند ایران همچنان قدرت بازدارندگی خود را حفظ کند، اما تصویر و هزینههای این قدرت به شکلی هوشمندانهتر مدیریت شود.
جمع منطق و اقتدار
مجتبی امانی
سفیر پیشین ایران در بیروت
سخنان دکتر مسعود پزشکیان در سازمان ملل را میتوان بیانی منطقی و در عین حال مقتدرانه از مواضع ایران در برابر تحولات منطقهای و بینالمللی دانست؛ سخنانی که در آن، دفاع از حقوق مردم ایران، رد هرگونه ظلم و تجاوز و تأکید بر ضرورت ایستادگی در برابر فشارهای خارجی در چارچوبی مبتنی بر ارزشهای تاریخی، ملی و اسلامی ایران بیان شد. پزشکیان در این سخنان تلاش کرد تصویری از ایران ارائه دهد که ضمن برخورداری از منطق و آمادگی برای تعامل در برابر تجاوز و تحمیل نیز منفعل نیست و دفاع از حقوق و منافع خود را حقی غیرقابل چشمپوشی میداند. یکی از مهمترین ویژگیهای این سخنان، جمع میان «منطق» و «اقتدار» بود. پیام رئیسجمهوری این بود که ایران کشوری منطقی است اما این منطق به معنای پذیرش ظلم، تجاوز یا تهدید نیست. بر همین اساس، تأکید بر دفاع از حقوق مردم و آمادگی برای پاسخ به هرگونه تجاوز در کنار ادبیات عقلانی و استدلالی، پیام عزت و اقتداری را منتقل کرد که ریشه آن در ارزشهای تاریخی ایران و آموزههای اسلامی قرار دارد. همزمانی سخنان پزشکیان با مواضع آقای رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز از منظر سیاسی حائز اهمیت بود. سخنان رضایی در همین چارچوب، مکمل مواضع رئیسجمهوری تلقی شد و نشانهای از هماهنگی میان نهادهای مختلف جمهوری اسلامی در بیان مواضع کشور بود. در این معنا، پیام ایران در سازمان ملل بازتاب رویکرد هماهنگ بخشهای مختلف حاکمیت در دفاع از منافع و امنیت ملی محسوب میشد. این مواضع در برابر سخنان دونالد ترامپ نیز معنای بیشتری پیدا میکرد. در یک سو، ادبیاتی مبتنی بر تهدید، فشار و نگاه از موضع برتری قرار داشت و در سوی دیگر، رئیسجمهوری ایران بر منطق، عزت، دفاع از حقوق ملی و آمادگی برای مقابله با تجاوز تأکید میکرد. این تقابل، تفاوت دو رویکرد را در مواجهه با مسائل بینالمللی آشکار کرد. تأکید پزشکیان بر اینکه امنیت نمیتواند امتیازی برای برخی کشورها باشد و اگر امنیت برای همه فراهم نباشد، ناامنی دیگران نیز در نهایت به همه آسیب خواهد زد، از دیگر محورهای مهم سخنان او بود. همچنین تأکید بر مدیریت ایران بر موضوع تنگه هرمز حامل پیامی روشن درباره جایگاه ایران در معادلات امنیتی و منطقهای بود و نشان داد که تهران در موضوعات مرتبط با امنیت و منافع حیاتی خود، رویکردی منفعلانه ندارد. از سوی دیگر، سخنان پزشکیان آزمونی برای سازمان ملل نیز محسوب میشود. در شرایطی که پس از طوفان الاقصی و تداوم تجاوزات رژیم صهیونیستی، حقوق مردم فلسطین، لبنان، یمن، سوریه، عراق و در رأس آنها جمهوری اسلامی ایران، از نگاه ایران مورد تعرض قرار گرفته است، انتظار میرود سازمان ملل با اقدامات عقلایی و منطقی بتواند بخشی از اعتماد ازدسترفته به این نهاد را بازسازی کند. پیام پزشکیان در مجموع، تأکید بر ایرانی منطقی، عزتمند و در عین حال مقتدر بود؛ ایرانی که تعامل را میپذیرد اما ظلم، تهدید و تجاوز را نمیپذیرد.
