آیتالله شبیری، نماد اخلاق و تقوا
محمدعلی ابطحی
عضو مجمع روحانیون مبارز
آیتالله موسی شبیری زنجانی، یکی از نامدارترین مراجع شیعه و پرسابقهترین چهرههای فقه، اصول، رجال و اخلاق، درگذشت.
دهههاست که در میان مدعیان بزرگ حوزه قم، نام آیتالله شبیری زنجانی بهعنوان فقیهی برجسته در فقه و اصول و عالمی صاحبنظر در رجال شناخته میشد؛ اما اهمیت شخصیت او تنها در دانش گسترده و جایگاه علمیاش خلاصه نمیشد. او در کنار علم، نماد تقوا، تواضع و اخلاق بود و هر یک از این عناوین درباره او نه از سر مجامله و تعارف، بلکه بر اساس واقعیتی شناختهشده در میان اهل حوزه و متدینان به کار میرفت.
شاگردان درس فقه و اصول او شاید به اندازه برخی استادان دیگر حوزه بسیار پرشمار نبودند، اما به کیفیت تحصیل و عمق علمی معروف بودند. او اهل تربیت شاگرد بود و حاصل سالها تدریس و بحث علمیاش، دهها شاگرد مجتهد و صاحبنظر بود که هر یک در حوزههای مختلف علمی و دینی حضور داشتند. درس او محل تحقیق، دقت و تربیت بود.
آیتالله شبیری زنجانی برای بسیاری از متدینان، نماد تقوا بود. بیش از پنجاه سال متدینان با اطمینان و آرامش پشت سر او نماز میخواندند. این اعتماد عمومی به تقوا و سلامت اخلاقی او، چیزی نبود که با تبلیغ یا ادعا به دست آمده باشد؛ حاصل دههها زندگی ساده، رفتار صادقانه و دوری از خودنمایی بود.
تواضع او را نمیتوان بهآسانی توصیف کرد. شاید این تواضع را فقط با یک بار دیدار با آیتالله میشد فهمید. در حضور او، بزرگی علمیاش به رخ کشیده نمیشد و فاصلهای میان یک مرجع تقلید و مخاطبش ایجاد نمیکرد. همین رفتار طبیعی و بیتکلف، بخش مهمی از شخصیت او بود.
او نماد اخلاق بود. هیچگاه تحت تأثیر جو عمومی، چه در مخالفت و چه در موافقت با حوادث سیاسی، قرار نمیگرفت. حتی در موضوعات مهم و حساس حوزوی، مانند حوادث مرتبط با آیتالله شریعتمداری یا آیتالله منتظری، تلاش میکرد با معیارهای اخلاقی و علمی خود با مسائل برخورد کند و اسیر فضای هیجانی زمانه نشود.
چند سال پیش نیز، در اوج بحرانهای سیاسی، از قم به تهران سفر کرد تا با برخی از شاگردان خود، از جمله آقای خاتمی، عبدالله نوری و موسوی خوئینیها، دیدار کند. حتی در همان ماجرا که یکی از بزرگان حوزه به این اقدام اعتراض کرد و مورد نقد و عتاب قرار گرفت، خود آیتالله شبیری سکوت مطلق کرد و وارد فضای تقابل نشد. از نمونههای مهم اخلاقمداری او همین وفاداریها و حفظ حرمتها بود.
شبیری زنجانی شخصیت والای اخلاقی، دینی و علمی خود را بهصورت طبیعی بر همه تحمیل میکرد؛ نه با قدرت، نه با تبلیغ و نه با ساختن یک جریان شخصی. مورد احترام فراوان رهبر شهید بود و در عین حال اهل ریا نبود. هیچگاه پرچمی را برای خودش بالا نبرد. راه خود را با استقلال، وقار و آرامش طی کرد.
حفظ بیطرفی در روزهای سخت، کار آسانی نیست. در دورههایی که جامعه و حوزه درگیر شکافها و فشارهای سیاسی بود، ایستادن بر مرز اخلاق و استقلال علمی هزینه داشت. وقار، دانش و شخصیت اخلاقی آن مرحوم بود که تحمل این رنجها را برایش ممکن میکرد.
او استاد آقای خاتمی بود و علاقه کمنظیری از سوی آقای خاتمی به ایشان وجود داشت و در مقابل، لطف و مهر ویژهای نیز از سوی آیتالله نسبت به آقای خاتمی در جریان بود؛ رابطهای که بیش از آنکه یک رابطه سیاسی باشد، ریشه در استاد و شاگردی و اعتماد و احترام متقابل داشت.
با مرحوم پدرم نیز بسیار دوست بود. به مشهد و منزل ما میآمد. چندی پیش که ایشان را دیدم، گفتند در یکی از عکسهای قدیمی، با آیتالله و پدرم با ماشین به زنجان رفته بودیم؛ عکس من هم در آن هست و در منزل نصب شده است. این خاطرات ساده، بخشی از رابطه انسانی و صمیمانهای بود که میان ایشان و خانواده ما وجود داشت.
هیچ نحلهای در قم خود را در برابر آیتالله شبیری و ایشان نیز خود را در برابر هیچ نحلهای تعریف نمیکرد. شاید همین استقلال و شخصیت فراگیر بود که موجب میشد طیفهای مختلف حوزه برای او احترام قائل باشند.
در یک کلمه، آیتالله شبیری زنجانی مرجعی با شرافت بود؛ عالمی که علم، تقوا، اخلاق، تواضع و استقلال را در کنار هم داشت. جای چنین شخصیتی برای تعادلبخشی به کشور و حوزه خالی خواهد ماند.
درگذشت ایشان را به فرزندان معزز و خانواده محترمشان، حوزه علمیه و همه اهل تقوا و علاقهمندان به علم و اخلاق تسلیت میگویم.