قدرت برای صلح
صباح زنگنه
دیپلمات پیشین ایران در منطقه
سخنان مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران در مجمع عمومی سازمان ملل را میتوان تلاشی برای تبیین نسبت میان «قدرت»، «امنیت» و «صلح» در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دانست. محور اصلی این مواضع آن است که ایران قدرت را به عنوان ظرفیت بازدارندگی، دفاع از استقلال ملی و ابزاری برای دستیابی به صلح پایدار تعریف میکند؛ رویکردی که در بستر تحولات امنیتی و درگیریهای سال ۲۰۲۵ میان ایران، اسرائیل و آمریکا اهمیت بیشتری یافته است. در این چارچوب، جنگ و مذاکره الزاماً دو مفهوم متعارض نیستند. ایران از یکسو بر آمادگی خود برای دفاع تأکید دارد و از سوی دیگر، مذاکره و دیپلماسی را مسیر حل اختلافات میداند اما مذاکره را زمانی مؤثر میداند که با تهدید نظامی، فشار و فریب همراه نباشد. از این منظر، مذاکره از موضع آسیبپذیری الزاماً به صلح منجر نمیشود و دیپلماسی هنگامی میتواند پایدار باشد که در کنار آن، توان بازدارندگی و دفاعی نیز وجود داشته باشد. بنابراین، پیام اصلی این است که مقاومت در برابر فشار و آمادگی برای مذاکره، دو سیاست مکمل برای دستیابی به صلحاند.
در موضوع هستهای نیز پزشکیان بر صلحآمیز بودن اهداف ایران از جمله تولید انرژی، کاربردهای پزشکی، کشاورزی و امنیت غذایی تأکید میکند. در این نگاه، مسأله هستهای ایران صرفاً یک موضوع فنی نیست، بلکه به حقوق برابر کشورها و اعتبار نظام عدم اشاعه مربوط میشود. طرح موضوع توانمندی هستهای اسرائیل از سوی ایران نیز در همین چارچوب، نقد آن چیزی است که تهران «استاندارد دوگانه» در نظام بینالملل میداند. از این منظر، قواعد بینالمللی زمانی میتوانند مبنای امنیت باشند که درباره همه کشورها عادلانه و یکسان اعمال شوند.
یکی دیگر از محورهای مهم این مواضع، امنیت منطقهای است. ایران همسایگان خود را رقیب نمیداند، بلکه آنان را دارای سرنوشت مشترک میداند و معتقد است امنیت ایران از امنیت منطقه جدا نیست. بر این اساس، ایجاد یک نظم امنیتی درونمنطقهای میتواند وابستگی به قدرتهای خارجی را کاهش دهد و زمینه مدیریت بومی بحرانها را فراهم کند. از نگاه ایران، حضور و مداخله قدرتهای فرامنطقهای نهتنها الزاماً امنیت ایجاد نکرده، بلکه در مواردی به گسترش ناامنی انجامیده
است.
در مجموع سخنان آقای پزشکیان بر پیوند میان عدالت و امنیت تأکید دارد و پیام محوری این مواضع را میتوان چنین خلاصه کرد: ایران قدرت میخواهد، اما قدرت را برای جنگ نمیخواهد؛ قدرت را برای بازدارندگی، دفاع از استقلال و ایجاد زمینه برای صلح میخواهد. از این منظر، ایران از میز مذاکره فرار نمیکند، اما تحقق صلح را در گرو کنار گذاشتن تهدید و تجاوز و بازگشت به عقلانیت، دیپلماسی و رعایت اصول عادلانه در روابط بینالملل
میداند.

